ما قربانیان تاریخ نیستیم
ایران سرزمین بزرگی است، با تنوع قومی، زبانی، فرهنگی و دینی، و یک تاریخ مشترک. آنچه بیش از هر چیز مردم این سرزمین را به یکدیگر پیوند میدهد، تاریخ ما است.
ایران سرزمین بزرگی است، با تنوع قومی، زبانی، فرهنگی و دینی، و یک تاریخ مشترک. آنچه بیش از هر چیز مردم این سرزمین را به یکدیگر پیوند میدهد، تاریخ ما است.
روح تاریخی ایران در بستر زمان اوج و فرودهای بسیاری را تجربه کرده است؛ روزگارانی تلخ و شیرین. اما برای درک وضعیت کنونی نیازی به بازگشت به تاریخ باستان نیست؛ بازگشت به تاریخ صدسالهای که ایرانیان از سر گذراندهاند، کفایت میکند تا اکنونمان را قضاوت کنیم. همین تاریخ صدساله آشکار میکند ما مردم تا چه میزان در وضعیت موجود سهیم هستیم.
همین تاریخ نشان میدهد کجا پشت به مسئولیتهایمان کرده و کجا در لحظاتی دشوار کنار یکدیگر ایستادهایم. همین تاریخ صدساله عیان میکند چگونه در بیم و امید و گاه با خشم و انتقام تصمیماتی گرفتهایم که نتایج آن تا اکنون دامنگیرمان بوده است. شاید بهترین راه اندیشیدن و درک زمینه و زمانهای که در آن زندگی میکنیم، بازگشت به تاریخ و واکاوی آن باشد. بنگریم چه بر ما رفته و به دست چه کسانی. فارغ از نتیجهای که حاصل میشود، این نکته بدیهی و انکارناپذیر است که ما ثمره تاریخمان هستیم. نه میتوانیم آن را نادیده بگیریم و نه به سهولت از آن بگذریم. هرکس این باور را القا میکند که بیاعتنا به تاریخ میتوان به آینده قدم گذاشت، سودای منافع خود را دارد.
در بازگشت به تاریخ است که نقش دولتمردان، سیاستمداران وطندوست و خائن در هر لباس و جایگاهی، و بیگانگان از هر قماشی عیان میشود و مهمتر از همه، در کنار اینها نقش مردم. ما مردمی بدون تاریخ نیستیم و هیچ ملتی بدون تاریخش نمیتواند تصمیماتی درست برای آینده سرزمینش بگیرد. تاریخ با ما آغاز نمیشود. آن که این را فریاد میزند، دروغی بزرگ در آستین دارد. حتی اگر خودمان را فریب بدهیم یا فریبمان بدهند که بیاعتنا به تاریخ به سوی آینده گام برداریم، دیری نخواهد پایید که دوباره تاریخ بر سرمان آوار شود. در همین تاریخ است که دوستیها و دشمنیهای بیگانگان، اعمال وطندوستان و وطنفروشان و مردم آگاه و ناآگاه ثبت شده است. تاریخ ما پر است از لحظات غرورآفرین و شرمآور مثل تاریخ تمام دنیا. نه باید به این تاریخ غره شد و نه از آن شرم کرد، بلکه باید با نگاهی انتقادی و بدون جانبداری و شجاعانه آن را بازخوانی کرد. تاریخ متونی غبارآلود نیست یا وقایعی که پشت سر گذاشتهایم. تاریخ اکنون ما است. همین لحظهای که نفس میکشیم، جدا از تاریخ نیستیم. این تاریخ با نیرنگها و دروغهایش دست از سر ما برنمیدارد. راه گریزی نیست، جز اینکه شجاعانه به سمت آن گام برداریم و دوباره حقیقت خودمان و حقیقت ایران را کشف کنیم. اینکه ما کجای حقیقت تاریخی ایستادهایم؟ آیا حقیقت تاریخ و ما همین امروز نیست؟ آیا همین بستری را که در آن قرار داریم، به دست خودمان رقم نزدهایم؟ یا به این باور شرمآور اعتراف کنیم که ما هیچ عاملیتی در تاریخ نداشته و همواره دیگرانی برای ما تصمیم گرفتهاند و باز خواهند گرفت؟ هرچه باشد، ما وارث این تاریخ هستیم و با غیظ و غضب نمیتوانیم از تاریخ و اکنون به آینده عبور کنیم. خشم و نفرت از خود و دیگران راه را برای انتقام و مقصریابی و مقصردانی دیگران باز میکند. نفرین و ناسزا همان راه گذشتگانی است که ما را به اینجا رسانده است. پس چرا با انتقاد از تاریخ آن را تکرار میکنیم؟
این نیرنگ تاریخ است که میپنداریم با نفرت از آن کنده میشویم. برای عبور از تاریخ باید آن را زیست و از سر گذراند و برای جلوگیری از تکرار تاریخ باید پوستش را کند. این جراحی تاریخ جلوی تکرار حماقتبار آن به دست تاریخفروشان جعلی را میگیرد. برای درک و دریافت تاریخ بیش از هر کاری باید به خودمان برگردیم و خودمان را محاکمه کنیم. از طریق محاکمه خود است که فردیت و عاملیت شکل میگیرد و از سیطره باور به قوم و قبیله و بزرگان قوم رها میشویم. گذار به آینده از رهگذر تعمیق این عاملیت و فردیت است و باور به اینکه من در وضعیت امروز ایران، چه خوب چه بد، نقش دارم. هرکس در ستایش ما و ملت ما اغراق میکند و بر بیگناهی ما اصرار دارد، درصدد نفی عاملیت مردم است و خواستهوناخواسته آنان را صغیر مینامد. این شیوه تاریخفروشانی است که تاریخ جعلی میسازند و میفروشند. ما برساخته و برخاسته همین تاریخ هستیم. این تاریخ و تاریخ آینده را با نگاه به گذشته خواهیم ساخت، نه با خشم و نه با انتقام. ما قربانیان تاریخ نیستیم. وضعیت کنونی حاصل عملکرد تکتک آدمها است. البته دولتمردان، سیاستمداران، روشنفکران و نخبگان بیشترین سهم را دارند، اما ما هم بیتقصیران تاریخ نیستیم.
کسانی که این را القا میکنند، عاملیت مردم را نفی میکنند تا آینده خودشان را به یک ملت تحمیل کنند. برای ساختن آینده ایران باید کنار یکدیگر باشیم. مردم یعنی آحاد مردم با هر تنوع زبانی و عقیدتی و طبقاتی، کنار یکدیگر بایستیم و تغییر وضعیت را با هر مشکل پیشرو آگاهانه طلب کنیم. سوابق تاریخیِ همه جریانهایی که بهحق خواستار تغییر هستند، موجود است. شاید این حق ملتی باشد که بیاعتنا به سوابق تاریخیِ جریانها تصمیم بگیرد، اما دیگر حق ندارد به کسانی که در گذشته تصمیم گرفتهاند، خرده بگیرد.
آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.