آموزش برنامهمحور به چه معناست؟
آموزش و پرورش امروز کشور با مشکلات و چالشهای بسیاری روبهرو است. در شرایط پیچیده اقتصادی امروز کشور و تورم فزاینده و گرانیهای اخیر نیز بر ابعاد مشکلات آموزش و پرورش افزوده شده و بودجه موجود کمتر برای رفع چالشهای ساختاری این مجموعه بااهمیت و حساس کفایت میکند.
آموزش و پرورش امروز کشور با مشکلات و چالشهای بسیاری روبهرو است. در شرایط پیچیده اقتصادی امروز کشور و تورم فزاینده و گرانیهای اخیر نیز بر ابعاد مشکلات آموزش و پرورش افزوده شده و بودجه موجود کمتر برای رفع چالشهای ساختاری این مجموعه بااهمیت و حساس کفایت میکند.
جدا از تحت تأثیر قرارگرفتن انگیزش و رضایت شغلی دبیران و آموزگاران ارجمند آموزش و پرورش از شرایط اقتصادی کشور که گذران زندگی حداقلی و معیشت روزمره این گروه پرشمار و فداکار ایرانی را با مشکلات متعدد و سختی روبهرو کرده است. بسیاری از آموزگاران و دبیران جوان و حتی باسابقه و البته حتی بازنشستههای فرهنگی از برآوردن نیازهای مسکن و دیگر نیازهای بهداشتی، درمانی، غذایی و رفاهی روزمره خود درماندهاند و تاکنون هیچ راهکاری برای عبور از این شرایط دشوار و جانکاه ارائه نشده است و فرهنگیان گرامی همچنان مجبورند با شرایط تورم روزافزون و با حقوقهای ماهانه کم بسازند. این تنها بخشی از مشکلات ساختاری آموزش و پرورش است. کمبود مدرسه و کلاس درس در بخش بزرگی از کشور بهویژه در استانهای کمبرخوردارتر مانند سیستانوبلوچستان، کمبود دبیر متناسب با دروسی که تدریس میشود و نیز کمبود آموزگار در کشور و در استانها و شهرستانهای محروم، کمبود وسایل کمکآموزشی و آزمایشگاهی، به فراموشی سپردهشدن نقش اردوهای دانشآموزی در رشد و ارتقای فعالیتهای آموزشی، نبود توجه کافی به هویت ملی و تاریخ و فرهنگ ایرانی در مواد و منابع درسی، کمتوجهی به آموزش حفظ محیط زیست و... فهرست بلندبالایی از مسائل و مشکلات گوناگونی هستند که آموزش و پرورش با آنها مواجه است.
در چنین شرایطی مشخص نیست چگونه آموزش و پرورش به دنبال حذف کتابمحوری و جانشینکردن برنامهمحوری است. هفته گذشته یکی از متولیان آموزش و پرورش کشور از لزوم برنامهمحوری و جانشینی فرایند کتابمحوری با برنامهمحوری سخن گفته بود؛ گویندهای که متوجه پیامد چنین سخنان نسنجیده و پرهزینه خود نشده و با این رویکرد، گسترانیدن هرجومرج بر ساختار آموزش و پرورش کشور را موفقیت برای این نهاد حساس و بااهمیت برشمرده است.
1. چنین رویکردی به آموزش و پرورش، نشانهای از برخورد ذهنی و نافی عدالت آموزشی با موضوع آموزش و پرورش است. در حالی که آموزش و پرورش در بخشی از مراکز استانها و شهرستانهای برخوردار با تراکم آموزگار و دبیر روبهرو است، در سایر نقاط، بهویژه مناطق محرومتر کشور، نهتنها با کمبود فراوان نیروی آموزشی دستوپنجه نرم میکند، بلکه بسیاری از دبیران هم در مقاطع نخست و دوم متوسطه در رشته تخصصی خود تدریس نمیکنند. در این شرایط، هر نوع بهاصطلاح برنامهمحوری موجب تشدید نابرابریهای آموزشی و نفی شدید عدالت آموزشی شده و شکافهای آموزشی درون کشور را دوچندان میکند. در این شرایط بودجههای کشور صرف تقویت شکافها و در نتیجه محرومترکردن مناطق کمتربرخوردار میشود. تصور کنیم کودکان و نوجوانانی در استان مرکزی یا آذربایجان شرقی یا اصفهان با توجه به برنامهمحوری احتمالی، در حالی که از تجارب داشتن کارخانهها، کارگاهها، دانشگاهها و مراکز علمی و فرهنگی بیشتری برخوردار هستند، با رویکردی آموزش را تجربه میکنند که مناطق محرومی مانند سیستانوبلوچستان، کردستان و خراسان شمالی که با مشکلات ساختاری توسعهای مواجه هستند، در آن مناطق دانشآموزان با چه تجاربی روبهرو میشوند. ؟
2. از دیگر سو، در صورت چنین رویکردی، آموزش بهشدت معلممحور و سلیقهمحور خواهد بود. هر دبیر و آموزگاری به تناسب دانش و تجارب خود، رویکرد خاصی را با عنوان نیاز محلی و برنامهمحوری در پیش میگیرد. آیا چنین روشی بهجز هرجومرج در آموزش و پرورش معنای دیگری دارد؟ مگر آنکه گفته شود جزئیات این برنامهمحوری به معلمان و دبیران آموزش داده میشود تا موجب چنین پیامدهایی نشود. در این صورت باید کتابهایی برای راهنمایی معلمان تدوین و البته ناظران فراوانی هم بر کار معلمان و دبیران گمارده شوند. مشخص نیست آیا آموزش و پرورش با افزایش ساختار بوروکراتیک خود در این صورت چگونه میتواند به اهدافش دست یابد. در این طرح مشخص نیست چگونه دروسی مانند شیمی، فیزیک، ریاضی و زیستشناسی میخواهند به صورت معلممحور و برنامهمحور، نه کتابمحور، آموزش داده شوند؟ در حوزه دروس علوم انسانی که وضع هم از این آشوبزدهتر خواهد شد و سلایق محلی و فردی جانشین اهداف آموزشی کلان شده و پیامدهای بدتری در پی خواهد داشت.
3. پس از این مقدمات نوبت ارزشیابی تحصیلی و ارزشیابی کار و عملکرد آموزگاران و دبیران فرا میرسد که هرکدام بحثی جداگانه است. درباره دانشآموزان، آیا آزمون موفقیت در طول دوره و سال تحصیلی و در انتهای دوره باز با سلیقه معلمان و تجارب هر شخص برگزار میشود یا به صورت شهرستانی، استانی و کشوری خواهد بود؟ در هرکدام از این صورتها هم مخاطرات زیادی دامنگیر دانشآموزان میشود که خود باید مورد توجه قرار گیرد.
ورود بدون مقدمه مسئولان کشور و مقامات آموزش و پرورش به مباحث کارشناسینشده و طرح چنین موضوعاتی نشانگر مسائل ساختاری دیگری در حوزه مدیریت آموزشی و مدیریت کلان در آموزش و پرورش کشور است که بر حجم مسائل کشور میافزاید، انسجام ملی را تحت تأثیر قرار میدهد و نافی عدالت اجتماعی و عدالت آموزشی است. امید است این نوع سخنان بیشتر مانورهای رسانهای باشد تا دستورالعملی در عالم واقع! وگرنه باید شاهد افزایش چالشهای نو و تازهای برای آموزش و پرورش در کنار مسائل حلنشده پیشین بود.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.