|

نکاتی درباره توافق مکه

توافق مکه ابعاد مختلفی دارد که در جای خود باید بررسی و تحلیل شود؛ نقش این توافق در ایجاد نظم جدید منطقه‌ای، تأثیر و ارتباط آن با تحولات شورای همکاری خلیج فارس، تأثیر آن بر قدرت‌های فرامنطقه‌ای به‌ویژه هند و رژیم صهیونسیتی، چین و روسیه، رفتار و جایگاه آمریکا نسبت به توافق مکه و... .

مصطفی اعلایی ‌سفیر سابق ایران در ونزوئلا

توافق مکه ابعاد مختلفی دارد که در جای خود باید بررسی و تحلیل شود؛ نقش این توافق در ایجاد نظم جدید منطقه‌ای، تأثیر و ارتباط آن با تحولات شورای همکاری خلیج فارس، تأثیر آن بر قدرت‌های فرامنطقه‌ای به‌ویژه هند و رژیم صهیونسیتی، چین و روسیه، رفتار و جایگاه آمریکا نسبت به توافق مکه و... .

اما بحث مهم فوری‌تر، بررسی ماهیت «توافق مکه» و رفتارهای مورد انتظار آتی بازیگران آن و چگونگی واکنش جمهوری اسلامی ایران به آن است.  پیمان سه‌جانبه دفاعی سه کشور، موسوم به «توافق مکه» برای اولین بار مبنای آرایش احتمالی جدید دفاعی و امنیتی را در خاورمیانه و خلیج فارس ایجاد کرده است. شاید بتوان گفت این پیمان واکنشی جبرانی به خلأ فزاینده امنیتی در منطقه و عکس‌العملی به اقتدار نظامی و منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران است. به‌ هر صورت این پیمان به دلیل اهمیت راهبردی اعضای سه‌گانه آن در منطقه، جهان اسلام و محیط بین‌الملل دارای اهمیت ویژه‌ای است. ترکیه عضو ناتو و ائتلاف‌های مهم منطقه‌ای و دست‌های بلند در منطقه و جهان است. عربستان غول انرژی جهان و صاحب نفوذ در جهان اسلام و دارای ثروت فزاینده است. پاکستان تنها کشور اسلامی دارای سلاح هسته‌ای و وزنه نظامی در منطقه و فرامنطقه و قدرت نونهاد بازیگری است. هر سه کشور به‌ویژه عربستان و ترکیه در شبکه‌های قدرت‌ساز منطقه و جهان در حوزه‌های سیاسی، نظامی، اقتصادی، فرهنگی و بین‌المللی مشارکت اثرگذار هستند، بنابراین می‌توان گفت به طور طبیعی تجمع مؤلفه‌های قدرت این سه کشور در یک چارچوب مشترک به‌ویژه در پیمان‌های نظامی بالقوه حساسیت‌زا و خطرناک است. این خطر بالقوه، به لحاظ ایجاد زمینه برای تغییر موازنه قوا در منطقه، نه‌تنها برای ایران، بلکه برای کشورهای رقیب سعودی، ترکیه و پاکستان نیز وجود دارد، اما سؤال اصلی در باب این تحول این است که آیا صرف توافق مکه روی کاغذ و توافق جمعی بین سه کشور مهم و اثرگذار در منطقه و جهان می‌تواند مفهوم و هدف اصلی آن یعنی «امنیت جمعی» و «دفاع متقابل» را محقق کند. پاسخ به دلایل متعدد نمی‌تواند مثبت باشد. اولین نکته این است که توافق مکه در صورتی می‌تواند تعهدات دفاعی مندرج در آن را محقق کند که هر سه کشور در یک مقطع مشخص و واحد دارای انطباق منافع حول محورهای اصلی توافق پیرامون دفاع و امنیت جمعی باشند. به بیان دیگر رفتار هر سه کشور که در سه منطقه جغرافیایی جدا از یکدیگر و محصور در ژئوپلیتیک ویژه خود قرار دارند، تابعی از منافع واقعی و چندجانبه آنها در موقعیت‌ها و وضعیت‌های مختلف در محیط منطقه‌ای و جهانی است. به این معنا که تضاد منافع در حوزه‌های مختلف به جای انطباق منافع حتما مانع بزرگی برای انجام تعهدات دفاع جمعی روی کاغذ است. برای مثال آیا عربستان با داشتن میلیارد‌ها دلار (حدود ۶۰ میلیارد) تجارت با هند می‌تواند در جنگ بین دو کشور هند و پاکستان در کنار پاکستان علیه هند عملیات نظامی کند؟ آیا پاکستان می‌تواند در کنار عربستان با ایران که دارای منافع و امنیت به‌هم‌پیوسته با این کشور است، بجنگد؟ آیا منافع ناشی از کریدو‌رهای مختلف در منطقه که برای هریک حیاتی است، نمی‌تواند مانعی برای عملیات نظامی مشترک سه کشور علیه کشور ثالث باشد؟ بحث دوم پرداختن به انگیزه‌های اصلی سه کشور به‌ویژه عربستان در ایجاد و پیوستن به توافق دفاعی جمعی است. به نظر می‌رسد، در‌حالی‌که ترکیه و پاکستان نیاز چندانی به حمایت نظامی عربستان ندارند، بالعکس انگیزه اصلی عربستان بهره‌گرفتن از قدرت نظامی پاکستان و ترکیه علیه تهدیدات فزاینده در منطقه خطرناک و پر‌آشوب خاورمیانه و خلیج فارس به‌ویژه در مقابل انصارالله در یمن است. این در حالی است که انگیزه اصلی پاکستان بهره‌مندی این کشور از مزیت‌ها و کمک‌های اقتصادی عربستان، دستیابی و ورود به تحولات سیاسی و اقتصادی و نظامی خلیج‌ فارس و اعضای شورای همکاری و همچنین افزایش وزن ژئوپلیتیکی در مقابل دشمن دیرینه خود یعنی هند است. ترکیه نیز بیش از کمک نظامی عربستان در وضعیت جنگی، علاقه‌مند به ایجاد ائتلاف‌های موازی و متعدد منطقه‌ای برای افزایش وزن خود در مقابل رقبای جدی و اغلب متخاصم به شمول چند کشور اروپایی از یک سو و نیازمند به کمک اقتصادی غول انرژی جهان است. بنابراین می‌توان گفت نیروی محرکه اصلی در تعیین نوع رفتارهای سه کشور عضو «توافق مکه» انگیزه‌های اصلی این کشور‌ها در پیوستن به توافق است و نه لزوما ظاهر توافق دفاعی منقوش روی کاغذ. نتیجه اینکه سرنوشت و مسیر واقعی «توافق مکه» را منافع متفاوت، مختلف و بعضا متضاد اعضای آن تعیین می‌کنند و لاجرم مفهوم «امنیت جمعی» و «دفاع متقابل» می‌تواند در هاله‌ای از ابهام دیده شود. نکته مهم دیگر اینکه ممکن است گفته شود «توافق مکه» با رضایت و چراغ سبز آمریکا به منصه ظهور رسیده و این پیمان یک ترفند جدید امنیتی آمریکاست که باید با آن مقابله شود، اما قرائن نشان می‌دهد نظریه فوق نمی‌تواند به این معنا باشد که آمریکا فرمانده یا تعیین‌کننده خطوط اصلی در اجرای توافق است یا اینکه اقدامات سه کشور با اجازه آمریکا صورت می‌گیرد. باید دقت کرد که «توافق مکه» سازمان سنتو، سیتو یا ناتو نیست که بتواند با فرماندهی آمریکا حرکت کند. واقعیت این است که سه کشور در پاسخ به تحولات اخیر به این نتیجه رسیده‌اند که نوعی خلأ امنیتی در منطقه وجود دارد و آنها فرصت را برای پر‌کردن آن غنیمت شمرده‌اند. نکته اصلی این است که وقتی آمریکا و رژیم صهیونسیتی که یک روح در دو بدن هستند، در مقاطعی به خاطر تفاوت ژئوپلیتیکی دارای تضاد منافع در صحنه نبرد هستند، چرا نباید تصور شود که سه کشور عضو توافق نیز به‌ لحاظ تفاوت‌های جغرافیایی و ژئوپلیتیکی در صحنه امنیتی و دفاعی در منطقه دارای تضاد منافع با آمریکا باشند. منظور این است که ایجاد این توافق با چراغ سبز آمریکا نمی‌تواند لزوما مؤید این مطلب باشد که آمریکا از طریق این توافق اهداف غیرمشروع و تجاوزکارانه خود را محقق می‌کند، چراکه تضاد منافع طبیعی آمریکا و سه کشور مانع بزرگی بر سر این راه خواهد بود.

