|

وقتی حذف و مساوی پایان کار است، نه آغاز دستاوردسازی

دادگاه بی‌رحم نیمکت‌ها

جام جهانی همیشه فقط محل رقابت ستاره‌های داخل زمین سبز نیست؛ این تورنمنت بزرگ، دادگاه سرمربیان هم محسوب می‌شود. جایی که چهار سال برنامه‌ریزی، میلیون‌ها دلار هزینه و سال‌ها اعتماد، گاهی در عرض ۹۰ دقیقه بر باد می‌رود. به همین دلیل است که در فوتبال حرفه‌ای، حذف از جام جهانی معمولا با پایان یک پروژه همراه می‌شود؛

دادگاه بی‌رحم نیمکت‌ها

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

‌سپهر خرمی، خبرنگار ورزشی: جام جهانی همیشه فقط محل رقابت ستاره‌های داخل زمین سبز نیست؛ این تورنمنت بزرگ، دادگاه سرمربیان هم محسوب می‌شود. جایی که چهار سال برنامه‌ریزی، میلیون‌ها دلار هزینه و سال‌ها اعتماد، گاهی در عرض ۹۰ دقیقه بر باد می‌رود. به همین دلیل است که در فوتبال حرفه‌ای، حذف از جام جهانی معمولا با پایان یک پروژه همراه می‌شود؛ یا مربی خودش مسئولیت شکست را می‌پذیرد و استعفا می‌دهد یا مدیران فوتبال با برکناری او، آغاز یک مسیر تازه را اعلام می‌کنند. جام جهانی ۲۰۲۶ نیز از این قاعده مستثنا نبود و تنها چند روز پس از حذف تیم‌ها، موجی از استعفاها و برکناری‌ها به راه افتاد؛ از آلمان و هلند گرفته تا پرتغال،  کره‌ جنوبی، اسکاتلند، مکزیک و چند تیم دیگر، نیمکت‌ها یکی پس از دیگری تغییر کردند. با این حال، در نقطه مقابل‌ در فوتبال ایران، حذف در میان ۴۸ تیم جام جهانی نه‌تنها به تغییر منجر نشد، بلکه از سوی برخی رسانه‌ها و حتی شخص امیر قلعه‌نویی، روایتی از موفقیت و دستاورد نیز ساخته شد؛ روایتی که مقایسه آن با استانداردهای فوتبال جهان، پرسش‌های فراوانی را ایجاد می‌کند.

حذف یعنی پایان پروژه

در فوتبال حرفه‌ای، نتیجه مهم‌ترین معیار قضاوت است. مدیران فدراسیون‌ها ممکن است سال‌ها از یک مربی حمایت کنند، اما وقتی جام جهانی به پایان می‌رسد، عملکرد در همین تورنمنت معیار نهایی ارزیابی خواهد بود. به ‌همین دلیل هم جام جهانی ۲۰۲۶ تنها چند روز پس از پایان کار بسیاری از تیم‌ها، به یکی از پررفت‌وآمدترین بازارهای مربیان ملی تبدیل شد. نخستین شوک بزرگ به آلمان وارد شد؛ تیمی که پس از سال‌ها ناکامی، امیدوار بود با هدایت یولیان ناگلزمن دوباره به جمع مدعیان بازگردد اما شکست برابر پاراگوئه در مرحله یک‌هشتم نهایی، تمام رؤیاها را نابود کرد. آلمان که در دور گروهی نمایش نسبتا خوبی ارائه داده بود، در مرحله حذفی مقابل پاراگوئه در ضربات پنالتی شکست خورد و از گردونه مسابقات کنار رفت. تنها مدت کوتاهی بعد، ناگلزمن از سمت خود کنار رفت و پروژه بازسازی مانشافت نیمه‌تمام ماند. هلند نیز شرایط مشابهی داشت؛ نارنجی‌ها پس از عبور از مرحله گروهی، مقابل مراکش در ضربات پنالتی شکست خوردند و حذف شدند. این ناکامی باعث شد رونالد کومان هم به همکاری خود با فدراسیون فوتبال هلند پایان دهد. تیمی که انتظار می‌رفت حداقل تا مراحل پایانی پیش برود، خیلی زودتر از حد تصور جام را ترک کرد و مدیران فوتبال هلند نیز تصمیم گرفتند مسیر تازه‌ای را آغاز کنند.

