خاموشی مشعلها و پایان اتلاف گاز
سالها شعلههای بلند مشعل در مناطق نفتخیز، تصویری آشنا از صنعت نفت ایران بود؛ شعلههایی که بخشی از گازهای همراه نفت و گازهای مازاد را میسوزاندند تا از تجمع و ایجاد خطر در تأسیسات جلوگیری شود اما امروز نگاه به این شعلهها تغییر کرده است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
علی پوریا: سالها شعلههای بلند مشعل در مناطق نفتخیز، تصویری آشنا از صنعت نفت ایران بود؛ شعلههایی که بخشی از گازهای همراه نفت و گازهای مازاد را میسوزاندند تا از تجمع و ایجاد خطر در تأسیسات جلوگیری شود اما امروز نگاه به این شعلهها تغییر کرده است. خاموشی فلرها دیگر صرفا یک اقدام زیستمحیطی نیست، بلکه به موضوعی در پیوند با امنیت انرژی، افزایش بهرهوری، حفظ منابع هیدروکربوری و ایجاد ارزش اقتصادی تبدیل شده است.
در دولت چهاردهم، جمعآوری گازهای مشعل و کاهش فلرینگ، با تأکید رئیسجمهوری، در شمار اولویتهای مقابله با آلودگی هوا و همزمان افزایش ظرفیت گاز قابل استفاده برای مواجهه با ناترازی انرژی قرار گرفته و وزارت نفت نیز این موضوع را به یکی از محورهای مهم برنامههای خود تبدیل کرده است. اهمیت این رویکرد از آنجا ناشی میشود که گاز مشعل در حقیقت بخشی از ثروت تولیدشده در فرایند استخراج نفت است که پیش از این بدون ایجاد ارزش اقتصادی در هوا میسوخت. هر مترمکعب گازی که در مشعل از بین میرود، علاوه بر انتشار آلایندهها و گازهای گلخانهای، بخشی از یک منبع انرژی است که میتوانست برای تولید برق، خوراک صنایع، تزریق به شبکه گاز یا تولید محصولات با ارزش افزوده مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین، خاموشی مشعلها را باید نه پایان یک شعله، بلکه آغاز بازگشت یک منبع ازدسترفته به چرخه اقتصاد دانست. در دو سال گذشته، این تغییر نگاه در سیاستگذاری و نحوه اجرای پروژهها نمود بیشتری پیدا کرده است. بهجای آنکه جمعآوری گازهای مشعل صرفا به عنوان پروژهای هزینهبر و وابسته به منابع دولتی دیده شود، ظرفیت بخش خصوصی و غیردولتی نیز وارد این عرصه شده است. امضای ۲۳ قرارداد برای جمعآوری گازهای همراه و مشعل و فراهمشدن زمینه خاموشی ۵۷ مشعل در استان خوزستان، نشانهای از همین تغییر رویکرد است. برآوردها نشان میدهد اجرای این قراردادها میتواند سالانه بیش از ۸۰۰ میلیون دلار درآمد برای کشور از محل گازهایی ایجاد کند که پیش از این سوزانده میشدند. این تحول از منظر اقتصادی اهمیت ویژهای دارد. جمعآوری گاز مشعل نیازمند سرمایهگذاری در شبکههای جمعآوری، خطوط انتقال، تقویت فشار و تأسیسات فراورش است. در گذشته، بخش قابل توجهی از این هزینهها میتوانست به عنوان هزینهای برای کاهش آلایندگی تلقی شود، اما اکنون مدل اقتصادی پروژهها بهگونهای در حال تغییر است که گاز جمعآوریشده و محصولات حاصل از فراورش آن، خود به منبع درآمد تبدیل میشوند. در چنین الگویی، سرمایهگذار برای ایجاد زیرساخت هزینه میکند، اما در مقابل از ارزش اقتصادی خوراکی بهره میبرد که پیش از این هدر میرفت. نمونه مهم دیگر، ۱۲ قرارداد جمعآوری گازهای مشعل در مناطق نفتخیز جنوب است که برای جمعآوری روزانه ۲۹۵ میلیون فوتمکعب گاز طراحی شدهاند.
