تزهايي در باب جامعهشناسي ادبيات
شرق: «درآمدي بر جامعهشناسي ادبيات» شامل 31 مقاله است از 20 متفكر مطرح درباره مقوله جامعهشناسي كه با ترجمه محمدجعفر پوينده در نشر چشمه بازنشر شده است. چنانكه پوينده در مقدمه كتاب نوشته است اين مجموعهمقالات با اين اميد درآمدي بر جامعهشناسي ادبيات نام گرفته كه امكان آشنايي اوليه خوانندگان علاقهمند را با تاريخچه، سير تكامل، جنبهها، روشها، نظريهها و مقولههاي گوناگونِ رشته نوپا و گستردهدامنِ جامعهشناسي ادبيات فراهم آورد. اين مقدمه، جز شرح مقالات مدام به آثار ديگري ارجاع ميدهد كه دراينباره نوشته شدهاند و جزء منابع اصلي اين رشتهاند. ازجمله آثاري از گلدمن و لوكاچ كه از سردمداران جامعهشناسي ادبيات هستند و خودِ پوينده آثار اساسي آنان را به فارسي برگردانده است. پوينده معتقد است مجموعهمقاله درعينحال كه كاركرد مقالات پراكنده را حفظ ميكند بهمثابه يك كليت، دستكم دو كاركرد جديد ديگر نيز دارد: الف. نشاندادن چگونگي تدوين گامبهگام بررسي يك مسئله، دشواريهايي كه بايد بر آنها غلبه كرد، وارسيهاي ترديدآميزي كه پيشرَوي از خلالِ آنها صورت ميگيرد. ب. روشنكردن ثمربخشي و كارآمدي يا برعكس، ستروني يا
بيحاصلي نظرگاه روششناختي معيني. پوينده در همين مقدمه مفصل كه شرحي بر مفهوم «جامعهشناسي ادبيات» و معرفي مقالات كتاب است، اشاره ميكند كه سطح كنوني پيشرفت جامعهشناسي ادبيات در ايران كه مانند بسياري از ديگر رشتهها و شايد بيش از ساير آنها، از سطح موجود جهاني پايينتر است، آشنايي با اين نظريات را ضروري ميکند و هدف اين كتاب كمك به همين امر است. كتاب شامل يك پيشگفتار و 31 مقاله است. عنوان مقاله نخست كه «جامعهشناسي ادبيات» است نوشته لوسين گلدمن و چنانكه از عنوانش برميآيد به ريشهها و مفهوم جامعهشناسي ادبيات ميپردازد. پوينده در شرح اين مقالات از مترجم فراتر ميرود و در مقام منتقدي ظاهر ميشود كه وضعيت ادبيات و فرهنگ ما را خوب ميشناسد. براي نمونه اين مترجم در معرفي نخستين مقاله كتاب مينويسد گلدمن از سه نوع پژوهش در عرصه جامعهشناسي ادبيات نام ميبرد: 1. مجموعهاي از بررسيهاي جامعهشناختي درباره چاپ، پخش و بهويژه دريافت يا پذيرش آثار ادبي كه در اصل همان روشهاي ديگر شاخههاي جامعهشناسي دانشگاهي را بهكار ميبندد. 2. پژوهشهايي كه به بررسي برخي از جنبههاي جزئي متون ادبي در مقام نشانهها و فرانمودهاي
آگاهي جمعي و دگرگونيهاي آن ميپردازد. 3. جامعهشناسي آفرينش ادبي بهمعناي اخص آن. اين جامعهشناسي كه بيشتر مورد نظر گلدمن است خود به دو دسته تقسيم ميشود: يكي سنتي و ديگري جديد كه با كارهاي لوكاچ آغاز شده است و ميتوان آن را جامعهشناسي ديالکتيكي ادبيات نيز ناميد. اينجاست كه پوينده با اين مقدمه درباره وضعيت موجود ادبيات ايران نظر ميدهد: به گمان او چيرگي در نقد جامعهشناختي ادبيات ايران، با روش سنتي است و ازاينرو به مخاطب تأكيد ميكند تا اين بخش از مقاله را با اين رويكرد بخواند. از اين هم فراتر، خود پوينده شرحي بر مقاله اريش كوهلر با عنوان «كوهلر: چشماندازي نو در جامعهشناسي ادبيات» مينويسد كه متصل به مقاله كوهلر؛ «تزهايي درباره جامعهشناسي ادبيات» آمده است. در كتاب مقالاتي هم هست از متفكران مطرحي مانند تئودور آدورنو با عنوان «سخنی پیرامون شعر غنایی و اجتماع»، مقالاتي از ميخاييل باختين؛ «ابله و تاریخ خنده»، «رابله، فرهنگ خندهآورِ مردمی، کارناوال و رئالیسم گروتسک»، «داستایفسکی آفریننده رمان چندآوایی» و «مسئله محتوا، مصالح و صورت در آثار ادبی». از جورج لوكاچ بنيانگذار رشته جامعهشناسي ادبيات هم چند
