|

از «یکی بود، یکی نبود» تا غربت ژنو

امروز، سالروز خاموشی مردی است که با واژگان ساده و دلنشین خود، جان تازه‌ای به کالبد نثر کهن فارسی دمید و داستان ایرانی را از افسانه‌های پرتکلف به کوچه‌های پر از زندگی و واقعیت کشاند.

مرتضی فلاح

 

امروز، سالروز خاموشی مردی است که با واژگان ساده و دلنشین خود، جان تازه‌ای به کالبد نثر کهن فارسی دمید و داستان ایرانی را از افسانه‌های پرتکلف به کوچه‌های پر از زندگی و واقعیت کشاند.

محمدعلی جمال‌زاده تنها یک نویسنده نبود؛ او آینه‌ای بود که رنج‌ها، شادی‌ها، طنز تلخ و شیرین و آرزوهای ملتی را در صفحات «یکی بود، یکی نبود» منعکس کرد. او با قلمی روان و بی‌پیرایه، «پدر داستان کوتاه فارسی» شد و سبک واقع‌گرایی را بنیان نهاد. جمال‌زاده با خلق آثاری همچون «فارسی شکر است» و «سر و ته یک کرباس» و... نه‌تنها داستان‌نویسی نوین را پایه‌گذاری کرد، بلکه به‌مثابه یک مصلح اجتماعی، با طنزی گزنده و نثری آکنده از ضرب‌المثل‌ها و اصطلاحات عامیانه، به نقد وضع زمانه و خرافه‌های جامعه خویش پرداخت. او زبان فارسی را از قید‌و‌بندهای تصنعی رهانید و به آن جانی دوباره بخشید. او تنها داستان‌نویس نبود؛ پژوهشگری پرکار، مترجمی چیره‌دست و روزنامه نگاری ورزیده نیز بود. پیش از آنکه با «یکی بود، یکی نبود» نامش بر سر زبان‌ها بیفتد، با کتاب «گنج شایگان» (۱۳۳۵ق/۱۹۱۷م) نخستین تحقیق جدی و علمی یک ایرانی درباره اقتصاد ایران را منتشر کرده بود؛ اثری که هنوز هم اعتبار و مرجعیت خود را در این زمینه حفظ کرده است. در حوزه تاریخ و ادب نیز آثاری همچون «تاریخ روابط روس با ایران»، «پندنامه سعدی یا گلستان نیکبختی»، «قصه قصه‌ها»، «بانگ نای» (داستان‌های مثنوی) و «اندک آشنایی با حافظ» از او به یادگار مانده است. «فرهنگ لغات عامیانه» و «طریقه نویسندگی و داستان‌سرایی» نیز از تلاش‌های او برای نظام‌مند‌کردن نثر و زبان عامیانه در ادب فارسی است. در عرصه اجتماعی نیز آثاری همچون «خلقیات ما ایرانیان»، «آزادی و حیثیت انسانی»، «خاک و آدم» و «زمین، ارباب، دهقان» نشان از دغدغه اصلاح‌گرانه او دارد.

جمال‌زاده همچنین آثاری از شیلر، مولیر، ایبسن و گوبینو را به فارسی برگرداند و در ترجمه‌هایش گاه با تصرفاتی ذوقی، متن را با ذوق خواننده ایرانی هم‌آهنگ می‌کرد. جمال‌زاده در دامان خانواده‌ای پرورش یافت که با خون آزادی‌خواهی عجین بود. پدرش، سید‌جمال‌الدین واعظ‌اصفهانی، از خطیبان نامدار و آزادی‌خواهان دوران مشروطیت بود که در راه آرمان‌های خود و در راه مبارزه با استبداد، جان خویش را بر کف دست نهاد و به دستور حکومت وقت به شهادت رسید. این میراث مبارزه، در جان محمدعلی نیز ریشه دواند و او را در جوانی به جرگه ملیون و روشنفکران پیوند داد. اگر به نقش پدر جمال‌زاده در جنبش مشروطه اشاره کنیم، باید گفت‌ سیدجمال‌الدین از چهره‌های فعال و متهم به ازلی‌‌مسلکی بود که در برافروختن شعله‌‌های آگاهی و اعتراض علیه استبداد قاجار نقش ‌انکارنشدنی‌ای داشت. ازلیان به‌عنوان یکی از گروه‌های فعال در جنبش مشروطه، با بهره‌گیری از انجمن‌های مخفی و انتشار شب‌نامه‌ها، در گسترش مطالبات عدالت‌خواهانه و کاستن از نفوذ استبداد کوشیدند و در تدارک فضای سیاسی منتهی به انقلاب مشروطه، حضوری پررنگ داشتند. پدر جمال‌زاده نیز روحانی خوشنام و پرآوازه‌ای بود که در همین مسیر، با منبر و قلم خود، صدای حق‌طلبی را به گوش مردم رساند و سرانجام در همین راه، خون خویش را نثار کرد. اکنون‌ سال‌ها پس از آن روزهای پرشور، در سالروز درگذشت محمد‌علی جمال‌زاده، یاد او را گرامی می‌داریم. جمال‌زاده آرزوی آرمیدن در کنار زاینده‌رود و تخت فولاد اصفهان را در سر داشت، اما تقدیر او را در غربت ژنو به خاک نشاند. با این حال، روح او در تک‌تک آثار و واژگانی که آفرید و در دل هر ایرانی که داستان‌‌هایش را خوانده، زنده است. یادش گرامی و راهش همواره پُر‌رهرو باد.

 

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.