|

بررسی چشم‌انداز دیپلماسی هسته‌ای در پی درخواست اجرای مکانیسم ماشه در شورای امنیت طی گفت‌وگوی «شرق» با کارشناسان

تهران و روز سی‌ام

در یک نقطه عطف دیپلماتیک پرتنش، تروئیکای اروپایی (فرانسه، آلمان و بریتانیا) روز ششم شهریور ۱۴۰۴ با ارسال نامه‌ای به شورای امنیت سازمان ملل، مکانیسم «اسنپ‌بک» را فعال کرد و ایران را به نبود پایبندی به برجام متهم کرد.

تهران  و  روز  سی‌ام

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

در یک نقطه عطف دیپلماتیک پرتنش، تروئیکای اروپایی (فرانسه، آلمان و بریتانیا) روز ششم شهریور ۱۴۰۴ با ارسال نامه‌ای به شورای امنیت سازمان ملل، مکانیسم «اسنپ‌بک» را فعال کرد و ایران را به نبود پایبندی به برجام متهم کرد. این اقدام که با ادعاهای تکراری درباره برنامه هسته‌ای ایران همراه بود، بلافاصله با واکنش‌های تند تهران روبه‌رو شد. وزارت خارجه ایران آن را «غیرقانونی و فاقد مبنا» خواند، نمایندگی ایران در سازمان ملل اعضای شورا را به انتخاب میان دیپلماسی و بحران فراخواند، و سیدعباس عراقچی، وزیر خارجه، در نامه‌هایی به مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، شورای امنیت و دبیر کل سازمان ملل، این گام را سوءاستفاده از حقوق بین‌الملل توصیف کرد.

مارکو روبیو، وزیر خارجه ایالات متحده، از این حرکت اروپا استقبال کرد و آن را گامی برای تقویت دیپلماسی دانست، در‌حالی‌که روسیه و چین آن را فاقد پایه قانونی خواندند و پیش‌نویس قطع‌نامه‌ای را برای تمدید شش‌ماهه قطع‌نامه ۲۲۳۱ پیشنهاد دادند تا فضای دیپلماسی باز بماند. هم‌زمان به گفته فارس، مجلس ایران به دنبال طرح سه‌فوریتی خروج از پیمان ان‌پی‌تی است. در‌این‌بین محمدجواد ظریف در مصاحبه با فارن‌پالیسی، اروپا را به دوگانگی متهم کرد و جنگ ۱۲روزه اخیر را شاهدی بر شکست سیاست‌های غربی دانست.

این رویدادها، که در پی آخرین دور مذاکرات تهران و اروپا در ژنو و پیش ‌از ‌آن حملات اخیر اسرائیل و آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران رخ می‌دهد، نشان‌دهنده فروپاشی تدریجی چارچوب برجام است. اروپا، که خود به تعهدات اقتصادی‌اش عمل نکرده، ازجمله اجرانشدن اینستکس و ادامه تحریم‌ها اکنون با توسل به اسنپ‌بک، سعی در بازگرداندن تحریم‌های پیشین دارد، بدون آنکه به نقش خروج آمریکا در ۲۰۱۸ و ناتوانی‌اش در جبران خسارات اذعان کند. ایران با تأکید بر اقدامات جبرانی برگشت‌پذیرش، این را بخشی از استراتژی فشار می‌بیند که می‌تواند به تشدید تنش‌های منطقه‌ای منجر شود.

روسیه و چین به‌عنوان حامیان دیپلماسی، با پیشنهاد تمدید فنی، به دنبال جلوگیری از بحران هستند، در‌حالی‌که آمریکا، ذیل گفت‌وگوهای روبیو با تروئیکا، ظاهرا به دنبال مذاکره مستقیم است. اما سابقه حملات آمریکایی‌ها در میانه مذاکرات، اعتماد را خدشه‌دار کرده است. در چنین فضای ملتهبی، طرح خروج از ان‌پی‌تی از سوی مجلس ایران، سیگنالی قوی از آمادگی برای اقدامات رادیکال است، و مصاحبه ظریف، با برجسته‌کردن شکست‌ناپذیری ایران در جنگ اخیر، افکار عمومی را برای مقابله بسیج می‌کند. این بحران، نه‌تنها امنیت هسته‌ای را تهدید می‌کند، بلکه چندجانبه‌گرایی را در معرض آزمون قرار می‌دهد؛ آیا شورای امنیت می‌تواند از سیاسی‌کاری فاصله بگیرد، یا این چرخه تحریم و مقابله، خاورمیانه را به لبه پرتگاه می‌برد؟ در نهایت، دیپلماسی تنها راه خروج است، اما نیازمند حسن‌‌نیت واقعی از سوی همه طرف‌ها، نه تهدیدهای پنهان پشت نامه‌ها و بیانیه‌ها؛ بنابراین همه به تحولات ۳۰ روز آینده چشم دوخته‌اند.

