نماد شاعران درباری
شرق: عنصری، ملکالشعرای دربار غزنوی، بهعنوان نماد شاعران درباری در تاریخ ادبیات ایران شناخته میشود و اهمیت او در سنت ادبی فارسی بیشتر از حیث تاریخی است. محمد دهقانی که چند سالی است مشغول نوشتن مجموعه «تاریخ و ادبیات ایران» است، یکی از کتابهای مربوط به عصر غزنوی را به عنصری اختصاص داده که این کتاب مدتی پیش در نشر نی منتشر شد. «ابوریحان بیرونی»، «ابنسینا»، «فرخیسیستانی»، «منوچهری» و «ناصرخسرو» دیگر چهرههایی هستند که در بخش مریوط به عصر غزنویِ این مجموعه کتابی به آنها اختصاص داده شده است. روش کلی تدوین کتابهای این مجموعه در کتاب «عنصری» هم وجود دارد. دهقانی در این کتابها تلاش کرده تا با نگاهی تاریخی نشان دهد که شاهکارهای ادبی ایران در چه بستر اجتماعی و تاریخی پدید آمدهاند و درواقع در این مجموعه به همان اندازه که شاعران و نویسندگان قدیم ایران مورد توجه قرار گرفتهاند، مناسبات اجتماعی و تاریخی زمانهشان هم مورد توجه بوده است.
دهقانی در ابتدای مقدمه كتاب به نكتهای تاریخی اشاره كرده و اینكه شاعری مانند خاقانی در قرن ششم خود را با عنصری مقایسه كرده و این خود نشانهای است از اهمیت و جایگاه عنصری: «خاقانی، شاعر فحل و مغرور قرن ششم كه به حسانالعجم معروف بود و محققان و مورخان ادبیات فارسی حتی شاعر بزرگی چون حافظ را هم متأثر از او دانستهاند، در قطعهای تعریضآمیز خود را با عنصری سنجیده و طبعا بر وی برتری داده است. اینکه او در داوری خود راجع به عنصری تا چه حد جانب انصاف را رعایت كرده است، البته فعلا محل بحث نیست. مهم این است كه عنصری، یك قرن پس از مرگش، هنوز از چنان شهرت و اقبالی برخوردار بوده كه شاعر درجه اولی چون خاقانی هم خود را ناگزیر با او مقایسه میكرده و میخواسته است برتریاش را در قبال او به اثبات رساند». دهقانی میگوید در نظر خاقانی، آنچه عنصری را در دوگانه مدح و غزل به شاعری مشهور بدل كرد، در وهله اول نه توانایی ذاتی او بلكه برخورداریاش از «معاشیق زیباروی و ممدوحی نیك و سخاوتمند چون محمود غزنوی بوده است». خاقانی در قضاوتش درباره عنصری، گفته كه او «از پایه و مایه والایی» برخوردار نبوده و شهرت و موفقیتش هم حاصل بخت و اقبال
بلندش بوده است. بااینحال و با وجود این داوری خاقانی، عنصری شاعری است كه مورد توجه شاعران و نویسندگان بسیاری بوده و از گذشته او را «سرمشق بیبدیل شاعران درباری» به شمار آوردهاند. در میان معاصران كسی مانند بدیعالزمان فروزانفر عنصری را بزرگترین قصیدهپرداز و مدحسرای قرن پنجم زبان فارسی دانسته است. دهقانی در بخشی از مقدمهاش درباره داوری خاقانی و جایگاه عنصری نوشته: «شك نیست كه بخش مهمی از طعن و تعریضهای خاقانی را میتوان برآمده از خودبزرگبینیهای معهود وی و مفاخرات و منافسات مرسوم میان شاعران بهشمار آورد. اما فارغ از این واقعیت مسلم، در این هم نمیشود تردید كرد كه شعر عنصری، حتی در قیاس با اشعار كسانی چون فرخی و منوچهری، از هیچ تشخص و اصالت ویژهای برخوردار نیست و حداكثر همارز آثار دیگر مدیحهسرایان و غزلپردازان بزرگ ایران تا همان عصر خود اوست. این را هم باید گفت كه عنصری خودش، پیش و بیش از هركس دیگری، عنایت ممدوحان قدرتمندش و حمایت آنها را مایه قوت شعر و اشتهار نام خود دانسته است». دهقانی در مقدمه مفصلش به این نكته هم اشاره میكند كه در «دیوان» عنصری قصیدهای دیده میشود كه نشان میدهد میان او و
برخی از شاعران همسلكش رقابت زیادی وجود داشته و قصیدهای كه عنصری در انتقاد از غضایری رازی سروده و پاسخی كه غضایری به او داده مجموعا حاكی از فضای مسموم و فریبآمیزی است كه بر شعر درباری آن زمانه حاكم بوده است و شاعران مجبور بودهاند در تملق و چاپلوسی بر یكدیگر پیشی بگیرند. دهقانی میگوید از این حیث چندان تفاوتی نباید میان عنصری و غضایری رازی قائل شد. دهقانی معتقد است كه عنصری شاعری مدیحهگو بود و در كار خود پسند و سلیقه مخاطب خود را مهمترین معیار میدانست.
یکی از نکات قابل توجه درباره عنصری، رباعیهای فلسفی او است که البته تعداد اندکی از آنها باقی مانده است. دهقانی به تأثیرپذیری خیام از این رباعیها اشاره کرده و این نشان میدهد که این نوع رباعیها پیش از خیام هم وجود داشته است. نکته دیگر درباره عنصری، زبان او در شعرهایش است که اگرچه ویژگی متمایزی ندارد و درواقع همان زبانی است که در آن دوران دیگران هم به کار میبردند اما عنصری این زبان را با دقت و ظرافت بیشتری در شعرهایش به کار برده است.