مقاله روشنگر آمده است: «درباره رمان»، «مسائل اساسی درباره مجادلهای بیاساس»، «درباره پیروزی رئالیسم»، «زمینه اجتماعی- تاریخی تکوین رمان تاریخی» و «آرمان هنر، خودآگاهی نوع بشر است». مقالهاي خواندني هم از برتولت برشت هست كه «درباره نوشتار رئاليستي» نام دارد و مقاله «مسائل نقد ادبي» از آنتونيو گرامشي. بهاضافه چند مقاله ديگر و منابع و واژهنامه. برخي از اين مقالات به فراخور موضوعشان از آثار بزرگي گرفته و ترجمه شده كه مترجم در هر مورد آن را ذكر ميكند و دليل اين انتخاب را هم مينويسد. از اساسيترين اين موارد مقاله «رابله و تاريخ خنده» باختين است كه چكيدهاي است از فصل نخست كتاب عظيم او با عنوان «آثار فرانسوا رابله و فرهنگ مردمي در سدههاي ميانه و رنسانس». پيش از اين مقاله خودِ پوينده كتاب «سوداي مكالمه، خنده، آزادي» را از باختين به فارسي برگردانده بود كه نخستين اثر از او در زبان فارسي است. بهخاطر جايگاه بلند او در نقد و جامعهشناسي ادبي است كه پوينده چهار مقاله از او را در «درآمدي بر جامعهشناسي ادبيات» آورده. اين كتاب از اوايل دهه 80 تا امروز از جامعترين منابع درباره جامعهشناسي ادبيات است كه سير تحول اين
مفهوم را نيز نشان ميدهد.
شرق: «درآمدي بر جامعهشناسي ادبيات» شامل 31 مقاله است از 20 متفكر مطرح درباره مقوله جامعهشناسي كه با ترجمه محمدجعفر پوينده در نشر چشمه بازنشر شده است. چنانكه پوينده در مقدمه كتاب نوشته است اين مجموعهمقالات با اين اميد درآمدي بر جامعهشناسي ادبيات نام گرفته كه امكان آشنايي اوليه خوانندگان علاقهمند را با تاريخچه، سير تكامل، جنبهها، روشها، نظريهها و مقولههاي گوناگونِ رشته نوپا و گستردهدامنِ جامعهشناسي ادبيات فراهم آورد. اين مقدمه، جز شرح مقالات مدام به آثار ديگري ارجاع ميدهد كه دراينباره نوشته شدهاند و جزء منابع اصلي اين رشتهاند. ازجمله آثاري از گلدمن و لوكاچ كه از سردمداران جامعهشناسي ادبيات هستند و خودِ پوينده آثار اساسي آنان را به فارسي برگردانده است. پوينده معتقد است مجموعهمقاله درعينحال كه كاركرد مقالات پراكنده را حفظ ميكند بهمثابه يك كليت، دستكم دو كاركرد جديد ديگر نيز دارد: الف. نشاندادن چگونگي تدوين گامبهگام بررسي يك مسئله، دشواريهايي كه بايد بر آنها غلبه كرد، وارسيهاي ترديدآميزي كه پيشرَوي از خلالِ آنها صورت ميگيرد. ب. روشنكردن ثمربخشي و كارآمدي يا برعكس، ستروني يا
