«شرق» از آخرین تحولات تنگه هرمز پس از پروژه ادعایی ترامپ گزارش میدهد
پروژه آزادی یا تله جنگ
تحولات اخیر پیرامون طرح «پروژه آزادی» از سوی دونالد ترامپ و پشتیبانی فرماندهی مرکزی ایالات متحده، در کنار واکنش تند تهران و تحولات بعدی آن، نشانهای روشن از ورود بحران به مرحلهای حساس و بالقوه خطرناک است. تنگه هرمز بهعنوان یکی از حیاتیترین شریانهای انرژی جهان، همواره مستعد تنش بوده، اما همزمانی نمایش قدرت نظامی آمریکا با هشدارهای صریح ایران، سطحی جدید از تقابل را رقم زده است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
موسی موحد: تحولات اخیر پیرامون طرح «پروژه آزادی» از سوی دونالد ترامپ و پشتیبانی فرماندهی مرکزی ایالات متحده، در کنار واکنش تند تهران و تحولات بعدی آن، نشانهای روشن از ورود بحران به مرحلهای حساس و بالقوه خطرناک است. تنگه هرمز بهعنوان یکی از حیاتیترین شریانهای انرژی جهان، همواره مستعد تنش بوده، اما همزمانی نمایش قدرت نظامی آمریکا با هشدارهای صریح ایران، سطحی جدید از تقابل را رقم زده است.
تأکید واشنگتن بر «هدایت» کشتیها، ذیل پروژه آزادی ادعاییِ ترامپ، هرچند در ظاهر با هدف کاهش تنش مطرح میشود، در عمل میتواند بهعنوان نوعی حضور نظامی فعال تلقی شده و حساسیتهای امنیتی ایران را تشدید کند. در مقابل، موضع قاطع ایران مبنی بر لزوم هماهنگی همه ترددها با نیروهای مسلح، نشاندهنده عزم این کشور برای اعمال کنترل کامل بر این گذرگاه راهبردی است. گزارشها درباره درگیری مستقیم با یک ناوچه آمریکایی صرفنظر از میزان دقت آن، خطر لغزش به سوی برخورد نظامی ناخواسته را برجسته میکند. در چنین شرایطی، حتی یک خطای محاسباتی میتواند زنجیرهای از واکنشها را به دنبال داشته باشد که پیامدهای آن به فراتر از منطقه خواهد رفت.
دیروز در تنگه هرمز چه گذشت؟
به دنبال اعلام ترامپ و سنتکام برای اجرای پروژه آزادی در تنگه هرمز در گزارشهای منتشرشده از تحولات دیروز، مجموعهای از ادعاها، روایتهای متضاد و بیانیههای نظامی از سوی طرفهای مختلف درباره وضعیت امنیتی این آبراه راهبردی مطرح شده است. بر اساس اعلام سنتکام و گزارش خبرگزاریها، در نخستین مرحله از عملیات موسوم به «پروژه آزادی» دو کشتی تجاری با پرچم آمریکا از تنگه هرمز عبور کردهاند. این اقدام از سوی واشنگتن بهعنوان نشانه آغاز اجرای عملی طرح جدید امنیت دریایی معرفی شده است. در مقابل، برخی دادههای ناوبری و گزارشهای رسانهای از جمله الجزیره و منابع ردیابی کشتیها، از عبور یک کشتی حامل گاز مایع ایران با نام «زاویا» خبر دادهاند که توانسته از محدوده تحت کنترل یا محاصره ادعایی نیروهای آمریکایی عبور کند. این گزارشها همچنین اشاره میکنند که کشتی مذکور پیشتر در عسلویه بارگیری شده و سپس در نزدیکی سواحل عمان مشاهده شده است.
