روایتی از دگرگونی ویکتور اوربان
دموکراسی غیر لیبرال؛ از افسانه تا واقعیت
ویکتور اوربان، مردی که از 16 سال پیش قدرت را در مجارستان در دست دارد، هرگز به اندازه امروز جایگاه خود را در خطر نمیدیده است. انتخابات پارلمانی این کشور که روز یکشنبه برگزار شد، نشان داد که افسانه ویکتور اوربان ممکن است بهزودی به پایان خود نزدیک شود.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
ویکتور اوربان، مردی که از 16 سال پیش قدرت را در مجارستان در دست دارد، هرگز به اندازه امروز جایگاه خود را در خطر نمیدیده است. انتخابات پارلمانی این کشور که روز یکشنبه برگزار شد، نشان داد که افسانه ویکتور اوربان ممکن است بهزودی به پایان خود نزدیک شود. اوربان که هرگز دغدغه دموکراسی نداشته و ملیگرایی پرشور با اقداماتی عجیب و پروندهای پروپیمان از فساد اقتصادی به حساب میآید، یک رقیب سیاسی کمسنوسال و پرشور دارد که دست روی نقاط ضعف او گذاشته است. ویکتور اوربان مسیر سیاسی خود را از یک چهره آنتیکمونیست و لیبرال در سال ۱۹۸۹ آغاز کرد. او با یک سخنرانی متهورانه در بوداپست که در آن خواستار خروج نیروهای شوروی شد، به شهرت رسید و بعد قلب سیاستمداران اقتدارگرا را تسخیر کرد.
16 سال قدرت
ویکتور اوربان طی 16 سال گذشته که قدرت را در مجارستان در دست داشته، همزمان با ترامپ و پوتین روابط خوبی برقرار کرده، به ریشههای مجار خود بالیده، از دموکراسی بیچونوچرا فراری بوده و همواره خود را رهبری سادهزیست و مفتخر به ریشههای روستایی دانسته است. این ترکیب عجیب، روشی است که باعث شده اوربان به یکی از قدرتمندترین مردان سیاست در اروپا بدل شود. مردی که هم پوتین و هم ترامپ به سرنوشت سیاسیاش علاقه دارند و راستگرایان محافظهکار در سراسر جهان، او را بهعنوان یک الگو برای خود میدانند. ویکتور اوربان که پسر یک سرکارگر مزرعه اشتراکی در دوران کمونیسم است، سالهاست در یک خانه به سبک روستایی زندگی میکند. او در تمام سالهای گذشته تلاش کرده تا پیوند خود را با ریشههای مجاری، زمین و گذشته حفظ کند. در اروپا سالهاست که کمتر سیاستمداری 16 سال در قدرت باقی مانده است. ویکتور اوربان از هر نظر در میان رهبران اروپایی یک استثناست. در دهه ۹۰ میلادی، ویکتور اوربان و دوستانش در حزب فیدس، که جوان، مدرن و جسور بودند، سبک پوشش خاص خود را داشتند و ویدئوهای تبلیغاتیشان در بهار ۱۹۹۰ تضادی آشکار با فضای افسرده آن سالها بود که از طرف حزب لیبرالی که در رأس امور بود، ایجاد میشد. ۱۶ ژوئن ۱۹۸۹، در میدان قهرمانان بوداپست، به مناسبت دومین تشییع ایمره نادی، نخستوزیر سابق مجارستان، جوانی با موهای بلند که برای ۲۵۰ هزار شرکتکننده ناشناخته بود، یک سخنرانی ایراد میکند که با سخنرانیهای پیشین تفاوت دارد. این فرد ویکتور اوربان بود که سخنرانیاش حضار را تکان داد. درواقع در این سخنرانی، او اشارهای به گذشتهای پرافتخار و از یاد رفته داشت. اوربان با صراحت خواستار برگزاری انتخابات آزاد و خروج نیروهای شوروی از کشور شد. این مراسم سکوی پرتاب برای مردی بود که بهعنوان یک تابوشکن در فضای سیاسی کدر مجارستان شناخته شد.
