|

حق تعیین سرنوشت یا تمامیت ارضی؟

زخم استعمار بر جغرافیای جهان

برون‌بوم‌ها، شهرهایی در جهان‌اند که گویا از دل تاریخ بیرون‌ زده‌اند. تجربه استعمار و معاهدات قدیمی این نقاط را تبدیل به نقاط بحران کرده است. برون‌بام‌ها در جغرافیای سیاسی به بخشی از خاک یک کشور گفته می‌شود که از نظر جغرافیایی از سرزمین اصلی جدا افتاده و توسط خاک یک یا چند کشور دیگر محصور شده است.

زخم استعمار  بر جغرافیای جهان
مهسا مژدهی روزنامه‌نگار

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

 برون‌بوم‌ها، شهرهایی در جهان‌اند که گویا از دل تاریخ بیرون‌ زده‌اند. تجربه استعمار و معاهدات قدیمی این نقاط را تبدیل به نقاط بحران کرده است. برون‌بام‌ها در جغرافیای سیاسی به بخشی از خاک یک کشور گفته می‌شود که از نظر جغرافیایی از سرزمین اصلی جدا افتاده و توسط خاک یک یا چند کشور دیگر محصور شده است. راه ارتباط زمینی این مناطق با کشور اصلی، تنها از طریق عبور از مرزهای بیگانه یا در برخی موارد از مسیرهای دریایی و هوایی است. برون‌بوم‌ها اغلب بر اثر معاهدات تاریخی، فروپاشی امپراتوری‌ها، تغییرات مرزی پس از جنگ‌ها یا موقعیت‌های خاص قومی و جغرافیایی شکل می‌گیرند. اینجا نگاهی به مهم‌ترین برون‌بوم‌های جهان انداخته‌ایم.

 

 

سئوتا، مشهورترین برون‌بوم جهان

اسپانیا این روزها درگیر پدیده مهاجران مراکشی است که وارد سئوتا یا سبته شده‌اند. سئوتا در ساحل شمالی قاره آفریقا قرار گرفته و با مراکش مرز خاکی دارد و برون‌بوم اسپانیا محسوب می‌شود. تا قبل از سال ۱۹۹۵ یعنی زمانی که سئوتا خودمختار شد، این شهر بخشی از استان کادیس اسپانیا بود. در سئوتا زبان شهروندان اسپانیایی بوده و جمعیت آن را مسیحیان و مسلمان تشکیل می‌دهند. سئوتا در سال ۱۴۱۵ به پادشاهی پرتغال ضمیمه شد و در سال ۱۵۸۰ به تسلط اسپانیا درآمد. دلیل اهمیت امروز سئوتا، به این دلیل است که مرز خاکی مستقیم قاره آفریقا و اتحادیه اروپا‌ محسوب می‌شود و در مرکز تحولات سیاسی، مهاجرتی و دیپلماتیک قرار دارد. حضور اسپانیا در سئوتا (در ساحل جنوبی) و شبه‌جزیره ایبری (در ساحل شمالی)، قدرت نظارت پایدار بر تنگه جبل‌الطارق را به مادرید و ناتو می‌بخشد. برای اسپانیایی‌ها عبور مهاجران مراکشی از مرز و ورود آنها به سئوتا، ‌بحران به‌ حساب می‌آید. این در حالی است که به‌ اعتقاد ناظران، استعمار اسپانیا بر این ناحیه که باقی‌مانده دوران کهن است، وضعیتی را پیش آورده که ساکنان و صاحبان اصلی سئوتا دست پایین را داشته باشند و جانشان را به‌ خاطر زندگی بهتر از دست بدهند.

‌‌ملیلیه؛ جدا‌شده  از  سرزمین اصلی

ملیلیه را می‌توان همتای سئوتا دانست. در سال ۱۶۴۰ میلادی‌ به تصرف اسپانیا درآمد و در سال ۱۹۹۵ وضعیت شهر خودمختار را تحت قانون اساسی اسپانیا به دست آورد. ملیلیه دارای مرز مستقیم با مراکش است که با سیم‌خاردارهای سیمانی و سیستم‌های نظارتی پیشرفته محصور شده و یکی از حساس‌ترین مرزهای مهاجرتی اتحادیه اروپا به شمار می‌رود. هر‌چند مراکش، ملیلیه را خاک خود می‌داند، اما ساکنان به ماندن در اسپانیا رأی داده‌اند. با همه اینها اگر یکی از آنها بخواهد شهروندی مراکش را دریافت کند، دولت این کشور راه را برای او هموار خواهد کرد.