 فعال‌سازی اسنپ‌بک  از  طرف  تروئیکا و  واکنش‌های اولیه ایران

روز پنجشنبه بود که تروئیکای اروپایی در نامه‌ای رسمی به شورای امنیت، ایران را به نقض تعهدات برجامی متهم کرد و مکانیسم اسنپ‌بک را فعال کرد. وزرای خارجه فرانسه، آلمان و بریتانیا ادعا کردند که ایران از سال ۲۰۱۹ از حدود مجاز اورانیوم غنی‌شده، آب سنگین و سانتریفیوژها فراتر رفته، نظارت آژانس را محدود کرده و پروتکل الحاقی را کنار گذاشته است. آنها با طرح اتهاماتی، تأکید کردند که هدف‌شان جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای است و برجام را دستاوردی مهم در عدم اشاعه می‌دانند. با این حال، بدون اشاره به ناتوانی خود در اجرای تعهدات اقتصادی پس از خروج آمریکا در ۲۰۱۸، مدعی شدند که تلاش‌های دیپلماتیک‌شان، ازجمله مذاکرات وین ۲۰۲۱-۲۰۲۲ و پیشنهاد تمدید قطع‌نامه ۲۲۳۱ در جولای ۲۰۲۵ از طرف ایران رد شده است. این نامه، دوره ۳۰ روزه‌ای برای مذاکره ایجاد می‌کند تا تحریم‌های پیشین بازنگردد.

وزارت خارجه ایران بلافاصله این اقدام را محکوم کرد و در بیانیه‌ای آن را «غیرقانونی، ناموجه و فاقد اثر حقوقی» خواند. او در این بیانیه تأکید کرد که اروپا الزامات سازوکار حل اختلاف را طی نکرده و خود به تعهدات عمل نکرده است، از‌جمله جبران‌نکردن خروج آمریکا و اعمال تحریم‌های جدید در اکتبر ۲۰۲۳. ایران اقدامات جبرانی‌اش را متناسب و در چارچوب برجام دانست و هشدار داد که این گام اروپا، همکاری با آژانس را تضعیف کرده و پیامدهای شدید برای اعتبار شورای امنیت خواهد داشت. نمایندگی ایران در سازمان ملل نیز واکنش نشان داد و اعضای شورا را در «لحظه سرنوشت‌ساز» خواند که بیم حمایت از پیش‌نویس روسیه و چین برای تمدید دیپلماتیک، یا تشدید بحران با اسنپ‌بک، یکی را انتخاب کنند. نمایندگی ایران تأکید داشت که اروپا به تعهدات عمل نکرده و آماده مذاکره در ۳۰ روز آینده هستند، اما اقدام‌شان غیرقانونی است.

سیدعباس عراقچی هم در تماس تلفنی با وزرای خارجه تروئیکای اروپایی و مسئول سیاست خارجی اتحادیه، این گام را «ناموجه و فاقد مبنا» دانست و قول پاسخ مقتضی داد. این واکنش‌ها نشان‌دهنده استراتژی ایران برای برجسته‌کردن نقض تعهدات اروپا و حفظ موضع دفاعی است، درحالی‌که اروپا سعی در توجیه اقدامش با ادعاهای فنی دارد.

 واکنش‌های قدرت‌های جهانی؛ حمایت آمریکا و مخالفت روسیه و چین

در‌این‌بین ایالات متحده از فعال‌سازی اسنپ‌بک استقبال کرد. وزارت خارجه آمریکا در بیانیه‌ای به نقل از مارکو روبیو، اقدام اروپا را «رهبری متحدان» خواند و مدعی شد که نبود پایبندی ایران به تعهدات هسته‌ای روشن است. روبیو تأکید کرد که آمریکا آماده گفت‌وگوی مستقیم است و بازگشت تحریم‌ها دیپلماسی را تقویت می‌کند، هرچند سابقه حملات آمریکا و اسرائیل به تأسیسات ایران، از‌جمله فردو، نطنز و اصفهان این ادعا را زیر سؤال می‌برد. روبیو خطاب به ایران خواستار گام‌های فوری برای تضمین عدم دستیابی به سلاح هسته‌ای شد، در‌حالی‌که مقامات ایرانی برنامه‌شان را صلح‌آمیز می‌دانند.

