آیا سلامت دانشآموزان برای آموزش و پرورش مهم است؟
اوایل هفته گذشته و با شدتیافتن دوباره آلودگی هوا در ابرشهر تهران، دبیر کارگروه اضطرار آلودگی هوا اعلام کرد که نماینده آموزش و پرورش در جلسه این کارگروه با تعطیلی مدارس مخالفت کرد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
محمد برومند - مشاور مدرسه
اوایل هفته گذشته و با شدتیافتن دوباره آلودگی هوا در ابرشهر تهران، دبیر کارگروه اضطرار آلودگی هوا اعلام کرد که نماینده آموزش و پرورش در جلسه این کارگروه با تعطیلی مدارس مخالفت کرد.
این خبر کوتاه ذهن هر ایرانی را به تأمل وامیدارد که آیا واقعا سلامت دانشآموزان برای مدیران این نهاد مهم است؟ و وقتی درمورد سلامت سخن میگوییم سلامت روان و سلامت جسم را توأمان درنظر داریم. مدیران آموزش و پرورش بارها و بارها تکرار کردهاند که سلامت دانشآموزان برایشان بسیار مهم است. گواه این ادعایشان نیز آمارهای فعالیتهای متعددشان برای حفظ و ارتقای سلامت دانشآموزان است. اما بیایید با درنظرگرفتن چند نمونه در زمینه سلامت روان دانشآموزان این ادعا را بشکافیم و از منظر تفکر نقادانه آن را واکاوی کنیم. یکی از گستردهترین فعالیتهای معاونت پرورشی وزارت آموزش و پرورش در سالهای اخیر که بخش اعظمی از جلسات این معاونت در سطح وزارتی، استانی و ادارات کل و مناطق را به خود اختصاص میدهد، برگزاری دو فعالیت ذیل نظام مراقبتهای اجتماعی دانشآموزان (نماد) یعنی آزمون غربالگری سلامت روان و رصد و پایش آسیبهای اجتماعی در بین دانشآموزان است.
بسیاری از بخشنامههای وزارتی در ماههای آبان و آذر مربوط به این دو فعالیت است که مدیران و مشاوران مدارس را ترغیب یا مجبور میکند که بخش عمده توجهشان را به این دو فعالیت اختصاص دهند. تا اینجا بهنظر میرسد که چقدر خوب است که مدیران آموزش و پرورش به فکر سلامت روان دانشآموزان هستند. اما به نظر میرسد این نتیجهگیری چندان با واقعیت سازگار نیست. بیایید به صورت جزئیتر به این اقدامات بنگریم: آزمونی با 85 سؤال برای دانشآموزان طراحی شده که آنها باید به تمامی سؤالات پاسخ دهند.
اول اینکه هیچ مطالعه منتشرشدهای در مورد روایی و اعتبار این آزمون وجود ندارد و بنابراین معلوم نیست که اعتبار این آزمون چقدر است.دوم، پنج سؤال در بین این 85 سؤال وجود دارد که اگر دانشآموز بهدرستی به آنها پاسخ ندهد گواه آن است که پاسخهایش با دقت نبوده است. هر دانشآموز تیزبینی به راحتی میفهمد که این سؤالات کدامها هستند. بنابراین میتواند بهسادگی پاسخهایی نادرست به این آزمون بدهد و سامانه نیز متوجه آن نشود.