سؤال دوم این است که چنانچه تحلیل بالا به واقعیت نزدیک باشد، جمهوری اسلامی ایران چه واکنشی باید از خود نشان دهد که منافع ملی از آسیب‌های احتمالی ناشی از توافق دور شود و در‌عین‌حال بتواند خطر بالقوه ناشی از آن را تضعیف یا خنثی کند. می‌توان گفت که به طور خلاصه دو واکنش و رفتار از سوی ایران می‌تواند متصور باشد:

۱- جمهوری اسلامی ایران علنا ظهور توافق را تهدیدی در برابر ایران و حوزه مقاومت اعلام کند و علیه آن موضع بگیرد و علیه آن تبلیغ کند و بر‌اساس‌این جبهه مقاومت را علیه آن بسیج کند. باید دید نتیجه این واکنش در نگاه کلی درباره منافع ایران چه خواهد بود.

۲- واکنش دوم این است که توافق مکه با توجه به شرایط منطقه و به‌ویژه مخالفت سه کشور با جبهه مقاومت تهدید بالقوه محسوب شود؛ اما از اظهار علنی آن خودداری شده و اظهاراتی مثبت مبنی بر لزوم اتحاد مسلمانان علیه متجاوزان به‌ویژه اسرائیل مطرح شود. به‌ویژه آنکه نگاه امنیتی پاکستان با عربستان در این زمینه متفاوت است و پاکستان ضمن لزوم تقابل با اشغالگری اسرائیل از درگیری بین مسلمانان حمایت نمی‌کند؛ که این خود از‌جمله ریشه در تضاد ژئوپلیتیکی با هند دارد.

در‌عین‌حال به طور اخص در چارچوب واکنش دوم باید دو اقدام انجام گیرد تا پیامدهای منفی توافق تضعیف شود:

- تقویت هر‌چه بیشتر ابزارهای نفوذ منطقه‌ای و فرامرزی ایران در حوزه امنیت و ارتقای هرچه بیشتر بازدارندگی نظامی به‌ویژه با هدف جلوگیری از تغییر موازنه قدرت به نفع توافق و سه کشور.

- تلاش برای ایجاد منافع مشترک اقتصادی و سیاسی با سه کشور با هدف تقویت انگیزه‌های غیردفاعی و غیرنظامی اعضای توافق و ایجاد نوعی انطباق منافع ژئوپلیتیکی که تا حد امکان قادر باشد مفاهیم دفاعی توافق را از موضوعیت بیندازد. این اقدام دوم بسیار مهم است.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.