در مقابل، روسیه و چین اقدام اروپا را فاقد پایه قانونی خواندند. دیمیتری پولیانسکی، معاون نمایندگی روسیه در سازمان ملل، تصریح کرد که اروپا قطع‌نامه ۲۲۳۱ را اجرا نکرده و اقدام‌شان نباید به تصمیم شورا منجر شود، زیرا شرایط همکاری ایران با جهان را پیچیده می‌کند. روسیه و چین پیش‌نویس قطع‌نامه‌ای برای تمدید شش‌ماهه قطع‌نامه ۲۲۳۱ تا آوریل ۲۰۲۶ پیشنهاد دادند تا مذاکرات از سر گرفته شود. پولیانسکی تأکید کرد که جهان بر سر دوراهی دیپلماسی یا باج‌گیری است و اقدام اروپا تنش‌آفرین است. او حملات آمریکا و اسرائیل را نقض قوانین دانست و اقدامات ایران را برگشت‌پذیر و واکنشی به خروج آمریکا خواند. چین نیز از این موضع حمایت کرد و هر دو کشور اسنپ‌بک را به رسمیت نمی‌شناسند.

این واکنش‌ها شکاف در شورای امنیت را برجسته می‌کند. از یک سو آمریکا و اروپا به دنبال فشار و در طرف مقابل، روسیه و چین به دنبال دیپلماسی هستند. گفت‌وگوهای روبیو با وزرای خارجه تروئیکای اروپایی (ژان نوئل بارو، یوهان وادفول و دیوید لمی) بر تعهد مشترک برای جلوگیری از سلاح هسته‌ای ایران تأکید داشت، اما بدون آنکه به نقش مخرب حملات اخیر اسرائیل و آمریکا در ایجاد بی‌اعتمادی دیپلماتیک اشاره کنند.

 نامه‌نگاری‌های دیپلماتیک عراقچی و چالش‌های اتحادیه اروپا

در ادامه واکنش‌های تهران، عباس عراقچی در نامه‌ای به کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، روایت گزینشی اروپا از برجام را رد کرد. او عنوان کرد که اروپا صلاحیت توسل به اسنپ‌بک را ندارد و ایران نخستین طرفی بود که در می ‌۲۰۱۸ سازوکار حل اختلاف را فعال کرد. وزیر امور خارجه کشورمان، ناکامی اروپا در اجرای تعهدات برجامی، از‌جمله اینستکس و تحریم‌های جدید را برجسته کرد و مذاکرات هسته‌ای را قربانی لجاجت آمریکا و اروپا دانست. او حملات آمریکا و اسرائیل را نقض حقوق بین‌الملل خواند و آمادگی ایران برای مذاکرات عادلانه را اعلام کرد، مشروط به حسن‌نیت طرف مقابل.

در نامه دیگری خطاب به شورای امنیت و نیز دبیر کل سازمان ملل، عراقچی ادعاهای تروئیکا را تحریف واقعیات دانست و تأکید کرد اقدامات جبرانی ایران مشروع است. او توالی فعال‌سازی سازوکار از سوی ایران را یادآور شد و تلاش اروپا برای تمدید قطع‌نامه ۲۲۳۱ را رد کرد، زیرا باید در اکتبر ۲۰۲۵ منقضی شود. عراقچی از شورا خواست تا سیاسی‌کاری را رد کند و مسیر احترام متقابل را برگزیند. در گفت‌وگوی تلفنی با کالاس، مسئول سیاست خارجی کشورمان اقدام اروپا را تحریک‌آمیز خواند و قول پاسخ داد، در‌حالی‌که کالاس بر دیپلماسی تأکید کرد. این نامه‌نگاری‌ها استراتژی ایران برای مستندسازی نقض غرض اروپا و حفظ گزینه دیپلماتیک را نشان می‌دهد، اما تنش را افزایش می‌دهد.

 واکنش‌های داخلی ایران؛ طرح  خروج  از  NPT  و  تحلیل  ظریف

اما واکنش‌های ایران به اقدامات فوق ختم نشد. آن‌طورکه فارس نوشته، مجلس ایران با طرح سه‌فوریتی خروج از ان‌پی‌تی واکنش نشان داد. حسینعلی حاجی‌دلیگانی، نماینده مجلس، خبر داد که این طرح در پاسخ به اسنپ‌بک است و دولت را موظف به خروج از ان‌پی تی، قطع مذاکرات با آمریکا و اروپا و پایان همکاری با آژانس می‌کند. طرح ماده‌واحده‌ای دارد و گزارش اقدامات باید در مدت یک هفته به مجلس ارائه شود. این گام، سیگنالی رادیکال از آمادگی ایران برای مقابله است، هرچند نیاز به تصویب دارد.