پرتغال؛ حذف و خداحافظی بدون تعارف

شاید مهم‌ترین تغییر نیمکت مربوط به پرتغال بود؛ تیمی که با حضور کریستیانو رونالدو و نسل طلایی خود، یکی از مدعیان قهرمانی محسوب می‌شد، اما در مرحله یک‌هشتم نهایی با شکست برابر اسپانیا از جام کنار رفت. این ناکامی برای روبرتو مارتینس کافی بود تا اعلام کند مأموریتش به پایان رسیده است و از هدایت پرتغال کنار برود. تنها چند روز بعد نیز فدراسیون فوتبال پرتغال خیلی سریع جانشین او را معرفی کرد و هدایت تیم ملی را به ژرژ ژسوس سپرد؛ تصمیمی که نشان می‌دهد در فوتبال حرفه‌ای، مدیران منتظر فروکش‌کردن انتقادها نمی‌مانند و بلافاصله پروژه بعدی را آغاز می‌کنند. ‌کره‌ جنوبی هم از‌جمله تیم‌هایی بود که حذفش تبعات مستقیمی برای نیمکت داشت؛ هونگ میونگ‌بو پس از انتقادهای شدید رسانه‌ها و افکار عمومی، از سمت خود استعفا داد. اسکاتلند نیز پس از حذف در مرحله گروهی، شاهد پایان همکاری استیو کلارک با تیم ملی بود. در جمهوری چک، میروسلاو کوبک فشار رسانه‌ای را دلیل کناره‌گیری خود عنوان کرد و در مکزیک نیز خاویر آگیره پس از سومین دوره حضور روی نیمکت تیم ملی، به همکاری خود پایان داد.

نیمکت‌هایی که شکست را توجیه نکردند

وجه مشترک تمام این تغییرات، صرفا حذف از جام جهانی نبود. بسیاری از این تیم‌ها نتایجی گرفتند که اگر با استانداردهای جهانی سنجیده شوند، چندان هم فاجعه‌آمیز نبود. آلمان در گروه خود صعود کرد و تنها در ضربات پنالتی برابر پاراگوئه حذف شد. پرتغال پس از عبور از مرحله گروهی، در نبردی نزدیک، برابر اسپانیا شکست خورد. کرواسی نیز با وجود شکست مقابل پرتغال، پروژه زلاتکو دالیچ را پس از ۹ سال به پایان رساند و او از سمت خود کنار رفت. مکزیک هم اگرچه به مرحله حذفی رسید، اما حذف مقابل انگلیس پایان همکاری خاویر آگیره بود و بلافاصله رافائل مارکز به‌عنوان سرمربی جدید معرفی شد. این تصمیم‌ها نشان می‌دهد که در فوتبال حرفه‌ای، مدیران تنها به نتیجه یک مسابقه نگاه نمی‌کنند، بلکه آینده تیم ملی را نیز در نظر می‌گیرند. اگر احساس کنند پروژه به سقف خود رسیده یا توان رقابت با قدرت‌های بزرگ را ندارد، بدون تعارف مسیر را تغییر می‌دهند. در چنین فضایی، حذف از جام جهانی نه یک موفقیت تلقی می‌شود و نه به دستاویزی برای تمدید بی‌قیدوشرط یک پروژه تبدیل می‌شود. نمونه بارز این نگاه، پرتغال است. روبرتو مارتینس پس از حذف برابر اسپانیا، مسئولیت ناکامی را پذیرفت و از سمت خود کنار رفت. فدراسیون پرتغال نیز کمتر از چند روز بعد، ژرژ ژسوس را به‌عنوان سرمربی جدید معرفی کرد تا فرصت برنامه‌ریزی برای یورو ۲۰۲۸ و جام جهانی ۲۰۳۰ از دست نرود.

ایران؛  حذف در میان ۴۸ تیم، اما روایت موفقیت!

