|

اقتصاد ژئوپلیتیک بازدارندگی در خلیج فارس

انرژی، قدرت و شکنندگی نظم اقتصادی جهانی

در نظام بین‌الملل معاصر، برخی مناطق به دلیل تمرکز قدرت نظامی یا رقابت‌های ایدئولوژیک اهمیت می‌یابند؛ اما اهمیت خلیج فارس از جنس دیگری است. جایگاه این منطقه در ساختار اقتصاد جهانی به گونه‌ای است که امنیت آن مستقیماً با ثبات بازارهای انرژی، تجارت بین‌المللی و رشد اقتصادی جهان پیوند خورده است.

سعید خادمی*

 

 

در نظام بین‌الملل معاصر، برخی مناطق به دلیل تمرکز قدرت نظامی یا رقابت‌های ایدئولوژیک اهمیت می‌یابند؛ اما اهمیت خلیج فارس از جنس دیگری است. جایگاه این منطقه در ساختار اقتصاد جهانی به گونه‌ای است که امنیت آن مستقیماً با ثبات بازارهای انرژی، تجارت بین‌المللی و رشد اقتصادی جهان پیوند خورده است. 

در بسیاری از نقاط جهان، مفهوم بازدارندگی عمدتاً در چارچوب موازنه‌های نظامی تعریف می‌شود. اما در خلیج فارس، بازدارندگی تنها محصول قدرت نظامی نیست. در این منطقه، اقتصاد جهانی خود بخشی از معماری بازدارندگی است. تمرکز کم‌نظیر منابع انرژی، وابستگی اقتصادهای بزرگ جهان به این منابع و شکنندگی مسیرهای انتقال انرژی باعث شده است که هرگونه بحران امنیتی در این منطقه پیامدهایی جهانی داشته باشد. 

به همین دلیل، تحلیل امنیت خلیج فارس بدون درک منطق ژئواکونومیک آن ناقص خواهد بود.

 

خلیج فارس در قلب سیستم انرژی جهان 

طبق داده‌های اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده (EIA)، روزانه حدود ۲۰ تا ۲۱ میلیون بشکه نفت و فرآورده‌های نفتی از تنگه هرمز عبور می‌کند. این میزان تقریباً یک‌پنجم مصرف روزانه نفت جهان را تشکیل می‌دهد و تنگه هرمز را به مهم‌ترین گلوگاه انرژی در اقتصاد جهانی تبدیل کرده است. 

علاوه بر نفت، بخش قابل توجهی از تجارت گاز طبیعی مایع نیز از این مسیر انجام می‌شود. قطر به عنوان یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان LNG جهان سالانه ده‌ها میلیون تن گاز طبیعی مایع را از طریق همین مسیر به بازارهای جهانی منتقل می‌کند. 

از منظر جغرافیایی نیز تنگه هرمز یک مسیر بسیار محدود است. عرض این گذرگاه در باریک‌ترین نقاط به حدود چهل کیلومتر می‌رسد و مسیرهای کشتیرانی آن به چند خط عبور مشخص محدود می‌شود. چنین تمرکزی از زیرساخت‌های حیاتی انرژی در یک گذرگاه محدود، این منطقه را به یکی از حساس‌ترین نقاط اقتصاد جهانی تبدیل کرده است. 

 

وابستگی آسیایی به انرژی خلیج فارس 

در دهه‌های اخیر الگوی تقاضای جهانی انرژی به شکل چشمگیری تغییر کرده است. در حالی که در گذشته ایالات متحده و اروپا مهم‌ترین مشتریان نفت خلیج فارس بودند، امروز بخش عمده صادرات انرژی این منطقه به آسیا منتقل می‌شود. 

چین اکنون بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان است و بخش قابل توجهی از واردات انرژی خود را از خلیج فارس تأمین می‌کند. هند نیز به سرعت در حال افزایش وابستگی خود به نفت این منطقه است. علاوه بر این، اقتصادهای صنعتی شرق آسیا مانند ژاپن و کره جنوبی همچنان به شدت به واردات انرژی از خلیج فارس وابسته‌اند. 

برآوردها نشان می‌دهد که حدود هفتاد درصد نفت عبوری از تنگه هرمز به بازارهای آسیایی منتقل می‌شود. این وابستگی باعث شده است که امنیت خلیج فارس برای اقتصادهای آسیایی اهمیتی حیاتی داشته باشد. 

 

شکنندگی بازار جهانی نفت 

بازار جهانی نفت اغلب به عنوان بازاری انعطاف‌پذیر توصیف می‌شود، اما بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد که این بازار در برابر شوک‌های عرضه آسیب‌پذیر است. یکی از مهم‌ترین شاخص‌ها در این زمینه ظرفیت مازاد تولید است؛ یعنی میزانی از تولید که می‌تواند در صورت اختلال در عرضه به سرعت وارد بازار شود. 

طبق برآوردهای آژانس بین‌المللی انرژی (IEA)، ظرفیت مازاد جهانی نفت معمولاً در حدود سه تا سه و نیم میلیون بشکه در روز قرار دارد. بخش عمده این ظرفیت نیز در اختیار تعداد محدودی از تولیدکنندگان قرار دارد. 

