|

تهدید بلوک شرق و سیاست‌های واشینگتن، آلمان و ژاپن را در مسیر توسعه تسلیحاتی قرار داد

عبور از آرمان‌گرایی

هشت دهه پس از فروپاشی محور متحدین در جنگ جهانی دوم، توکیو و برلین با عبور از آرمان‌گرایی پس از جنگ، پروژه بازسازی پرشتاب ماشین نظامی خود را کلید زده‌اند. به این ترتیب، تاریخ در حال تکرا‌رشدن است، اما این بار نه برای کشورگشایی، بلکه برای بقا. آلمان و ژاپن دریافتند صلح‌ محصول تجارت آزاد نیست، بلکه نیازمند قدرت آتش مهارنشدنی در برابر روسیه و چین است.

عبور از آرمان‌گرایی

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

شرق: هشت دهه پس از فروپاشی محور متحدین در جنگ جهانی دوم، توکیو و برلین با عبور از آرمان‌گرایی پس از جنگ، پروژه بازسازی پرشتاب ماشین نظامی خود را کلید زده‌اند. به این ترتیب، تاریخ در حال تکرا‌رشدن است، اما این بار نه برای کشورگشایی، بلکه برای بقا. آلمان و ژاپن دریافتند صلح‌ محصول تجارت آزاد نیست، بلکه نیازمند قدرت آتش مهارنشدنی در برابر روسیه و چین است.

در سال 1940، امپراتوری‌های آلمان و ژاپن اتحادی را پایه‌گذاری کردند که با نام «قدرت‌های محور» شناخته شد؛ اتحادی که بر پایه تقابل مشترک با ایالات متحده شکل گرفت. آنها یک جنگ جهانی را به راه انداختند و در نهایت با شکست روبه‌رو شدند و شهروندان این کشورها در 85 سال گذشته، با ارتش‌هایی تحلیل‌رفته و وابستگی سنگین به دشمن پیشین خود یعنی آمریکا برای تأمین امنیت، زندگی کردند. اکنون اما‌ نگرانی فزاینده هر دو کشور از سیاست‌های آمریکا بار دیگر آشکار شده و این مسئله با هراس شدید از ظهور قدرت‌هایی سلطه‌جو مانند چین و روسیه گره خورده است. در پی این تغییر موازنه، توکیو و برلین با شتابی دیوانه‌وار در حال بازسازی ارتش‌های خود هستند و بار دیگر پیوندهای نظامی و استراتژیک میان خود را مستحکم می‌کنند. انتظار می‌رود این همکاری در نشست رهبران گروه هفت در اویان فرانسه طی روزهای پیش‌رو شتاب بیشتری به خود بگیرد.

این شراکت از هم‌اکنون مواردی نظیر به اشتراک‌گذاری دانش فنی، فناوری و تسلیحات پیشرفته مانند پهپادها و بالگردها را شامل می‌شود که برای تلاش‌های متقابل دو کشور در مسیر تجدید ساختار نظامی، حیاتی ارزیابی می‌شود. البته این رویداد به‌هیچ‌وجه به معنای احیای «قدرت‌های محور» پیشین نیست. این بار ژاپن و آلمان از موضعی کاملا تدافعی در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند؛ به‌گونه‌ای که برلین از مقاومت اوکراین در برابر تهاجم روسیه پشتیبانی می‌کند و توکیو در برابر تهدیدات روزافزون چین و کره شمالی در آماده‌باش به سر می‌برد. آنها در این مسیر با قدرت‌های میانی هم‌فکر خود نظیر بریتانیا، کانادا و فرانسه در گروه هفت همراه شده‌اند که در جنگ جهانی دوم دشمن آنها محسوب می‌شدند. این کشورها اکنون خود را به عنوان مدافعان نهادها و قوانین بین‌المللی معرفی می‌کنند که سدی در برابر رفتارهای زورگویانه کشورهایی مانند چین و روسیه هستند. همان‌طورکه بوریس پیستوریوس، وزیر دفاع آلمان، در ماه مارس در یک پایگاه دریایی ژاپن تأکید کرد، کشورهایی نظیر آلمان و ژاپن که همچنان به نظم بین‌المللی مبتنی بر قانون پایبند هستند، باید بیش از پیش به یکدیگر نزدیک شده و مواضع خود را به‌روشنی اعلام کنند.

