|

معمای مذاکره

در اوضاع و احوال پیچیده کشور و تهدیدهای مختلفی که از سوی عوامل متفاوت داخلی و خارجی بر ساحت‌های مختلف کشور وارد است، می‌بینیم که برخی افرادِ دست به میکروفون، کلماتی بر زبان می‌آورند که علاوه بر اینکه موجبات استهزای خود و سازمان مربوطه‌شان را فراهم می‌کنند، کلام‌شان نوعا به‌عنوان پاس گل به حریف می‌تواند تلقی شود.

در اوضاع و احوال پیچیده کشور و تهدیدهای مختلفی که از سوی عوامل متفاوت داخلی و خارجی بر ساحت‌های مختلف کشور وارد است، می‌بینیم که برخی افرادِ دست به میکروفون، کلماتی بر زبان می‌آورند که علاوه بر اینکه موجبات استهزای خود و سازمان مربوطه‌شان را فراهم می‌کنند، کلام‌شان نوعا به‌عنوان پاس گل به حریف می‌تواند تلقی شود.

اگر نیک بنگریم، برخی از اینان نه اینکه صاحب سابقه اجرائی مؤثری نبوده‌اند، که کاش تنها چنین بود، بلکه در هر مکانی قرار داشته‌اند، از خود یادگارهایی بر جا گذاشته‌اند که یاد آنها موجب شرمساری می‌شود. حقیقت آن است که حکمرانی امری پیچیده و پرمخاطره است. گاه یک کلام می‌تواند آتشی را برافروزد و گاه یک امضا می‌تواند در سراسر کشور و حتی در محیط بین‌المللی آرامش‌بخش و تأثیرگذار باشد.

سال‌ها به هر دلیلی باب مذاکره را نگشوده بودیم و سرانجام باب برجام را گشودیم، و این در آن زمان در سلسله‌مراتب تصمیم‌گیری به‌عنوان یک ضرورت تلقی شد. هرچند آمریکا با تحریک صهیونیسم بین‌المللی این باب را مسدود و فشار همه‌جانبه بر ایران را افزایش داد. به هر حال در شرایط مختلف کشور می‌تواند با انعطاف‌های لازم و خردمندی در صیانت ایران تلاش کند و تلاش افرادی که در چارچوب حکمرانی قرار دارند، برای مخدوش‌کردن تصمیمات اتخاذ‌شده و قبول‌نکردن مسئولیت در برابر پیامدهای آن، به‌عنوان یک نظر ساده تلقی نمی‌شود، بلکه به‌عنوان یک تشتت در تصمیم‌گیری‌های حکمرانی موجب ظهور لبخند بر چهره دشمنان می‌شود. هرچند نتیجه هرگونه تلاشی وابسته به تصمیمات دیگران نیز هست که می‌تواند از توفیق مذاکرات تا شکست آن را در بر گیرد. این را که 51 نفر از نمایندگان مجلس، با امضای نامه‌ای خواستار قطع مذاکرات -بخوانید مذاکرات نیم‌بند- شده‌اند، در همین چارچوب می‌توان تعبیر کرد. فرق نمی‌کند که کدام دوره مجلس و کدام جناح چنین اقداماتی می‌کنند. مجلس محل قانون‌گذاری است و نه تحصن و نه آتش‌بازی و نه بیانیه‌دادن و طومار جمع‌کردن که هیچ‌یک از آنها در میان وظایف مجلس مصرح در قانون اساسی جایی ندارد.

این افراد که در دایره سیاست قرار دارند، شاید به سرگذشت مذاکرات در دنیا آگاه نباشند. چه‌بسا مذاکراتی که به همراهی انجامیده و چه‌بسا مذاکراتی که ستیز در بر داشته اما باز هم در پایان هر ستیزی مذاکره مطرح می‌شود، مثل مذاکره نمایندگان فتحعلی‌شاه با روس‌ها پس از شکست و امضای قرارداد ترکمانچای یا حضور دکتر مرندی، وزیر بهداشت وقت، در مقابل صدام حسین و گفت‌وگو با او. پس نفس مذاکرات نمی‌تواند پیام‌آور هر نتیجه پیش‌بینی‌پذیری باشد.

