|

نشانه‌های توسعه‌نیافتگی و انفعال جوامع

بعضی جوامع بر این باورند که اگر صنایع پیشرفته وارد کنند و به تولید محصولات صنعتی بپردازند، یا در زندگی جمعی از کالاهای صنعتی، مانند تلفن همراه، مترو، هواپیما و مانند آن، فراوان استفاده کنند، صنعتی شده‌اند و به دنیای پیشرفته پا گذاشته‌اند.

مراد راهداری دکترای اقتصاد و عضو هیئت‌ علمی دانشگاه

بعضی جوامع بر این باورند که اگر صنایع پیشرفته وارد کنند و به تولید محصولات صنعتی بپردازند، یا در زندگی جمعی از کالاهای صنعتی، مانند تلفن همراه، مترو، هواپیما و مانند آن، فراوان استفاده کنند، صنعتی شده‌اند و به دنیای پیشرفته پا گذاشته‌اند.

برخی نیز می‌پندارند صرف وجود دانشگاه در جامعه، به معنای سلطه علمی بر طبیعت است و رفتارها نیز به‌تبع آن، علمی و مبتنی بر عقلانیت شده است. حال آنکه نه کاربرد صنعت و نه وجود دانشگاه، به‌خودی‌خود نشانه پیشرفت نیست. می‌توان دانشگاه داشت، اما از علم‌پروری و خردورزی در حیات جمعی عقب بود. می‌توان کالبد صنعت را داشت، اما از محتوا، فرهنگ، زنجیره و سامانه تولید صنعتی بی‌بهره ماند و از دنیای علوم و مدیریت صنعتی عقب افتاد. زیرا دانشگاه و صنعت، لوازم و مؤلفه‌هایی دارند که اگر در بستر اجتماعی موجود نباشند، یا ضعیف و ناکارآمد باشند، صرفِ حضور ظاهری آنها در جامعه نتیجه‌بخش نخواهد بود؛ بلکه گاه اثر معکوس دارد یا بی‌خاصیت می‌ماند و تباه می‌شود. همین موضوع درباره دستگاه‌های اداره‌کننده کشور نیز صادق است؛ زیرا آنها نیز در جوامع پیشرفته، محصول فرایند توسعه‌یافتگی‌اند.

یعنی اگر پارلمان، دولت با زیرمجموعه‌هایش، دستگاه دادگستری و نظایر آنها، در چارچوب ادبیات و سبک‌وسیاقی برخاسته از سطح بالای علم و فرهنگ شکل بگیرند، با کیفیتی پیشرفته عمل کنند و وظایف خود را به‌خوبی انجام دهند، آنگاه می‌توان آنها را نشانه‌ای از رسیدن آن جامعه به مراحل والای توسعه‌یافتگی دانست؛ وگرنه، مانند درخت بی‌ثمر است. قطعا تحت شرایط متعارف، نداشتن ثمر، به کیفیت درخت مربوط است. اگر جامعه‌ای دچار رفتارهای نابهنجار باشد، به‌گونه‌ای که آمار اعتیاد، اختلاس، سرقت، نزاع و طلاق در آن نسبت به جمعیت بالا باشد، یا اگر دولت‌ها در گمراهی به سر ببرند و در اداره کشور عاجز باشند، چنان‌که نتوانند تورم را مهار کنند یا بیکاری را در مدتی معین کاهش دهند، باید علل آن را در نبود فرهیختگیِ بازیگران اجتماعی، اعم از بخش عمومی و خصوصی، جست‌وجو کرد. طبق نظریه حرکت جوهری در فلسفه، اگر در صورت، خلل و نابهنجاری آشکار است، قطعا در درون نیز رخدادی مرتبط روی داده و این تغییر، ریشه در محتوا دارد. در شرایط مقتضی کارکرد مطلوب، چنانچه در زنجیره تولید صنایع یا در دامپروری، کشاورزی، ساخت‌وساز مسکن، راه‌سازی و مانند اینها ناهماهنگی و ناترازی وجود دارد؛ اگر سیاست‌های مالی و پولی و برنامه‌های دولت گره‌گشا نیست؛ اگر خوداتکایی ممکن نیست و بومی‌سازی بسیاری از محصولات علم‌محور با موانع به‌اصطلاح ساختاری روبه‌روست، این دقیقا به معنای اشکال در درون و محتوای جامعه است. برای ساده‌سازی، دوباره مثال می‌آوریم.

