تصحيح انتقادي شاهنامه
چندسالي است كه تصحيح انتقادي «شاهنامه» فردوسي به كوشش مهري بهفر در نشر نو در حال انتشار است و تاكنون پنج دفتر اين مجموعه به چاپ رسيده و امسال برخي از اين دفترها بازچاپ شدهاند. اين مجموعه تصحيح تازهاي است از «شاهنامه» فردوسی بر اساس مهمترین نسخههای موجود، همچون دستنویس موزه بریتانیا، فلورانس و...؛ و همچنين نسخه سنژوزف که بهتازگی در بیروت یافت شده و تصحیح حمدالله مستوفی نیز برای نخستینبار در این تصحیح انتقادی بررسی شدهاند. بخش دیگر این اثر شرح یکایک ابیات، تعابیر کنایی، مجازی، استعاری و... است؛ به همراه گزارش ریشهشناسی واژگان متن و بررسی درونمایهها، رویدادها، شخصیتها و خویشکاری آنها و نیز مقایسهشان با متون همزمان و ناهمزمان. برگردان عربی شاهنامه از فتح بن علی بنداریاصفهانی در اوایل قرن هفتم، برگردان منظوم انگلیسی برادران وارنر، فهرست واژههای گزارششده، فهرست واژههای پارسی باستان، اوستایی، پهلوی، اشکانی، ساسانی و...، فهرست واژههای عربی، فهرست واژههای غیرعربی و غیرایرانی، فهرست نام مکان و کسـان، بیتیاب و کتابنامه از بخشهای دیگر این کتاباند.
دفتر پنجم اين مجموعه كه فعلا آخرين دفتر منتشرشده آن است، به داستان رستم و سهراب اختصاص دارد. كار بهفر بر روي شاهنامه چند ويژگي مهم و قابلتوجه دارد كه اين تصحيح را به اثري متمايز از ديگر تصحيحهاي موجود بدل ميكند. تصحيح بهفر تصحيحي علمي و انتقادي است همراه با شرح واژگان و ابيات شاهنامه و ريشهشناسي دقيق واژگان متن. تصحيح انتقادي بهفر از شاهنامه درواقع روايتي تازه از اين اثر كلاسيك فارسي است و دقت و گستره وسيع كار او در اين اثر ميتواند امكانهاي تازهاي پيشروي پژوهش و نقد شاهنامه قرار دهد. تصحيحهاي انتقادي از آثار كلاسيك اگرچه گامهاي مهمي در پيشبرد تصحيح اين متون هستند اما ميتوان گفت كه هيچيك حرف آخر را نميزنند و حتي به اعتقاد برخي هيچ حرف آخري در اين عرصه وجود ندارد.
در تصحيح انتقادي بهفر، شرح یکایک ابیات و در زیرمجموعه آن ریشهشناسی، لغتشناسی، شرح تعابیر کنایی و مجازی و...، و همچنين بررسی درونمایهها و نقشمایهها و شخصیتهای اساطیری و حماسی در متن شاهنامه ديده ميشود و اينها در روشنکردن بافتار متن و مقایسه مضامین و شخصیتهای اساطیری و حماسی با متون همزمان و ناهمزمان با شاهنامه كمك زيادي ميكنند.
بهفر در ابتدا و در سال 1380 شرح یکایک ابیات شاهنامه بر اساس چاپ مسکو را منتشر كرد اما پس از آن و بنا به دلایلی که در مقدمه كتاب توضيح داده، دفتر یکم از شرح یکایک ابیات شاهنامه را پیشآغاز پروژه تصحیح انتقادی و شرح یکایک ابیات شاهنامه فرض کرده و دوباره به بیت نخست شاهنامه و دفتر یکم بازگشته است. او در مقدمهاش توضيح داده كه مجبور بوده یادداشتهای مطول در ذیل هر بیت بنویسد تا روشن کند چرا تصحیح مسکو را مبنا گرفته اما آن را نادرست میداند و مدام از آن عدول میکند. ازاينرو از سال 1380 شرح یکایک ابیات را بنا بر تصحیح انتقادی که بر پایه دستنویسهای متعدد صورت داده پیش برده است.