در همین حال، برخی منابع منطقهای از جمله وزارت خارجه امارات ادعا کردهاند که یک نفتکش وابسته به شرکت ادنوک در مسیر عبور از تنگه، هدف حمله پهپادی قرار گرفته است. این ادعا در کنار گزارشهای پراکنده درباره تنشهای دریایی، بر فضای پرتنش منطقه افزوده است. از سوی دیگر، روابط عمومی ارتش جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده که نیروی دریایی ارتش با اقدام سریع، مانع از ورود ناوشکنهای آمریکایی به محدوده تنگه هرمز شده است. همچنین برخی منابع محلی در جنوب ایران گزارش دادهاند که یک ناوچه آمریکایی در نزدیکی جاسک هدف دو موشک قرار گرفته و مجبور به عقبنشینی شده است. این روایتها تأکید دارند که این اقدامات در چارچوب هشدارهای قبلی ایران درباره لزوم اخذ مجوز برای تردد در تنگه هرمز انجام شده است.
در مقابل، سنتکام و برخی مقامات آمریکایی واردشدن هرگونه آسیب به شناورهای خود را تکذیب کردهاند. یک مقام ارشد آمریکایی نیز اعلام کرده که هیچ کشتی ای از نیروی دریایی ایالات متحده مورد اصابت قرار نگرفته است. با این حال، برخی رسانهها با تحلیل این تکذیبیهها، آن را مبهم توصیف کرده و معتقدند این ادبیات لزوما به معنای عدم وقوع درگیری نیست. در همین راستا، یک خبرنگار اسرائیلی نیز با اشاره به تناقض در بیانیههای آمریکایی، نسبت به احتمال استفاده از ادبیات مبهم برای جلوگیری از تشدید واکنشها هشدار داده است. در داخل ایران نیز یک منبع نظامی تأکید کرده که نیروهای مسلح کشور برای همه سناریوها آمادگی کامل دارند و اجازه عبور بدون مجوز از تنگه هرمز را نخواهند داد. این منبع همچنین به شلیکهای هشدارآمیز به برخی شناورها اشاره کرده و مدعی شده که سناریوهای عملیاتی دیگری نیز در صورت نیاز در نظر گرفته شده است.
در سطح بینالمللی، سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا نیز از ایجاد یک منطقه امنیتی تقویتشده توسط آمریکا در تنگه هرمز خبر داده است. این نهاد هشدار داده که تردد در این منطقه به دلیل احتمال وجود مینهای دریایی و تهدیدات احتمالی، بسیار پرخطر است و کشتیها باید از مسیرهای جایگزین یا هماهنگیهای امنیتی استفاده کنند. مجموعه این گزارشها نشان میدهد که تنگه هرمز وارد مرحلهای از تنش شدید، روایتهای متضاد و افزایش حضور نظامی شده است؛ وضعیتی که همزمان نگرانیهای جدی درباره امنیت کشتیرانی و احتمال گسترش درگیری را افزایش داده است.
حرف و حدیت درباره پروژه ادعایی ترامپ
«پروژه آزادی» که بامداد دوشنبه از سوی دونالد ترامپ اعلام شده و از طرف فرماندهی مرکزی ایالات متحده مورد حمایت قرار گرفته، طرحی است که با هدف مدیریت عبور کشتیها از تنگه هرمز در شرایط افزایش تنشهای منطقهای معرفی شده است. بر اساس روایت رسمی، این طرح با عنوان مأموریتی «بشردوستانه» برای تضمین عبور امن کشتیهای تجاری و کاهش خطرات احتمالی در یکی از حساسترین آبراههای جهان آغاز شده است. ترامپ در توضیح این طرح اعلام کرده برخی کشورها که در درگیریهای خاورمیانه نقشی ندارند، از آمریکا درخواست کمک کردهاند تا کشتیهایشان بتوانند از تنگه هرمز عبور کنند. او این کشورها را «تماشاچیان بیطرف» توصیف کرده و گفته هدف پروژه آزادی، فراهمکردن شرایطی برای تداوم تجارت جهانی و کاهش خطرات برای دریانوردی است. به گفته او، این عملیات از روز دوشنبه آغاز شده و در چارچوب آن، همکاری میان نهادهای نظامی و دیپلماتیک آمریکا برای مدیریت وضعیت در حال انجام است.