محمدجواد ظریف هم در مصاحبه با فارن پالیسی، اقدام اروپا را بی‌اساس خواند و تأکید کرد ایران یک سال پس از خروج ترامپ پایبند ماند، اما اروپا ۱۱ تعهدش را اجرا نکرد. وزیر خارجه اسبق ایران، اروپا را به دوگانگی متهم کرد، زیرا حملات اسرائیل را تحسین می‌کنند، اما از دیپلماسی سخن می‌گویند. ظریف جنگ ۱۲روزه را مخرب دیپلماسی دانست و آن را جنایت جنگی خواند که افسانه شکست‌ناپذیری اسرائیل را شکست و نشان داد ایران طعمه آسانی نیست. وزیر امور خارجه دولت‌های یازدهم و دوازدهم، «خروج ترامپ را عامل ناامنی دانست و تأکید کرد که تهدید واقعی برای اسرائیل صلح است، نه برنامه هسته‌ای ایران». این واکنش‌های داخلی، بسیج افکار عمومی و آمادگی برای سناریوهای بدتر را نشان می‌دهد، در‌حالی‌که تحلیل ظریف بر شکست سیاست‌های غربی تمرکز دارد.

ابوالقاسم دلفی: راهی جز  تعامل در  یک  ماه  پیش‌رو   وجود ندارد

ابوالقاسم دلفی در گفت‌وگوی خود با «شرق» پیرامون ارسال نامه تروئیکا برای فعال‌سازی مکانیسم «اسنپ‌بک» توسط سه کشور اروپایی عضو برجام و فرصت دیپلماتیک یک‌ماهه برای گفت‌وگوهای بین‌المللی نگاهی نه چندان خوش‌بینانه به‌واسطه کمبود و فشردگی زمان دارد. چون به گفته سفیر اسبق ایران در فرانسه، «این فاصله زمانی کوتاه، اگر به درستی مدیریت نشود، می‌تواند مسیر پیچیده‌ای را برای کل کشور ایجاد کرده و تشدید تنش‌ها شانس رسیدن به توافق را کم‌رنگ‌تر می‌کند». ازاین‌رو به باور این مفسر حوزه سیاست خارجی، «گام اول باید حداقل در حوزه همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی باشد.

تحلیلگر ارشد مسائل اروپا با اشاره به سابقه مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا توضیح داد که «اروپایی‌ها در طول دو دهه گذشته همواره بیشترین حق و نفوذ را برای خود در گفت‌وگوهای هسته‌ای قائل بوده‌اند و در چند ماه اخیر نیز تلاش کرده‌اند تا نقش محوری خود را بازتعریف کنند». به اذعان سفیر اسبق ایران در صربستان، «مذاکراتی که در دوران ترامپ آغاز شد، ظرفیت لازم برای بهره‌برداری کامل از فرصت‌های دیپلماتیک را نداشت و همین موضوع به ایجاد شرایط حساس فعلی منجر شد».

با چنین برداشتی، دلفی تأکید کرد که «اروپایی‌ها در پی احیای جایگاه سیاسی خود و جبران ناتوانی در پرونده اوکراین، به موضوع هسته‌ای ایران ورود کردند». از نگاه سفیر اسبق ایران در بلژیک، «اروپایی‌ها تلاش می‌کنند از طریق مکانیسم ماشه، نفوذ دیپلماتیک خود را افزایش دهند و هم‌زمان شرایط را برای بازتعریف مذاکرات با آمریکا فراهم کنند». وی افزود «سه موضوع کلیدی که در مذاکرات اولیه با اروپایی‌ها مطرح شد، شامل شروع مذاکرات معنادار با آمریکا، تعیین تکلیف همکاری با آژانس و وضعیت اورانیوم غنی‌شده بود و اکنون کلید حل بحران در این سه شرط نهفته است».

سفیر اسبق ایران در کلمبیا با تأکید بر تجربه طولانی ایران در تعامل با اروپا، اظهار کرد که «روابط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی با کشورهای اروپایی می‌توانست در این مرحله، نقش بازدارنده‌ای در تنش‌ها ایفا کند، اما به دلیل سوابق مرتبط با اوکراین و سوءتفاهمات سیاسی، این ظرفیت به طور کامل استفاده نشد». این کارشناس مسائل بین‌الملل متذکر می‌شود که «اروپایی‌ها در مذاکرات استانبول سه پیشنهاد مطرح کردند که اگر ایران به آنها پاسخ مثبت می‌داد، امکان استفاده از مکانیسم ماشه به شکلی متوازن یا حتی تمدید آن فراهم می‌شد».

تحلیلگر ارشد مسائل اروپا در ادامه گپ و گفتش با «شرق» تأکید دارد که «در این یک ماه فرصت باقی‌مانده، وضعیت همکاری ایران با آژانس و تعامل با آمریکا تعیین‌کننده خواهد بود». سفیر اسبق ایران در شیلی خاطرنشان کرد «بخش عمده‌ای از مشکلات کنونی، قابلیت حل‌شدن دارد، اگر ایران و آژانس بتوانند به تفاهمی برای ارزیابی وضعیت هسته‌ای برسند و گزارش‌های قابل قبول ارائه دهند». مفسر ارشد سیاست خارجی یادآور شد «شرایط پیش‌رو شامل دو مقطع زمانی است؛ مقطع اول یک‌ماهه، که فرصت دیپلماتیک برای تعیین تکلیف همکاری با آژانس و اورانیوم غنی‌شده است و مقطع دوم، پس از پایان این دوره که در صورت عدم توافق، بازگشت تحریم‌ها و فعال‌شدن مکانیسم ماشه، احتمال تنش‌های بیشتر و حتی تهدید نظامی را افزایش می‌دهد». دلفی افزود «نوع مذاکرات با آمریکا، چه مستقیم و چه غیرمستقیم، تأثیر حیاتی بر کاهش تهدیدها خواهد داشت».

