|

پنجره‌ای تازه برای دیپلماسی یا گامی برای گسترش جنگ؟

اعلام رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا برای تأخیر 5 روزه در حمله به تأسیسات انرژی و برق ایران و سپس تأکید ترامپ بر گفتگو با مقامات ایرانی در باره راه های خروج از بحران جاری و خبر وی در باره 15 بندمورد گفتگو ، دو باره موجب گمانه زنی درباره آغاز دور جدیدی از گفتگوها میان ایران و امریکا شده است.ایا واقعا شرایط میدانی و ابعاد جنگ و به اصطلاح برخی از نیروهای رسانه ای دست برتر نظامی ایران و احتمال واکنش گسترده ایران به حملات ترامپ موجب اقدام رئیس جمهوری آمریکا در تعلیق چند روزه حمله به تأسیسات انرژی ایران شده است؟ یا ترامپ قصد دارد دو باره پس از آغاز دور جدید گفتگوها، جنگ را گسترش دهد؟

اعلام رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا برای تأخیر 5 روزه در حمله به تأسیسات انرژی و  برق ایران و سپس تأکید ترامپ بر گفتگو با مقامات ایرانی در باره راه های خروج از بحران جاری و خبر وی در باره   15 بندمورد گفتگو ، دو باره موجب  گمانه زنی درباره آغاز دور جدیدی از گفتگوها میان ایران و امریکا شده است.ایا واقعا شرایط میدانی و ابعاد جنگ و به اصطلاح برخی از نیروهای رسانه ای دست برتر نظامی ایران و احتمال واکنش گسترده ایران به حملات ترامپ موجب اقدام رئیس جمهوری آمریکا در تعلیق چند روزه حمله به تأسیسات انرژی ایران شده است؟ یا ترامپ قصد دارد دو باره پس از آغاز دور جدید گفتگوها، جنگ را گسترش دهد؟  

در سال گذشته در دو مرحله گفتگوهای بی حاصلی میان امریکا و ایران شکل گرفت.این گفتگوها همراه با اولتیماتم و ضرب العجلی توسط ترامپ بود .آنچه در عالم واقع روی داد این بود که ترامپ همزمان با گفتگوها آنچه را اجرایی کرد نه استمرار مذاکره بلکه اجرای ضرب العجل بود.همانگونه که میانجی عمانی بر اساس آنچه در دور دوم گفتگوها روی داده تأکید کرده  " این جنگ ساخته و پرداخته ایران نیست" بر مبنای دو تجربه پیشین، اصل برای امریکا رسیدن به اهداف اعلامی است یا بر اساس مذاکره ای که طرف ایرانی به تمام درخواست های طرف امریکایی تن دهد یا اینکه ضرب العجل مورد نظر امریکا اجرا شده است.هم در دور نخست مذاکرات و هم در دور دوم مذاکرات سال گذشته در نهایت ضرب العجل امریکا اجرا شد و جنگ جانشین ادامه مذاکرات و پیشبرد دیپلماسی شد.در دور دوم مذاکرات بنا به گفته میانجی عمانی توافق در دسترس تر بوده اما این موضوع مانع از ا؛از حملات امریکا و اسرائیل به ایران نشد!

در دور جدیدی از تحولات منطقه، دو باره امریکا طرح مذاکره همراه با یک ضرب العجل مبنی بر حمله به مراکز تولید برق ایران را رسانه ای کرده است.البته در این مرحله، ضرب العجل برای به نتیجه رسیدن مذاکرات بسیار کوتاه و دوره ای 5 روزه است. ضمن آنکه جنگ و استمرار حملات امریکا و اسرائیل همچنان ادامه دارد و آتش بسی روی نداده و توقفی در جنگ اعلام نشده است. یعنی ضرب العجل ترامپ به معنای گسترش دامنه جنگ تلقی شده است.در این موقعیت این پرسش مطرح می شود آیا الگوی دو دوره پیش در حال تکرار است و اصرار بر مذاکره تنها برای توجیه حملات بعدی امریکا است که مراکز انرژی ایران یا حتی بخشی از خاک و قلمرو ایران مورد حمله یا هدف قرار دهد یا اهداف دیگری هم وجود دارد؟پیامدهای چنین سناریوی احتمالی  هم برای منطقه و تنها ایران ،هولناک و گسترده است.

اگر در دو مرحله قبل علیرغم مذاکرات و حتی پیشرفت مذاکرات، در نهایت جنگ و حملات آمریکا و اسرائیل بود که مسیر آینده را تعیین کرد و در نتیجه این حملات شماری قابل توجه از عالی ترین و مهمترین رهبران کشور ترور شده و تعداد زیادی از فرماندهان نظامی و دانشمندان هسته ای نیز هدف قرار گرفتند .اما این حملات و ترورها به تسلیم ایران و یا از هم پاشیدن ساختار نیروی نظامی ایران منجر نشد. با این تفاوت که در مرحله پیشین جنگ ایران اقدام به حمله به اسرائیل کرد و تنها در روز اخر جنگ بخشی از تجیزات ارتباطی –نظامی امریکا در قطر مورد هدف قرار گرفت. اما در جنگ اخیر گذشته از حملات ایران و گروه های همسو به اسرائیل ،حمله گسترده و شدید به منافع آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز در دستور کار قرار داشت. در نهایت نیز ایران پس از چند دهه تهدید مبنی بر بستن تنگه هرمز در صورتی که حملات امریکا متوجه ایران شود،ایران در عمل تردد در تنگه هرمز را تحت کنترل درآورد.اینجا پرسشی طرح می شود مبنی بر اینکه آیا امریکا قصد دارد باز برای توجیه حملات گسترده تر خود از ابزار مذاکره برای استفاده داخلی استفاده و در نهایت جنگ را وارد مرحله تازه ای کند و حملات گسترده ای به زیر ساخت های انرژی ایران وارد کرده و حتی امریکا با چنین شگردی در پی خریدن وقت برای تکمیل حضور نیروهای مخصوص جنگ زمینی است تا به جزایر یا خطوط ساحلی ایران حمله کند؟یا انکه با توجه به گسترش جنگ در منطقه و ضربات سنگین به تولیدو انتقال نفت و گاز و تجارت و کشتیرانی در خلیج فارس ،واقعا این بار امریکا در پی برگشت به دیپلماسی است؟ آیا ایران هم اماده است تا در روندی دیپلماتیک مسائل موجود با امریکا را برای دستیابی به توقف پایدار جنگ حل و فصل کند؟ یعنی ایران آماده است سیاهه و فهرست مد نظر طرف امریکایی را بپذیرد؟ یا امریکا با تجدید نظر در رویکرد خود تنها به حل و فصل مسائل هسته ای اکتفا کرده و به این ترتیب راه برای اتمام پایدار جنگ و ترک مخاصمه میان ایران و گروه های همسو با امریکا و اسرائیل فراهم شده است؟