قیمت در اقتصاد، نشانه ارزش‌گذاری عملی بر یک کالا یا فعالیت است. در شرایطی که اقتصاد آزاد و رقابتی نسبتا درست عمل کند، عرضه و تقاضای مؤثر معیار تعیین ارزش و مبادله قرار می‌گیرد. جامعه‌ای که از مقام به‌اصطلاح شامخ معلم و استاد دانشگاه سخن می‌گوید، اما درآمد ماهانه این قشر، از رفتگرِ کشوری همسایه، مانند عراق با ۴۰۰ دلار، کمتر است؛ این چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ آیا نباید در ارزش‌ها و هدف‌گذاری‌های آن جامعه تردید کرد؟ در تحلیل تطبیقی، قیمت‌های نسبی اهمیت دارند. آیا بهای خودرو و حتی مسکن در کشور، از سطح جهانی بالاتر نیست؟

پس سطح درآمدها و ناترازی آن با قیمت‌ها، از کج‌روی در دادوستدها و معماری نادرست نظام ارزش‌های اجتماعی حکایت می‌کند. باید دید جایگاه معلم در عمل کجاست و چرا در شمار اقشار مستضعف قرار گرفته است. در روزهایی که به ظاهر زمان پاسداشت مقام معلم و استاد بود، این قشر در سال جاری به‌شدت تحقیر شد؛ چندین نوبت پرداخت حقوقشان با مانع روبه‌رو شد. شگفت آنکه درست در همان زمان، رئیس دولت از نقش سازنده و بالنده اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها و از حل مسائل کشور به‌دست آنان سخن می‌گفت، بی‌آنکه ببیند همکاران پزشک آنان برای درمان زانو، دیسک کمر یا بازکردن عروق قلب چه دستمزدی می‌گیرند و متخصص اقتصاد، علوم اجتماعی، سیاست و مدیریت قرار است برای حل مسائل کشور چه مزدی  دریافت کند. 

بسیاری از دانشگاه‌هایی که با شهریه اداره می‌شوند، برای بقا عملا ناچار به تسامح و تساهل شده‌اند و به‌آسانی کم‌سوادترین افراد را تا بالاترین سطوح دانشگاهی می‌پذیرند و بی‌زحمت مدرک می‌دهند. آیا در روش صحیح پرورشی، این مدارک «کاغذپاره» خوانده می‌شوند؟

این وارونه‌دیدن‌ها و کج‌روی‌ها در بسیاری از عرصه‌ها دیده می‌شود. برای مثال، در منا، که جای سنگ‌زدن به شیطان است، برخی حجاج برای به‌دست‌آوردن جای بهتر در چادر، در سبقت‌گرفتن از هم‌کاروانان خود شتاب می‌کردند. شهید مطهری در کتاب انسان کامل، تعالی ناقص و تک‌بُعدی را نوعی توسعه نامتوازن می‌داند؛ وضعی شبیه انسانِ کاریکاتوری که برخی اجزایش کوتاه و کوچک و برخی دیگر بلند و کشیده‌اند. در مقیاس کلان نیز می‌توان همین مثال را به‌کار برد؛ مانند کره شمالی که در عرصه جنگ‌افزار پیش رفته و موشک قاره‌پیما با کلاهک هسته‌ای دارد، اما در حوزه‌های اجتماعی و حتی صنعتی به معنای عام، بنا به روایت پژوهشگران علوم اجتماعی، از کره جنوبی -که در زمانی نه‌چندان دور با آن یکپارچه بود- بسیار عقب مانده است.

جامعه فرهیخته و علمی، افزون بر آنکه رفتار عقلایی را در سطحی گسترده پدید می‌آورد، می‌تواند صنعت را نیز به معنای فراگیر آن در خود شکل دهد و به‌گونه‌ای موزون و عادلانه رشد کند. در فلسفه می‌گویند از معلول به علت می‌رسند و حتی از کیفیت معلول به کیفیت علت پی می‌برند، زیرا میان آن دو سنخیت برقرار است. برون‌دادهای جامعه از واقعیت اوضاع درونی آن خبر می‌دهند. به تعبیر مولوی، وقتی از شتری پرسیدند از کجا می‌آیی، به طعنه گفت: از حمام گرم کوی تو؛ و پاسخ شنید: خود پیداست از زانوی تو! این‌گونه حکایت‌ها بر نکته مهم پیش‌گفته دلالت دارند. در جامعه مبتلا به این نشانه‌های عقب‌ماندگی، ضرورت اندیشه‌ورزی اجتماعی برای ترمیم از پایین به بالا و برعکس آشکار است و تعلل، موجب دور باطل است. اگر به فرموده سردار شهید: واقعا در تهدیدها، فرصت‌هایی است که در خود فرصت‌ها نیست، پس باید آن فرصت‌ها را تحت شرایط تهدید نیز دریافت و نباید از قافله پیشرفت و تعالی تحت هر شرایطی عقب ماند، شبیه به گلوله برف که در سراشیبی، به بهمنی هولناک تبدیل می‌شود و بر مردمی فرود می‌آید و فاجعه می‌سازد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.