|
کدخبر: 305210

موج ششم کرونا

بعد از هفته‌ها سکوت مسئولین، حالا باید منتظر بحرانی دیگر باشیم. وزارت بهداشت اعلام کرده که موج ششم کرونا در پیش است و به‌زودی آمار مبتلایان و فوتی‌ها جهش قابل‌توجهی خواهد یافت. شاید جالب باشد زمانی که تمام دنیا از آمار فزاینده مبتلایان به سویه امیکرون صحبت می‌کردند و قوانین محدودیتی را سفت‌و‌سخت برقرار کرده بودند، انگار این ویروس دور کشور ما را خط کشیده بود و اصلا این‌ورها پیدایش نبود. غافل از اینکه ما نیز با آمار فزاینده سویه امیکرون ویروس کرونا روبه‌رو بودیم اما از آنجا که علائم آن خفیف بود، به‌راحتی همه به‌عنوان سرماخوردگی درمان‌ شده و بنابراین هیچ‌گونه هشداری داده نشد. حاصل این کار همین موج ششمی است که وارد آن شده‌ایم و معلوم نیست که این‌بار چقدر باید تلفات بدهیم. درست که سویه امیکرون شدت کمتری از سویه‌های پیشین دارد اما قدرت درگیری و سرایت آن خیلی بیشتر بوده و بنابراین حجم بیشتری از افراد را می‌تواند مبتلا کند. این بدان معناست که باوجود شدت کمتر بیماری، در حالت کلی تعداد مبتلایانی که نیاز به بستری دارند، زیاد خواهد بود. معلوم نیست که بیمارستان‌ها و کادر درمان توانایی مقابله با موج دیگری از بیماری را داشته باشند یا خیر. به هر صورت این‌طور‌که مشخص است بار دیگر باید با کمترین امکانات به جنگ بی‌تدبیری‌ها و بی‌کفایتی‌ها برویم. بگذریم. نکته مهم دیگری که این موج اخیر به ما یادآوری کرد، قدرت کماکان فزاینده کروناست. قبل از آن، این تصور وجود داشت که از شدت کرونا کاسته شده است. البته باید اذعان داشت که حجم بالای واکسیناسیون به شکل قابل‌توجهی از مرگ‌و‌میرهای کووید19 کاسته است. بخش‌هایی که تا پیش از این از مبتلایان به کووید پر بود، یکی پس از دیگری خالی شد و دیگر صحبت از آن بود که واکسیناسیون مکرر و سالانه می‌تواند کووید را تبدیل به یک بیماری فصلی کند. اما سویه امیکرون نشان داد که دست‌کم‌گرفتن بیماری و ساده‌انگاشتن آن عملا می‌تواند ما را با هجمه‌ای دیگر روبه‌رو کند. گاهی با خودم فکر می‌کنم که آیا ما جهان پساکرونا را خواهیم دید‌ و هر‌چه بیشتر می‌گذرد، احساس می‌کنم به‌جای گذشتن از کرونا باید آن را به‌عنوان بخشی از زندگی خود بپذیریم و نشانه‌های کرونا مثل ماسک دیگر به نشانه‌ای از بدن ما تبدیل خواهد شد. یادم هست اوایل که کرونا آمده بود و ما به‌عنوان کادر درمان باید هر‌روز باوجود قرنطینه و تعطیلی بر سر کارمان حضور می‌یافتیم، تند و تند از خودمان با ماسک، لباس و گان و... عکس می‌گرفتیم، با این تصور که این شرایط چند‌صباحی خواهد ماند و به خاطرات خواهد پیوست. پس خواستیم که خاطراتمان را حفظ کنیم. نمی‌دانستیم کرونا از این به بعد بخشی از هویت ما خواهد بود؛ هویتی که بیش‌از‌پیش ضعف و جهالتمان را به رخ خواهد کشید.

بعد از هفته‌ها سکوت مسئولین، حالا باید منتظر بحرانی دیگر باشیم. وزارت بهداشت اعلام کرده که موج ششم کرونا در پیش است و به‌زودی آمار مبتلایان و فوتی‌ها جهش قابل‌توجهی خواهد یافت. شاید جالب باشد زمانی که تمام دنیا از آمار فزاینده مبتلایان به سویه امیکرون صحبت می‌کردند و قوانین محدودیتی را سفت‌و‌سخت برقرار کرده بودند، انگار این ویروس دور کشور ما را خط کشیده بود و اصلا این‌ورها پیدایش نبود. غافل از اینکه ما نیز با آمار فزاینده سویه امیکرون ویروس کرونا روبه‌رو بودیم اما از آنجا که علائم آن خفیف بود، به‌راحتی همه به‌عنوان سرماخوردگی درمان‌ شده و بنابراین هیچ‌گونه هشداری داده نشد. حاصل این کار همین موج ششمی است که وارد آن شده‌ایم و معلوم نیست که این‌بار چقدر باید تلفات بدهیم. درست که سویه امیکرون شدت کمتری از سویه‌های پیشین دارد اما قدرت درگیری و سرایت آن خیلی بیشتر بوده و بنابراین حجم بیشتری از افراد را می‌تواند مبتلا کند. این بدان معناست که باوجود شدت کمتر بیماری، در حالت کلی تعداد مبتلایانی که نیاز به بستری دارند، زیاد خواهد بود. معلوم نیست که بیمارستان‌ها و کادر درمان توانایی مقابله با موج دیگری از بیماری را داشته باشند یا خیر. به هر صورت این‌طور‌که مشخص است بار دیگر باید با کمترین امکانات به جنگ بی‌تدبیری‌ها و بی‌کفایتی‌ها برویم. بگذریم. نکته مهم دیگری که این موج اخیر به ما یادآوری کرد، قدرت کماکان فزاینده کروناست. قبل از آن، این تصور وجود داشت که از شدت کرونا کاسته شده است. البته باید اذعان داشت که حجم بالای واکسیناسیون به شکل قابل‌توجهی از مرگ‌و‌میرهای کووید19 کاسته است. بخش‌هایی که تا پیش از این از مبتلایان به کووید پر بود، یکی پس از دیگری خالی شد و دیگر صحبت از آن بود که واکسیناسیون مکرر و سالانه می‌تواند کووید را تبدیل به یک بیماری فصلی کند. اما سویه امیکرون نشان داد که دست‌کم‌گرفتن بیماری و ساده‌انگاشتن آن عملا می‌تواند ما را با هجمه‌ای دیگر روبه‌رو کند. گاهی با خودم فکر می‌کنم که آیا ما جهان پساکرونا را خواهیم دید‌ و هر‌چه بیشتر می‌گذرد، احساس می‌کنم به‌جای گذشتن از کرونا باید آن را به‌عنوان بخشی از زندگی خود بپذیریم و نشانه‌های کرونا مثل ماسک دیگر به نشانه‌ای از بدن ما تبدیل خواهد شد. یادم هست اوایل که کرونا آمده بود و ما به‌عنوان کادر درمان باید هر‌روز باوجود قرنطینه و تعطیلی بر سر کارمان حضور می‌یافتیم، تند و تند از خودمان با ماسک، لباس و گان و... عکس می‌گرفتیم، با این تصور که این شرایط چند‌صباحی خواهد ماند و به خاطرات خواهد پیوست. پس خواستیم که خاطراتمان را حفظ کنیم. نمی‌دانستیم کرونا از این به بعد بخشی از هویت ما خواهد بود؛ هویتی که بیش‌از‌پیش ضعف و جهالتمان را به رخ خواهد کشید.