تغییر سیاست

هم آلمان و هم ژاپن پس از ویرانی‌های به‌جا‌مانده از جنگ جهانی دوم، تمرکز اصلی خود را بر بازسازی شهرهای ویران‌شده و تقویت رشد اقتصادی معطوف کردند. آنها به ایالات متحده و دیگر متحدان غربی اجازه دادند‌ بخش عمده‌ای از بار سنگین تأمین امنیت شهروندانشان را بر دوش بکشند. پس از تقسیم آلمان، واشینگتن پایگاه‌های نظامی عظیمی در آلمان غربی تأسیس کرد و ده‌ها هزار سرباز را در این کشور که خط مقدم نبرد در جنگ سرد با اتحاد جماهیر شوروی بود، مستقر کرد. اگرچه دولت‌های آلمان شرقی و غربی ارتش‌های بزرگ خود را حفظ کردند، اما پس از فروپاشی دیوار برلین و پایان جنگ سرد، آلمانِ متحد بخش اعظم منابع مالی خود را به‌جای توسعه نظامی، صرف برنامه‌های اجتماعی کرد. ژاپن پس از جنگ نیز قانون اساسی تحمیلی آمریکا را که تحت نظارت ژنرال داگلاس مک‌آرتور تدوین شده بود، پذیرفت. این قانون ژاپنی‌ها را وادار به چشم‌پوشی از جنگ کرد و نگهداری از نیروهای مسلح را به‌جز برای مقاصد صرفا دفاعی ممنوع ساخت. این محدودیت به شکل‌گیری «نیروهای دفاع از خود» انجامید که تا امروز عنوان رسمی ماشین نظامی این کشور باقی مانده است. در دهه‌های پس از جنگ، جریان‌های ضدنظامی‌گری در هر دو کشور قدرت گرفتند و آرمان‌های صلح‌طلبانه، دیپلماسی نرم، تجارت آزاد و تبادلات فرهنگی را ترویج کردند.

با این حال، این خوش‌خیالی سیاسی در سال‌های اخیر به‌شدت رنگ باخته است؛ به‌ویژه پس از تهاجم تمام‌عیار روسیه به اوکراین در سال 2022 و سیاست‌های نظامی و اقتصادی به‌شدت تهاجمی چین تحت رهبری شی جین‌پینگ. تهدیدهای دونالد ترامپ مبنی بر نادیده‌گرفتن تعهدات امنیتی در اروپا و اشتیاق او برای انعقاد توافق تجاری با شی جین‌پینگ، روند تجدید ساختار نظامی در هر دو کشور آلمان و ژاپن را تسریع کرد. توماس برگر، استاد دانشگاه بوستون که با نیویورک‌تایمز گفت‌وگو کرده، معتقد است شکست در جنگ جهانی دوم، ایدئال‌ها و باورهای این دو کشور به امپراتوری و نظامی‌گری را در هم شکست. اما تغییرات اخیر در چشم‌انداز امنیتی جهان و بی‌ثباتی سیاست‌های ترامپ، موجی از اضطراب و فوریت را در میان رهبران جدید و محافظه‌کار این کشورها ایجاد کرده است. برگر تأکید می‌کند این هراس منطقی وجود دارد که ایالات متحده ممکن است آنها را قربانی منافع خود کند.

