|

میان دو انقلاب

«در ساعت هشت و سی دقیقه صبح امروز انقلابیون تهران مجسمه‌های خاندان سلطنتی را از میادین بیست‌و‌چهار اسفند، راه‌آهن، توپخانه و شهرک اکباتان به زیر کشیدند و با پتک تکه‌تکه کردند. در همین راستا اخبار دیگر حاکی از آن است ارتش... پیچ رادیو را می‌بندم. نگران مجسمه‌هایی می‌شوم که ساختم. هیچ کدامشان سلطنتی نیست پس دلیلی ندارد با پتک تکه‌تکه‌شان کنند. شاید هم دارد. نمی‌دانم‌». این آغاز داستان «تندیس ناتالی» نوشته سعید جوزانی است که حوادث آن در بستر میان دو انقلاب رخ می‌دهد.

میان دو انقلاب

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

شرق: «در ساعت هشت و سی دقیقه صبح امروز انقلابیون تهران مجسمه‌های خاندان سلطنتی را از میادین بیست‌و‌چهار اسفند، راه‌آهن، توپخانه و شهرک اکباتان به زیر کشیدند و با پتک تکه‌تکه کردند. در همین راستا اخبار دیگر حاکی از آن است ارتش... پیچ رادیو را می‌بندم. نگران مجسمه‌هایی می‌شوم که ساختم. هیچ کدامشان سلطنتی نیست پس دلیلی ندارد با پتک تکه‌تکه‌شان کنند. شاید هم دارد. نمی‌دانم‌». این آغاز داستان «تندیس ناتالی» نوشته سعید جوزانی است که حوادث آن در بستر میان دو انقلاب رخ می‌دهد.

روایت «تندیس ناتالی» از یک‌ سو به زمان حال و انقلاب بهمن 1357 مربوط است و از سوی دیگر نقبی به گذشته می‌زند و به سراغ انقلاب 1917 روسیه می‌رود. این رمان با دو راوی روایت می‌شود.

 یکی از راویان خسرو، مجسمه‌سازی 50‌ساله است که در آستانه انقلاب و به واسطه حوادث مربوط به آن به یاد استادش می‌افتد. راوی دیگر، حبیب محمدی، مجسمه‌ساز و عضو آکادمی هنر مسکو است که دستنوشته‌های دوران دانشجویی‌اش به شاگردش رسیده است. خسرو در بندر انزلی ساکن است و مجسمه‌ای با نام اوزون‌بورون را به سفارش اداره شیلات ساخته است. او حین کار، با دختری به نام ناتالی آشنا می‌شود که از به‌جاماندگان جنگ بین‌المللی دوم است. او را دستیار خود می‌کند و عشقی بینشان شکل می‌گیرد. 

حبیب محمدی، در بهار 1317 زمانی که 34‌ساله بود از شوروی به بندر انزلی آمده بود و در این زمان خسرو، پسری 10‌ساله بوده است.

سعید جوزانی متولد 1365 بندر انزلی است و از نویسندگان ثابت کانون داستان چهارشنبه رشت که در سال 1390 به آن پیوست و داستان‌نویسی مستقل و خلاق و مدرن را پی گرفت. واسازی تکه‌هایی از تاریخ گیلان و ایران و خاورمیانه، به شیوه تاریخ‌گرایی نوین، از ویژگی‌های سبکی او است. در این راه، دو اثر دیگر نیز از وی انتشار یافت؛ مجموعه‌استان «سال دو فصل دارد» (1397) برگزیده جایزه ادبی کیومرث (بنیاد توس)‌ و رمان «مالوینای انزلی» (1398) نامزد جایزه مهرگان ادب.

در بخشی دیگر از این رمان که قسمتی از یادداشت‌های حبیب محمدی است، می‌خوانیم: «متصل به این می‌اندیشم که چه آینده‌ای در انتظار هنر شوروی خواهد بود؟ این آینده چه تأثیری بر آموزه‌های من خواهد گذاشت؟ حزب در غیاب تاواریش ولودیا چه سیاستی در قبال هنر خلاقه پیش خواهد گرفت؟ مانند آن پنج سال اول انقلاب، آزادی خلاقیت به هنرمند داده می‌شود یا مانند این یک سال اخیر هنر به‌مثابه ابزاری می‌شود برای تعمیر 

و ترمیم خرابی‌ها؟

 عقیده رایج بین هنرمندان بلشویک این است که هنرمندان، نویسندگان، نقاشان و مجسمه‌سازان دوره تزاری از ذوق و استعداد بی‌بهره بودند و فقط چشمه خروشان خلاقیت مخصوص هنرمندان انقلابی است و آنهایند که باید سلیقه هنری توده‌ها را تعیین کنند و رهبر و راهنمای چشم و گوششان باشند. بلشویک‌های ایده‌آلیستی مثل استاد گوتوف می‌خواهند به همه بباورانند که نبوغ، قریحه و نیروی خلاقه بایستی به‌عنوان نیرویی زنده و رزمنده تنها در خدمت پیشرفت آرمان‌های حزب قرار بگیرد. در این میان برای من چه راهی 

وجود دارد؟».

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.