|
کدخبر: 304604

نیم‌نگاهی به گذشته و آینده رابطه تهران-مسکو

همسایه ما روسیه

تالیران، وزیر امور خارجه ناپلئون یک بار گفته بود که «روسیه هیچ‌گاه به آن مقدار که به نظر می‌رسد قوی نبوده و هیچ‌گاه آن مقدار ضعیف نبوده است که به نظر می‌رسد». این سخن در 200 سال اخیر به کسانی دیگر مانند مترنیخ و چرچیل هم منتسب شده است که نشان‌دهنده تأیید مکرر این مفهوم توسط افراد مختلف است. ولادیمیر پوتین در سخنرانی خود در ماه می ‌2002 می‌گوید که «روسیه هیچ‌گاه آن اندازه که آرزو داشته قدرتمند نبوده و هیچ‌گاه به آن مقدار که دیگران فکر می‌کنند، ضعیف نبوده است». این نشان می‌دهد که روسیه یک مفهوم ویژه از لحاظ نژادی، جمعیت‌شناسی، جغرافیایی، ژئوپلیتیک، اقتصادی و سیاسی است. به همین منظور از شناخت روسیه و مؤلفه‌های فرهنگ و قدرت این کشور نباید غافل بود. به‌خصوص برای ما ایرانیان، روسیه علاوه بر همه ویژگی‌های شمرده‌شده، یک همسایه است.
همین‌جا بگویم که یکی از بزرگ‌ترین و عمیق‌ترین تحولات در سیاست خارجی مفهومی تاریخی به نام ایران از 3000 سال قبل تاکنون، فروپاشی اتحاد شوروی بوده است. این حادثه فرصت‌های متعددی را برای ایران فراهم کرد. فرصت‌هایی که یک‌به‌یک در دوره‌های مختلف از جمله پیمان اتحاد 1723 با روسیه در رشت، معاهده گلستان 1813 و معاهده ترکمانچای 1828 از دست رفته بود. انقلاب بلشویکی روسیه در اکتبر 1917 فرصتی به ایرانیان داد تا از بندهای تسلط همه‌جانبه روسیه تزاری آزاد شوند، اما این بار روسیه در لباس اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی تهدید تازه‌ای برای ایران شد. سیاست‌مداران ایرانی در امضای قرارداد معاهده مودت 1921 و توافق قوام-سادچیکف 1946 تا اندازه‌ای که توانستند از منافع ایران دفاع کردند، اما معجون قدرت نظامی ارتش سرخ همراه با اندیشه مارکسیستی در همه جای جهان کشورها را به تسلیم و زانوزدن واداشت. این تنها و تنها ایران بود که توانست در برابر شوروی در آن دوران سخت مقاومت کند.
پس از فروپاشی اتحاد شوروی، فدراسیون روسیه همچنان همسایه ماست، گو اینکه ما مرز مشترکی با این کشور نداریم و کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز که به لحاظ فرهنگی و تاریخی با ایران نزدیک‌ترند اکنون حائل بین روسیه و ایران هستند، اما از یاد نبریم که این تغییر استراتژیک از اهمیت روابط ایران و روسیه کم نمی‌کند. روسیه کشوری استثنائی است؛ بنابراین باید به صورت ویژه آن را تحلیل کرد. بزرگ‌ترین پهنه جغرافیایی جهان، با منابع طبیعی وسیع از جمله ذخایر نفت و گاز و زغال سنگ و معادن فلزات نادر، دسترسی به دریاها و اقیانوس‌های متعدد و جمعیت نسبتا کم، ارتش قوی و بازیگر در فضا و تولیدکننده سلاح‌های پیشرفته در کارنامه این کشور است. تحولات اقلیمی و گرمایش زمین که برای تمام مردمان جهان خسارت به بار آورده است، برای روسیه باعث پیدایش کریدورهای متعدد دریایی جهت حمل‌ونقل کشتی‌ها شده است. گرچه در درازمدت نابودی پرمافراست برای توازن زیستی موجودات زنده مناسب نیست، اما برای روسیه موجب اضافه‌شدن سرزمین‌های مستعد کشاورزی شده است.