خیزش نظامی در برلین و توکیو

فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، اندکی پیش از روی کار آمدن در یک سال گذشته، تلاش موفقی را برای تعلیق محدودیت‌های استقراض دولتی آلمان با هدف افزایش چشمگیر بودجه نظامی رهبری کرد. با این روند، تا چند سال آینده هزینه‌های نظامی ماشین جنگی آلمان می‌تواند از مجموع بودجه نظامی فرانسه و بریتانیا فراتر رود. از سوی دیگر، ژاپن با وجود اینکه نیمی از بودجه آلمان را به ارتش اختصاص می‌دهد، با بودجه سالانه 58 میلیارد دلاری، همچنان یکی از بزرگ‌ترین قدرت‌های نظامی جهان به شمار می‌رود. سانائه تاکایچی، نخست‌وزیر محافظه‌کار ژاپن، در سال گذشته با تکیه بر شعارهای ملی‌گرایانه برای احیای قدرت ارتش به پیروزی رسید. او موشک‌های دوربرد با قابلیت هدف قرار‌دادن خاک چین را در جنوب ژاپن مستقر و ممنوعیت‌های پس از جنگ جهانی دوم درباره صادرات تسلیحات را لغو کرد. مرتس و تاکایچی هر دو بر حفظ روابط گرم با ترامپ تأکید دارند، اما هم‌زمان برای ائتلاف‌های نظامی به گزینه‌هایی فراتر از واشینگتن نیز چشم دوخته‌اند. ژاپن اخیرا یک توافق 6.5 میلیارد دلاری برای تأمین ناوهای جنگی استرالیا نهایی کرده و در حال مذاکره با فیلیپین و اندونزی برای صادرات ناو جنگی است. آلمان نیز در توسعه و استقرار تسلیحات جدید روابط نزدیکی با اوکراین برقرار کرده و از فرانسه برای دستیابی به بازدارندگی هسته‌ای درخواست کمک کرده است.

پکن و مسکو با نگرانی از این تحولات، تاکایچی را به تلاش برای احیای نظامی‌گری دوران جنگ جهانی متهم کرده‌اند. اما او با اشاره به تهدید چین و کره شمالی تصریح کرده است سیاست‌هایش یک ضرورت حیاتی است، زیرا ژاپن با وخیم‌ترین و پیچیده‌ترین شرایط امنیتی پس از آن دوران روبه‌رو است. تاکایچی تأکید کرد هیچ کشوری دیگر نمی‌تواند به‌تنهایی صلح و امنیت خود را تضمین کند. افکار عمومی آلمان سریع‌تر از ژاپنی‌ها ضرورت تجدید ساختار نظامی را پذیرفته‌اند. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد اکثریت آلمانی‌ها جهان امروز را خطرناک‌تر از دوران جنگ سرد می‌دانند و دو‌سوم جمعیت از افزایش بودجه ارتش حمایت می‌کنند؛ هرچند ارتش این کشور در جذب نیروهای جوان با چالش مواجه است. در مقابل، در بهار سال جاری ده‌ها هزار نفر در توکیو علیه سیاست‌های امنیتی تاکایچی و توسعه نظامی ژاپن تظاهرات کردند.

آلکساندرا ساکاکی، پژوهشگر مؤسسه امور بین‌الملل و امنیت آلمان در برلین، معتقد است تسلیح مجدد، نیازمند تغییرات بنیادی‌تر در ذهنیت مردم آلمان و ژاپن است؛ به‌ویژه اگر مقامات به سیاست‌هایی نظیر خدمت اجباری سربازی روی آورند. او پرسشی حیاتی را مطرح می‌کند: «آیا آنها آماده نبرد خواهند بود؟ ژاپن و آلمان نیازمند حمایت افکار عمومی از این چشم‌انداز هستند». در این میان، واشینگتن از تغییر رویکرد برلین و توکیو استقبال کرده است. ترامپ مدت‌هاست به متحدان خود فشار می‌آورد تا هزینه‌های دفاعی خود را تأمین کنند. او در دیدار سال گذشته با مرتس از افزایش بودجه نظامی آلمان استقبال کرد؛ هرچند با کنایه افزود این تجدید قوای نظامی شاید برای رهبران آمریکایی که آلمان نازی را شکست دادند چندان خوشایند نباشد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.