تابآوری ایران در بزنگاه بحران جهانی
با وجود تمام نقدهایی که در طول سالها به عملکرد ساختارهای مختلف کشور وارد شده، تجاوز اخیر دولت آمریکا و اسرائیل به ایران کهن، واقعیتی را آشکار کرده که نمیتوان بهسادگی از کنار آن گذشت. تجربه این بحران نشان داد که ایران، با وجود چهار دهه فشارهای گسترده اقتصادی، محدودیتهای سیاسی و تحریمهای کمسابقه بینالمللی، همچنان توانایی ایجاد اثرگذاری چشمگیری در معادلات ژئوپلیتیک و اقتصادی جهان را دارد؛ ظرفیتی که شاید در فضای عادی کمتر مورد توجه قرار میگرفت.
مهسان فراست
با وجود تمام نقدهایی که در طول سالها به عملکرد ساختارهای مختلف کشور وارد شده، تجاوز اخیر دولت آمریکا و اسرائیل به ایران کهن، واقعیتی را آشکار کرده که نمیتوان بهسادگی از کنار آن گذشت. تجربه این بحران نشان داد که ایران، با وجود چهار دهه فشارهای گسترده اقتصادی، محدودیتهای سیاسی و تحریمهای کمسابقه بینالمللی، همچنان توانایی ایجاد اثرگذاری چشمگیری در معادلات ژئوپلیتیک و اقتصادی جهان را دارد؛ ظرفیتی که شاید در فضای عادی کمتر مورد توجه قرار میگرفت.
در طول این سالها کشور شرایط دشواری را پشت سر گذاشته است؛ از هشت سال جنگ تحمیلی تمامعیار تا تحریمهایی که به تدریج گستردهتر و پیچیدهتر شدند. مجموع این محدودیتها میتوانست هر نظامی را از پا درآورد یا دستکم توان کنشگری آن در عرصه بینالمللی را بهطور جدی محدود کند؛ اما تحولات اخیر نشان داد که ساختار اقتصادی، سیاسی و امنیتی ایران در برابر این فشارها، گرچه آسیبهایی را متحمل شده، ولی تابآوری درخور توجهی از خود نشان داده است. در یکی از مقاطع اخیر، تنها محدودیت اعمالشده بر تنگه هرمز، یکی از آبراههای مهم منطقه که بخشی از شبکه حیاتی تجارت جهانی به شمار میرود، کافی بود تا آثار آن بهسرعت در اقتصاد بینالملل مشاهده شود. ظرف چند هفته، شاخصهای اقتصادی جهانی واکنشهای شایان توجهی از خود بروز دادند؛ از افزایش نرخ تورم در بسیاری کشورها تا نوسانات جدی در بازارهای مالی. بازارهای بورسی در اروپا و آسیا دچار افت شدند و در ایالات متحده نیز بخشهایی از بازار سرمایه روزهای پرنوسانی را تجربه کرد. این شرایط نشان داد که اختلال در بخشی از مسیرهای انتقال انرژی و تجارت جهانی، حتی اگر بسیار محدود باشد، میتواند پیامدهای گستردهای ایجاد کند.
نکته مهم در این میان، مقایسه کشوری مانند ایران با دیگر بازیگران منطقه و حتی برخی قدرتهای اقتصادی است. در شرایطی که بسیاری از کشورها با وجود برخورداری از منابع قابل توجه و روابط بینالمللی گسترده، فاقد چنین سطحی از اثرگذاری در معادلات جهانی هستند، تجربه اخیر نشان داد که ایران همچنان یکی از بازیگران تأثیرگذار محیط ژئوپلیتیکی خود است. این موضوع صرفنظر از جهتگیریهای سیاسی، اهمیت بررسی از منظر تحلیلی دارد؛ اینکه کشوری با سابقه طولانی تحریم و محدودیت، همچنان میتواند وزن مشخصی در معادلات قدرت داشته باشد. البته طرح چنین نکاتی به معنای نادیدهگرفتن ضعفهای مدیریتی، کاستیهای ساختاری یا مشکلات مزمنی که در حوزههای مختلف وجود داشته، نیست. نقدهایی که طی سالها در حوزههای اقتصادی، مدیریتی و توسعهای مطرح شدهاند همچنان موضوعیت دارند و باید با دقت بررسی و اصلاح شوند. اما در عین حال، نمیتوان دستاوردهای مربوط به حفظ ثبات، مدیریت بحرانهای امنیتی و جلوگیری از تهدیدات گستردهتر را نادیده گرفت. مفهومی به نام تابآوری ملی دقیقا در چنین بزنگاههایی معنا پیدا میکند؛ جایی که مجموعهای از عوامل تاریخی، اجتماعی، اقتصادی و امنیتی دست به دست هم میدهند تا سطحی از پایداری را ایجاد کنند. از منظر تاریخی نیز جایگاه امروز ایران در قیاس با بسیاری از مقاطع گذشته قابل توجه است. در بخش زیادی از دوران معاصر، کشور بارها در معرض فشار و تهدید قدرتهای بزرگ قرار داشته و گاه بخشی از استقلال یا امنیت آن آسیب دیده است؛ اما در دهههای اخیر، شاخصهایی مانند حفظ تمامیت ارضی، ثبات داخلی و توان بازدارندگی به سطحی رسیده که در تاریخ معاصر نمونههای کمتری برای آن میتوان یافت. این وضعیت به معنای نبود چالش نیست، با این حال نشان میدهد که معادلات قدرت در منطقه به شکلی شایان توجه تغییر کرده و ایران به عنوان یک بازیگر تأثیرگذار در این معادلات نقش ایفا میکند. در نهایت، تجاوز هوایی، زمینی و دریایی دولت ایالات متحده و رژیم صهیونیستی بار دیگر یادآور شد که ایران در کنار تمام ضعفها، نارساییها و نیازهای اصلاحی، از ظرفیتهایی برخوردار است که درک دقیق و بهرهبرداری درست از آنها میتواند نقش مهمی در آینده ایفا کند. آنچه اهمیت دارد، مواجهه واقعبینانه با نقاط ضعف و در عین حال حفظ توجه به نقاط قوت و ظرفیتهایی است که در بزنگاههای حساس میتوانند در خدمت منافع ملی قرار گیرند.