|

نافرمانی معرفتی

اگر پیش از این، مفهوم «استعمار»، احساسی از نفرت و خشم در مردم برمی‌انگیخت، اکنون دیگر این‌گونه نیست و در مواجهه با استعمار با انفعالی جهانی روبه‌رو هستیم و همچون گذشته انگیزه‌ای علیه استعمار وجود ندارد.

احمد غلامی نویسنده و روزنامه‌نگار

اگر پیش از این، مفهوم «استعمار»، احساسی از نفرت و خشم در مردم برمی‌انگیخت، اکنون دیگر این‌گونه نیست و در مواجهه با استعمار با انفعالی جهانی روبه‌رو هستیم و همچون گذشته انگیزه‌ای علیه استعمار وجود ندارد.

شاید حضور نظامی آمریکا در عراق خوشایند برخی جریان‌های سیاسی و مردم نباشد، اما اقدامی جدی برای بیرون‌راندن آمریکایی‌ها که به معنای واقعی عراق را استعمار کرده‌اند، دیده نمی‌شود. استعمار سویه‌های شنیع و قبیح خود را در اذهان مردم از دست داده است و مردم در سیطره زندگی روزمره و زیستن در اکنونِ بدون آینده، انگیزه‌ای جدی برای رویارویی با بیگانگان ندارند. این وضعیت درباره ونزوئلا به شکل اغراق‌آمیزتری در حال وقوع است و رئیس‌جمهور آمریکا بدون هیچ ملاحظه سیاسی‌ای از حاکمیت ونزوئلا به‌عنوان حاکمیتی تحت سیطره کشورش سخن می‌گوید. اگر نیم‌قرن پیش چنین رویدادهایی در جهان رخ می‌داد، مبارزان ضد استعمار بسیاری برای نجات کشورشان به شیوه‌های مختلف قد علم می‌کردند. البته در این میان شاید گرینلند که برای اروپا حائز اهمیت است، استثنائی بر این قاعده باشد. اما به هر حال این پارادایم جدید قابل تأمل است؛ خاصه اینکه آمریکا و اسرائیل بدون پنهان‌کاری‌های سابق از سیطره بر ایران و منابع سرزمینی‌اش سخن می‌گویند. البته شگفت‌انگیز است که مردم ناراضی از وضعیت موجود همچنان روحیه ضد استعماری خود را حفظ کرده‌اند و در برابر کسانی که در خارج و داخل مایل به استعمار یا منفعل‌اند، دست بالا را دارند. بر کسی پوشیده نیست که پیش از جنگ ۱۲‌روزه و جنگ اخیر برخی روشنفکران و نخبگان سیاسی صراحتا می‌گفتند استقلال خوب است، اما به چه قیمتی! نیازی به تأویل و تفسیر این گزاره نیست؛ چراکه محتوای آن عیان است. پرسش اساسی این است که چگونه مفهوم «استعمار» معنای رذالت‌بار سابق خود را از دست داده است. 

بی‌تردید سهل‌انگاری، منفعت‌طلبی، ناکارآمدی و نادیده‌انگاری مردم در تمام جنبه‌های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی توسط دولت‌های وقت و برنامه‌ریزی هوشمندانه جهان سرمایه‌داری برای سیطره بر افکار جهانی موجب شد تا استعمار نه‌تنها رعب‌انگیز نباشد، بلکه حتی نویدبخش روزهای بهتر در راه باشد. طرفه اینکه مردم ایران در فرایند جنگ با اسرائیل و دیپلماسی و جنگ بین ایران و آمریکا به نیت واقعی آنان پی بردند، اما این آشکارگی هنوز به معنای دقیق کلمه موجب خشمی ضد استعماری در آحاد مردم نشده است؛ چراکه سالیانی است ایران مستقل در وضعیت «استعمارمندی» است. وضعیت استعمارمندی یعنی هنوز گفتمان، هویت، دانش، زندگی روزمره، آمال و آرزوهای یک کشور همسو با کشورهای قدرتمندی است که سودای سیطره بر منافع آن را دارند. کشورهای قدرتمند تلاش کرده‌اند از طریق رسانه‌های جهانی، تکنولوژی و دانش و گفتمان‌های سیاسی و اجتماعی، کشورهای جهان سوم را در وضعیت استعمارمندی نگه دارند. به‌ تعبیر والتر مینیولو، در این شرایط کشورها به‌ لحاظ معرفتی در سیطره دیگران هستند. استعمارمندی ادامه همان سلطه، اما این بار در ذهن، فرهنگ، علم و شیوه فکر‌کردن است. اگر امروزه استعمار دیگر قبحی ندارد، به دلیل سیطره معرفتی کشورهای قدرتمند بر اذهان مردم است. مینیولو «استعمارمندی» را مفهومی همچون «زیست‌سیاستِ» میشل فوکو می‌داند؛ به معنای کنترل سلامت، بدن، آموزش و رفتارهای اجتماعی جوامع غربی. اینجا دیگر فاصله‌ای بین مردم اروپا و آمریکا و دیگر کشورها وجود ندارد؛ اینجا مسئله کنترل است، کنترل جوامع و جهان.

در این پارادایم جدید همچنان باید مبارزه کرد و مبارزه همان مفهومی است که تمام رسانه‌های جهان تلاش می‌کنند آن را بی‌اعتبار کرده‌ و بی‌ثمر، نخ‌نما و کلیشه‌ای جلوه دهند. اما این ایده را که مبارزه ایده‌ای ارتجاعی است، چه کسانی ترویج کرده‌اند؟ مگر جهان در غیاب مبارزه علیه استعمار، سرمایه‌داری، اقتدارگرایی و زیاده‌طلبی کشورهای قدرتمند، آرام‌تر شده است؟ اینک که مبارزات فروکش کرده، مگر ما شاهد جهانی عادلانه‌تر هستیم؟ این وضعیت ماحصل القای پارادایم ضد مبارزه است که فراگیر شده، از این‌رو به نظر می‌رسد راهی جز نافرمانی علیه سلطه معرفتی نمانده است.

* برای مطالعه بیشتر درباره این موضوع می‌توانید به این متن مراجعه کنید:

“Geopolitics of sensing and Knowing: on (de)coloniality, border thinking, and epistemic disobedience”. Walter Mignolo.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.