روسیه یک کشور اقتدارگراست. رهبران این کشور تجربه تلخی از دوران پس از فروپاشی و نزدیک‌شدن به غرب دارند. دوره یلتسین (1992-2000) و وزیر خارجه‌اش آندره کوزیرف که ادعا می‌کردند که ما جزئی از فضای یورو-آتلانتیزم هستیم، باعث سقوط اقتصاد، رشد تورم، بی‌کاری زیاد و جنگ‌های داخلی شد. جنگی که به کشته‌شدن بی‌گناهان در چچن، مسکو و داغستان انجامید. پوتین به بهانه مبارزه با تروریسم و بازگردانی اقتصاد روسیه به روزهای اتحاد شوروی به کرملین آمد. در روزهای آخر زمام‌داری یلتسین وضع آن‌قدر بد بود که بازگشت به دوره قبل که به دلیل وخامت اوضاع رژیم شوروی از هم فروپاشید، از آرزوها و آمال مردم روسیه شده بود. منابع سرمایه‌ای، وزارتخانه‌ها، شرکت‌ها، کارخانجات بزرگ و بانک‌ها با دخالت کشورهای غربی و شرکت‌های بین‌المللی به تاراج برده شده و به اصطلاح خصوصی شدند. پوتین با اندیشه‌های ملی‌گرایانه و احتراز از بیرون‌بردن ثروت مردم توسط شرکت‌های تازه‌خصوصی‌شده و تاخت و تاز گروه جدید پولدار قدرتمند (الیگارش) به تدریج اقتصاد روسیه را بهبود بخشید. حادثه 11 سپتامبر 2001 و معطوف‌شدن نظر غرب به تهدیدات از جانب گروه‌های غیردولتی و افزایش قیمت نفت تا 2014 به پوتین در این زمینه کمک شایانی کرد. هم‌زمان پوتین رقبای خود را یکی‌یکی از میدان بیرون راند. شرکت‌های برخی را از طریق اعمال مالیات به ورشکستگی رساند و مدیرانش را به زندان فرستاد. برخی دیگر خودکشی کردند و دیگرانی بودند که مسموم شدند. پوتین برای مقابله با نفوذ خزنده ناتو به مرزهای روسیه چاره‌ای جز حمله نظامی و اشغال شبه‌جزیره کریمه در 2014 ندید. از آن زمان روابط غرب و روسیه در کش و قوس است. دیروز بایدن گفت که مطمئن است روسیه به شرق اوکراین حمله می‌کند. این یعنی مجموعه تحریم‌های جدیدی علیه روسیه تدارک دیده شده است.
در این سو، مردم ایران از استعمار روسیه تزاری رهایی یافتند. از اندیشه کمونیستی هم جان سالم به در بردند. اینک با فرصت‌هایی که فروپاشی شوروی برای ایران به ارمغان آورده است، به جای احساس تهدید از همسایگان شمالی و به‌خصوص روسیه، بهتر است به فکر استفاده از فرصت‌ها باشیم. این اندیشه از گذشته در ذهن سیاست‌مداران ایران بوده است. در تابستان 1989 آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی که رئیس مجلس بود به مسکو سفر کرد. در حضور وی و گورباچف، رهبر وقت شوروی، اسناد همکاری‌های اقتصادی، بازرگانی، فناوری، نظامی و آموزشی بین دو کشور امضا شد. این توافق‌ها 10ساله بود و پایه‌های روابط جدید و متوازن بین دو کشور را بنا نهاد. این توافق‌ها در مارس 2001 با سفر آقای سید محمد خاتمی تمدید شد. این بار مدت قرارداد 20 سال بود. اینک بر پایه همان توافق‌ها، در سفر آقای رئیسی اسناد همکاری‌های مشترک بین دو کشور امضا خواهند شد. به نظر من این توافق‌ها برای همکاری مناسب هستند، به‌خصوص زمانی که در نظر داشته باشیم که روسیه می‌تواند بازاری برای کالاهای کشاورزی، باغبانی و محصولات صنعتی با فناوری‌های متوسط باشد. از لحاظ سیاسی نیز دو کشور در مسائل منطقه‌ای از جمله طرفداری از دولت سوریه، مسئله نگاه به شرق و مخالفت با یک‌جانبه‌گرایی آمریکا متفق‌القول هستند. از لحاظ آموزشی نیز ما می‌توانیم با دانشگاه‌ها، فرهنگستان‌ها و مراکز پژوهشی روسیه کار کنیم.