طبق بیانیه سنتکام، این مأموریت شامل استفاده از ظرفیت گسترده نظامی از جمله ناوشکنهای مجهز، بیش از ۱۰۰ هواگرد، سامانههای بدون سرنشین و حدود ۱۵ هزار نیروی نظامی است. همچنین اعلام شده که هدف اصلی، کمک به عبور ایمن کشتیها و مقابله با تهدیدات احتمالی در دریا و سواحل است. در کنار این اقدامات، سازوکاری با عنوان «ساختار آزادی دریایی» برای هماهنگی اطلاعاتی و امنیتی میان کشورهای همکار ایجاد شده است. با این حال، گزارشهای رسانهای از جمله سیانان نشان میدهد که این طرح در ظاهر بر «هدایت» کشتیها تمرکز دارد و نه اسکورت مستقیم نظامی، اما در عمل میتواند به افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه و تغییر موازنه قدرت در تنگه هرمز منجر شود. تحلیلگران معتقدند چنین حضوری، حتی بدون اسکورت رسمی، نوعی بازدارندگی ایجاد میکند و پیام امنیتی جدیدی به شرکتهای کشتیرانی میدهد. در گزارشهای دیگر از جمله اکسیوس، آمده است که ترامپ از وضعیت «نه جنگ، نه توافق» با ایران ناراضی بوده و به دنبال خروج از این بنبست است. برخی پیشنهادها حتی شامل بازگشایی تنگه با استفاده از زور بوده، اما در نسخه اولیه، رویکردی محتاطانهتر اتخاذ شده است. در این نسخه، کشتیهای آمریکایی در حالت آمادهباش در نزدیکی مسیرهای عبور قرار میگیرند و در صورت بروز تهدید، امکان مداخله دارند، بدون آنکه اسکورت کامل نظامی انجام شود. در سطح تحلیلهای امنیتی، برخی منابع این طرح را مقدمهای بالقوه برای رویارویی گستردهتر میان ایران و آمریکا توصیف کردهاند. در مقابل، مقامات آمریکایی تأکید دارند که هدف فعلی جلوگیری از تشدید بحران و ایجاد مسیر امن برای تجارت است، هرچند همزمان گزینههای نظامی نیز روی میز باقی مانده است.
در واکنش به این تحولات، مقامات ایرانی هشدار دادهاند که هرگونه مداخله در ترتیبات امنیتی تنگه هرمز میتواند نقض توافقهای موجود تلقی شود. در همین حال، روند مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و آمریکا نیز همچنان ادامه دارد و برخی میانجیها در تلاشاند تا مسیر دیپلماتیک را باز نگه دارند، هرچند اختلافات اساسی همچنان پابرجاست. از سوی دیگر، کارشناسان نظامی هشدار دادهاند که تجربههای گذشته نشان میدهد حتی عملیاتهای اسکورت نیز در این منطقه با خطرات جدی مواجه بودهاند و شرایط کنونی به دلیل پیشرفت توان نظامی بازیگران منطقه، پیچیدهتر شده است. برخی تحلیلگران نیز تأکید دارند که تنگه هرمز برای ایران یک اهرم راهبردی مهم است و هرگونه تلاش برای تغییر وضعیت آن بدون هماهنگی، میتواند به افزایش تنش منجر شود.