در نقطه مقابل، شرایط تیم ملی ایران قرار دارد؛ تیمی که با وجود صعود از مرحله مقدماتی با کمترین دردسر، در جام جهانی نتوانست انتظارات را برآورده کند. ایران در گروهی که بسیاری آن را یکی از کم‌کیفیت‌ترین گروه‌های مسابقات می‌دانستند، بدون حتی یک پیروزی به کار خود پایان داد و از صعود بازماند. سه امتیاز حاصل از سه تساوی، حذف در میان ۴۸ تیم و ناتوانی در شکست‌دادن هیچ‌یک از رقبا، کارنامه‌ای نبود که بتوان آن را در زمره موفقیت‌های فوتبال ایران قرار داد. با این حال، برخلاف آنچه در کشورهای صاحب فوتبال دیده شد، فضای پس از حذف ایران بیشتر به سمت توجیه نتایج حرکت کرد. در بخشی از رسانه‌ها، صعود‌نکردن با وجود شکست‌نخوردن به‌عنوان یک «رکورد» معرفی شد. برخی نیز روی این موضوع تأکید کردند که ایران برای نخستین بار مرحله گروهی را بدون شکست پشت سر گذاشته است؛ آماری که در ظاهر جذاب است، اما وقتی کنار واقعیت حذف از مسابقات قرار می‌گیرد، ارزش فنی چندانی ندارد. خود امیر قلعه‌نویی نیز در اظهاراتش بارها از عملکرد تیمش دفاع کرد و پروژه تیم ملی را موفق دانست. البته هر سرمربی حق دارد از تیمش حمایت کند، اما آنچه محل بحث است، معیار ارزیابی است. اگر در آلمان، پرتغال، مکزیک یا کرواسی حذف در مراحل بالاتر هم برای پایان همکاری کافی است، چگونه حذف در مرحله گروهی و نرسیدن به جمع ۳۲ تیم می‌تواند به‌عنوان دستاورد معرفی شود؟

تفاوت استانداردها؛ فاصله‌ای که باید پذیرفت

شاید مهم‌ترین درس جام جهانی ۲۰۲۶ همین باشد؛ اینکه فوتبال حرفه‌ای با تعارف اداره نمی‌شود. هیچ‌کس نمی‌تواند سال‌ها از سرمایه، امکانات و فرصت استفاده کند و در نهایت تنها با استناد به آمارهای فرعی، پروژه خود را موفق بداند. در فوتبال روز دنیا، پاسخ‌گویی بخشی از مسئولیت سرمربی است. گاهی این پاسخ‌گویی با استعفا همراه می‌شود و گاهی مدیران تصمیم به تغییر می‌گیرند، اما در هر دو حالت، اصل ماجرا پذیرش مسئولیت است. فوتبال ایران نیز اگر می‌خواهد فاصله خود را با قدرت‌های جهان کمتر کند، باید همین فرهنگ را بپذیرد؛ فرهنگی که در آن نتیجه واقعی مهم‌تر از روایت‌سازی است و حذف، هر نامی که روی آن گذاشته شود، همچنان حذف باقی می‌ماند. شاید امیر قلعه‌نویی در مقاطع مختلف خدماتی به فوتبال ایران داشته باشد و شاید تیم ملی در برخی بازی‌ها نمایشی پذیرفتنی ارائه داده باشد، اما جام جهانی محل قضاوت نهایی است؛ همان دادگاهی که ناگلزمن، روبرتو مارتینس، خاویر آگیره، زلاتکو دالیچ و چندین سرمربی دیگر را وادار به ترک نیمکت تیم‌هایشان کرد. شاید تفاوت اصلی فوتبال ایران با فوتبال حرفه‌ای دنیا دقیقا در همین نقطه باشد؛ آنجا که در بسیاری از کشورها، حذف آغاز بازنگری و اصلاح است، اما در ایران گاهی همان حذف، با تغییر روایت، به موفقیتی تبدیل می‌شود که فقط روی کاغذ وجود دارد. تا زمانی که معیار ارزیابی، نتیجه واقعی نباشد و مسئولیت‌پذیری جای خود را به توجیه و دستاوردسازی بدهد، فاصله فوتبال ایران با تیم‌هایی که امروز برای قهرمانی جهان می‌جنگند، نه‌تنها کمتر نخواهد شد، بلکه هر دوره بیشتر از گذشته به چشم خواهد آمد.

پاسخ‌گویی؛ حلقه مفقوده فوتبال ایران

در این بخش می‌توان به تفاوت فرهنگ مدیریتی در فدراسیون‌های آلمان، پرتغال، مکزیک و کرواسی با ایران پرداخت؛ اینکه در فوتبال حرفه‌ای حتی صعود به یک‌هشتم یا یک‌چهارم نهایی هم تضمین‌کننده ماندن سرمربی نیست، اما در ایران حذف از مرحله گروهی هم گاهی با روایت «بهترین عملکرد تاریخ» همراه می‌شود.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.