میراث تلخ نیکسون برای ترامپ
پیچیدگیهای ماجرای تقابل ایران وآمریکا و بازی متغیرها، با شکل تصاعدی در حال افزایش است. در شرایطی که پیامها و طرحها بین تهران و واشینگتن از کانال اسلامآباد و مسقط مبادله میشود، «ساعت شنی قانون» در واشینگتن بهسرعت در حال تخلیه است. ترامپ اکنون در همان جایگاهی ایستاده که قانونگذاران نیمقرن پیش برایش تله گذاشته بودند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
علی ودایع: پیچیدگیهای ماجرای تقابل ایران وآمریکا و بازی متغیرها، با شکل تصاعدی در حال افزایش است. در شرایطی که پیامها و طرحها بین تهران و واشینگتن از کانال اسلامآباد و مسقط مبادله میشود، «ساعت شنی قانون» در واشینگتن بهسرعت در حال تخلیه است. ترامپ اکنون در همان جایگاهی ایستاده که قانونگذاران نیمقرن پیش برایش تله گذاشته بودند. قانون اختیارات جنگی که اساسا برای مهار «مرد دیوانه» نیکسون در جنگ ویتنام وضع شده بود، دوباره یقه رئیسجمهوری آمریکا را گرفته است.
«مرد دیوانه» برخلاف رویه همیشگی میگوید محدودیت زمان ندارد، اما داستان به این سادگیها هم نیست. عطش برای «پیروزی ارزان» به «مخمصه گران» تبدیل شده است. «دونالد ترامپ» ممکن است همین الان ادعای پیروزی کند و از جنگ خارج شود یا اینکه وضعیت «نه جنگ، نه صلح» را حفظ کند تا در نهایت «تابآوری» ایرانیها را دچار فرسایش کند. نکته جالب توجه اینجاست که وضعیت «نه جنگ، نه توافق فوری» مبتنی بر دکترین «هوشی مین» در دستور کار تهران است. در قلب فضایی که ترسیم شد، متغیر «زمان» همه معادلات را دستخوش تغییر میکند. آیا مرد دیوانه در نهایت برای حفظ پرستیژ وارد برخورد نهایی میشود؟
چالش 11 اردیبهشت
رئیسجمهوری آمریکا به هر قیمتی میخواهد از جنگ با ایران یک دستاورد کسب کند. واژهشناسی ادبیات ترامپ و تکرار مکرر برخی کلمات نشان میدهد او تا موفقیت استراتژیک فاصلهای طولانی دارد.
طبق قانون War Powers Act مصوب سال ۱۹۷۳، مستأجر کاخ سفید فقط ۶۰ روز فرصت دارد تا بدون مجوز صریح کنگره، سربازان آمریکایی را درگیر یک نبرد فرامرزی کند. با آغاز عملیات در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، اکنون تاریخ ۱ می (۱۱ اردیبهشت) به «دیوار سخت قانون» تبدیل شده است. از منظر تئوری مرد دیوانه، هرگونه عقبنشینی در این مقطع به معنای شکست هژمونی تلقی میشود، اما تداوم جنگ بدون مجوز قانونی، ترامپ را با بحران قانون اساسی و ریسک استیضاح در جبهه داخلی مواجه خواهد کرد. اگرچه جمهوریخواهان تاکنون پنج بار تلاش دموکراتها برای محدودکردن او در سنا را ناکام گذاشتهاند (با نتایجی نظیر ۵۱-۴۶)، اما نشانههایی از «خستگی سیاسی» در میان آنها دیده میشود. آنها نگرانند که بدون یک مجوز رسمی AUMF، هزینه سیاسی شکست احتمالی یا طولانیشدن جنگ، مستقیما به پای حزب نوشته شود.
امروز یک تشابه عجیب وجود دارد؛ ترامپ گرفتار وضعیتی شبیه مرد دیوانه بزرگ شده است. تیغ قانون اختیارات جنگی اساسا برای مهار «ریچارد نیکسون» در جنگ ویتنام طراحی شد و امروز تاریخ در حال تکرار است. در گذشته نه چندان دور، نیکسون به دنبال «صلح با افتخار» از قانون جنگ بیزار بود. امروز ترامپ به دنبال «دستاورد به هر قیمت» است، اما در تله همان قانونی افتاده که برای مهار اسلاف او وضع شده بود.