برخی از دوستان خرده گرفتند که چرا در فرودگاه مسکو وزیر انرژی روسیه از آقای رئیسی استقبال کرده است. پروتکل‌های تشریفاتی به‌صورت عمومی در جهان براساس رویه متقابل است. در 2017 که پوتین برای نشست سه‌جانبه رؤسای جمهور ایران، روسیه و آذربایجان وارد تهران شد، مورد استقبال مسعود کرباسیان وزیر امور اقتصادی و دارایی قرار گرفت. ضمن اینکه اگر کشوری برای رسیدن به اهداف خود برای سفر به کشوری دیگر برنامه‌ریزی کرده باشد، مسائل ظاهری نباید دست‌وپاگیر باشد.
اولین سفر من به مسکو در آوریل 1982 بود و آخرین آن در اکتبر 2020. در این مدت با نخبگان و روشنفکران روسی کم و بیش بحث کرده‌ام. کتابی در دست چاپ دارم به نام انرژی در روسیه که در آن به تفصیل درمورد رابطه جامعه روسی و فرهنگ هیدروکربوری بحث شده است. اتفاقا پوتین رساله دکترای خود را درباره نقش انرژی در تقویت و توسعه منافع ملی روسیه نوشته است. به نظر من، با وجود تاریخ تلخ گذشته، می‌توانیم روابطی متوازن با روسیه داشته باشیم. به‌خصوص در دو بخش انرژی و آموزش عالی. فراموش نکنیم یکی از دلایلی که قیمت نفت را از هر بشکه برنت 15 دلار در 2020 به 88 دلار در امروز رساند همکاری روسیه و اوپک در چارچوب اوپک‌پلاس بوده است.
نتیجه‌گیری آن است که ایران باید برای آینده خود اهداف درازمدت مبتنی بر توسعه پایدار داشته باشد. استراتژی‌های مناسب برای چنین اهدافی داشتن رابطه نزدیک و همه‌جانبه با دیگر کشورها به‌خصوص همسایگان است. سیاست‌گذاری صحیح آن است که جامعه روش‌های ازدیاد تجارت ایران با پیرامونش را دنبال کند. برنامه‌ریزی مبتنی بر سیاست‌گذاری‌ها حکم می‌کند که با روسیه به صورت متوازن واردات و صادرات داشته باشیم. در این بخش نباید از همکاری‌های آموزشی نیز غافل بود.

تالیران، وزیر امور خارجه ناپلئون یک بار گفته بود که «روسیه هیچ‌گاه به آن مقدار که به نظر می‌رسد قوی نبوده و هیچ‌گاه آن مقدار ضعیف نبوده است که به نظر می‌رسد». این سخن در 200 سال اخیر به کسانی دیگر مانند مترنیخ و چرچیل هم منتسب شده است که نشان‌دهنده تأیید مکرر این مفهوم توسط افراد مختلف است. ولادیمیر پوتین در سخنرانی خود در ماه می ‌2002 می‌گوید که «روسیه هیچ‌گاه آن اندازه که آرزو داشته قدرتمند نبوده و هیچ‌گاه به آن مقدار که دیگران فکر می‌کنند، ضعیف نبوده است». این نشان می‌دهد که روسیه یک مفهوم ویژه از لحاظ نژادی، جمعیت‌شناسی، جغرافیایی، ژئوپلیتیک، اقتصادی و سیاسی است. به همین منظور از شناخت روسیه و مؤلفه‌های فرهنگ و قدرت این کشور نباید غافل بود. به‌خصوص برای ما ایرانیان، روسیه علاوه بر همه ویژگی‌های شمرده‌شده، یک همسایه است.
همین‌جا بگویم که یکی از بزرگ‌ترین و عمیق‌ترین تحولات در سیاست خارجی مفهومی تاریخی به نام ایران از 3000 سال قبل تاکنون، فروپاشی اتحاد شوروی بوده است. این حادثه فرصت‌های متعددی را برای ایران فراهم کرد. فرصت‌هایی که یک‌به‌یک در دوره‌های مختلف از جمله پیمان اتحاد 1723 با روسیه در رشت، معاهده گلستان 1813 و معاهده ترکمانچای 1828 از دست رفته بود. انقلاب بلشویکی روسیه در اکتبر 1917 فرصتی به ایرانیان داد تا از بندهای تسلط همه‌جانبه روسیه تزاری آزاد شوند، اما این بار روسیه در لباس اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی تهدید تازه‌ای برای ایران شد. سیاست‌مداران ایرانی در امضای قرارداد معاهده مودت 1921 و توافق قوام-سادچیکف 1946 تا اندازه‌ای که توانستند از منافع ایران دفاع کردند، اما معجون قدرت نظامی ارتش سرخ همراه با اندیشه مارکسیستی در همه جای جهان کشورها را به تسلیم و زانوزدن واداشت. این تنها و تنها ایران بود که توانست در برابر شوروی در آن دوران سخت مقاومت کند.
