|

جریان تندرو و باورهای راسکولنیکوفی

راسکولنیکوف قهرمان رمان جاودانه جنایت و مکافات اثر داستایفسکی باور عجیبی دارد. او می‌گوید مردمان عادی جامعه تحت هر شرایطی ملزم به رعایت قانون هستند، اما افراد خاص مجازند که قوانین را زیر پا بگذارند.

راسکولنیکوف قهرمان رمان جاودانه جنایت و مکافات اثر داستایفسکی باور عجیبی دارد. او می‌گوید مردمان عادی جامعه تحت هر شرایطی ملزم به رعایت قانون هستند، اما افراد خاص مجازند که قوانین را زیر پا بگذارند.

به بیان دیگر، همان‌گونه که انسان اشرف مخلوقات است و حق دارد سایر جانداران را قربانی خود کند، این افراد هم اشرف انسان‌ها هستند و حق دارند در صورت لزوم سایر انسان‌ها را قربانی خود کنند! با این باور است که او قتل پیرزن رباخوار را برای خود عملی موجه می‌شمارد. چندی پیش حمید رسایی که در انتخابات سال 1402 به‌عنوان نماینده مردم تهران به مجلس راه یافت، به جرم نشر مطالب دروغ روانه زندان شد. به دنبال اجرای حکم زندان نام‌برده، هم‌فکران او تلاش گسترده‌ای در دفاع از او و تخطئه حکم صادرشده به کار بردند، و قوه قضائیه را بابت صدور و اجرای این حکم مورد انتقاد قرار دادند. در این باب نکات زیر ارزش تأمل بیشتر دارند:

1- احتمال اشتباه در صدور حکم همواره وجود دارد و دقیقا به همین دلیل فرصتی برای اعتراض و تجدید نظر در قانون پیش‌بینی می‌شود. قانون به هر دو طرف دعوا این فرصت را می‌دهد که به حکم صادرشده اعتراض کنند و خواهان رسیدگی در مرجعی بالاتر شوند.

2- سخنگوی قوه قضائیه می‌گوید از سال 1387 تاکنون بیش از ۶۰ فقره سابقه شکایت از حمید رسایی وجود دارد که در ۲۵ مورد قرار مجرمیت صادر شده و قرار جلب به دادرسی نیز وجود داشته‌ است. حداقل دو مورد نیز محکومیت وجود داشته که شامل محکومیت تعلیقی و محکومیت به جزای نقدی بوده‌ است. با توجه به این موارد، 7 نفر از 9 عضو هیئت منصفه رسایی را مستحق تخفیف ندانستند. چنین سابقه‌ای به‌خوبی نشان از اصرار حمید رسایی به انتشار مطالبی دارد که از نظر قانون دروغ محسوب می‌شود و به طرف مقابل اجازه طرح شکایت و اعاده حیثیت می‌دهد.

3- رسایی در این پرونده علاوه‌بر حبس، به انتشار مطلب تکذیبیه از سوی شاکیان محکوم شده، بااین‌حال حاضر به اجرای این حکم نشده‌ است. الزام به انتشار تکذیبیه را می‌توان با وضعیتی مقایسه کرد که فردی مال غیر را تصرف کرده و محکوم به حبس و بازگرداندن مال به صاحبش می‌شود، اما او از بازگرداندن مال خودداری می‌کند! انتشار تکذیبیه هم درست مثل برگرداندن مال، بناست بخشی از لطمه حیثیتی به فرد شاکی را جبران کند. حال باید از مسئولان امر پرسید: آیا با کسی که حکم بازگرداندن مال غیر را به صاحب اصلی به رسمیت نشناخته و اجرا نمی‌کند، مماشات می‌کنید؟

4- به‌قرار اطلاع با وجود اقامت رسایی در زندان، صفحات وی در فضای مجازی همچنان با همان شیوه سابق به فعالیت خود ادامه می‌دهند و ظاهرا این صفحات توسط افراد دیگری اداره می‌شوند. همین امر پرسش‌های متعددی را ایجاد می‌کند: اول اینکه چرا او و هم‌فکرانش که از محدودکردن دسترسی شهروندان به فضای مجازی دفاع می‌کنند، اما این محدودیت را برای خودی‌ها حتی اگر در زندان هم باشند، نمی‌پسندند؟ دوم اینکه چرا او با‌ وجود محکومیت و اقامت در زندان همچنان به همان شیوه اتهام‌زنی و زیرسؤال‌بردن نهادهای رسمی کشور ادامه می‌دهد؟ مگر بنا نیست محکومیت موجب تغییر رفتار فرد شود؟ سوم اینکه با توجه به اقامت وی در زندان و عدم امکان نظارت مستقیم بر صفحات منسوب به او، آیا دیگر شهروندان نیز چنین اجازه‌ای دارند که در دوران اقامت در زندان، صفحاتشان در فضای مجازی از سوی دیگران اداره شود؟ گفتنی است در دوران دولت هفتم، به‌دنبال ترور ناموفق و بستری‌شدن سعید حجاریان در بیمارستان، روزنامه او با دستور مرجع قضائی تعطیل شد، زیرا وی امکان نظارت بر روزنامه را نداشت. این حکم عجیب آن روزها مورد حمایت کامل رسایی و هم‌فکرانش بود.

5- به‌دنبال اجراشدن حکم حبس درمورد رسایی، هم‌فکران او تلاش گسترده‌ای برای زیر سؤال بردن این حکم و دفاع از او به کار بردند. آنها تا بدان‌جا پیش رفتند که امیرحسین ثابتی که عنوان نمایندگی مردم تهران در مجلس را دارد، در یک موضع‌گیری جنجالی اتهامی بسیار سنگین را به نمایندگان مجلس وارد کرد. او به طعنه گفت هرکسی یک قیمتی دارد! برخی نمایندگان معامله می‌کنند و امتیازاتی می‌گیرند، اما رسایی اهل معامله نیست. 

در این باب مطالب زیادی می‌توان‌ گفت و نوشت، فقط به این سؤال از این فرد و هم‌فکرانش بسنده می‌کنم که آیا اگر فرد دیگری از جناح مقابل چنین سخنی بگوید، دنیا را بر سر او خراب نمی‌کنید که چرا نظام را زیر سؤال برده‌ و پالس ضعف به دشمنان فرستاده؟‌

حال با کنار هم گذاردن این نکات و البته موارد متعدد دیگر از عملکرد این گروه، بهتر می‌توان درباره این ادعا داوری کرد که جریان تندرو در کشور ما دچار نوعی باورهای راسکولنیکوفی است. آنها هرچند ممکن است از اهمیت قانون و ضرورت کرنش در مقابل آن سخن بگویند -همان‌گونه که ثابتی در همان سخنرانی جنجالی خود چنین کرده- اما برای خود شأن و منزلتی فراتر از قانون قائل هستند. قانون برای دیگران است، دیگران تحت هر شرایطی باید حاکمیت و حکمیت قانون را بپذیرند‌ و حتی اگر تحمیل‌های فراقانونی هم در موردشان اعمال شد، نباید سخنی بگویند که دشمن سوءاستفاده کند. اما خودشان می‌توانند قانون را دور بزنند، می‌توانند هر حرفی بزنند، هر راز مگویی را برملا کنند‌ و نگران سوءاستفاده دشمن نباشند. آنها برای برگزاری تجمع نیازی به کسب مجوز ندارند، اما دیگران چنین حقی ندارند. آنها که راسکولنیکوف نیستند.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.