سفیر اسبق ایران در فرانسه از منظری دیگر به تحولات پیش‌رو ورود کرده و با تأکید بر اهمیت ادامه دیپلماسی هسته‌ای بیان داشت «اگر سه موضوع اصلی در این یک ماه به نتیجه برسد، بخش قابل‌توجهی از تهدیدها از جمهوری اسلامی ایران دور خواهد شد. در غیر این صورت، فعال‌شدن اسنپ‌بک و بازگشت تحریم‌های شش‌گانه، فشارها را آشکارتر و شرایط منطقه‌ای را بحرانی‌تر خواهد کرد». تحلیلگر ارشد مسائل اروپا همچنین اشاره کرد «تجربه گذشته نشان می‌دهد بهره‌برداری از فرصت‌های دیپلماتیک تنها در صورت وجود ظرفیت مذاکراتی و همراهی طرف‌های بین‌المللی ممکن است». 

سفیر اسبق ایران در بلژیک تأکید کرد «اروپا، آمریکا و ایران باید رویکردی مبتنی بر تعامل و اعتمادسازی اتخاذ کنند تا خطرات احتمالی کاهش یابد».

در نهایت، مفسر ارشد سیاست خارجی، تحلیل خود را چنین جمع‌بندی می‌کند که «نامه اروپایی‌ها به شورای امنیت و فعال‌سازی مکانیسم ماشه، علی‌رغم جنبه تهدیدآمیز آن، فرصت دیپلماتیک مهمی را برای ایران ایجاد کرده است. مدیریت هوشمندانه این فرصت می‌تواند تضمین کند که پرونده هسته‌ای ایران با حداقل تنش پیش رود و همکاری با آژانس، به عنوان داور وضعیت هسته‌ای، نقش تثبیت‌کننده‌ای در جامعه بین‌المللی ایفا کند».

قاسم محب‌علی: تداوم اقدامات تلافی‌جویانه نفعی برای ایران ندارد

قاسم محب‌علی هم دیگر کارشناسی بود که در گپ و گفتش با «شرق»، تحلیل خود را از ارسال نامه اروپا به شورای امنیت برای فعال‌سازی «مکانیسم ماشه» دارد؛ اتفاقی که به تعبیر سفیر اسبق ایران در مالزی، «می‌توانست با تدبیر و هوشمندی دیپلماتیک از وقوع آن جلوگیری شود». به گفته او، «ناظران، تحلیلگران، سفرا و دلسوزان از ماه‌ها قبل، بارها هشدار داده بودند که نباید اجازه داد پرونده بار دیگر به شورای امنیت بازگردد، چراکه بازگشت تحریم‌ها می‌تواند شرایط کشور را وارد مرحله‌ای پرمخاطره کند. در حالی که فرصت‌های متعددی برای ممانعت از این روند وجود داشت، بی‌توجهی به نشانه‌ها و بی‌عملی دستگاه سیاست خارجی موجب شد تا شرایط به مرحله کنونی برسد». سفیر پیشین ایران در یونان با یادآوری تجربه سال‌های گذشته تأکید می‌کند که «رویکرد ایران در واکنش به فشارها، از جمله افزایش سطح غنی‌سازی و کاهش تعهدات هسته‌ای، هیچ‌گاه دستاوردی به همراه نداشته است. چون در گذشته تصور می‌شد که با چنین اقداماتی طرف مقابل عقب‌نشینی خواهد کرد، اما نتیجه عکس حاصل شد و زمینه برای اجماع بین‌المللی علیه ایران فراهم آمد». محب‌علی اعتقاد دارد «ادامه این مسیر، به‌ویژه در مقطع فعلی، تنها هزینه‌های بیشتری را بر کشور تحمیل خواهد کرد و بهبود شرایط را غیرممکن می‌سازد». از دیدگاه مدیر کل اسبق خاورمیانه عربی و شمال آفریقا وزارت خارجه، «تداوم اقدامات تلافی‌جویانه یا واکنش‌های انتحاری نه‌تنها نفعی برای ایران ندارد، بلکه موقعیت کشور را به عنوان تهدیدکننده صلح و امنیت بین‌المللی تثبیت می‌کند. با فعال‌شدن مکانیسم ماشه و بازگشت تحریم‌ها، شرایط دیگر محدود به اختلاف با آمریکا یا اسرائیل نخواهد بود، بلکه این بار ایران با اجماع قدرت‌های بزرگ و جامعه جهانی مواجه می‌شود؛ وضعیتی که مخاطرات امنیتی و اقتصادی به مراتب گسترده‌تری را به همراه خواهد داشت».