در حوزه کشتیرانی نیز تردید جدی وجود دارد. برخی ناخدایان و فعالان دریایی اعلام کردهاند که به دلیل ناامنی، احتمال عبور ایمن از تنگه کاهش یافته و شرکتهای بیمه نیز ممکن است از پوشش این مسیر خودداری کنند. همزمان گزارشهایی وجود دارد که نشان میدهد پروژه آزادی در عمل بیشتر یک سازوکار هماهنگی برای مدیریت مسیرهای امن است تا یک عملیات اسکورت کامل نظامی. در مجموع، «پروژه آزادی» در حالی معرفی شده که میان دو هدف متضاد قرار دارد؛ از یک سو تلاش برای کاهش ریسک و حفظ جریان تجارت جهانی و از سوی دیگر افزایش حضور نظامی و احتمال تشدید تنش. همین دوگانگی باعث شده تحلیلگران آن را نه یک راهحل نهایی، بلکه مرحلهای حساس در یک بحران پیچیده و در حال تحول ارزیابی کنند.
واکنش تهران
در واکنش به طرح «پروژه آزادی» مطرحشده از سوی دونالد ترامپ، مقامات نظامی و دیپلماتیک ایران موضعی صریح، هشدارآمیز و هماهنگ اتخاذ کرده و بر حق حاکمیتی کشور بر تنگه هرمز تأکید کردهاند. قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا به فرماندهی علی عبدالهی اعلام کرد که امنیت تنگه هرمز بهطور کامل در اختیار نیروهای مسلح ایران است و هرگونه تردد ایمن کشتیها باید با هماهنگی این نیروها انجام شود. در این بیانیه هشدار داده شد که هر نیروی نظامی بیگانه، بهویژه ارتش آمریکا، در صورت ورود به این منطقه با پاسخ نظامی مواجه خواهد شد. همچنین تأکید شد که ایران توانایی پاسخ «سخت و پشیمانکننده» به هرگونه تهدید را دارد و از کشتیهای تجاری و نفتکشها خواسته شد بدون هماهنگی وارد این آبراه نشوند.
در ادامه، اسماعیل بقایی در نشست خبری روز دوشنبه، ضمن تأیید موضع قرارگاه خاتمالانبیا، اعلام کرد که نهادهای مسئول در ایران برای پاسخ به هر اقدام «غیرقانونی» آمادگی کامل دارند. او ادعاهای آمریکا درباره اهداف بشردوستانه این طرح را رد کرد و گفت که چنین روایتهایی از سوی جامعه جهانی پذیرفته نمیشود. به گفته او، سیاستهای آمریکا نهتنها به حل بحران کمکی نکرده، بلکه موجب تشدید تنشها در منطقه شده است.
بقایی همچنین تأکید کرد که ایران خود را «پاسدار و نگهبان تنگه هرمز» میداند و امنیت این آبراه راهبردی را بخشی از مسئولیت حاکمیتی خود تعریف کرده است. او مدعی شد ناامنیهای اخیر نتیجه اقدامات نظامی آمریکا و متحدانش بوده و پیش از این، تنگه هرمز مسیر امنی برای تجارت جهانی بوده است. در بخش دیگری از این موضعگیری، او به مذاکرات ایران و عمان اشاره کرد و گفت دو کشور بهعنوان همسایگان تنگه هرمز، در حال تدوین سازوکارهایی برای تضمین عبور ایمن کشتیها هستند. این گفتوگوها شامل بررسی ابعاد حقوقی و اجرائی مدیریت تردد دریایی است و احتمال ادامه آن در روزهای آینده وجود دارد. سخنگوی وزارت خارجه همچنین کشورهای اروپایی را به پرهیز از تشدید بحران فراخواند و تأکید کرد که بهترین کمک آنها، جلوگیری از اقدامات یکجانبه آمریکاست. او افزود ایران براساس حقوق بینالملل و قوانین داخلی خود، حق دارد در شرایط تهدید یا تجاوز، اقدامات لازم برای دفاع از امنیت ملی را اتخاذ کند. در جمعبندی، مواضع رسمی ایران نشان میدهد تهران ضمن رد رویکرد آمریکا، بر مدیریت مستقل تنگه هرمز تأکید دارد و همزمان تلاش میکند مسیرهای حقوقی و دیپلماتیک را برای تنظیم سازوکارهای عبور و مرور دریایی حفظ کند.
