مراکز مشاوره و جوانان
طبق تعریف، مراکز مشاوره روانشناختی، مکانهایی هستند که به ارائه خدمات روانشناختی میپردازند. از تعداد مرکز مشاوره کشور اطلاعات دقیقی در دسترس نیست؛
طبق تعریف، مراکز مشاوره روانشناختی، مکانهایی هستند که به ارائه خدمات روانشناختی میپردازند. از تعداد مرکز مشاوره کشور اطلاعات دقیقی در دسترس نیست؛ ولی مشخص است که مراجع مختلفی وجود دارند که مجوز راهاندازی مرکز مشاوره را صادر کردهاند یا خود دارای مراکز مشاوره هستند. با توجه به نقش نظام روانشناسی و مشاوره، انتظار میرود که بیشترین مراکز مشاوره کشور با مجوز این نهاد شکل گرفته باشند؛ حال آنکه سازمان بهزیستی کشور با وجود ماهیت حمایتی خود، سالها پیش از شکلگیری سازمان نظام روانشناسی در حوزه سلامت روان فعال بوده و تاکنون مجوز نزدیک به سه هزار مرکز مشاوره را صادر کرده است. توضیح اینکه از این تعداد، حداکثر 80 مرکز دولتی در 31 استان به ارائه خدمت مشغول بوده و بقیه غیردولتی هستند. سازمان نظام روانشناسی و مشاوره نیز احتمالا مجوز هزار مرکز را صادر کرده است. ساختار دیگری که طبق قانون مجاز به صدور مجوز هزارو ۵۰۰ مرکز مشاوره شده، وزارت ورزش و جوانان است. لازم به یادآوری است که سازمان جوانان پیش از حذف، جزء معدود ساختارهایی بود که میتوانست مجوز فعالیت مرکز مشاوره را صادر کند؛ ولی با ادغام آن در وزارتخانه ورزش و جوانان، مدتی در این حوزه فعالیتی نداشته اما بعدا موفق شد به ساختارهای مجاز به صدور مجوز بپیوندد.
عنوان اصلی مراکز مشاوره این وزارتخانه «مراکز مشاوره ازدواج و خانواده» است و طبق آییننامه اجرائی آن در ماده 80 قانون برنامه پنجساله هفتم توسعه فقط موظف به ارائه خدمات در حوزه ازدواج و خانواده است. طبیعتا وزارتخانههای دانشجوپذیر یعنی علوم و بهداشت نیز سالهاست که در بسیاری از دانشگاهها، دانشکدهها، پردیسها و حتی خوابگاههای خود، مراکز مشاوره دایر کردهاند. از اینرو، گمان میرود بالغ بر
400 مرکز مشاوره دانشجویی در کشور فعال باشد. با توجه به گسترش مویرگی دانشگاه آزاد در سراسر کشور و راهاندازی واحدهای دانشگاهی در بسیاری از شهرستانها، گمان میرود که در دانشگاه آزاد نیز نزدیک به 200 مرکز مشاوره به فعالیت میپردازند. جالب اینکه فراجا نیز برای رفع مشکلات مراجعان خود و کاهش مراجعه آنان به سامانه قضائی کشور و افزایش صلح و سازش بین شاکیان اقدام به تأسیس مراکز مشاوره کرده است. از تعداد این مراکز نیز اطلاعاتی وجود ندارد؛ ولی احتمالا تعداد مراکز مشاوره نیروی انتظامی کمتر از صد مورد نیست.
نکته اول این است که با توجه به جایگاه سازمان نظام روانشناسی و مشاوره، انتظار میرود این سازمان مرجع اصلی اطلاعات موثق در این حوزه بوده و با مراجعه به آن بتوان به تفکیک در جریان تعداد دقیق مراکز مشاوره، مرجع صادرکننده مجوز فعالیت و حوزههای تخصصی آنها قرار گرفت. البته ناهماهنگی و عدم همکاری بخشهای مختلف حوزه سلامت روان کشور با سازمان نظام روانشناسی و مشاوره، خود نیازمند به کنکاش عمیقی است که چرا با گذشت بیش از 20 سال از تشکیل آن، بخشهای مختلف، دغدغهای برای تقویت ساختار نظام روانشناسی و مشاوره ندارند. بدیهی است مادامی که بین این سازمان، وزارت بهداشت، سازمان بهزیستی و انجمن روانشناسی ایران، برای تقویت سلامت روان کشور و شکلگیری سیاست سلامت روان روحیه مشارکت و همفکری شکل نگیرد، بار اصلی سلامت روان کشور بر عهده شش هزار مراکز مشاوره یادشده خواهد بود. البته نباید از این داده غافل شد که در ششماهه اول سال جاری، 130 مرکز مشاوره تحت نظارت سازمان بهزیستی تعطیل شدهاند. هزینههای اجاره ساختمان، حفظ و نگهداری آن، آب و برق و تلفن از یک سو و کوچکشدن طبقه متوسط و ناتوانی آنان در پرداخت مخارج سلامت روان خود، از سوی دیگر نقش مهمی در مواجهه جدی مراکز با چالشهای اقتصادی و تعطیلی تعدادی از آنها داشته است. با این همه، در شرایطی که امکان حل مسائل کلان کشور توسط سیاستگذار حداقل در آینده نزدیک ممکن نیست، جایگاه مراکز مشاوره بیش از پیش عیان میشود. با یادآوری نظریه علمی استرس-دیاتز (که در فارسی به استرس-آسیبپذیری شناخته