در پيشاني دفتر پنجم اين مجموعه، «شب سهرابكشان» بيژن نجدي آمده كه در بخشي از آن ميخوانيم: «پرده آنقدر بزرگ بود كه سيد توانست آن را روي تپه بيرون از ميدان دهكده بين دو سپيدار آويزان كند. نخهاي دو گوشه بالاي پرده را به شاخهها گره زد و روي گوشههاي پايين دو قلوهسنگ گذاشت. باد آرامي كه در دهكده و لاي درختها راه ميرفت نيمرخ نخنماشده اسفنديار را روي پرده آهسته تكان ميداد. در همان حاشيه پرده كه به درخت چسبيده بود دست رستم و دشنه به اندازه ساقه علف بالاتر از دنده سهراب بود. سيد به رستم گفت: دست نگه داريد تا مردم بيايند. وسط پرده، رستم با ابعاد بزرگتري روي اسب نشسته بود، با دست راستش به آفتاب روي پرده اشاره ميكرد. بر نيمدايره بالاي شاخهاي كلاهش با نخ سرخ نوشته بود: تا فردا خواهيم ديد كه كداميك از اسبهاي ما بدون سوار بازميگردد... وقتي يكي از تيركهاي سقف افتاد، فردوسي سرش را برگرداند و به سردارانش گفت: برويد آن آتش را خاموش كنيد! اسفنديار بيآنكه نيزه را از چشمش بيرون كشد سوار اسب شد، سهراب با همان دشنه فرورفته در استخوان دندهاش اسب را زين كرد و سوار بر اسب آنقدر استخر را دور زد تا سياوش، چشم از
خون ريخته زير پايش بردارد و پيشاپيش اسب از تاريكي پشت پلكانهاي طوس بيرون آيد، همه منتظر ماندند تا پيرمرد پيدايش شود. همين كه رستم با موهاي سفيد كه تا وسط سرش ريخته بود، با ريش شانهنكرده رسيد، آنها از اسب پياده شدند».
چندسالي است كه تصحيح انتقادي «شاهنامه» فردوسي به كوشش مهري بهفر در نشر نو در حال انتشار است و تاكنون پنج دفتر اين مجموعه به چاپ رسيده و امسال برخي از اين دفترها بازچاپ شدهاند. اين مجموعه تصحيح تازهاي است از «شاهنامه» فردوسی بر اساس مهمترین نسخههای موجود، همچون دستنویس موزه بریتانیا، فلورانس و...؛ و همچنين نسخه سنژوزف که بهتازگی در بیروت یافت شده و تصحیح حمدالله مستوفی نیز برای نخستینبار در این تصحیح انتقادی بررسی شدهاند. بخش دیگر این اثر شرح یکایک ابیات، تعابیر کنایی، مجازی، استعاری و... است؛ به همراه گزارش ریشهشناسی واژگان متن و بررسی درونمایهها، رویدادها، شخصیتها و خویشکاری آنها و نیز مقایسهشان با متون همزمان و ناهمزمان. برگردان عربی شاهنامه از فتح بن علی بنداریاصفهانی در اوایل قرن هفتم، برگردان منظوم انگلیسی برادران وارنر، فهرست واژههای گزارششده، فهرست واژههای پارسی باستان، اوستایی، پهلوی، اشکانی، ساسانی و...، فهرست واژههای عربی، فهرست واژههای غیرعربی و غیرایرانی، فهرست نام مکان و کسـان، بیتیاب و کتابنامه از بخشهای دیگر این کتاباند.
