کودکان را در آغوش بگیریم
یکی از پرسشهایی که در این روزها مطرح میشود، این است که مادر و پدری که خود تحت فشار و نگرانی هستند میتوانند به کودک خود آرامش دهند؛ بهویژه کودکان که میتوانند از صدا و چهره ولی خود اضطراب را درک کنند. آرامش کودک تا حد زیادی از تنظیم هیجان والدین نشئت میگیرد و کودک فقط به حرفهای والدین واکنش نشان نمیدهد، بلکه به لحن صدای آنها، چهرهشان، تنفسشان و الگوی رفتاری آنها نیز پاسخ میدهد. بنابراین تنظیم هیجان والد، پایهای برای ایجاد امنیت در کودکان است. حال اصول علمی و عملی چیست؟
به گزارش گروه رسانهای شرق،
یکی از پرسشهایی که در این روزها مطرح میشود، این است که مادر و پدری که خود تحت فشار و نگرانی هستند میتوانند به کودک خود آرامش دهند؛ بهویژه کودکان که میتوانند از صدا و چهره ولی خود اضطراب را درک کنند. آرامش کودک تا حد زیادی از تنظیم هیجان والدین نشئت میگیرد و کودک فقط به حرفهای والدین واکنش نشان نمیدهد، بلکه به لحن صدای آنها، چهرهشان، تنفسشان و الگوی رفتاری آنها نیز پاسخ میدهد. بنابراین تنظیم هیجان والد، پایهای برای ایجاد امنیت در کودکان است. حال اصول علمی و عملی چیست؟
در نظر بگیریم که لازم نیست والد کاملا آرام باشد، اما باید بتواند هیجانات خود را تا حد قابل تحملی تنظیم کند. صداقت متناسب با سن کودک داشته باشد؛ یعنی پنهانکاری کامل یا نمایش قطعیت کاذب، هر دو میتوانند آسیبزننده باشند. بهتر است بگوید: «ممکن است اتفاقات سختی باشد، اما من مراقب تو هستم». گاهی والدین کافی است نفس آرام بکشند، سرعت گفتار خود را پایین بیاورند، حرکات نرم داشته باشند و تماسهای بدنی مطمئن را برای فرزندان خود فراهم کنند. برای جلوگیری از سرایت اضطراب، پیش از صحبت با کودک، والدین نفس عمیق و آهسته بکشند، از جملات کوتاه، واقعی و اطمینانبخش استفاده کنند و بکوشند خبر را در حضور کودک دنبال نکنند. وقتی مضطرب هستند بگویند: «من کمی نگرانم، اما میدانم چه کارهایی باید انجام دهم». برنامههای کوچک و قابل کنترل داشته باشند؛ کنترلپذیری، اضطراب را کاهش میدهد. نکته کلیدی این است که کودک به والد کامل نیاز ندارد، بلکه به والد کافی، قابل پیشبینی و حاضر نیاز دارد. همچنین کودک نباید حس کند که باید از والد مراقبت کند؛ این جابهجایی نقش میتواند بار روانی زیادی ایجاد کند. والدین تمام سعی خود را بکنند هیجانهای شدیدی جلوی کودک خود نشان ندهند. گریه شدید یا گفتوگوهای مکرر ناامیدکننده در حضور کودک میتواند اضطراب آنها را افزایش دهد. والدین باید بتوانند اضطراب خود را از طریق دیگری تخلیه کنند. شبکههای حمایت خانوادگی دوستان و... میتواند به والدین کمک کند.
گاهی کودکان سؤالاتی میپرسند که والدین بادقت باید به آنها جواب دهند، مانند اینکه «ما میمیریم» یا «حالا چی میشه». بهترین راه این است که والدین دروغ نگویند، مثلا نگویند صدای آتشبازی است، اما هرگز جزئیات وحشتناک را شرح ندهند و به کودک پاسخ دهند که «الان اینجا امن هستیم و من تمام تلاشم را میکنم تا مراقب تو باشم». برای تکنیکهای ساده جسمی برای کاهش اضطراب لحظهای از کودک بخواهید مثل یک بادکنک بزرگ نفس بکشد؛ عمیق از بینی هوا بگیرد و آرام از دهان بیرون بدهد. ماساژ ملایم پشت یا شانه و حتی نوشیدن یک لیوان آب خنک راهکارهایی فوری برای قطع چرخه استرس است.
اما در نهایت باید در نظر داشت که اکنون و در روزهایی که کودکان و نوجوانان راحتتر میتوانند از اضطرابشان سخن بگویند، داشتن یک روتین و نظم روزانه حال آنها را بهتر خواهد کرد و میتوان با ایجاد یک رابطه امن و حمایت هیجانی مداوم، شنیدهشدن، باورشدن و درکشدن، تابآوری آنان را افزایش داد و کمک کرد تا خواب، تغذیه و حرکت بدنی مستمر داشته باشند. نباید وعدههای غیرواقعی داد، بلکه باید تأکید کرد این بحران گذراست و خانواده توانمندی دارید و مهارت حل مسئله آنها را تقویت کرد و حتی در چیزهای کوچک اجازه دهید کودکان مسائل خود را حل کنند. اجازه تجربه کنترل یعنی انتخاب لباس، انتخاب بازی، انتخاب خوراکی میتواند آنان را قویتر کند و همچنین کودکان را به بازی، خلاقیت، نقاشی، موسیقی، روایتگری و داستانگویی تشویق کنید.
در نهایت کودکان در این روزها بیش از هر چیزی باید باور کنند کودک هستند و آنان به امنیت، پیشبینیپذیری و حضور عاطفی نیاز دارند و خانوادهها به یاد داشته باشند که آغوش یک مادر یا پدر میتواند از هر پناهگاهی مستحکمتر باشد. همچنین نشانههای هشداردهنده مثل کابوس، پسرفت، اجتناب، گوشبهزنگی بسیار شدید، انزوا و افت عملکرد را نباید نادیده گرفت و در صورت بروز چنین رفتارهای ماندگاری حتما باید با متخصص تماس گرفت.