دمشق و کردها بر سر آتشبس فوری و عقبنشینی از خطوط تماس نظامی توافق کردند
پایان عصر خودمختاری کردها؟
پس از نبردهای سرنوشتساز ژانویه ۲۰۲۶ در شمال سوریه، دمشق و نیروهای کُرد بر سر توافقی جامع برای ادغام کامل نظامی، امنیتی و اداری مناطق شمال شرق در حاکمیت مرکزی به تفاهم رسیدند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
شرق: پس از نبردهای سرنوشتساز ژانویه ۲۰۲۶ در شمال سوریه، دمشق و نیروهای کُرد بر سر توافقی جامع برای ادغام کامل نظامی، امنیتی و اداری مناطق شمال شرق در حاکمیت مرکزی به تفاهم رسیدند.
این توافق که با انفعال راهبردی دولت ترامپ و اولویتبخشی به آنچه «ثبات اتوکراتیک» عنوان شده، همراه شده است، پایان دوران بازیگری مستقل نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) و تسریع روند خروج ایالات متحده را رقم میزند. به این ترتیب، قمار واشنگتن روی قدرت مرکزی در دمشق آغاز شده است؛ جایی که متحدان دیروز آمریکا در پیشگاه «ثبات اتوکراتیک» قربانی میشوند. سوریه از زمان فروپاشی ناگهانی حکومت بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴، وارد فاز جدیدی از تحولات سریع و بنیادین شده است که پرسشهای جدی را درباره آینده کشور و نقش ایالات متحده در آن ایجاد میکند. در این فضای دگرگونشده، آخرین بقایای حضور آمریکا، شامل چند پایگاه نظامی و شریک محلی آنها یعنی نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF)، در مسیر خروج قرار گرفتهاند. الکساندر لانگلو، تحلیلگر تحولات سوریه، در تحلیلی برای نشنال اینترست اینگونه بیان میکند که وضعیت فعلی نگرانیهای معتبری را درباره ثبات آینده سوریه ایجاد کرده است؛ آنهم در شرایطی که مقامات واشنگتن تلاش میکنند دستهای خود را از درگیریهای طولانیمدت در این کشور بشویند، هرچند پایاندادن به حضور نظامی در این منطقه اقدامی عاقلانه به نظر میرسد.
نبردهای سرنوشتساز از نخستین روزهای ژانویه ۲۰۲۶ در محلههای کردنشین اشرفیه و شیخمقصود در شمال حلب شعلهور شد. این درگیریها میان دولت مرکزی به رهبری رئیسجمهور احمد الشرع و SDF، در نهایت منجر به عقبنشینی آخرین بقایای SDF در شهر، یعنی نیروهای امنیت داخلی موسوم به «آسایش»، از حلب شد. با این حال، درگیریها پایان نیافت و ارتش سوریه با عناصر SDF در غرب رود فرات و در منطقه دیر حافر درگیر شد و آنها را مجبور به عقبنشینی به آن سوی رودخانه کرد. به نظر میرسید دمشق در حال آمادهسازی برای حملهای بزرگتر به شمال شرق سوریه است تا محدودیتهای اقدام نظامی را که پیشتر توسط آمریکا مسدود شده بود، آزمایش کند. دمشق برای این پیشروی، از شورشهای جوامع عرب از طریق قبایلی که سالها با SDF همکاری میکردند اما علیه این گروه با دمشق متحد شدند، استفاده کرد. دولت با تکیه بر ریشههای سنی خود، شبکههای قبیلهای را که پیشتر به دلیل جغرافیا و وفاداریهای سیاسی تقسیم شده بودند، متحد کرد. این پویایی قدرت سنتی، در نهایت بسیار قویتر از ائتلاف مصلحتی کُردها در جنگ علیه داعش ظاهر شد. تصمیم این قبایل عرب، از حلب تا استانهای رقه و دیرالزور، عامل اصلی فروپاشی ائتلاف SDF بود؛ ائتلافی که اگرچه چندقومیتی عمل میکرد، اما تحت کنترل شدید حزب اتحاد دموکراتیک (PYD) و تحت نفوذ پکک قرار داشت که دههها علیه دولت ترکیه جنگیده بود. اکنون توافقی حاصل شده که اکثر خواستههای دمشق را پوشش داده و واشنگتن نیز برای اجرای آن فشار میآورد.
