جهانبینی فیلمساز و اورتورهای سینمایی
کتاب «اورتورهای سینمایی» نوشته آنت اینسدورف با ترجمه مازیار اسلامی، با تمرکز بر بخش کمتر بررسیشده در نقد فیلم، الگوهای متنوعی از آغاز فیلمها را بررسی میکند. مازیار اسلامی، مترجم این کتاب، در گفتوگو با «ایبنا» توضیح میدهد چرا افتتاحیه در فیلمهای بزرگ میتواند تصویری فشرده از کل اثر باشد، چگونه میتوان جهانبینی فیلمساز را از همان دقایق ابتدایی تشخیص داد و میگوید: «طبیعتا سکانسهای افتتاحیه اولین معبر ورود ما به جهان فیلم هستند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
شرق: کتاب «اورتورهای سینمایی» نوشته آنت اینسدورف با ترجمه مازیار اسلامی، با تمرکز بر بخش کمتر بررسیشده در نقد فیلم، الگوهای متنوعی از آغاز فیلمها را بررسی میکند. مازیار اسلامی، مترجم این کتاب، در گفتوگو با «ایبنا» توضیح میدهد چرا افتتاحیه در فیلمهای بزرگ میتواند تصویری فشرده از کل اثر باشد، چگونه میتوان جهانبینی فیلمساز را از همان دقایق ابتدایی تشخیص داد و میگوید: «طبیعتا سکانسهای افتتاحیه اولین معبر ورود ما به جهان فیلم هستند. به همین خاطر نویسنده کتاب از اصطلاح «اورتور» استفاده میکند؛ چون افتتاحیهها همان کارکرد اورتور در موسیقی کلاسیک غربی را دارند. اورتور، فارغ از آن چیزی که در یک سمفونی میشنویم، واجد نوعی استقلال فرمی است و میتوانیم آن را مستقل از کل سمفونی بشنویم. در مورد افتتاحیههایی که اینسدورف در این کتاب دربارهشان صحبت میکند، میتوان گفت بخش عمده آنها خصلتی اورتورگونه در موسیقی دارند. اما اینکه چرا به شکل طبیعی، تماشاگر پایان فیلم را حتی بیشتر از کل فیلم در ذهنش حک میکند و آن را به خاطر میآورد، تا حدود زیادی به شیوه فیلمدیدن ما برمیگردد». اسلامی معتقد است افتتاحیهها خصلتی «مونادگونه» دارند، یعنی شما میتوانید کل را در یک جزء، به شکلی بسیار فشردهتر پیدا کنید. پایانبندیها هم دقیقا در فیلمهای بزرگ همین خصلت مونادگونه را دارند. بعد از پایان فیلم، وقتی برگردید و سکانس افتتاحیه را با دقت تماشا کنید، میبینید کل فیلم به شکلی مینیاتوری و جزئی، در همان سکانس ابتدایی برای شما طراحی شده است. «اورتورهای سینمایی» از نظر مترجمش، محصول یک نگارش پیوسته و منسجم نیست که از ابتدا بهعنوان یک پروژه واحد نوشته شده باشد، بلکه در طول سالها، سیر و روندی را که مفهوم افتتاحیه در ذهن نویسنده طی کرده، در کتاب مشاهده میکنیم. در واقع، تکامل و تحولی که در رویکرد نویسنده نسبت به مفهوم افتتاحیه شکل گرفته، در بخشهای مختلف کتاب قابل مشاهده است. «یک کتاب خوب، در نهایت خودش باید بتواند به شکلی ذهنی، تلقی نویسنده یا منتقد را از یک مفهوم به خواننده منتقل کند. به نظرم این پروژه از این بابت موفق است؛ یعنی از این جهت که موضوع یا تمی را که در نقد فیلم تا این اندازه منسجم دربارهاش کار نشده، مطرح کرده و با بررسی فیلمهای مختلف آن را بسط داده است. از طرف دیگر، ما در کتاب با تنوع قابل توجهی از فیلمها مواجه هستیم؛ از سینمای هالیوود کلاسیک گرفته تا سینمای مدرن اروپا، حتی سینمای تجاری آمریکا و همچنین سینمای کشورهای حاشیهای و کشورهای بهاصطلاح جنوب. این تنوع، به یک معنا، گویای اهمیت و گستردگی خود این مسئله افتتاحیه در سینماست. نویسنده ذهن خودش را محدود به یک مدل سینمایی نکرده که بخواهد از طریق همان مدل، این مفهوم را صورتبندی کند، بلکه گستردگی و کثرت نمونهها و مدلهایی که مطرح میکند، تا حدود زیادی نشاندهنده همان کثرت و تنوعی است که سبکها و جریانهای فیلمسازی در تاریخ سینما، چه از نظر تاریخی و چه از نظر جغرافیایی، دارند». مازیار اسلامی همچنین به تنوع فیلمهای منتخب در این کتاب اشاره میکند: «در کتاب از فیلمهای عامهپسند و تجاری خوب گرفته تا فیلمهای بسیار هنری و نخبهگرا مورد بررسی قرار گرفتهاند. تنوعی که در فصلهای مختلف کتاب وجود دارد، تا حدود زیادی محصول همان تنوعی است که در خود تاریخ سینما وجود دارد و نویسنده سعی کرده این مجموعه متنوع را در فصلهای مختلف کتاب صورتبندی کند».
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.