از سویی آنچه که از خلال نوشته ها و گفته های ترامپ بر می آید آمریکا علیرغم گسترش جنگ در هفته های اخیر و نامشخص بودن افق برای اتمام جنگ از طریق شکست ایران ،همچنان آنچه را به صورت علنی اعلام کرده تکرار درخواست های پیشین خود است و مشخص نیست اگر طرف امریکایی قصد دارد که  احتمالا انعطافی به خرج داده و در رویکرد خود تا حدودی تجدید نظر کند ابعاد این تجدید نظر چیست و  این مهم را چگونه به اطلاع طرف ایرانی رسانده است؟ همچنین اگر طرف امریکایی بر خواسته های حداکثری پیشین خود اصرار دارد و هیچ نشانه ای از تجدید نظر یا انعطاف در رویکرد امریکا قابل مشاهده نیست این پرسش مطرح می شود که پس چرا امریکا خبر از پیشرفت در مذاکرات با ایران داده و نیز  چگونه طرف ایرانی ممکن است با امریکا وارد گفتگو شده و در حالی به روند دیپلماتیک وارد شود که ترامپ بر خواسته های حداکثری خود اصرار دارد و ایا ممکن است ایران آزموده را باز بیازماید؟به سخن دیگر هیچ شاهد و دلایل متقنی در دست نیست که نشان دهد در شرایط حاضر اصرار ترامپ برای آغاز دور تازه ای از گفتگوها با ایران بدون انکه نشانه ای از انعطاف طرفین در مسائل جدّی مورد مناقشه قابل مشاهده باشد ایا این دور از گفتگوهای احتمالی میان طرفین مخاصمه ،پنجره ای تازه برای دیپلماسی یا گامی برای گسترش جنگ است؟ آیا نقطه تعادل بخشی برای پیشبرد مذاکرات پیدا شده؟ایا پشت پرده ،ابتکار عملی در حال رد و بدل شدن میان دستگاه های دیپلماتیک است؟ یا اینکه بر اساس طرح مذاکرات پیشین و با امید به یافتن روزنه تازه در حین گفتگو ها امکانی برای مذاکرات تازه فراهم شده است؟ آنچه در خلال روایت های رسانه ای قابل مشاهده است  این نکته است تا این لحظه هیچ نشانه ای از انعطاف طرفین برای پیشبرد مذاکرات احتمالی و اتمام پایدار جنگ در دسترس نیست.

جدای از اینکه ادعای ترامپ به واقعیت برسد و گفتگوی رسمی طرفین منازعه آغاز شود یا خیر ،به نظر می رسد بر اساس مصالح ملی طرف ایرانی باید با استفاده از توان کارشناسی کشور اماده ارائه پلن و برنامه خود برای عبور از شرایط جنگی باشد. اگر طرف امریکایی گاه و بیگاه با طرح امادگی امریکا برای اغاز دیپلماسی و یا حتی خبر و ادعای آغاز گفتگو با ایران، سعی در جلب توجه محافل داخلی و بین المللی دارد ضروری است طرف ایرانی نیز با ابتکار عمل های واقع بینانه ، منافع ملی ایران را تعقیب و پلن و برنامه خود برای عبور از این شرایط را به روشنی روی میز قرار دهد. از آنجا که هیچ جنگی ابدی نیست و معمولا با مذاکره جنگ ها به اتمام می رسد ،باید طرف ایرانی به افکار عمومی در منطقه و دیگر کشورهای دنیا نشان دهد که اگر چه آغازگر جنگ نبوده و این ایران است که  از طرف امریکا و اسرائیل مورد حمله قرار گرفته اما این واقعیت موجب  نمی شود که ایران برای آغاز فرایند دیپلماتیک بی میل باشد و این امادگی در کشور وجود داشته و دارد که طرح جدّی و ابتکاری ایران برای گذر از شرایط جنگی و ترک پایدار مخاصمه در عرصه بین المللی ارائه شود تا از طرف ایران روزنه ای برای آغاز دیپلماسی گشوده شود.ابتکار عملی که واقع بینی و حفظ مصالح و منافع ملی پایه های آن باشد و راه را برای برگشت آرامش پایدار و رفع سایه جنگ و رفع تحریم ها  فراهم سازد.چنین ابتکار عملی می تواند راه را برای مشارکت جامعه بین المللی و تشدید تلاش ها برای آغاز فرایند دیپلماسی هموار سازد. این اقدام نشانگر اراده راسخ ایران برای عبور خردمندانه از شرایط جنگی محسوب می شود و فشار مضاعفی به  طرف های جنگ طلب وارد خواهد ساخت.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.