پس از فروپاشی اتحاد شوروی، فدراسیون روسیه همچنان همسایه ماست، گو اینکه ما مرز مشترکی با این کشور نداریم و کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز که به لحاظ فرهنگی و تاریخی با ایران نزدیک‌ترند اکنون حائل بین روسیه و ایران هستند، اما از یاد نبریم که این تغییر استراتژیک از اهمیت روابط ایران و روسیه کم نمی‌کند. روسیه کشوری استثنائی است؛ بنابراین باید به صورت ویژه آن را تحلیل کرد. بزرگ‌ترین پهنه جغرافیایی جهان، با منابع طبیعی وسیع از جمله ذخایر نفت و گاز و زغال سنگ و معادن فلزات نادر، دسترسی به دریاها و اقیانوس‌های متعدد و جمعیت نسبتا کم، ارتش قوی و بازیگر در فضا و تولیدکننده سلاح‌های پیشرفته در کارنامه این کشور است. تحولات اقلیمی و گرمایش زمین که برای تمام مردمان جهان خسارت به بار آورده است، برای روسیه باعث پیدایش کریدورهای متعدد دریایی جهت حمل‌ونقل کشتی‌ها شده است. گرچه در درازمدت نابودی پرمافراست برای توازن زیستی موجودات زنده مناسب نیست، اما برای روسیه موجب اضافه‌شدن سرزمین‌های مستعد کشاورزی شده است.
روسیه یک کشور اقتدارگراست. رهبران این کشور تجربه تلخی از دوران پس از فروپاشی و نزدیک‌شدن به غرب دارند. دوره یلتسین (1992-2000) و وزیر خارجه‌اش آندره کوزیرف که ادعا می‌کردند که ما جزئی از فضای یورو-آتلانتیزم هستیم، باعث سقوط اقتصاد، رشد تورم، بی‌کاری زیاد و جنگ‌های داخلی شد. جنگی که به کشته‌شدن بی‌گناهان در چچن، مسکو و داغستان انجامید. پوتین به بهانه مبارزه با تروریسم و بازگردانی اقتصاد روسیه به روزهای اتحاد شوروی به کرملین آمد. در روزهای آخر زمام‌داری یلتسین وضع آن‌قدر بد بود که بازگشت به دوره قبل که به دلیل وخامت اوضاع رژیم شوروی از هم فروپاشید، از آرزوها و آمال مردم روسیه شده بود. منابع سرمایه‌ای، وزارتخانه‌ها، شرکت‌ها، کارخانجات بزرگ و بانک‌ها با دخالت کشورهای غربی و شرکت‌های بین‌المللی به تاراج برده شده و به اصطلاح خصوصی شدند. پوتین با اندیشه‌های ملی‌گرایانه و احتراز از بیرون‌بردن ثروت مردم توسط شرکت‌های تازه‌خصوصی‌شده و تاخت و تاز گروه جدید پولدار قدرتمند (الیگارش) به تدریج اقتصاد روسیه را بهبود بخشید. حادثه 11 سپتامبر 2001 و معطوف‌شدن نظر غرب به تهدیدات از جانب گروه‌های غیردولتی و افزایش قیمت نفت تا 2014 به پوتین در این زمینه کمک شایانی کرد. هم‌زمان پوتین رقبای خود را یکی‌یکی از میدان بیرون راند. شرکت‌های برخی را از طریق اعمال مالیات به ورشکستگی رساند و مدیرانش را به زندان فرستاد. برخی دیگر خودکشی کردند و دیگرانی بودند که مسموم شدند. پوتین برای مقابله با نفوذ خزنده ناتو به مرزهای روسیه چاره‌ای جز حمله نظامی و اشغال شبه‌جزیره کریمه در 2014 ندید. از آن زمان روابط غرب و روسیه در کش و قوس است. دیروز بایدن گفت که مطمئن است روسیه به شرق اوکراین حمله می‌کند. این یعنی مجموعه تحریم‌های جدیدی علیه روسیه تدارک دیده شده است.
