ساختیابی «امر ملی» در ایران
پرسش از «امر ملی» امروزه سه پاسخ متفاوت را در بر دارد: نیستانگارانه: این تعبیر اساسا قائل به وجود چیزی که بتوان آن را «ملی» نامید نیست، یا حداقل در جهان پساهای امروزین «امر ملی» را فاقد اهمیت نظری و عملی میداند. پوزیتیویستی-ساختاری: رویکرد ساختاری مناسبات طبقاتی را تقدم ساختارهای عینی بر هر پدیده و امری میداند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
عباس منوچهری: پرسش از «امر ملی» امروزه سه پاسخ متفاوت را در بر دارد: نیستانگارانه: این تعبیر اساسا قائل به وجود چیزی که بتوان آن را «ملی» نامید نیست، یا حداقل در جهان پساهای امروزین «امر ملی» را فاقد اهمیت نظری و عملی میداند. پوزیتیویستی-ساختاری: رویکرد ساختاری مناسبات طبقاتی را تقدم ساختارهای عینی بر هر پدیده و امری میداند. رمانتیک-ضدسلطه: نهضتهای رهاییبخش و ضداستعماری امر ملی را در چارچوب مبارزات رهاییبخش معنا میکنند. رویکرد آخر را به صورت خاصی میتوان براساس آرای شریعتی با رهیافت ساختمندانه صورتبندی کرد. رهیافت ساختمندی (ساختیابی) استمرار حیات اجتماعی، ازجمله ایجاد تغییرات اجتماعی، را نتیجه دیالکتیک میان ساختار و کارگزار میبیند. بنابراین در ایجاد تغییرات تاریخی نه مناسبات ساختاری بهتنهایی تعیینکننده هستند و نه اراده و خواست و عمل شهروندان (ملت)، بلکه تقابل این دو به ایجاد تغییر میانجامد. طبق اندیشه شریعتی میتوان گفت که امر ملی برآیند تقابل سه حلقه حُسن، یعنی «عرفان، برابری، آزادی» بهعنوان کارگزار در برابر چهار زنجیر ظلم (استعمار، استبداد، استثمار، استحمار) بهعنوان ساختار بوده است. در همین چارچوب میتوان گفت، «امر ملی» در دوران معاصر ایران برآیند تعاطی سه ضلع یک تثلیث ساختمندانه یعنی جامعه-حکومت-قدرت خارجی بوده است. این تثلیث اما از جهت هستیشناسی، یعنی سطح رئال در رئالیسم انتقادی باسکر، در بطن اقتصاد سرمایهداری شکل گرفته و به همین دلیل با امر ملی در دوران باستان یا میانه ایران متفاوت است. در طی تاریخ دویستساله ایران معاصر، اضلاع این ساختار بهطور سیالی در هر دوره شکلی به خود گرفتهاند و به نحوی با هم نسبت پیدا کردهاند. ایستار ضلع جامعه، آنچه «فرهنگ سیاسی» نامیده میشود و در چارچوب نظری دیسیپلین روانشناسی اجتماعی «روحیه قومی» نیز نامیده میشود، نقش تعیینکنندهای در تحولات دویستساله داشته است. به قول امانوئل والرشتاین، «نظم جهانی» از قرن نوزده میلادی همه یک سیستم واحد شده است که دربردارنده کلیه کشورهای جهان است و جایگاه هر یک را در این سیستم به صورت مرکز پیرامون تعیین میکند. نهایت اینکه بحث درباره «امر ملی» با در نظر گرفتن زمینه و زمانه، از یک سو، و شبکهای از تبادلات سهجانبه میان اقتدار سیاسی-فرهنگ سیاسی-نظام سرمایهداری معاصر از سوی دیگر، قابل پیگیری است. بدیهی است که امروز شبکههای رسانهای-مجازی-تبلیغی در رابطه با مشروعیت سیاسی و حرکتهای اعتراضی هر دو نقش قابل توجهی بازی میکنند.