مهندسی نظامی تحت فرماندهی واحد
طبق جزئیات مندرج در این توافق، یک آتشبس فوری میان نیروهای دولتی سوریه و عناصر YPG به اجرا درمیآید تا تنشها کاهش یابد. این طرح همچنین بر عقبنشینی نیروها از خطوط تماس برای تقویت ثبات تأکید دارد. بهعنوان بخشی از ترتیبات امنیتی، نیروهای وابسته به وزارت کشور سوریه در مراکز شهرهای حسکه و قامشلی مستقر شده و بر فرایند تثبیت اوضاع و حفظ نظم نظارت خواهند کرد. مقامات میگویند این تجدید ساختار نظامی طراحی شده تا تمام تشکلهای مسلح را تحت یک ساختار فرماندهی ملی یکپارچه درآورد.
چارچوب ادغام نظامی شامل یک برنامه تدریجی برای تجمیع نیروهای امنیتی منطقه در نهادهای رسمی است. این برنامه شامل تشکیل یک لشکر نظامی جدید است که سه تیپ وابسته به YPG را در بر میگیرد. همچنین یک تیپ از منطقه عینالعرب در قالب یک لشکر مجزا تحت مدیریت استانداری حلب ادغام خواهد شد. این اقدامات با هدف پایاندادن به دوران مسلحبودن گروههای غیررسمی و تقویت حاکمیت ملی از سوی مقامات توصیف شده است.
انحلال ساختارهای موازی
در لایه سیاسی و تشکیلاتی، معامله مذکور فراتر از مسائل نظامی رفته و ادغام تمام بدنههای اداری تحت مدیریت YPG با مؤسسات رسمی دولت سوریه را الزامی کرده است. برای جلوگیری از ایجاد خلل در خدمات عمومی و اطمینان از تداوم فعالیتها، مقرر شده است کارکنان غیرنظامی فعلی در پستهای خود باقی بمانند. توافق همچنین بهطور مشخص به حقوق مدنی و آموزشی جمعیت کُرد سوریه پرداخته و تضمینهای لازم برای بازگشت آوارگان به مناطق اصلی سکونتشان را ارائه داده است. رسانههای دولتی سوریه در گزارشهای خود تأکید کردند که این اقدامات با هدف صیانت از تمامیت ارضی، برقراری حاکمیت قانون و تقویت همکاریهای همهجانبه انجام میشود. این توافق همچنین به دنبال پیشبرد ادغام کامل در سراسر منطقه و هماهنگی تلاشها برای بازسازی ملی است. مقامات رسمی این پیمان را گامی به سوی ثبات بلندمدت و ادغام مجدد در چارچوب حاکمیت دولت سوریه پس از سالها جنگ ویرانگر توصیف کردهاند.