وقتی فضای مجلس قانون‌گذاری چنین باشد، از اصل موضوع اداره کشور غفلت می‌شود. سال‌هاست ما دچار دشمنی زیاده‌خواهان غرب و صهیونیسم هستیم و طبیعی است که باید با قانون‌گذاری در راستای مقابله با تحریم‌ها و کاسته‌شدن وابستگی کشور به ارز خارجی از طریق صرفه‌جویی و کاهش نابرابری، در پی تحقق عدالت باشیم اما اینک در کنار گذر خودروی 50 میلیارد تومانی در خیابان‌ها، دیدن فردی که در مخزن زباله سر فرو برده، نمی‌تواند نشانه عدالت و مقابله با تحریم باشد و در این شرایط فردی که با ظاهر آراسته ویژه، باید فریاد عدالت‌خواهانه مولا علی (ع) بسراید، می‌گوید زباله‌گردی نشانه ثروت جامعه است و زباله‌گردها با روزی یک میلیون تومان دستمزد قانع نمی‌شوند.

خوب بود به ایشان می‌گفتیم شما با روزی چند میلیون حاضر به زباله‌گردی هستید؟ آنچه امروز در جامعه می‌گذرد و سبک زندگی آمریکایی تحریف‌شده بر جامعه حاکم شده، نتیجه همین قانون‌نگذاری‌ها و فکرنکردن‌ها در مقابله با تحریم‌هاست و فرق نمی‌کند چه کسانی با چه نقابی چنین نقشی داشته باشند. هم قانون‌گذاران و هم مجریان در طول دهه‌های گذشته از سیاست‌های لیبرال پوپولیستی پیروی کرده‌اند. یعنی درعین‌حال که لیبرالیسم را نفی می‌کنند، آن را با نوعی پوپولیسم خریدار رأی مخلوط می‌کنند و به جامعه عرضه می‌دارند و نتیجه اینکه با رواج بی‌قانونی و فساد پنهان و آشکار جامعه را  تهی می‌کنند. 

کاش به لیبرالیسم اصلی وفادار بودند؛ زیرا لیبرالیسم خود قانون‌مدار و دارای حساب و کتاب است. اینکه مذاکرات موفق خواهد بود یا ناموفق، در زندگی یک ملت در تاریخ درخورتوجه نیست، مهم آن است که درون‌تهی نباشد. اگر یک بطری پلاستیکی خالی را بفشاریم، به‌راحتی فشرده می‌شود اما اگر درون آن سنگ‌ریزه یا حتی آب لطیف باشد، فشرده  نخواهد شد.

فشار خارجی در صورت تهی‌بودن داخلی نتیجه می‌دهد و ما با قانون‌نگذاری برای مقابله با تحریم و چشم‌پوشی از اجرای قوانین درون را به تهی‌شدن نزدیک کرده‌ایم و آن‌گاه کاغذ آتش می‌زنیم، تحصن می‌کنیم و بیانیه می‌دهیم اما از سرنوشت تربیتی نسل آینده، از تزاید نقدینگی التهاب‌آور، از تورم، از بی‌عدالتی، از تفاوت طبقاتی، از نوسازی کشور، از فاجعه‌بودن محیط زیست و از حسن ارتباط با دیگران غافل می‌مانیم. حداقل به جای ایجاد تشتت در داخل، تلاش برای همبستگی و حمایت از تصمیمات (هرچند نه به دلخواه) را آویزه گوش قرار دهیم و بدانیم تنها در سایه عدالت، نبود اسراف، زندگی بهینه و دوری از فساد می‌توانیم به زندگی ادامه دهیم. چرا در سازوکار داخلی مقابله با تحریم را نادیده گرفته‌ایم و مانند مقلدان بی‌هویت به تقلید از جوامع  اسراف‌کار رفته‌ایم؟

 

آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.