کارشناس مسائل بین‌الملل ادامه می‌دهد که «در یک ماه آینده تنها راه سودمند برای ایران ارائه پیشنهادهای ابتکاری، اتخاذ مواضع هوشمندانه و تلاش برای دستیابی به توافقی جدید است». با چنین قرائتی، او هشدار می‌دهد که «هرگونه واکنش تقابلی نه‌تنها تهدیدات را کاهش نمی‌دهد بلکه فرصت را به دست اسرائیل و آمریکا می‌دهد تا با همراهی اروپا، مسیر فشارهای چندجانبه و حتی اقدام نظامی را هموار کنند». از دیدگاه محب‌علی، «تجربه نشان داده است که سیاست هسته‌ای ایران تاکنون هیچ‌گاه بازدارنده واقعی در برابر تهدیدات اسرائیل و ایالات متحده نبوده و اکنون نیز نمی‌تواند چنین نقشی ایفا کند. «مفسر حوزه سیاست خارجی با اشاره به تحولات منطقه‌ای و نقش اسرائیل در معادلات امنیتی خاورمیانه تأکید دارد که «حتی اگر ایران در این بازه کوتاه‌مدت یک‌ماهه تا بازگشت قطع‌نامه‌های شورای امنیت، سیاستی منعطف اتخاذ کند، تضمینی وجود ندارد که اسرائیل از تحرکات نظامی دست بکشد». به گفته او، «باید واقعیت‌های میدانی و نیز سایه سنگین جنگ احتمالی در آینده را پذیرفت؛ چراکه هرچند شرایط فعلی به شکل آتش‌بس غیررسمی توصیف می‌شود، اما در واقع طرف‌ها همچنان در وضعیت جنگی قرار دارند و هر فرصتی برای ضربه‌زدن به یکدیگر را غنیمت می‌شمارند. در چنین شرایطی، اسرائیل می‌کوشد پروژه‌هایی را که در جنگ‌های اخیر به نتیجه نرسانده، این بار با همراهی بین‌المللی دنبال کند».

‌سفیر اسبق ایران در مالزی، همچنین یادآور می‌شود: «بازگشت پرونده ایران به شورای امنیت، اسرائیل را در موقعیتی قرار می‌دهد که بدون نگرانی از فشار افکار عمومی جهانی یا مخالفت‌های سیاسی، اقدامات خود را پیگیری کند. تحریم‌های بین‌المللی و قرار‌گرفتن ایران ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد، عملا دست اسرائیل و آمریکا را باز خواهد گذاشت و حمایت جامعه جهانی را در اختیار آنها قرار می‌دهد‌». با وجود نکات یاد‌شده و هشدارهای محب علی، جمع‌بندی سفیر پیشین ایران در یونان روشن است: «ایران نباید فرصت یک‌ماهه را با اقدامات شتاب‌زده و انفعالی از دست بدهد. تنها راه جلوگیری از ورود کشور به مرحله‌ای خطرناک‌تر، استفاده از ابتکار دیپلماتیک، تعامل سازنده با آژانس و ارائه راه‌حل‌های عملی برای رفع نگرانی‌های بین‌المللی است. هر گزینه دیگری به معنای تشدید بحران و فراهم‌سازی بستر برای اقدام نظامی خواهد بود».

 علی‌اکبر فرازی: تهران هم‌زمان با فشارهای روانی و تبلیغاتی غربی‌ و ساده‌سازی‌های غیرواقع‌بینانه داخل دست به گریبان است.

علی‌اکبر فرازی هم دیگر کارشناسی بود که در گپ‌وگفتش با «شرق» و ذیل ادبیاتی هشدار‌دهنده تصریح می‌کند: «در پی اقدام سه کشور اروپایی برای ارسال نامه به شورای امنیت و فعال‌سازی مکانیسم ماشه، فضای دیپلماسی هسته‌ای ایران وارد مرحله‌ای تازه شده؛ مرحله‌ای که هم با فشارهای روانی و تبلیغاتی غربی‌ها همراه است و هم با برخی ساده‌سازی‌های غیرواقع‌بینانه در داخل». سفیر پیشین ایران در قبرس تأکید دارد: «باید میان هیاهوی رسانه‌ای غرب و نگاه‌های افراطی و تفریطی در داخل، مسیری منطقی و واقع‌بینانه برای مواجهه با این چالش پیدا کرد».

