گزارش «شرق» از ارسال توافق احتمالی ایران به کنگره آمریکا
چرا ترامپ توپ بررسی تفاهم را در زمین کنگره میاندازد؟
اظهارات اخیر دونالد ترامپ درباره توافق احتمالی با ایران، علاوه بر ادعاهایی همچون بازگشایی تنگه هرمز و وعده ارائه جزئیات توافق در یک نشست خبری، از منظر سیاسی و حقوقی نیز توجهها را به خود جلب کرده است. رئیسجمهور آمریکا اعلام کرده توافق احتمالی را برای بررسی به کنگره ارسال خواهد کرد؛ اقدامی که میتواند نقش کنگره در سرنوشت مسیر پیشروی ایران و آمریکا را تعیین کند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
موسی موحد: اظهارات اخیر دونالد ترامپ درباره توافق احتمالی با ایران، علاوه بر ادعاهایی همچون بازگشایی تنگه هرمز و وعده ارائه جزئیات توافق در یک نشست خبری، از منظر سیاسی و حقوقی نیز توجهها را به خود جلب کرده است. رئیسجمهور آمریکا اعلام کرده توافق احتمالی را برای بررسی به کنگره ارسال خواهد کرد؛ اقدامی که میتواند نقش کنگره در سرنوشت مسیر پیشروی ایران و آمریکا را تعیین کند. از منظر حقوقی، آنچه تاکنون مطرح شده، بیشتر در حد یک تفاهم اولیه یا یادداشت تفاهم ارزیابی میشود و هنوز از یک توافق الزامآور فاصله دارد. اگر توافق نهایی نیز در قالب یک توافق اجرائی میان دولت آمریکا و ایران باقی بماند، رئیسجمهور بعدی این کشور همچنان اختیار خواهد داشت آن را لغو کند یا از اجرای آن خارج شود؛ اما در صورتی که توافق بتواند حمایت کنگره را جلب کند و به شکلی در چارچوب قوانین آمریکا قرار گیرد، هزینه سیاسی و حقوقی خروج از آن برای دولتهای آینده به مراتب افزایش خواهد یافت.
از زاویهای دیگر، تصمیم دونالد ترامپ برای ارجاع توافق احتمالی با ایران به کنگره را میتوان اقدامی هوشمندانه در مدیریت هزینههای سیاسی این توافق دانست. رئیسجمهور آمریکا با این رویکرد میکوشد مسئولیت تصمیمگیری درباره امتیازهای احتمالی به تهران را از سطح دولت به نهاد قانونگذاری منتقل کرده و بهنوعی بار سیاسی توافق را میان کاخ سفید و کنگره تقسیم کند. به بیان دیگر، ترامپ اکنون «توپ را به زمین کنگره انداخته است»؛ به این معنا که اگر نمایندگان با مفاد توافق موافقت کنند، مسئولیت پذیرش هرگونه امتیاز احتمالی نیز متوجه آنان خواهد بود و دولت میتواند خود را مجری اراده نظام سیاسی آمریکا معرفی کند. در مقابل، اگر کنگره با توافق مخالفت یا آن را رد کند، ترامپ این امکان را خواهد داشت که ناکامی روند دیپلماتیک را نه به عملکرد دولت خود، بلکه به مخالفت قانونگذاران نسبت دهد. چنین تاکتیکی، علاوه بر کاهش هزینههای داخلی برای کاخ سفید، میتواند در آینده نیز به ابزاری برای مدیریت افکار عمومی و رقابتهای حزبی در آمریکا تبدیل شود.
بااینحال، جلب حمایت کنگره کار آسانی نخواهد بود. فضای سیاسی آمریکا در آستانه انتخابات میاندورهای دچار شکاف عمیق حزبی است و هرگونه توافق با ایران میتواند به یکی از موضوعات اصلی رقابت میان جمهوریخواهان و دموکراتها تبدیل شود. حتی اگر ترامپ از حمایت بخش عمدهای از جمهوریخواهان برخوردار باشد، تضمینی وجود ندارد که همه اعضای حزب او یا حتی بخشی از دموکراتها از مفاد توافق حمایت کنند. مواضع نمایندگان دو حزب تا حد زیادی به جزئیات توافق، میزان امتیازهای متقابل و تأثیر آن بر امنیت ملی آمریکا بستگی خواهد داشت. در نهایت، بسیاری از تحلیلگران معتقدند دوام هر تفاهم یا توافقی بیش از آنکه به ارسال آن به کنگره وابسته باشد، به کیفیت مفاد توافق و میزان اجماع سیاسی بر سر آن بستگی دارد. از سوی دیگر، ادعاهای مطرحشده درباره بازگشایی تنگه هرمز و سایر بندهای احتمالی توافق نیز تا زمان انتشار متن رسمی و اعلام مواضع طرفین، قابل راستیآزمایی نیست. بنابراین، هرچند ارسال توافق به کنگره میتواند تلاشی برای افزایش اعتبار و ماندگاری آن تلقی شود، اما موفقیت این مسیر در نهایت به محتوای توافق و آرایش سیاسی کنگره آمریکا وابسته خواهد بود.