مایوت؛ جزیره فرانسوی  در  مجمع‌الجزایر  کومور

مایوت، جزیره‌ای در قاره آفریقا، واقع در جنوب غربی اقیانوس هند است. این ناحیه در تاریخ ۲۹ مارس ۲۰۰۹ با 95.2 درصد آرا خواستار الحاق قطعی خود به فرانسه شد و حاکمیت مجمع‌الجزایر کومور را رد کرد. با وجود این رأی، شهروندان مایوت در فقر کشنده‌ای زندگی می‌کنند. در بسیاری از مناطق، آنها به آب شرب دسترسی ندارند و بیکاری در آنجا غوغا می‌کند. مجمع عمومی سازمان ملل قطع‌نامه‌های متعددی در تأیید حاکمیت کشور کومور بر مایوت صادر کرده است، اما فرانسه همچنان به اتکای رأی مردم مایوت، بر کنترل آن اصرار دارد. به دلیل فاصله طبقاتی و سطح رفاه بسیار بالاتر مایوت نسبت به کشورهای هم‌جوار، این منطقه با بحران‌های مداوم مهاجرت غیرقانونی (به‌ویژه از کشور کومور) و چالش‌های امنیتی و اجتماعی روبه‌رو است.

فالکلند؛ مجمع‌الجزایری  جریان‌ساز

مجمع‌الجزایری در جنوب اقیانوس اطلس که از سال ۱۸۳۳ تحت کنترل بریتانیا بوده و در سال ۱۹۸۲ منجر به جنگ مسلحانه بین آرژانتین و بریتانیا شد. بریتانیا اداره آن را بر‌اساس اصل حق تعیین سرنوشت ساکنان توجیه می‌کند، اما آرژانتین آن را اشغال بخشی از تمامیت ارضی خود می‌داند. این مجمع‌الجزایر متشکل از بیش از ۷۰۰ جزیره است و مرکز آن، شهر استنلی، در جزیره فالکلند شرقی قرار دارد. اقتصاد جزایر بر پایه دامداری، ماهیگیری، گردشگری و خدمات به کشتی‌ها استوار است. نیمی از جمعیت حدودا سه هزار نفری، بومی جزایر هستند و تبار بیشترشان بریتانیایی، اسکاتلندی یا ولزی است. جنجال بر سر کشف و سپس استعمار جزایر فالکلند بین اروپایی‌ها وجود داشته است. در زمان‌های مختلف جزایر تأسیسات فرانسوی، بریتانیایی، اسپانیایی و آرژانتینی داشته است. بریتانیا حاکمیت خود را در سال ۱۸۳۳ بر این جزایر تثبیت کرد؛ اگرچه آرژانتین ادعای خود را بر این جزایر حفظ کرد. در آوریل ۱۹۸۲ نیروهای آرژانتینی جزایر را اشغال کردند، اما مدیریت بریتانیا دو ماه بعد در پایان جنگ فالکلند بر جزایر احیا شد.

حقوق بین‌الملل و برون‌‌بوم‌ها

کشورهایی مانند اسپانیا و بریتانیا استدلال می‌کنند که طبق ماده یک منشور ملل متحد، حق تعیین سرنوشت متعلق به ساکنان این مناطق است. ساکنان سئوتا، جبل‌الطارق یا فالکلند در همه‌پرسی‌ها با اکثریت قاطع به باقی‌ماندن تحت حاکمیت فعلی رأی داده‌اند. همچنین در مورد سئوتا و ملیلیه، اسپانیا تأکید می‌کند که این دو شهر قرن‌ها پیش از معاهدات استعماری قرن‌های ۱۹ و ۲۰ به اسپانیا پیوسته‌اند و جزئی از خاک اصلی (و نه مستعمره) محسوب می‌شوند. کشورهایی مانند مراکش، آرژانتین و کوبا به قطع‌نامه ۱۵۱۴ مجمع عمومی سازمان ملل (۱۹۶۰) استناد می‌کنند که بر استعمارزدایی و حفظ تمامیت ارضی کشورها تأکید دارد. از نظر این کشورها، حاکمیت فرامرزی بر بخشی از یک واحد جغرافیایی پیوسته، نقض تمامیت ارضی بوده و همه‌پرسی از جمعیتی که در طول زمان توسط قدرت استعمارگر اسکان داده شده‌اند، فاقد اعتبار حقوقی است. از منظر حقوق بین‌الملل خصوصی و عمومی، وضعیت این شهرها بر‌اساس اصل حقوق بین‌الزمان بررسی می‌شود. طبق این اصل، مشروعیت یک اقدام حقوقی (مانند تصرف یک شهر در قرن پانزدهم یا شانزدهم) باید بر‌اساس قوانین همان عصر ارزیابی شود، نه قوانین امروز. این همان شیوه‌ای است که اسپانیا دهه‌ها در پیش گرفته است.‌ در مقابل، حقوق‌دانانی نیز استدلال می‌کنند که معاهدات نابرابر عصر استعمار با الزامات آمره حقوق بین‌الملل مدرن در تعارض بوده و با موازین امروزی سازمان ملل متحد باطل تلقی می‌شوند. برون‌بوم‌ها مانند یک زخم کاری بر بدنه کشورها قرار دارند؛ زخمی که گاه نشان می‌دهد جهان از دوران استعمار عبور نکرده است. با همه اینها، کشورهای اصلی‌ هنوز نتوانسته‌اند راهی پیدا کنند تا ساکنان بخواهند در انتخابات‌ سرزمین مادری‌شان را انتخاب کنند.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.