کارشناس مسائل بین‌الملل با اشاره به فضاسازی‌های غربی‌ها افزود: «آنها تلاش دارند با بزرگ‌نمایی تبعات اجرای مکانیسم ماشه، ایران را وادار به نشستن پای میز مذاکره در شرایط نابرابر کنند‌». به گفته فرازی: «آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز در برخی موارد فراتر از وظایف خود حرکت کرده و درخواست‌هایی را مطرح می‌کند که هیچ کشوری در شرایط مشابه حاضر به پذیرش آن نخواهد بود. در مقابل، برخی در داخل کشور نیز با ساده‌سازی بیش از حد ماجرا، فقط بر آثار روانی این موضوع تأکید می‌کنند و آن را بی‌اهمیت جلوه می‌دهند‌». از نگاه تحلیلگر ارشد سیاست خارجی: «هر دو رویکرد نادرست است و می‌تواند کشور را از مسیر صحیح مدیریت بحران دور کند‌». سفیر پیشین ایران در رومانی ادامه می‌دهد: «ایران باید بدون گرفتار‌شدن در فضای هیجانی و جوسازی رسانه‌های غربی، از یک سو از ساده‌انگاری بپرهیزد و از سوی دیگر دچار واکنش‌های احساسی نشود‌». به زعم فرازی: «فضای موجود باید به فرصتی برای دیپلماسی تبدیل شود؛ فرصتی که بتوان در آن با یادآوری وظایف طرف مقابل، گفت‌وگوهای سازنده را ادامه داد».

او با اشاره به طرح سه‌فوریتی خروج ایران از NPT که در داخل مطرح شده، خاطرنشان کرد: «چنین نگاه‌های رادیکالی در شرایط کنونی چندان به مصلحت کشور نیست». سفیر پیشین ایران در مجارستان توضیح می‌دهد: «دو نگاه در داخل قابل مشاهده است؛ یک نگاه تقلیل‌گرایانه که اساسا تبعات اسنپ‌بک را انکار می‌کند و آن را بی‌اثر می‌داند و نگاهی دیگر که به‌سرعت واکنش‌های سلبی مانند خروج از NPT را مطرح می‌کند. هیچ‌یک از این دو نگاه، پاسخ‌گوی شرایط فعلی نیست».

از منظر این تحلیلگر: «ایران در شرایط کنونی بیشتر باید بر استفاده از حقوق خود در چارچوب NPT تمرکز کند و از این ظرفیت‌ها برای دفاع از منافع ملی بهره گیرد. در عین حال، اگر مسیر دیپلماسی به نتیجه نرسد و طرف مقابل همچنان بر فشارهای یکجانبه اصرار داشته باشد، ممکن است تصمیمات دیگری در دستور کار قرار گیرد. با این حال، راهکار اصلی همچنان ادامه دیپلماسی هوشمندانه و بهره‌برداری از فرصت‌های باقی‌مانده است تا تهران بتواند ضمن حفظ منافع ملی، هزینه‌های تنش را نیز کاهش دهد». کارشناس ارشد حوزه سیاست خارجی خاطرنشان می‌کند: «مکانیسم ماشه بیش از آنکه یک تهدید قطعی باشد، ابزاری روانی در دست غرب است و ایران با هوشمندی و دوری از افراط و تفریط می‌تواند این ابزار را خنثی کرده و همچنان مسیر گفت‌وگو را زنده نگه دارد».

فرازی در ادامه گفت‌وگوی خود با «شرق» و از زاویه دیگری به موضوع ورود کرده و با لحنی تأسف‌بار معترف است: «آنچه امروز شاهدش هستیم همان هشداری است که بارها از سوی کارشناسان داده شده بود؛ یعنی بازگشت احتمالی پرونده ایران به شورای امنیت و تبعات سنگین سیاسی، امنیتی و اقتصادی آن برای کشور‌». به گفته این مفسر حوزه سیاست خارجی: «دیپلماسی ایران باید با خردورزی و درایت به‌ دور از خوش‌بینی‌های غیرواقعی عمل کند». چرا‌که فرازی معتقد است: «اتکا به مفاهیمی همچون «حقانیت ایران» یا «بی‌عملی اروپا» و‌...، اگرچه می‌تواند در سطح شعار قابل طرح باشد، اما در عرصه واقعی سیاست بین‌الملل مانع از اجرای مکانیسم ماشه نخواهد شد. چون در جهان امروز، همان‌طورکه تجربه نشان داده، قواعد حقوق بین‌الملل در نهایت به دست قدرت‌های بزرگ نوشته و اجرا می‌شود».