صادق ملکی: پروژه آزادی ترامپ یک حرکت تاکتیکی برای تغییر نگاه جهانی است
با توجه به آنچه گفته شد، صادق ملکی در گفتوگویی با «شرق»، به بررسی ابعاد تنشهای اخیر در تنگه هرمز و چشمانداز تقابل میان تهران و واشینگتن میپردازد و در ابتدای این گپوگفت با تأکید بر ماهیت سیال بحرانها و جنگها، باور دارد که «یکی از مهمترین ویژگیهای مدیریت سیاسی کارآمد، توانایی «نقد بهموقع دستاوردها» است». دیپلمات اسبق کشورمان یادآوری میکند: «در بسیاری از مقاطع تاریخی، ایران فرصتهایی را که میتوانست به تثبیت دستاوردها یا کاهش هزینهها منجر شود، از دست داده است». او با لحنی انتقادی میافزاید: «ما در موارد متعددی نشان دادهایم که در ازدستدادن فرصتها تبحر داریم؛ در حالی که هنر سیاست، تبدیل موقعیتهای پرهزینه به دستاوردهای قابل تثبیت است». مفسر حوزه سیاست خارجی با اشاره به شرایط اخیر، معتقد است: «ایران در مقطعی در موقعیت «مظلومیت» در افکار عمومی جهانی قرار داشت؛ بهگونهای که حتی برخی متحدان غربی آمریکا نیز همراهی کامل با واشینگتن نشان نمیدادند». اما به گفته او، تحولات بعدی و اعلام طرح «پروژه آزادی» از سوی دونالد ترامپ، معادله را تغییر داده است. ملکی، این اقدام را یک «حرکت تاکتیکی» توصیف میکند که با هدف ایجاد تصویر بشردوستانه و تغییر ادراک بینالمللی صورت گرفته است.
این تحلیلگر حوزه بینالملل در ادامه به گزارشهایی درباره واکنش نظامی ایران و حمله موشکی به ناوچه آمریکایی اشاره میکند و هشدار میدهد که «چنین اقداماتی، صرفنظر از ابعاد واقعی آن، میتواند بهانهای برای حمله ایالات متحده و پایان آتشبس باشد و از همه مهمتر بازسازی اجماع علیه ایران را فراهم کند». از نگاه این دیپلمات اسبق ایرانی، «این همان «تلهای» است که باید با هوشیاری از آن پرهیز میشد». او تأکید میکند: «مدیریت بحران، جایگزین تشدید آن است و هرگونه افزایش تنش میتواند مسیر تحولات را به سمت درگیری گستردهتر سوق دهد».
تحلیلگر روابط بینالملل ضمن اشاره به توان نظامی و شرایط منطقهای، تصریح میکند: «در صورت گسترش درگیری، هزینهها برای ایران میتواند بسیار سنگینتر از گذشته باشد». او البته اذعان دارد که «این جنگ، در صورت وقوع، ویژگیهای متفاوتی نسبت به جنگهای پیشین خواهد داشت»، اما در عین حال تأکید میکند که «ماهیت جنگ همواره تلخ است» و پیامدهای آن میتواند سالها بر وضعیت داخلی کشور سایه بیندازد. ملکی در بخش دیگری از این گفتوگو، به نقش «خویشتنداری» طرفین اشاره میکند و میگوید: «مسیر آینده بحران، بیش از هر چیز به اراده تهران و واشینگتن برای کنترل یا تشدید تنش بستگی دارد». او یادآور میشود که «ایران پیشنهادهایی برای مدیریت وضعیت ارائه کرده است، ازجمله بازگشایی همزمان تنگه هرمز و پایان محاصره دریایی»، اما به اعتقاد این مفسر حوزه سیاست خارجی، «اگر اقدامات مذکور بهصورت یکجانبه و بدون در نظر گرفتن منافع متقابل اجرا شود، نمیتواند برای ایران قابل قبول باشد».