دفتر پنجم اين مجموعه كه فعلا آخرين دفتر منتشرشده آن است، به داستان رستم و سهراب اختصاص دارد. كار بهفر بر روي شاهنامه چند ويژگي مهم و قابلتوجه دارد كه اين تصحيح را به اثري متمايز از ديگر تصحيحهاي موجود بدل ميكند. تصحيح بهفر تصحيحي علمي و انتقادي است همراه با شرح واژگان و ابيات شاهنامه و ريشهشناسي دقيق واژگان متن. تصحيح انتقادي بهفر از شاهنامه درواقع روايتي تازه از اين اثر كلاسيك فارسي است و دقت و گستره وسيع كار او در اين اثر ميتواند امكانهاي تازهاي پيشروي پژوهش و نقد شاهنامه قرار دهد. تصحيحهاي انتقادي از آثار كلاسيك اگرچه گامهاي مهمي در پيشبرد تصحيح اين متون هستند اما ميتوان گفت كه هيچيك حرف آخر را نميزنند و حتي به اعتقاد برخي هيچ حرف آخري در اين عرصه وجود ندارد.
در تصحيح انتقادي بهفر، شرح یکایک ابیات و در زیرمجموعه آن ریشهشناسی، لغتشناسی، شرح تعابیر کنایی و مجازی و...، و همچنين بررسی درونمایهها و نقشمایهها و شخصیتهای اساطیری و حماسی در متن شاهنامه ديده ميشود و اينها در روشنکردن بافتار متن و مقایسه مضامین و شخصیتهای اساطیری و حماسی با متون همزمان و ناهمزمان با شاهنامه كمك زيادي ميكنند.
بهفر در ابتدا و در سال 1380 شرح یکایک ابیات شاهنامه بر اساس چاپ مسکو را منتشر كرد اما پس از آن و بنا به دلایلی که در مقدمه كتاب توضيح داده، دفتر یکم از شرح یکایک ابیات شاهنامه را پیشآغاز پروژه تصحیح انتقادی و شرح یکایک ابیات شاهنامه فرض کرده و دوباره به بیت نخست شاهنامه و دفتر یکم بازگشته است. او در مقدمهاش توضيح داده كه مجبور بوده یادداشتهای مطول در ذیل هر بیت بنویسد تا روشن کند چرا تصحیح مسکو را مبنا گرفته اما آن را نادرست میداند و مدام از آن عدول میکند. ازاينرو از سال 1380 شرح یکایک ابیات را بنا بر تصحیح انتقادی که بر پایه دستنویسهای متعدد صورت داده پیش برده است.
در پيشاني دفتر پنجم اين مجموعه، «شب سهرابكشان» بيژن نجدي آمده كه در بخشي از آن ميخوانيم: «پرده آنقدر بزرگ بود كه سيد توانست آن را روي تپه بيرون از ميدان دهكده بين دو سپيدار آويزان كند. نخهاي دو گوشه بالاي پرده را به شاخهها گره زد و روي گوشههاي پايين دو قلوهسنگ گذاشت. باد آرامي كه در دهكده و لاي درختها راه ميرفت نيمرخ نخنماشده اسفنديار را روي پرده آهسته تكان ميداد. در همان حاشيه پرده كه به درخت چسبيده بود دست رستم و دشنه به اندازه ساقه علف بالاتر از دنده سهراب بود. سيد به رستم گفت: دست نگه داريد تا مردم بيايند. وسط پرده، رستم با ابعاد بزرگتري روي اسب نشسته بود، با دست راستش به آفتاب روي پرده اشاره ميكرد. بر نيمدايره بالاي شاخهاي كلاهش با نخ سرخ نوشته بود: تا فردا خواهيم ديد كه كداميك از اسبهاي ما بدون سوار بازميگردد... وقتي يكي از تيركهاي سقف افتاد، فردوسي سرش را برگرداند و به سردارانش گفت: برويد آن آتش را خاموش كنيد! اسفنديار بيآنكه نيزه را از چشمش بيرون كشد سوار اسب شد، سهراب با همان دشنه فرورفته در استخوان دندهاش اسب را زين كرد و سوار بر اسب آنقدر استخر را دور زد تا سياوش، چشم از
خون ريخته زير پايش بردارد و پيشاپيش اسب از تاريكي پشت پلكانهاي طوس بيرون آيد، همه منتظر ماندند تا پيرمرد پيدايش شود. همين كه رستم با موهاي سفيد كه تا وسط سرش ريخته بود، با ريش شانهنكرده رسيد، آنها از اسب پياده شدند».