آتش جنگل از سفر بیحاصل ایتالیا تا سوختن الیت زیبا
روزهاست که چشمِ نگران عاشقان این سرزمین به جنگلی زیباست که در الیت چالوس میسوزد. آتشی که درختان الیت و دل دوستداران این سرزمین را با هم سوزاند ولی تا مدتها خم به ابروی دو سازمان مسئول مدیریت طبیعت کشور نیاورد. اما به نظر من الیت خیلی هم بدشانس نبود؛ درست است که روزها در آتش سوخت تا دودش به چشم ما برسد، اما حداقل مانند جنگلهای بلوط زاگرس در بیتوجهی جامعه و دولت خاکستر نمیشود.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
رحیم ملکنیا-عضو هیئت علمی دانشگاه لرستان: روزهاست که چشمِ نگران عاشقان این سرزمین به جنگلی زیباست که در الیت چالوس میسوزد. آتشی که درختان الیت و دل دوستداران این سرزمین را با هم سوزاند ولی تا مدتها خم به ابروی دو سازمان مسئول مدیریت طبیعت کشور نیاورد. اما به نظر من الیت خیلی هم بدشانس نبود؛ درست است که روزها در آتش سوخت تا دودش به چشم ما برسد، اما حداقل مانند جنگلهای بلوط زاگرس در بیتوجهی جامعه و دولت خاکستر نمیشود. الیت خوششانس است که رئیس سازمان منابع طبیعی خسته از سفرهای طولانی و بیحاصل خود از آنسوی مرزها با تلفن عملیات اطفای آن را فرماندهی میکند. الیت بسیار خوششانس است که بر سر مدیریت آن بین سازمانهای منابع طبیعی و محیط زیست گیس و گیسکشی راه افتاده است. اما از الیت خوششانستر، رؤسای دو سازمان محیط زیست و منابع طبیعی هستند. سوءمدیریتشان در بحران آتشسوزی در سایه استوریبازی مدیرانشان و سفرهای پر از هیچشان به خارج و داخل مخفی ماند. هفتههای قبل سه نفر از مدیران ارشد کشوری که مسئولیتهای سنگین در حفاظت و مدیریت جنگلهای کشور دارند، اما در موضوع آتشسوزی بیتجربه و فاقد دانش و تخصص هستند، به ایتالیا سفر کردند تا در برنامهای مرتبط با حریق شرکت کنند. برای من جالب است که بدانم این مدیران با کدام دانش قبلی قرار بود در این برنامه شرکت کنند؟ تجربه آنان درمورد حریق چه بود که در این برنامه با هدف ارتقای برنامههای مدیریت حریق شرکت کنند؟ قرار بود درسآموختههای خود را چگونه به نیروهای فنی منتقل و آن را عملیاتی کنند؟ بیحاصلی این سفر در کنار برنامههای بیحاصل گذشته مدیریت حریق، چرا از نگاه تیز مسئولان ارشد کشور، رسانهها و کنشگران در امان ماند؟ سوختن طولانی الیت و انفعال و سکوت کرکننده سازمان محیط زیست و منابع طبیعی کشور گواهی روشن بر بیبرنامگی و سردرگمی این دو سازمان بود و نشان داد که نه سفر به ایتالیا و نه دعوت از کارشناسان بینالمللی به کشور، مدیران را قانع به تدوین یک برنامه جامع مدیریت حریق نکرده است. فقدان این برنامه در سالهای گذشته زاگرس باارزش را هر روز سوزاند و امروز به جان هیرکانی نیز افتاده است. حال که آتش الیت روزها در انفعال دو سازمان متولی، طبیعت کشور را سوزاند، وقت آن است که مسئولان ارشد به این موضوع به طور جدی وارد شده و انفعال دهههای گذشته را پیگیری کنند. به نظر میرسد نقطه شروع این پیگیری میتواند سفر به ایتالیا باشد، مشخص شود که آیا تیمی تخصصی باید به این سفر میرفت یا مدیرانی ناآشنا به آتشسوزی جنگل؟ کمکاری روزهای طولانی گذشته دو سازمان مشخص و تعیین شود که چرا برای اطفای حریق در زمان طلایی آن، اهمال و کمکاری رخ داده است؟ وزیر جهاد کشاورزی و رئیسجمهور لازم است که با پیگیری موضوع، پیامدهای سوءمدیریت در این موضوع را درک کرده و چارهاندیشی کنند. در روزهایی که هر قطره آب در این سرزمین، ارزشی افزونتر مییابد، مشخص شود چرا پوشش گیاهی که مهمترین عامل در چرخه تأمین آب است، اینچنین در سایه سوءمدیریت میسوزد. همچنین تعیین شود که چگونه مدیران دو سازمان از وظایف خود در قبال حریق آگاه نبودند و به جای مدیریت آتش، زمان را صرف دعوا بر سر مدیریت الیت کردند؟ برخورد با مدیرانی که در این موضوع قصور داشتهاند، شاید گامی قوی برای عبور از مشکلات مدیریت طبیعت کشور باشد.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.