با رخ دادن اختلال چند میلیون بشکه‌ای در صادرات نفت خلیج فارس، بازار جهانی به سختی قادر به جبران سریع آن خواهد بود و ساختار بازار انرژی جهانی نسبت به اختلالات عرضه بسیار حساس است. 

 

اقتصاد نامتقارن درگیری 

تحولات فناوری نظامی در دهه‌های اخیر ماهیت درگیری در محیط‌های دریایی را تغییر داده است. ظهور سامانه‌های پهپادی، موشک‌های دقیق و فناوری‌های انکار دسترسی دریایی باعث شده است که ایجاد اختلال در مسیرهای حمل‌ونقل انرژی با هزینه‌ای نسبتاً پایین امکان‌پذیر شود. 

در مقابل، حفاظت از زیرساخت‌های انرژی و خطوط کشتیرانی به سامانه‌های دفاعی پیشرفته و پرهزینه نیاز دارد. این عدم تقارن اقتصادی باعث می‌شود که حتی تنش‌های محدود نیز بتوانند هزینه‌های قابل توجهی بر تجارت انرژی و حمل‌ونقل دریایی تحمیل کنند. 

در منطقه‌ای مانند خلیج فارس که بخش بزرگی از انرژی جهان از یک مسیر دریایی محدود عبور می‌کند، چنین عدم تقارنی اهمیت راهبردی ویژه‌ای پیدا می‌کند. 

 

سناریوی شوک انرژی 

بروز بحران منطقه‌ای اخیر باعث کاهش صادرات نفت خلیج فارس بیش از ظرفیت مازاد تولید در بازار جهانی شده است. 

در چنین شرایطی شاهد افزایش شدید قیمت نفت هستیم. تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد که حتی کاهش‌های محدود در عرضه جهانی نفت می‌تواند افزایش قابل توجهی در قیمت‌ها ایجاد کند. 

افزایش قیمت انرژی نیز معمولا  پیامدهای گسترده‌ای برای اقتصاد جهانی دارد: افزایش تورم، فشار بر اقتصادهای واردکننده انرژی و کاهش رشد اقتصادی در بسیاری از کشورها. 

 

پارادوکس امنیتی خلیج فارس 

ساختار ژئوپلیتیک خلیج فارس با نوعی پارادوکس همراه است. بسیاری از کشورهای عربی منطقه امنیت خود را در چارچوب همکاری‌های نظامی با ایالات متحده تعریف کرده‌اند و حضور نظامی آمریکا یکی از عناصر اصلی نظم امنیتی منطقه محسوب می‌شود. 

در مقابل، روابط اقتصادی این کشورها به طور فزاینده‌ای با اقتصادهای آسیایی گسترش یافته است. چین اکنون بزرگ‌ترین شریک تجاری بسیاری از کشورهای خلیج فارس است و نقش مهمی در بازار انرژی منطقه دارد. 

این وضعیت نوعی دوگانگی ساختاری ایجاد کرده است:   امنیت منطقه‌ای در چارچوب معماری امنیتی غرب تعریف می‌شود، در حالی که پویایی اقتصادی منطقه به طور فزاینده‌ای با اقتصادهای آسیایی پیوند خورده است. 

 

اقتصاد جهانی به عنوان سازوکار بازدارندگی 

در چنین محیطی، هزینه‌های اقتصادی بالقوه هرگونه بی‌ثباتی در خلیج فارس آن‌قدر گسترده است که خود به بخشی از سازوکار بازدارندگی تبدیل می‌شود. هرگونه اختلال جدی در جریان انرژی می‌تواند پیامدهایی فراتر از منطقه ایجاد کند: افزایش قیمت انرژی، فشار تورمی بر اقتصادهای جهانی و اختلال در زنجیره‌های تأمین. 

به همین دلیل، امنیت خلیج فارس تنها یک مسئله منطقه‌ای نیست، بلکه بخشی از ثبات اقتصاد جهانی محسوب می‌شود. 

خلیج فارس همچنان یکی از مهم‌ترین نقاط ژئوپلیتیک جهان باقی خواهد ماند. تمرکز منابع انرژی، شکنندگی مسیرهای انتقال و وابستگی اقتصادهای بزرگ جهان به این منطقه باعث شده است که هرگونه بحران در آن پیامدهایی جهانی داشته باشد. 

در چنین شرایطی، بازدارندگی در خلیج فارس تنها در میدان نظامی تعریف نمی‌شود. واقعیت این است که اقتصاد جهانی خود بخشی از سازوکار بازدارندگی در این منطقه است. 

امنیت پایدار در خلیج فارس در نهایت به تعامل پیچیده میان انرژی، اقتصاد و ژئوپلیتیک وابسته خواهد بود؛ تعاملی که سرنوشت آن نه تنها برای بازیگران منطقه‌ای بلکه برای ثبات اقتصاد جهانی نیز اهمیت بنیادین دارد.

* مشاور رئیس سازمان بهزیستی کشور و راهبر روابط عمومی و امور بین الملل

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.