|

چرا گوشت و مرغ با کالابرگ نیست؟

خبرنگار ایلنا دو روز پس از آنکه امکان خرید با کالابرگ فراهم شد، به چند فروشگاه بزرگ سر زده و گزارشی میدانی درباره ارائه گوشت و مرغی که بتوان با کالابرگ خرید، تهیه کرده است. این دو کالا در فروشگاه‌ها پیدا نمی‌شود و مردم با وجود ماندن در صف و سرما باز هم امکان دسترسی به آن را نتوانسته‌اند پیدا کنند. این در حالی است که همین اقلام در فروشگاه‌ها و مغازه‌های خصوصی از جمله قصابی‌ها به وفور یافت می‌شود. قیمت گوشت و مرغ در این مغازه‌های خصوصی نجومی‌ است و به نسبت سابق چیزی حدود 50 درصد افزایش یافته است.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

خبرنگار ایلنا دو روز پس از آنکه امکان خرید با کالابرگ فراهم شد، به چند فروشگاه بزرگ سر زده و گزارشی میدانی درباره ارائه گوشت و مرغی که بتوان با کالابرگ خرید، تهیه کرده است. این دو کالا در فروشگاه‌ها پیدا نمی‌شود و مردم با وجود ماندن در صف و سرما باز هم امکان دسترسی به آن را نتوانسته‌اند پیدا کنند. این در حالی است که همین اقلام در فروشگاه‌ها و مغازه‌های خصوصی از جمله قصابی‌ها به وفور یافت می‌شود. قیمت گوشت و مرغ در این مغازه‌های خصوصی نجومی‌ است و به نسبت سابق چیزی حدود 50 درصد افزایش یافته است.

فروشگاه اتکا، غرب تهران: یخچال‌ها خالی‌ است؛ گوشت قرمز، گوشت چرخ‌کرده، مرغ و ماهی در یخچال‌ها نیست.

حتی یک بسته کوچک هم پیدا نمی‌شود. کارگر متصدی فروش در پاسخ به اینکه گوشت و مرغ کی می‌آید، می‌گوید: باید صبر کنید، بیاید هم صف هست. از کالاهای مشمول کالابرگ، به‌جز ماکارونی فقط روغن خوراکی و کمی برنج به تعداد محدودی در قفسه‌ها هست؛ قیمت روغن نباتی پنج‌کیلویی، یک ‌میلیون ‌و ۸۰۰ هزار تومان است. 

یک زن میانسال به همراه پسرش برای خرید آمده؛ نگاهی به قفسه نیمه‌خالی روغن‌ها می‌کند و می‌گوید: اول ماه همین روغن را ۵۰۰ هزار تومان می‌دادند ولی حالا شده یک ‌میلیون‌ و ۸۰۰ هزار تومان. کالابرگ من و پسرم با هم می‌شود یک پنج‌کیلویی روغن؛ این‌ هم از حمایت‌شان.

ناگهان در باز می‌شود و چند متصدی بسته‌های حاوی ران و سینه مرغ را از یک ماشین پیاده می‌کنند. نهایتا ۲۰ بسته یک کیلویی‌ است؛ مردم هجوم می‌برند ولی متصدی می‌گوید اینجا نایستید. می‌گذاریم در قفسه؛ باید صف ببندید... .

چند لحظه بعد، زنی سرگردان لابه‌لای قفسه‌ها می‌چرخد، زن دیگری از در چرخان داخل می‌آید؛ هر دو با هول و ولا و در یک زمان می‌پرسند «صف کجاست، صف مرغ...».

فروشگاه افق کوروش، غرب تهران: در این فروشگاه هم مرغ و گوشت نیست؛ حتی تخم‌مرغ هم پیدا نمی‌شود. یک کارگر فروشنده می‌گوید: کمی گوشت و مرغ دیروز آوردیم، مردم آمدند و بردند. فعلا یخچال‌ها خالی‌ است. پسر جوانی می‌پرسد کی مرغ می‌آید، فروشنده سرش را بالا نمی‌آورد: «نمی‌دانیم...».

فروشگاه جانبو، غرب تهران: باز هم تمام یخچال‌ها خالی‌ است و یک بسته مرغ یا گوشت برای خرید با کالابرگ پیدا نمی‌شود. مردم می‌آیند، دور قفسه‌ها می‌چرخند و ناامید برمی‌گردند؛ یک سؤال در فضا موج می‌زند: برای خرید گوشت و مرغ با کالابرگ کجا برویم پس؟‌

قصابی: دور یک میدان، کاغذ بزرگی پشت شیشه یک قصابی به چشم می‌خورد: «خدمات کالابرگ ارائه می‌شود». مغازه کوچکی‌ است و خلوت است، گوشت به وفور دارد و با کالابرگ هم به مردم می‌فروشد اما قیمت‌ها به معنای واقعی کلمه نجومی‌ است.

زن و مرد جوانی وارد فروشگاه می‌شوند؛ نیم‌کیلو گوشت چرخ‌کرده و نیم‌کیلو گوشت گوسفند سفارش می‌دهند. فروشنده دو‌تا نیم‌کیلو وزن می‌کند و کنار می‌گذارد. مرد خانواده کارت کالابرگش را می‌دهد. فروشنده چک می‌کند و می‌گوید: «اعتبارتان کافی نیست، باید صد هزار تومان هم از کارت‌تان پول بکشید». مرد عصبانی و درمانده می‌گوید: «یعنی چه، یعنی کالابرگِ خانواده ما برای این هم کافی نیست؟ این چه زندگی‌ای‌ است؟ ما چطور باید زندگی کنیم؟».

«مردم» میان این گرانی‌ها و زندگی سخت گیر افتاده‌اند؛ روایت دولت از ماجرا به شکل دیگری است، گویی در جریان واقعیت آنچه در خیابان‌ها رخ می‌دهد، نیست. دولت دیروز هم درباره دو نوع استفاده از کالابرگ توضیح داد. اما هنوز معلوم نیست تهیه اقلام کالابرگ در توان دولت 

هست یا نه؟

 

آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.