ناگفته نماند که اوباما در سال ۲۰۱۱ دستور حملات هوایی علیه قذافی را صادر کرد. با نزدیکشدن به پایان مهلت ۶۰روزه، کنگره (به رهبری جمهوریخواهان وقت) بهشدت علیه او موضع گرفت. دموکراتها در آن برهه زمانی مدعی شدند چون نیروهای زمینی درگیر نیستند و خطر جانی برای سربازان آمریکایی وجود ندارد، این عملیات مصداق «درگیری نظامی» ذیل قانون ۱۹۷۳ نیست. چالش اینجاست که ترامپ در سال ۲۰۲۶ با وضعیتی متفاوت روبهروست. جنگ با ایران یک درگیری تمامعیار دریایی و موشکی با هزینههای سرسامآور است. او نمیتواند مانند اوباما با بازیهای کلامی از زیر بار قانون فرار کند؛ چراکه ابعاد درگیری بسیار فراتر از حملات محدود لیبی است.
در این میان، نیویورکتایمز در گزارشهای اخیر خود تأکید کرده است ترامپ تحت فشار قانون اساسی آمریکا قرار دارد، مگر اینکه گواهی دهد ۳۰ روز اضافه برای «خروج ایمن» نیروها نیاز است. این رسانه هشدار داده نادیدهگرفتن این ضربالاجل، هزینههای سیاسی سنگینی برای جمهوریخواهان خواهد داشت و مشروعیت جنگ را در افکار عمومی به کلی از بین میبرد.
گزارش خبرگزاری رویترز از استراتژی حقوقی جدید کاخ سفید، نقطه اوج این بحران است. طبق این گزارش، رید روبینشتاین، مشاور حقوقی ارشد وزارت خارجه آمریکا، در بیانیهای جنجالی تحت عنوان «عملیات خشم حماسی و حقوق بینالملل»، مدعی شده است این نبرد اصلا یک «جنگ جدید» نیست که مشمول محدودیت ۶۰روزه شود. این نوع استدلال (جنگ نبودنِ عملیات) در حقوق اساسی آمریکا به «دکترین اقدام غیرجنگی» معروف است که معمولا در دادگاهها با چالش جدی مواجه میشود.
در مقابل، فاکسنیوز تمرکز اصلی خود را بر موضوع «بازگشایی تنگه هرمز» و موضوع هستهای ایران قرار داده است. این رسانه جمهوریخواهان مدعی شده تمدید آتشبسهای کوتاهمدت توسط ترامپ را یک «تاکتیک هوشمندانه» برای وادارکردن تهران به پذیرش توافق ۱۰مادهای است. خط خبری رسانههای نزدیک به ترامپ این است که اختیارات رئیسجمهور به عنوان فرمانده کل قوا، فراتر از محدودیتهای زمانی کنگره است، بهویژه زمانی که موضوع «دفاع پیشدستانه» در میان باشد.
دردسرهای ترامپ در خانه
چالش داخلی ترامپ در آوریل ۲۰۲۶، فراتر از متن سرد قانون اساسی، در یک «سهگانه فرسایشی» خلاصه میشود که مانند یک محاصره چندجانبه، فضای مانور او را در قبال ایران تنگ کرده است.
الف- چالش شکاف در قلب ماگا: اگرچه در ظاهر فیلها پشت رئیسجمهوری آمریکا هستند، اما در لایههای زیرین شکافی عمیق میان «جمهوریخواهان نهادگرا» و «ترامپیستهای وفادار» ایجاد شده است. فاصلهگذاری «جیدی ونس»، معاون اول رئیسجمهوری آمریکا یا حتی رویکرد «مارکو روبیو»، وزیر امور خارجه آمریکا نشاندهنده نگرانی اطرافیان ترامپ درباره ترکشهای جنگ با ایران است. بخشی از سناتورها و نمایندگان جمهوریخواه نگرانند «جنگ بیپایان با ایران» به قیمت از دست دادن صندلیهایشان تمام شود.
اخراجیهای کاخ سفید و منتقدان داخلی اردوگاه ماگا، ترامپ را متهم میکنند که برخلاف وعده «اول آمریکا»، ایالات متحده را درگیر بزرگترین قمار نظامی قرن کرده است. این فشار داخلی باعث شده ترامپ حتی برای تمدید ساده بودجههای عملیاتی با مقاومت در «کمیتههای تخصصی» روبهرو شود.