واشنگتن و چالش ثبات اتوکراتیک
نکته غافلگیرکننده در این تحولات، نقش ایالات متحده و عدم تمایل آن برای جلوگیری از حمله به شریک دیرینهاش در مبارزه با تروریسم است. در حالی که فرض بر این بود کهواشنگتن راهکار سیاسی را برای اتحاد دمشق و SDF ترجیح میدهد، دولت ترامپ با اجازهدادن به دمشق برای اعمال فشار نظامی، عملا مسیر خروج خود را تسریع کرده است. این رویکرد ریشه در ترجیح واشنگتن برای داشتن مقامات مرکزی قدرتمند و همسو با منافعش در خاورمیانه دارد؛ شرکایی که با اسرائیل رفتاری مسالمتآمیز داشته باشند و گروهها یا هر نهاد چالشبرانگیز دیگری را سرکوب کنند. این دیدگاه که به نام «تئوری ثبات اتوکراتیک» شناخته میشود، بر این باور است که اقتدارگرایی بهترین و تنها شکل حکومت برای منطقهای است که نمیتواند دموکراسی واقعی را بپذیرد. با این حال، جنبشهای بهار عربی در دهه گذشته ثابت کردهاند که این نظریه مغالطهآمیز است؛ چراکه استبداد با ایجاد دشمنی میان دولت و ملت، خود زمینهساز سقوطش میشود. ضربههای گذشته به سادگی از بین نمیروند و این حقیقتی است که در تلاشهای حل منازعه از طریق لوله تفنگ نادیده گرفته شده است. به همین دلیل، رسیدن به یک راهکار سیاسی میان دمشق و SDF همواره ضروری بود، بهویژه پس از یک جنگ طولانی و وحشیانه که یکی از بدترین منازعات قرن حاضر را رقم زد.
ریسک احیای مجدد داعش
درگیری میان دمشق و SDF ریسک بزرگ فروپاشی امنیت اردوگاههای بازداشتی را به همراه دارد که دهها هزار تروریست داعش را در خود جای دادهاند. هرگونه تنش میتواند منجر به فرار دستهجمعی و احیای مجدد این گروه تروریستی شود. فراتر از آن، نگرانیهایی درباره وقوع یک جنگ داخلی جدید وجود دارد که بیثباتی را تشدید کرده و فضا را برای گروههای تندرو باز میکند؛ همان مسائلی که در دوران حکومت اسد نیز وجود داشت، یعنی بحران مهاجرت، قاچاق مواد مخدر و سلاح و مرگ و ویرانی گسترده. برای واشنگتن همواره مرز باریکی بین تلاش برای پروژههای ملتسازی (که احتمالا شکست میخورند) و اطمینان از حفظ مفاهیم مبهمی همچون «ثبات» و «انتقال» وجود داشته است.
اگرچه دولت ترامپ بهطور علنی ادعا میکند که همچنان از راهکار سیاسی و پایان جنگ حمایت میکند، اما واقعیتهای میدانی چیز دیگری میگویند. ایالات متحده هشدارهایی را علیه عملیات دمشق صادر کرده است، اما در عمل، واشنگتن میتوانست با کمترین تلاش دیپلماتیک جلوی پیشروی دمشق را در حمایت از سیاستهای ترجیحی خود بگیرد، ولی انتخاب کرد که چنین نکند. اینکه آیا این انفعال ناشی از بیشکاری دولت ترامپ در سطح جهانی است یا یک تصمیم آگاهانه، هنوز مشخص نیست. تام باراک، فرستاده ویژه آمریکا، در بیانیه بیستم ژانویه ۲۰۲۶ مهمترین نشانه این سیاست را بروز داد و اعلام کرد که نقش SDF در مبارزه با داعش «به میزان زیادی منقضی شده است»، بهویژه با توجه به تصمیم دولت مرکزی برای پیوستن به ائتلاف جهانی علیه داعش. این اظهارات با اولویتهای طولانیمدت آمریکا، یعنی راهکار سیاسی و شکست پایدار داعش، همسو نشان داده میشود، حتی اگر این «راهکار سیاسی» از طریق زور به دست آید.
آمریکا برای مدیریت ریسکهای امنیتی، جابهجایی هزاران جنگجوی داعشی از سوریه به عراق را آغاز کرده تا از شورشهای احتمالی در زندانها در پی تغییر قدرت جلوگیری کند. مقامات واشنگتن اکنون دستیابی به ثبات از طریق زور را نوعی بازی با کلمات میبینند که در نهایت همان نتیجه مطلوب آنها، یعنی خروج کامل نیروها در هفتهها و ماههای آینده را محقق میکند. این وضعیت نشان میدهد واشنگتن آماده است تا پرونده سوریه را با واگذاری به یک قدرت مرکزی اقتدارگرا و همسو ببندد.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.