هر توافقی بدون مراقبت دیپلماتیک ممکن است شکست بخورد
در تحلیل آنچه گفته شد، وحید کریمی در گفتوگو با «شرق» معتقد است: «اصل ارجاع تفاهم جاری ایران و آمریکا به کنگره، در چارچوب رویههای شناختهشده آمریکا قابل ارزیابی است؛ اما موفقیت هر توافق بیش از آنکه به متن آن وابسته باشد، به مراقبت دیپلماتیک پس از امضا بستگی دارد». دیپلمات پیشین ایران در نیویورک، با اشاره به تجربه برجام یادآور میشود: «برجام امضای کنگره را نداشت و دولت اوباما ناچار بود هر چند ماه یک بار درباره تعلیق تحریمها تصمیم بگیرد. از این منظر، اینکه ترامپ بخواهد توافق را به کنگره ببرد، در ظاهر میتواند به معنای تلاش برای برخورداری از پشتوانه بیشتر باشد». بااینحال، مفسر حوزه بینالملل تأکید میکند: «صرف تصویب یک توافق در کنگره، ضامن موفقیت آن نیست». به اعتقاد دیپلمات پیشین کشورمان در لندن، «هر توافقی نیازمند پیگیری مستمر و حضور فعال دیپلماتیک است». بنابراین کریمی تأکید دارد که «اگر توافق با روابط رسمی دیپلماتیک، ارتباط مستمر با قانونگذاران آمریکایی و فعالیتهای اقناعی همراه نباشد، از همین امروز هم میتوان نسبت به موفقیت آن تردید داشت». به گفته این کارشناس حوزه سیاست خارجی، «دیپلماسی شاید از میدان سختتر باشد؛ سلاح ندارد، ولی ابزارها و اهرمهای خاص خود را میطلبد».
عضو سابق گروه اروپا/ آمریکای دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه با اشاره به تجربه حضور دیپلماتیک خود در سازمان ملل در نیویورک، «خلأ ایران در عرصه لابیگری را یکی از نقاط ضعف میداند» و اذعان دارد در دوران مأموریتش در نیویورک، «با مجوز به واشینگتن رفته و فضای کنگره و کاخ سفید را از نزدیک دیده است». به تعبیر کریمی، «در حالی که گروههای مختلف ازجمله لابیهای شناختهشده در آمریکا، حضور فعال دارند، جای ایران در این عرصه خالی است». دیپلمات اسبق کشورمان در لندن تأکید میکند: «در ساختار سیاسی آمریکا، امکان دیدار و تبادل اطلاعات با نمایندگان و سناتورها به صورت قانونی وجود دارد و همین مسئله ضرورت مراقبت از هر توافقی را دوچندان میکند. بهخصوص با توجه به قدرت بالای اسرائیل در لابیگری در کنگره آمریکا، باید مراقب کارشکنی و سنگاندازیهای پیشرو بود».
البته کریمی نسبت به «رفتار شخص ترامپ» نیز هشدار میدهد و معتقد است: «هر توافقی با رئیسجمهور آمریکا نیازمند هوشیاری مضاعف است؛ اما اگر اراده واقعی برای اجرای توافق وجود نداشته باشد، حتی شفافترین متنها نیز میتوانند با تفسیرهای متفاوت مواجه شوند». با وجود این ملاحظات، عضو سابق گروه اروپا/ آمریکای دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه نسبت به چشمانداز مذاکرات در بازه ۳۰ تا ۶۰ روز آینده خوشبین است و به زعم او، «نخستین گام در دیپلماسی، ایجاد امکان گفتوگو و اعتمادسازی است. لذا اگر تصمیم به آغاز مسیر جدید گرفته شده، باید با منطق همان مسیر حرکت کرد».
دیپلمات اسبق کشور در نیویورک، با اشاره به سابقه پرتنش روابط تهران و واشینگتن تأکید میکند: «اختلافات گذشته انکارشدنی نیست، اما ادامه گفتوگو مستلزم نگاه تازه است». سفیر پیشین ایران در پایان به تضاد مواضع فعلی ایران و آمریکا در قبال مفاد تفاهم صورتگرفته ورود کرده و متذکر میشود: «ابهامهای معمول در متن توافقهای بینالمللی و وجود عبارات قابل تفسیر، امری طبیعی است و همین مسئله میتواند در هر دو کشور محل برداشتهای متفاوت قرار گیرد. بااینحال، آنچه اهمیت بیشتری دارد، اراده سیاسی طرفین برای اجرای توافق است».