ب- چالش سوخت و غذا: ترامپ میداند محبوبیت رؤسای جمهوری بیشتر از هر عاملی، تحت تأثیر قیمت بنزین است. شاید بتوان گفت بزرگترین کابوس داخلی ترامپ، «اقتصاد» است. هرچند او میخواهد از هرمز یک دستاورد بسازد، اما واقعیتهای اقتصادی علیه رئیسجمهوری آمریکاست. تصاعد قیمت جهانی نفت به شکلی ناخواسته روی بازار انرژی در آمریکا تأثیر گذاشته است. «تورم زنجیرهای» چالش ثانویه ترامپ در حوزه اقتصادی است. هزینه حملونقل دریایی و بیمههای جنگی باعث افزایش قیمت کالاهای مصرفی شده است. رسانههایی مانند بلومبرگ گزارش میدهند «تورم جنگی» در حال بلعیدن دستاوردهای اقتصادی اولیه دولت دوم ترامپ است. معترضان در خیابانهای واشینگتن و شیکاگو با شعار «نان، نه جنگ»، مستقیما اولویتهای او را به چالش میکشند.
ج- چالش مخالفان سیاسی: مدل رفتاری ترامپ در کاخ سفید، لیستی بلند از منتقدان و مخالفان خارج از اردوگاه فیلها را به صف کرده است. الاغها سنگینترین عملیات روانی را علیه ترامپ آغاز کردهاند.
آنچه این روزها از سمت دیپلماتهای پیشین آمریکایی در پرونده ایران میبینیم، تازه پیشنمایش یک تهاجم بزرگ داخلی علیه رئیسجمهوری آمریکاست. جنبش «نه به پادشاهی» رویکردی ویژه است که از حدود یک سال پیش علیه رفتار ترامپ به راه افتاده است. از سوی دیگر، جامعه مهاجران آمریکا از مدل رفتاری «جنوبیها» (برخوردهای نژادپرستانه دوران جنگ داخلی) بهشدت خشمگین هستند. ناگفته نماند که ماجرای بگومگوی ترامپ با پاپ لئو هم تأثیر خودش را در جامعه کاتولیکهای آمریکا میگذارد. جدیترین نقد مخالفان سیاسی ترامپ در ساختار حاکمیتی ایالات متحده این است که رئیسجمهوری آمریکا تعمدا سطح خشونت سیاسی در این کشور را بالا برده است. ماجرای کودتای نافرجام ششم ژانویه و تسخیر کاپیتال، هنوز در ذهن واشینگتن و «دولت مخفی» آمریکا سنگینی میکند. در این میان نظریه «رئیسجمهوری زخمی» به موازات «نمایش ترور در هتل هیلتون» داغ شده است. در حالی که ترامپ سعی میکند از این ترور نافرجام چهرهای مظلوم و مقتدر بسازد، منتقدان میگویند او تمرکز خود را بر اداره کشور از دست داده و فقط به دنبال «انتقام» و «دستاوردسازی» شخصی است تا ضعف خود را بپوشاند.
محاصره در محاصره؛ از هرمز تا واشینگتن
داستان اصلی امروز نه در چالش داخلی کاخسفید، که در آبهای نیلگون خلیج فارس نهفته است. استراتژی «محاصره در محاصره» و چارچوب دریایی سخت ذیل معادله جنگ ایران و آمریکا، همچنان موتور محرک تحولات است. لغو نشست دوم اسلامآباد و تمدید آتشبس در وضعیت «نه جنگ، نه صلح»، نشاندهنده استیصال دیپلماتیک واشینگتن است. برای جهان، سرنوشت جریان انرژی در تنگه هرمز بسیار حیاتیتر از بقای سیاسی رئیسجمهوری است که درگیر «مصیبت ۶۰روزه» شده است. ۱۱ اردیبهشت برای ترامپ، مرز میان «رئیسجمهوری مقتدر» و «رئیسجمهوری قانونشکن» است. اگر مرد دیوانه نتواند تا آن روز تهران را به پای میز مذاکره (در مسقط یا اسلامآباد) بکشاند، ادبیات تهاجمی او در برابر ساختار حقوقی واشینگتن رنگ خواهد باخت. ایالات متحده در وضعیتی قرار گرفته که نه توان خروج کامل از باتلاق خودساخته را دارد و نه ابزار قانونی برای ادامه مسیر به شکل فعلی را در اختیار گرفته است. تهاجمی که قرار بود نمایش قدرت باشد، اکنون در «مه صلح» ناشی از آتشبسهای اجباری گم شده است. حقیقت آن است که اگر در روزهای باقیمانده، معاملهای کلان در چانهزنیهای آشکار و پنهان شکل نگیرد، ترامپ باید میان دو گزینه سخت انتخاب کند: پذیرش یک شکست قانونی در داخل که اقتدار او را پس از ماجرای ترور بیشتر مخدوش میکند، یا فرورفتن در جنگی که نه در میدان نبرد و نه در صحن کنگره برندهای برای آن متصور نیست.