ارزشآفرینی حدود ۶۰۰ میلیون دلاری پیشبینیشده برای این مجموعه، نشان میدهد مقابله با گازسوزی میتواند همزمان یک پروژه محیطزیستی و یک فعالیت اقتصادی قابل توجه باشد. اهمیت این ارقام زمانی بیشتر روشن میشود که بدانیم هر واحد گاز جمعآوریشده، علاوه بر کاهش آلودگی، امکان ورود خوراک بیشتری به چرخه تولید و فراورش را فراهم میکند. از این منظر، خاموشی مشعلها با مسئله ناترازی انرژی نیز ارتباط مستقیم پیدا میکند. ایران در شرایطی قرار دارد که افزایش مصرف گاز، بهویژه در بخش خانگی و نیروگاهی، ضرورت استفاده حداکثری از منابع موجود را افزایش داده است. در چنین شرایطی، سوزاندن گازی که میتواند جمعآوری و فراورش شود، نهتنها یک مسئله زیستمحیطی، بلکه نوعی ازدسترفتن فرصت تأمین انرژی است. بازیابی این گازها میتواند بخشی از ظرفیت موجود را بدون نیاز به توسعه منبع جدید، دوباره وارد چرخه مصرف کند. البته خاموشکردن مشعل به خودی خود پایان کار نیست. ارزش واقعی پروژه زمانی مشخص میشود که گاز جمعآوریشده به شبکه مصرف، واحدهای فراورشی یا بازار منتقل شود و برای آن مصرف اقتصادی تعریف شود. به همین دلیل، موفقیت برنامه کاهش فلرینگ را نباید فقط با تعداد مشعلهای خاموششده سنجید؛ میزان گاز بازیابیشده، مقدار محصولات تولیدی، ارزش اقتصادی ایجادشده و کاهش آلایندگی نیز باید در ارزیابی عملکرد این طرحها لحاظ شود.
ورود بخش خصوصی به این عرصه نیز یکی از نقاط مهم سیاست جدید است. مشارکت سرمایهگذاران غیردولتی میتواند منابع مالی لازم برای اجرای پروژهها را افزایش دهد و از بار سرمایهگذاری مستقیم دولت بکاهد. البته استمرار این مدل به قراردادهای اقتصادی شفاف، تضمین خوراک، امکان فروش محصول و سازوکارهای مشخص بازگشت سرمایه نیاز دارد. هرچه اقتصاد پروژه برای سرمایهگذار روشنتر باشد، امکان توسعه سریعتر طرحهای جمعآوری گاز نیز افزایش خواهد یافت.
هدفگذاری برای جمعآوری حدود ۹۰ درصد گازهای مشعل تا پایان سال ۱۴۰۶، نشان میدهد که برنامه خاموشی فلرها به یک اقدام مقطعی محدود نشده و بخشی از یک مسیر بلندمدت است. در این مسیر، خاموششدن ۵۷ مشعل را باید یک دستاورد قابل توجه، اما نه نقطه پایان، تلقی کرد.
اکنون صنعت نفت در حال تغییر معنای مشعل است. شعلهای که سالها نماد اتلاف گاز و آلودگی بود، میتواند به نشانهای از یک فرصت اقتصادی تبدیل شود؛ فرصتی که در آن کاهش آلودگی هوا، حفظ منابع، افزایش گاز قابل استفاده، جذب سرمایه و ایجاد ارزش افزوده در یک مسیر مشترک قرار میگیرند. اگر این روند با همین نگاه اقتصادی و فناورانه ادامه یابد، خاموشی مشعلها تنها به کاهش آلودگی مناطق نفتخیز منتهی نخواهد شد، بلکه بخشی از گازهای هدررفته را به چرخه تولید بازمیگرداند و از این مسیر، به افزایش بهرهوری و تقویت توان صنعت نفت برای مواجهه با ناترازی انرژی کمک خواهد کرد.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.