سوم، در نهایت قرار است دانشآموزان بر اساس نتایج آزمونشان رنگبندی شوند و آنهایی که رنگشان قرمز میشود بهعنوان دانشآموز مشکلدار شناخته شده و سپس مورد بررسی مشاور مدرسه قرار میگیرند و بعد از آن در مراکز مشاوره مناطق ادارات کل آموزش و پرورش طی دو تا چهار جلسه مورد بررسی و مداخله قرار میگیرند. سؤالات و ابهامهای بزرگ در این میان آن است که آیا دانشآموزی که رنگ آزمون غربالگریاش قرمز شده با چهار جلسه نیمبند مشکلش حل میشود و اگر چنین است چه رنگ قرمز رقیقی؟ بر اساس دادههای بهدستآمده، تاکنون 30 درصد از دانشآموزان مناطق شهر تهران در این آزمون رنگشان قرمز شده است. این چه رنگ قرمزی است که وضعیت دانشآموزان شهر تهران را مشکلدارتر از میانگین جمعیت تهران نشان میدهد؟ چراکه بر اساس مطالعات وزارت بهداشت حدود 25 درصد از شهروندان با مشکل روانی دستوپنجه نرم میکنند. سؤال دیگر این است که آیا آموزش و پرورش به اندازه تعداد دانشآموزان قرمزشده مشاور کافی و مجرب در اختیار دارد که بتواند جلسات مشاورهای باکیفیت با آنها برگزار کند؟
موضوع رصد و پایش آسیبهای اجتماعی که مدیران مدارس تکمیل میکنند نیز از جمله اقداماتی است که بیشتر نمایشی بوده و آمارها چندان نشاندهنده واقعیتها نیستند. این دو اقدام در ذیل فعالیتهای آموزش و پرورش برای حفظ و ارتقای سلامت روان دانشآموزان نشاندهنده این است که این نهاد بزرگ آموزشی و تربیتی متأسفانه در دام بوروکراسی دادهمحور افتاده و صرفا میخواهد نشان دهد که سهم خود را در نظام مراقبتهای اجتماعی دانشآموزان که 27 نهاد در آن شریک هستند، ایفا میکند. ولی دانشآموزان و خانوادههایشان که بخش گستردهای از جامعه ایران را تشکیل میدهند بهخوبی میدانند که سالهاست مدارس کشورمان وضعیت خوبی در زمینه سلامت روان تجربه نمیکنند و در مورد بخش زیادی از مدارس میتوان گفت تعطیلی اجباری مدارس به دلیل آلودگی هوا نهتنها بهنفع سلامت جسم دانشآموزان که به سود سلامت روان آنها هم هست؛ در بسیاری از مدارس، بخش زیادی از مدیران باور دارند که دانشآموزان مدارس دولتی به دلایل عمدتا اقتصادی سرریز مدارس خاص و غیردولتی هستند، معلمان زیادی در کلاسهای درس با کمترین انگیزه و رضایت حضور مییابند، دانشآموزان بسیار اندکی هر سال با حفظ انگیزه تحصیلی در مدارس حاضر میشوند و بخشی از والدین امیدشان به موفقیت فرزندشان در نتیجه تحصیل در نظام آموزشی را از دست دادهاند. متأسفانه مدیران آموزش و پرورش و سیاستگذاران این نهاد در شوراهای عالی بهظاهر چندان توجهی به این ترکیب تلخ نمیکنند و برایش چارهاندیشی عاجلی صورت نمیگیرد.
بنابراین تا آن هنگام که مدرسه در نظر سیاستگذاران بر جایگاه برتری بنشیند بهنظر میرسد تعطیلی مدارس برای دانشآموزان امر سالمتری است. آن زمان مدرسه به جایگاه واقعی خویش برمیگردد که دیگر وزیر آموزش و پرورش مجبور نباشد برای بهبود وضعیت معیشتی معلمان از مجلس استمداد بطلبد تا بر دولتی که خود او وزیر آن است فشار بیاورد تا حقوق معلمان را همچون دیگر کارکنان دولت افزایش دهد؛ زمانی است که دیگر آمارها نشان نمیدهد که اغلب صندلیهای دانشگاههای برتر کشور در اختیار دانشآموزان برخوردار است؛ زمانی است که دیگر دانشآموزان مجبور نیستند در یک کلاس کوچک 30 تا 40نفره به صورت فشرده کنار هم بنشینند و فقط منتظر زنگ مدرسه باشند تا از این وضعیت نجات یابند و زمانی است که دیگر والدین هر روز نگران آسیبهای اجتماعی فرزندشان در مدارس نیستند.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.