وی در ادامه بر اهمیت دیپلماسی تأکید کرده و به تعبیر او هنوز «پنجرههای مذاکره» بسته نشده است. بااینحال، ملکی اعتقاد دارد که «مذاکره، صرفا نشستن پشت میز نیست، بلکه فرایندی مبتنی بر «دادوستد» و تأمین منافع متقابل است». این دیپلمات تأکید میکند: «توافق زمانی معنا دارد که هر دو طرف براساس ظرفیتها و توانمندیهای خود، به یک نتیجه قابل قبول برسند». این تحلیلگر همچنین به تحولات اخیر در سطح تصمیمگیری ایران اشاره کرده و آن را «نقطه عطفی مهم» میداند. به گفته او، ورود مستقیم ساختار حاکمیتی به روند مذاکره، تحولی قابل توجه در مقایسه با دهههای گذشته بوده و نشاندهنده درک اهمیت شرایط کنونی است. او اعتراضات داخلی به این روند را نیز طبیعی ارزیابی میکند و معتقد است این مخالفتها تأثیر تعیینکنندهای بر مسیر کلان تصمیمگیری ندارند.
ملکی در ادامه با اشاره به رویکرد آمریکا، هشدار میدهد: «اگر واشینگتن جنگ را بهعنوان یک فرصت تلقی کند، احتمال دستیابی به توافق کاهش مییابد». او در عین حال تأکید میکند که تجربه نشان داده مردم ایران در برابر فشار خارجی، با وجود اختلافات داخلی، انسجام خود را حفظ میکنند. در بخش دیگری از این گفتوگو، ملکی بر ضرورت ورود بازیگران منطقهای و فرامنطقهای برای مهار بحران تأکید میکند و میگوید: «کشورهایی از جنوب آسیا تا شرق آسیا و حتی قدرتهای بزرگ، میتوانند نقش مهمی در کاهش تنش ایفا کنند». این دیپلمات پیشین متذکر میشود: «گسترش درگیری در این منطقه، تنها محدود به ایران و آمریکا نخواهد ماند، بلکه پیامدهای آن کل نظام بینالملل را تحت تأثیر قرار خواهد داد». تحلیلگر حوزه سیاست خارجی جمعبندی میکند که «با توجه به حساسیت ژئوپلیتیکی منطقه، همه طرفها باید به سمت کاهش تنش و دستیابی به صلح حرکت کنند؛ چراکه ادامه مسیر فعلی میتواند هزینههایی بهمراتب سنگینتر از دستاوردهای احتمالی به همراه داشته باشد».
علی بیگدلی: بستهماندن تنگه هرمز میتواند منطقه را به سمت یک رویارویی گسترده سوق دهد
علی بیگدلی هم بهعنوان دیگر کارشناس، در گفتوگو با «شرق» ضمن اشاره به اخبار منتشرشده درباره حمله موشکی به یک ناو آمریکایی، تأکید میکند که این موضوع از سوی سنتکام تکذیب شده و به نظر میرسد اگر اقدامی هم صورت گرفته باشد، در حد هشدار یا تیراندازی اخطاری بوده است. این مدرس دانشگاه با لحنی محتاطانه میگوید: «امیدواریم این تحولات به جنگ منتهی نشود؛ چراکه چنین روندی میتواند مقدمه یک درگیری گستردهتر باشد». وی با اشاره به اقدام دونالد ترامپ در اعلام «پروژه آزادی»، این حرکت را نشانهای از یک رویکرد نظامی بالقوه میداند. به اعتقاد این تحلیلگر، ورود آمریکا به موضوع «آزادسازی» تنگه هرمز، عملا به معنای حضور فعالتر نظامی در منطقه است و این مسئله میتواند زمینهساز ورود بازیگران دیگر، ازجمله اسرائیل، به بحران شود. او هشدار میدهد که در چنین شرایطی، خطر گسترش دامنه درگیری افزایش مییابد. کارشناس ارشد روابط بینالملل، تنگه هرمز را بهعنوان یک «اهرم فشار» مهم برای ایران توصیف میکند و میگوید: «کنترل مقطعی این تنگه، نوعی گروگان ژئوپلیتیکی در برابر فشارهای آمریکا ایجاد کرده است». بااینحال، او تأکید میکند: «استفاده از این ابزار باید هوشمندانه و در چارچوب دیپلماسی باشد، نه بهگونهای که بهانهای برای اقدام نظامی گستردهتر فراهم کند».