با این قرائت، کارشناس مسائل بین‌الملل هشدار می‌دهد: «تهران در این یک ماه فرصت باقی‌مانده باید بدون فوت وقت وارد عمل شود و ابتکارهایی را برای جلوگیری از فعال‌شدن کامل اسنپ‌بک و بازگشت تحریم‌ها و قطع‌نامه‌های شش‌گانه شورای امنیت روی میز بگذارد». به باور فرازی: «هرگونه تعلل یا واکنش انتحاری فقط کشور را در شرایط دشوارتری قرار خواهد داد. به‌ویژه آنکه بازگشت تحریم‌های شورای امنیت به معنای شکل‌گیری اجماع بین‌المللی علیه ایران است و این بار تقابل نه‌فقط با آمریکا یا اسرائیل، بلکه با جامعه جهانی صورت خواهد گرفت».

سفیر پیشین ایران در مجارستان در ادامه به نقش مخرب و خطرناک اسرائیل در این روند اشاره می‌کند و یادآور می‌شود: «تل‌آویو هرگز از بهبود مناسبات ایران با غرب خشنود نخواهد بود. نخست‌وزیر اسرائیل همواره به دنبال بهانه‌ای برای آغاز بحران یا جنگ است تا ضمن انحراف افکار عمومی از مشکلات داخلی خود، اجماع جهانی علیه ایران را تقویت کند». از این رو، فرازی هشدار می‌دهد که موضع‌گیری برخی مقامات و مسئولان برای واکنش متقابل ایران از خروج از ان‌پی‌تی تا بستن تنگه هرمز و‌...، صرفا تشدید بحران را به دنبال دارد‌ و بر این برداشت تأکید می‌کند: «وظیفه اصلی دیپلماسی ایران بستن راه جنگ و هدایت پرونده به سمت گفت‌وگو و تفاهمی است که منافع همه طرف‌ها را در بر بگیرد».

به باور مفسر حوزه سیاست خارجی: «هرچند اسرائیل ممکن است در این مسیر کارشکنی‌هایی انجام دهد، اما پاسخ ایران باید نه در میدان نظامی، بلکه در عرصه هوشمندانه دیپلماسی داده شود. چرا‌که تجربه نشان داده اقدامات واکنشی یا افزایش سطح فعالیت‌های هسته‌ای به‌ عنوان اهرم فشار، نتوانسته مانع فشارهای بین‌المللی شود، بلکه فقط بهانه‌ای در اختیار مخالفان ایران قرار داده است». سفیر پیشین ایران در قبرس در بخش دیگری از گفت‌وگو با «شرق» به موضوع روابط ایران و اروپا پس از ارسال نامه اخیر اشاره می‌کند و اعتقاد دارد: «اگرچه اعتمادسازی میان دو طرف به‌شدت دشوار شده، اما همچنان پنجره‌ای برای گفت‌وگو باز است. به‌ویژه اینکه اروپا نیز از پیامدهای تشدید تنش و احتمال درگیری نظامی در منطقه نگران است. بنابراین عقلانیت ایجاب می‌کند که تهران با استفاده از ظرفیت‌های دیپلماتیک خود، زمینه‌های یک توافق حداقلی را فراهم آورد». کارشناس مسائل بین‌الملل همچنین به موضوع سیاست ایران در قبال جنگ اوکراین پرداخت و به گفته او: «هرچند برخی اظهارنظرها در داخل کشور احتمال تغییر سیاست بی‌طرفی ایران در جنگ اوکراین را پس از اقدام تروئیکا مطرح کرده‌اند، اما چنین رویکردی نه در راستای منافع ملی است و نه با سیاست کلی نظام سازگار خواهد بود‌». لذا فرازی تصریح می‌کند: «تهران در شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگری باید از افزایش تنش‌های غیرضروری پرهیز کند و به‌جای ورود به بحران‌های تازه، تمرکز خود را بر کاهش اختلافات موجود و رسیدن به راه‌حلی برای حفظ منافع کشور بگذارد». 

در جمع‌بندی این گفت‌وگو، سفیر پیشین ایران در رومانی بار دیگر تکرار می‌کند: «راه‌حل نهایی در پرونده هسته‌ای نه از مسیر تقابل، بلکه از مسیر گفت‌وگو و تعامل حاصل خواهد شد‌». او بر این باور است: «اگر ایران با عقلانیت و انعطاف وارد مذاکرات شود، همچنان امکان جلوگیری از اجرای کامل مکانیسم ماشه وجود دارد. اما هرگونه تأخیر یا اصرار بر اقدامات نمادین و واکنشی می‌تواند کشور را در موقعیتی قرار دهد که بازگشت از آن دشوار و پرهزینه خواهد بود». از دیدگاه این مفسر سیاست خارجی: «در شرایطی که منطقه در التهاب و بازیگران مختلف به دنبال تأمین منافع خود هستند، مسئولیت اصلی بر دوش دستگاه دیپلماسی ایران است؛ دستگاهی که باید از فرصت محدود باقی‌مانده نهایت بهره را ببرد تا از بازگشت تحریم‌های شورای امنیت و گسترش بحران جلوگیری کند».‌

 

آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.