مسکو میان تهران و واشنگتن: بازی دوگانه در سایه جنگ
روسیه در حالی بهطور همزمان در حال تقویت همکاریهای اطلاعاتی با ایران است که کانال ارتباطی خود با سازمان سیا را نیز فعال نگه داشته؛ پارادوکسی که بیش از آنکه نشانه تناقض باشد، بازتاب یک راهبرد حسابشده برای مدیریت بحران و جلوگیری از انفجار یک جنگ گستردهتر است.
علیرضا دقیقی
روسیه در حالی بهطور همزمان در حال تقویت همکاریهای اطلاعاتی با ایران است که کانال ارتباطی خود با سازمان سیا را نیز فعال نگه داشته؛ پارادوکسی که بیش از آنکه نشانه تناقض باشد، بازتاب یک راهبرد حسابشده برای مدیریت بحران و جلوگیری از انفجار یک جنگ گستردهتر است.
در میانه یکی از پیچیدهترین بحرانهای ژئوپلیتیک سالهای اخیر، اظهارات سرگئی ناریشکین درباره تماس با سیا، بار دیگر توجهها را به لایهای کمتر دیدهشده از روابط بینالملل جلب کرده است: «دیپلماسی اطلاعاتی». دیپلماسیای که نه در بیانیههای رسمی، بلکه در خطوط ارتباطی محرمانه میان سرویسهای امنیتی شکل میگیرد و گاه نقش آن از مذاکرات علنی نیز تعیینکنندهتر است.
بر اساس گزارش رسانههایی چون رویترز، تایمز آو اسرائیل، نیویورکتایمز و سیانان، تماس میان سرویس اطلاعات خارجی روسیه (SVR) و سیا در چارچوب تلاش برای مهار بحران ایران ارزیابی میشود؛ تلاشی برای جلوگیری از تبدیل یک درگیری منطقهای به تقابل مستقیم میان قدرتهای بزرگ.
دیپلماسی اطلاعاتی؛ زبان مشترک رقبا
واقعیت آن است که حتی در اوج تنش میان مسکو و واشنگتن، کانالهای ارتباطی اطلاعاتی هرگز بهطور کامل قطع نمیشوند. این تماسها—که به گفته منابع روسی «نادر اما منظم» هستند—ابزاری برای مدیریت سوءتفاهمها، انتقال پیامهای حساس و جلوگیری از محاسبه اشتباه به شمار میروند. تجربه جنگ اوکراین نیز نشان داده که چنین خطوطی میتوانند از عبور بحران از آستانههای خطرناک جلوگیری کنند.
در این چارچوب، تماس اخیر را باید بخشی از یک الگوی تثبیتشده دانست: حفظ حداقل ارتباط برای جلوگیری از حداکثر بحران.
بازی دوگانه یا تعادلسازی؟
اما آنچه این معادله را پیچیدهتر میکند، همزمانی این تماسها با گزارشهایی است که از همکاری اطلاعاتی روسیه با ایران حکایت دارند؛ از جمله ارائه دادههای ماهوارهای و اطلاعات میدانی. این وضعیت، از نگاه بسیاری از تحلیلگران، مصداق یک «بازی دوگانه» است.
با این حال، شاید تعبیر دقیقتر، «تعادلسازی فعال» باشد. روسیه در تلاش است:
• از یکسو، روابط راهبردی خود با ایران را حفظ کند؛
• و از سوی دیگر، از طریق گفتوگو با آمریکا، مانع از گسترش جنگ به سطحی شود که کنترل آن از دست همه خارج گردد.
این رویکرد، بیش از آنکه نشانه بیثباتی در سیاست خارجی کرملین باشد، بیانگر درک واقعگرایانه از خطرات یک درگیری مهارنشده است.
ایران در میانه بازی قدرتها
در این میان، پرسش کلیدی برای تهران آن است که این «دیپلماسی در سایه» چه پیامدی برای آن دارد. برخی تحلیلها هشدار میدهند که تداوم چنین تماسهایی میتواند به معنای افزایش فشار غیرمستقیم بر ایران برای کاهش تنش باشد—فشاری که نه از مسیر دیپلماتیک رسمی، بلکه از طریق تنظیم رفتار بازیگران بزرگ اعمال میشود.
از سوی دیگر، نگرانی از «تنها ماندن» نیز در برخی محافل مطرح است؛ سناریویی که در آن، روسیه در صورت بالا رفتن هزینهها، ترجیح دهد فاصله خود را با بحران حفظ کند. در همین راستا، مواضع چهرههایی چون ولودیمیر زلنسکی—که از احتمال چانهزنیهای پشتپرده سخن گفتهاند—به این تردیدها دامن زده است.
مدیریت بحران یا خرید زمان؟
در نهایت، باید پرسید این تماسها تا چه حد میتوانند به کاهش واقعی تنش منجر شوند. تجربه نشان میدهد که «دیپلماسی اطلاعاتی» بیش از آنکه راهحل نهایی باشد، ابزاری برای خرید زمان است؛ زمانی برای تنظیم مجدد معادلات، بازتعریف خطوط قرمز و جلوگیری از ورود به سناریوهای غیرقابل بازگشت.
تماس میان SVR و سیا را نباید نشانه نزدیکی مسکو و واشنگتن دانست، بلکه باید آن را بخشی از سازوکار مدیریت بحران در جهانی دانست که در آن رقابت و همکاری بهطور همزمان جریان دارند. روسیه امروز در حال راه رفتن بر لبه تیغ است: حفظ شراکت با ایران، رقابت با آمریکا، و در عین حال جلوگیری از جنگی که میتواند همه این موازنهها را بر هم بزند.
این همان چهره واقعی سیاست بینالملل در عصر جدید است: نه اتحادهای پایدار، بلکه بازیهای پیچیدهای از توازن، تماس و کنترل بحران.