بیگدلی با اشاره به شرایط داخلی ایران تصریح میکند: «جامعه جهانی ظرفیت تحمل یک جنگ جدید را ندارد و به همین دلیل، باید از هرگونه تشدید تنش پرهیز شود». در نتیجه، این استاد دانشگاه پیشنهاد میدهد که «راهکار منطقی، ورود جدی به مسیر دیپلماسی است؛ بهویژه از طریق طرحهایی مانند بازگشایی تنگه هرمز در ازای رفع محدودیتهای دریایی و تحریمها». هرچند به گفته او، «این پیشنهادها تاکنون به نتیجه مشخصی نرسیده است». وی همچنین به بینالمللیشدن تدریجی بحران اشاره میکند و هشدار میدهد: «همراهی برخی کشورهای اروپایی با طرحهایی مانند مینروبی و حمایت از آمریکا، نشاندهنده آن است که مسئله از سطح منطقهای فراتر رفته و به یک موضوع جهانی تبدیل شده است». به باور او، «این روند میتواند موقعیت ایران را پیچیدهتر کند».
بیگدلی در ادامه به این نکته نیز میپردازد که «اگرچه برخی معتقدند ایران «کارت تنگه هرمز» را بهموقع استفاده نکرده، اما این ابزار همچنان قابلیت اثرگذاری دارد. او توضیح میدهد: «این اهرم هنوز از بین نرفته، اما باید در مذاکرات بهدرستی از آن استفاده شود». به اذعان بیگدلی، «مشکل اصلی این است که ایران در بسیاری از مواقع نتوانسته از ابزارهای قدرت خود برای کسب امتیاز در مذاکرات بهرهبرداری مؤثر کند». او همچنین به محدودیتهای حقوقی اشاره میکند و یادآور میشود: «براساس حقوق بینالملل، تنگههای بینالمللی نمیتوانند برای مدت طولانی تحت کنترل انحصاری یک کشور قرار گیرند. بنابراین، استفاده از این اهرم باید موقتی و در جهت دستیابی به توافق باشد، نه یک راهبرد بلندمدت».
در بخش دیگری از این گفتوگو، بیگدلی به انگیزههای داخلی ترامپ اشاره کرده و میگوید فشارهای سیاسی در داخل آمریکا، ازجمله از سوی کنگره و افکار عمومی، او را وادار کرده تا به دنبال یک «دستاورد» باشد. به تعبیر این تحلیلگر، «آزادسازی تنگه هرمز» میتواند برای ترامپ چنین کارکردی داشته باشد و به همین دلیل، این طرح با جدیت دنبال میشود. در ادامه، بیگدلی درباره آینده ترتیبات امنیتی در تنگه هرمز ابراز تردید میکند و میگوید «هنوز برای قضاوت قطعی زود است». او با اشاره به تناقض در اخبار منتشرشده، تأکید میکند که «تحولات در حال شکلگیری است و باید منتظر روشنترشدن ابعاد آن بود». بااینحال، وی بار دیگر بر اهمیت حفظ مسیر دیپلماسی تأکید کرده و هشدار میدهد: «بستهشدن این مسیر میتواند منطقه را به سمت یک رویارویی پرهزینه و گسترده سوق دهد».