میشود) که معتقد است «با افزایش عوامل استرسزا، افراد آسیبپذیر بیشتر در معرض اختلالات روانشناختی و جسمی قرار میگیرند»، با افزایش انواع اختلالات روانشناختی و در رأس آنها اختلالات خلقی و اضطرابی در شرایط فعلی، این مراکز مشاوره هستند که خانه امید بسیاری از مردم به حساب میآیند. در این شرایط، مراکز مشاوره با دو وضعیت مواجه هستند: وضعیت اول، ارائه رواندرمانیهای باکیفیت به مراجعان است؛ با توجه به این موضوع که معمولا افراد وقتی مرکز مشاوره را دقالباب میکنند که خود از پس وضعیت ناخوشایند روانشناختی خود برنیایند. پس در این شرایط آنان در وهله اول نیاز به فضایی دارند که احساس کنند درک میشوند و در وهله دوم نیاز به رواندرمانیهایی دارند که ورای توصیههای دوستان، آشنایان و اطلاعات کسبشده از هوش مصنوعی، مرکز مشاوره به آنان کمک کند خود را از ماهیت چسبنده اختلال نجات دهند. در این وضعیت، توجه مدیر به توان حرفهای تکتک روانشناسان مرکز خود و روند درمانی که هر یک از مراجعان در مرکز او طی میکنند، نقش مهمی در برهه حساس کنونی خواهد داشت. وضعیت دوم، ارائه خدمات به بخش وسیعتر جامعه است که هنوز گرفتار اختلال بالینی مشخصی نشدهاند، اما قطعا نیاز دارند از بار نگرانیهای خود کاسته و انرژی خود را برای ادامه مسیر مبهم و چهبسا پرچالشتر پیشرو بازیابی کنند. این افراد با شرکت در دورههای گروهی پیشگیرانه میتوانند به این نیاز خود جامه عمل بپوشانند.
دوره کارگاهی مناسب این دسته از جامعه، «سرمایه روانشناختی» نام دارد. سرمایه روانشناختی (برای اطلاعات بیشتر از این مفهوم مراجعه کنید به یادداشت «به احترام جناب سروان» در همین روزنامه) که از جمله موضوعات سواد سلامت روان است که عموم مردم اطلاع اندکی از آن دارند، به توجه به اجزای چهارگانه امیدواری، توانمندی، تابآوری و خوشبینی به شدت به افراد کمک میکند تا آخرین سنگر خود یعنی روان خود را وا ننهاده و خود را برای زندگی با حداقل آسیب در شرایط دشوار آماده کنند. با توجه به اینکه این دوره مثل سایر آموزشهای پیشگیرانه به شکل گروهی ارائه میشود، هزینه اندکی را به افراد تحمیل کرده و بسیاری از افراد از عهده پرداخت آن بر میآیند. البته برگزاری این دوره به شکل رایگان توسط مرکز مشاوره برای جوانان که از یک طرف نقش مهمی در توسعه کشور بر عهده داشته و از طرف دیگر بسیاری از آنان آینده تیره و تاری را تصور میکنند، شاید مهمترین مسئولیت اجتماعی مراکز مشاوره برای طی این دوران باشد. دوره آشنایی با سرمایه روانشناختی و تقویت آن، به خوبی این قابلیت را دارد که رغبت افراد را به گذراندن دورههای طولانیمدت مهارتهای زندگی ایجاد کند؛ اینکه آرمیدگی را فرا بگیرند؛ اینکه چگونه خشم خود را به درستی مدیریت کنند؛ اینکه چگونه تصمیمهای عاقلانهتری بگیرند؛ اینکه چگونه سالمتر زندگی کنند و اینکه... شاید این مسئولیت اجتماعی داوطلبانه مراکز، نهادهای مسئول در حوزه سلامت روان و حتی خیرین را ترغیب کند که با حمایتهای مالی از مراکز، زمینه تحت پوشش قراردادن جوانان بیشتری فراهم شود. با توجه به اینکه بسیاری از روانشناسان با این مفهوم آشنا هستند، درخواست مدیر مرکز از روانشناسان خود برای برگزاری این دوره، بخش اصلی ورود جدی مراکز مشاوره به برنامههای پیشگیرانه همگانی است تا در هفته سلامت روان حداقل ۱۰ درصد از جوانان شایسته این مرز و بوم، تحت آموزش قرار گیرند.
نکته پایانی اینکه اگر مراکز مشاوره فقط متمرکز بر خدمات رواندرمانی باشند، بخش عمدهای از مردم از سایر خدمات روانشناختی و پیشگیرانه بیبهره خواهند شد. بر این اساس است که ورود مراکز مشاوره به ارائه خدمات پیشگیرانه، تصمیم مسئولانهای خواهد بود. همانگونه که در همهگیری کرونا، عموم مردم از کادر درمان کشور و خدمات بیشائبه آنان به نیکی یاد میکنند، شاید مشارکت مسئولانه مراکز مشاوره در کمک به مردم برای سپریکردن شرایط حاضر، رد پررنگی از اهمیت کمک علم روانشناسی و مشاوره در حل مسائل موجود در حافظه جمعی کشور به جای بگذارد.
پس بدان این اصل را ای اصل جو/ هر که را درد است او برده است بو.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.