بيحاصلي نظرگاه روششناختي معيني. پوينده در همين مقدمه مفصل كه شرحي بر مفهوم «جامعهشناسي ادبيات» و معرفي مقالات كتاب است، اشاره ميكند كه سطح كنوني پيشرفت جامعهشناسي ادبيات در ايران كه مانند بسياري از ديگر رشتهها و شايد بيش از ساير آنها، از سطح موجود جهاني پايينتر است، آشنايي با اين نظريات را ضروري ميکند و هدف اين كتاب كمك به همين امر است. كتاب شامل يك پيشگفتار و 31 مقاله است. عنوان مقاله نخست كه «جامعهشناسي ادبيات» است نوشته لوسين گلدمن و چنانكه از عنوانش برميآيد به ريشهها و مفهوم جامعهشناسي ادبيات ميپردازد. پوينده در شرح اين مقالات از مترجم فراتر ميرود و در مقام منتقدي ظاهر ميشود كه وضعيت ادبيات و فرهنگ ما را خوب ميشناسد. براي نمونه اين مترجم در معرفي نخستين مقاله كتاب مينويسد گلدمن از سه نوع پژوهش در عرصه جامعهشناسي ادبيات نام ميبرد: 1. مجموعهاي از بررسيهاي جامعهشناختي درباره چاپ، پخش و بهويژه دريافت يا پذيرش آثار ادبي كه در اصل همان روشهاي ديگر شاخههاي جامعهشناسي دانشگاهي را بهكار ميبندد. 2. پژوهشهايي كه به بررسي برخي از جنبههاي جزئي متون ادبي در مقام نشانهها و فرانمودهاي
آگاهي جمعي و دگرگونيهاي آن ميپردازد. 3. جامعهشناسي آفرينش ادبي بهمعناي اخص آن. اين جامعهشناسي كه بيشتر مورد نظر گلدمن است خود به دو دسته تقسيم ميشود: يكي سنتي و ديگري جديد كه با كارهاي لوكاچ آغاز شده است و ميتوان آن را جامعهشناسي ديالکتيكي ادبيات نيز ناميد. اينجاست كه پوينده با اين مقدمه درباره وضعيت موجود ادبيات ايران نظر ميدهد: به گمان او چيرگي در نقد جامعهشناختي ادبيات ايران، با روش سنتي است و ازاينرو به مخاطب تأكيد ميكند تا اين بخش از مقاله را با اين رويكرد بخواند. از اين هم فراتر، خود پوينده شرحي بر مقاله اريش كوهلر با عنوان «كوهلر: چشماندازي نو در جامعهشناسي ادبيات» مينويسد كه متصل به مقاله كوهلر؛ «تزهايي درباره جامعهشناسي ادبيات» آمده است. در كتاب مقالاتي هم هست از متفكران مطرحي مانند تئودور آدورنو با عنوان «سخنی پیرامون شعر غنایی و اجتماع»، مقالاتي از ميخاييل باختين؛ «ابله و تاریخ خنده»، «رابله، فرهنگ خندهآورِ مردمی، کارناوال و رئالیسم گروتسک»، «داستایفسکی آفریننده رمان چندآوایی» و «مسئله محتوا، مصالح و صورت در آثار ادبی». از جورج لوكاچ بنيانگذار رشته جامعهشناسي ادبيات هم چند
مقاله روشنگر آمده است: «درباره رمان»، «مسائل اساسی درباره مجادلهای بیاساس»، «درباره پیروزی رئالیسم»، «زمینه اجتماعی- تاریخی تکوین رمان تاریخی» و «آرمان هنر، خودآگاهی نوع بشر است». مقالهاي خواندني هم از برتولت برشت هست كه «درباره نوشتار رئاليستي» نام دارد و مقاله «مسائل نقد ادبي» از آنتونيو گرامشي. بهاضافه چند مقاله ديگر و منابع و واژهنامه. برخي از اين مقالات به فراخور موضوعشان از آثار بزرگي گرفته و ترجمه شده كه مترجم در هر مورد آن را ذكر ميكند و دليل اين انتخاب را هم مينويسد. از اساسيترين اين موارد مقاله «رابله و تاريخ خنده» باختين است كه چكيدهاي است از فصل نخست كتاب عظيم او با عنوان «آثار فرانسوا رابله و فرهنگ مردمي در سدههاي ميانه و رنسانس». پيش از اين مقاله خودِ پوينده كتاب «سوداي مكالمه، خنده، آزادي» را از باختين به فارسي برگردانده بود كه نخستين اثر از او در زبان فارسي است. بهخاطر جايگاه بلند او در نقد و جامعهشناسي ادبي است كه پوينده چهار مقاله از او را در «درآمدي بر جامعهشناسي ادبيات» آورده. اين كتاب از اوايل دهه 80 تا امروز از جامعترين منابع درباره جامعهشناسي ادبيات است كه سير تحول اين
مفهوم را نيز نشان ميدهد.