شرق: عنصری، ملکالشعرای دربار غزنوی، بهعنوان نماد شاعران درباری در تاریخ ادبیات ایران شناخته میشود و اهمیت او در سنت ادبی فارسی بیشتر از حیث تاریخی است. محمد دهقانی که چند سالی است مشغول نوشتن مجموعه «تاریخ و ادبیات ایران» است، یکی از کتابهای مربوط به عصر غزنوی را به عنصری اختصاص داده که این کتاب مدتی پیش در نشر نی منتشر شد. «ابوریحان بیرونی»، «ابنسینا»، «فرخیسیستانی»، «منوچهری» و «ناصرخسرو» دیگر چهرههایی هستند که در بخش مریوط به عصر غزنویِ این مجموعه کتابی به آنها اختصاص داده شده است. روش کلی تدوین کتابهای این مجموعه در کتاب «عنصری» هم وجود دارد. دهقانی در این کتابها تلاش کرده تا با نگاهی تاریخی نشان دهد که شاهکارهای ادبی ایران در چه بستر اجتماعی و تاریخی پدید آمدهاند و درواقع در این مجموعه به همان اندازه که شاعران و نویسندگان قدیم ایران مورد توجه قرار گرفتهاند، مناسبات اجتماعی و تاریخی زمانهشان هم مورد توجه بوده است.
دهقانی در ابتدای مقدمه كتاب به نكتهای تاریخی اشاره كرده و اینكه شاعری مانند خاقانی در قرن ششم خود را با عنصری مقایسه كرده و این خود نشانهای است از اهمیت و جایگاه عنصری: «خاقانی، شاعر فحل و مغرور قرن ششم كه به حسانالعجم معروف بود و محققان و مورخان ادبیات فارسی حتی شاعر بزرگی چون حافظ را هم متأثر از او دانستهاند، در قطعهای تعریضآمیز خود را با عنصری سنجیده و طبعا بر وی برتری داده است. اینکه او در داوری خود راجع به عنصری تا چه حد جانب انصاف را رعایت كرده است، البته فعلا محل بحث نیست. مهم این است كه عنصری، یك قرن پس از مرگش، هنوز از چنان شهرت و اقبالی برخوردار بوده كه شاعر درجه اولی چون خاقانی هم خود را ناگزیر با او مقایسه میكرده و میخواسته است برتریاش را در قبال او به اثبات رساند». دهقانی میگوید در نظر خاقانی، آنچه عنصری را در دوگانه مدح و غزل به شاعری مشهور بدل كرد، در وهله اول نه توانایی ذاتی او بلكه برخورداریاش از «معاشیق زیباروی و ممدوحی نیك و سخاوتمند چون محمود غزنوی بوده است». خاقانی در قضاوتش درباره عنصری، گفته كه او «از پایه و مایه والایی» برخوردار نبوده و شهرت و موفقیتش هم حاصل بخت و اقبال
بلندش بوده است. بااینحال و با وجود این داوری خاقانی، عنصری شاعری است كه مورد توجه شاعران و نویسندگان بسیاری بوده و از گذشته او را «سرمشق بیبدیل شاعران درباری» به شمار آوردهاند. در میان معاصران كسی مانند بدیعالزمان فروزانفر عنصری را بزرگترین قصیدهپرداز و مدحسرای قرن پنجم زبان فارسی دانسته است. دهقانی در بخشی از مقدمهاش درباره داوری خاقانی و جایگاه عنصری نوشته: «شك نیست كه بخش مهمی از طعن و تعریضهای خاقانی را میتوان برآمده از خودبزرگبینیهای معهود وی و مفاخرات و منافسات مرسوم میان شاعران بهشمار آورد. اما فارغ از این واقعیت مسلم، در این هم نمیشود تردید كرد كه شعر عنصری، حتی در قیاس با اشعار كسانی چون فرخی و منوچهری، از هیچ تشخص و اصالت ویژهای برخوردار نیست و حداكثر همارز آثار دیگر مدیحهسرایان و غزلپردازان بزرگ ایران تا همان عصر خود اوست. این را هم باید گفت كه عنصری خودش، پیش و بیش از هركس دیگری، عنایت ممدوحان قدرتمندش و حمایت آنها را مایه قوت شعر و اشتهار نام خود دانسته است». دهقانی در مقدمه مفصلش به این نكته هم اشاره میكند كه در «دیوان» عنصری قصیدهای دیده میشود كه نشان میدهد میان او و
برخی از شاعران همسلكش رقابت زیادی وجود داشته و قصیدهای كه عنصری در انتقاد از غضایری رازی سروده و پاسخی كه غضایری به او داده مجموعا حاكی از فضای مسموم و فریبآمیزی است كه بر شعر درباری آن زمانه حاكم بوده است و شاعران مجبور بودهاند در تملق و چاپلوسی بر یكدیگر پیشی بگیرند. دهقانی میگوید از این حیث چندان تفاوتی نباید میان عنصری و غضایری رازی قائل شد. دهقانی معتقد است كه عنصری شاعری مدیحهگو بود و در كار خود پسند و سلیقه مخاطب خود را مهمترین معیار میدانست.
یکی از نکات قابل توجه درباره عنصری، رباعیهای فلسفی او است که البته تعداد اندکی از آنها باقی مانده است. دهقانی به تأثیرپذیری خیام از این رباعیها اشاره کرده و این نشان میدهد که این نوع رباعیها پیش از خیام هم وجود داشته است. نکته دیگر درباره عنصری، زبان او در شعرهایش است که اگرچه ویژگی متمایزی ندارد و درواقع همان زبانی است که در آن دوران دیگران هم به کار میبردند اما عنصری این زبان را با دقت و ظرافت بیشتری در شعرهایش به کار برده است.