در این سو، مردم ایران از استعمار روسیه تزاری رهایی یافتند. از اندیشه کمونیستی هم جان سالم به در بردند. اینک با فرصت‌هایی که فروپاشی شوروی برای ایران به ارمغان آورده است، به جای احساس تهدید از همسایگان شمالی و به‌خصوص روسیه، بهتر است به فکر استفاده از فرصت‌ها باشیم. این اندیشه از گذشته در ذهن سیاست‌مداران ایران بوده است. در تابستان 1989 آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی که رئیس مجلس بود به مسکو سفر کرد. در حضور وی و گورباچف، رهبر وقت شوروی، اسناد همکاری‌های اقتصادی، بازرگانی، فناوری، نظامی و آموزشی بین دو کشور امضا شد. این توافق‌ها 10ساله بود و پایه‌های روابط جدید و متوازن بین دو کشور را بنا نهاد. این توافق‌ها در مارس 2001 با سفر آقای سید محمد خاتمی تمدید شد. این بار مدت قرارداد 20 سال بود. اینک بر پایه همان توافق‌ها، در سفر آقای رئیسی اسناد همکاری‌های مشترک بین دو کشور امضا خواهند شد. به نظر من این توافق‌ها برای همکاری مناسب هستند، به‌خصوص زمانی که در نظر داشته باشیم که روسیه می‌تواند بازاری برای کالاهای کشاورزی، باغبانی و محصولات صنعتی با فناوری‌های متوسط باشد. از لحاظ سیاسی نیز دو کشور در مسائل منطقه‌ای از جمله طرفداری از دولت سوریه، مسئله نگاه به شرق و مخالفت با یک‌جانبه‌گرایی آمریکا متفق‌القول هستند. از لحاظ آموزشی نیز ما می‌توانیم با دانشگاه‌ها، فرهنگستان‌ها و مراکز پژوهشی روسیه کار کنیم.
برخی از دوستان خرده گرفتند که چرا در فرودگاه مسکو وزیر انرژی روسیه از آقای رئیسی استقبال کرده است. پروتکل‌های تشریفاتی به‌صورت عمومی در جهان براساس رویه متقابل است. در 2017 که پوتین برای نشست سه‌جانبه رؤسای جمهور ایران، روسیه و آذربایجان وارد تهران شد، مورد استقبال مسعود کرباسیان وزیر امور اقتصادی و دارایی قرار گرفت. ضمن اینکه اگر کشوری برای رسیدن به اهداف خود برای سفر به کشوری دیگر برنامه‌ریزی کرده باشد، مسائل ظاهری نباید دست‌وپاگیر باشد.
اولین سفر من به مسکو در آوریل 1982 بود و آخرین آن در اکتبر 2020. در این مدت با نخبگان و روشنفکران روسی کم و بیش بحث کرده‌ام. کتابی در دست چاپ دارم به نام انرژی در روسیه که در آن به تفصیل درمورد رابطه جامعه روسی و فرهنگ هیدروکربوری بحث شده است. اتفاقا پوتین رساله دکترای خود را درباره نقش انرژی در تقویت و توسعه منافع ملی روسیه نوشته است. به نظر من، با وجود تاریخ تلخ گذشته، می‌توانیم روابطی متوازن با روسیه داشته باشیم. به‌خصوص در دو بخش انرژی و آموزش عالی. فراموش نکنیم یکی از دلایلی که قیمت نفت را از هر بشکه برنت 15 دلار در 2020 به 88 دلار در امروز رساند همکاری روسیه و اوپک در چارچوب اوپک‌پلاس بوده است.
نتیجه‌گیری آن است که ایران باید برای آینده خود اهداف درازمدت مبتنی بر توسعه پایدار داشته باشد. استراتژی‌های مناسب برای چنین اهدافی داشتن رابطه نزدیک و همه‌جانبه با دیگر کشورها به‌خصوص همسایگان است. سیاست‌گذاری صحیح آن است که جامعه روش‌های ازدیاد تجارت ایران با پیرامونش را دنبال کند. برنامه‌ریزی مبتنی بر سیاست‌گذاری‌ها حکم می‌کند که با روسیه به صورت متوازن واردات و صادرات داشته باشیم. در این بخش نباید از همکاری‌های آموزشی نیز غافل بود.