مرگ یوزف آنتال، نخستوزیر محافظهکار مجارستان و بنیانگذار مجمع دموکراتیک این کشور در دسامبر ۱۹۹۳، جناح راست محافظهکار را بدون رهبر گذاشت. اوربان بلافاصله متوجه فضای خالی در سمت راست طیف سیاسی شد و به همراه حزب فیدس تلاش کرد تا این خلأ را پر کرده و دست به بازطراحی فیدس بهعنوان حزبی ملیگرا و محافظهکار بزند. این ایده خیلی زود جواب داد و در سال 1998 ویکتور اوربان 35ساله جوانترین نخستوزیر مجارستان شد، اما در انتخابات سالهای 2002 و 2006 شکست خورد. اما پیروزی او بعدها در سال 2010 بار دیگر برای او رخ داد. موفقیتهای اولیه اقتصادی، تکیه بر ریشههای ملی مجارستانی و آشنایی با زوایای تاریک تاریخ و سیاست این کشور طی سالها و در همه دورههای نخستوزیری، چراغ راه ویکتور اوربان بودهاند.
ایده دموکراسی غیرلیبرال و پیروانش
دموکراسی غیرلیبرال ایدهای است که برای نخستین بار فرید زکریا، خبرنگار و مقالهنویس شهیر، در سال 1997 در نشریه فارن افرز آن را مطرح کرد. براساس این مفهوم، حقوق و آزادیها، نهادهای نظارتی و توازنبخش قدرت و همچنین نهادهای میانجی نباید مانعی در برابر اراده مردم باشند؛ ارادهای که البته از طریق یک رهبر قدرتمند نمایندگی و تصاحب میشود. ویکتور اوربان ابتدا رهبر جوان یک حزب لیبرال و طرفدار اروپا بود، اما بعدها به یکی از مدافعان دموکراسی غیرلیبرال و کمی بعدتر به مهمترین نماینده این اندیشه و سیاست بدل شد. در مجارستان نزدیکی و رفاقت با ویکتور اوربان حرف اول را میزند. برای اینکه در اقتصاد سری در سرها درآورید، باید به ریشههای قدرت نزدیک باشید. در این کشور سرمایهداری هرچند ترویج میشود، اما تنها نزدیکان به ویکتور اوربان هستند که به پول و موقعیت و سرمایه دسترسی بیحسابی دارند. این همان موضوعی است که پیتر مجار رقیب 45ساله اوربان را ترغیب کرده تا با استفاده از این جای خالی، نوع دیگری از لیبرالیسم را به مجارستانیها معرفی کند. ویکتور اوربان در مجارستان مردی است که در مرکز سیاست و اقتصاد قرار دارد. این وضعیت در اروپا، به غیر از روسیه نمونه دیگری ندارد. همه چیز درمورد اوربان است و دیگران اگر دوستانش نباشند، تا ابد در سایه باقی میمانند و شانسی برای رشد ندارند. اروپاییها معتقدند که در مجارستان، نوعی دموکراسی خودکامه جریان دارد. این موضوع هرچند در پاریس و بروکسل و برلین محبوبیتی ندارد؛ اما در میان آمریکاییها پرطرفدار است. در حقیقت دونالد ترامپ، رئیسجمهوری ایالات متحده و معاون اول او جیدی ونس، آرزو دارند که آن نوع از سیاستی را که اوربان نمایندگیاش میکند، در واشنگتن شاهد باشند. اما تنها طرفداران این مرد مجار، آمریکاییها نیستند. او مدافع سرسخت روسیه در جنگ با اوکراین بوده و از ولودیمیر زلنسکی اوکراینی، نفرتی عمیق در قلبش دارد. ارتباط پوتین و اوربان باعث شده تا رقبای سیاسیاش در حزب تیسا، وعده نزدیکی به اروپای غربی را بهعنوان یک ایده خارقالعاده به رأیدهندگان بفروشند.
دوران انزوا
ویکتور اوربان در دو سال اخیر به طور فزاینده در انزوا قرار گرفته است. رقبای او در داخل کشور، فیدس و نزدیکان اوربان را به فساد اقتصادی و دستبردن در قوانین انتخابات متهم میکنند. در اروپای غربی، هیچکس از نخستوزیری که 16 سال در قدرت بماند، خوشش نمیآید. مواضع اوربان علیه اتحادیه اروپا هم به این وضعیت در خارج از مجارستان دامن زده است. با وجود همه آنچه میتوانیم به آن انزوای یک غول سیاسی بگوییم، ویکتور اوربان سیاستمداری کاریزماتیک است که با سخنان پرشورش هنوز هم میتواند قلب مجارستانیها را تسخیر کرده و بر روی رهبران اقتدارگرایی مانند پوتین و ترامپ اثر بگذارد. او طی سالها چیزهای زیادی را از دست داده است، اما درخشش شخصیاش را حفظ کرده و تنها با تکیه بر همین موضوع به جنگ با رقبای سیاسی خود میرود.