بریکس؛ معماری نوین همکاری و افقهای تازه دیپلماسی گردشگری
جهان در حال تجربه یکی از عمیقترین دورههای گذار در نظام بینالملل است، گذاری که در آن، صورتبندی قدرت دیگر با شاخصهای نظامی، حجم اقتصاد یا توان فناورانه کشورها تعریف نمیشود.
جهان در حال تجربه یکی از عمیقترین دورههای گذار در نظام بینالملل است، گذاری که در آن، صورتبندی قدرت دیگر با شاخصهای نظامی، حجم اقتصاد یا توان فناورانه کشورها تعریف نمیشود.
در جهان جدید، قدرت در نقطه تلاقی اقتصاد، فرهنگ، فناوری، سرمایه انسانی، شبکههای ارتباطی و توانایی ملتها برای ساختن اعتماد متقابل شکل میگیرد. بریکس یکی از نشانههای مهم گذار از نظم تکمرکزی به نظمی چندلایه، متکثر و مبتنی بر نقشآفرینی فزاینده کشورهای جنوب جهانی است. امروز بریکس و کشورهای عضو و شریک آن، بخش بسیار بزرگی از جمعیت، منابع، بازارها و ظرفیتهای تمدنی جهان را دربر میگیرند. همین واقعیت، این مجموعه را از یک «ائتلاف کشورها» به یک «ظرفیت تمدنی و اقتصادی» تبدیل کرده است، ظرفیتی که اگر بتواند سازوکارهای همکاری خود را از سطح سیاسی به عرصههای واقعی زندگی ملتها گسترش دهد، میتواند در شکلدهی به مناسبات آینده جهان نقشی تعیینکننده ایفا کند.
از منظر جمهوری اسلامی ایران، حضور در بریکس بخشی از راهبرد کلان کشور برای تعمیق چندجانبهگرایی، تنوعبخشی به شرکای اقتصادی و سیاسی و گسترش مناسبات با قدرتهای مؤثر غیرغربی است. اما این حضور زمانی معنا پیدا میکند که از «عضویت» به «اثرگذاری» و از «حضور در نشستها» به «خلق منافع مشترک» تبدیل شود. اینجاست که گردشگری اهمیت پیدا میکند. گردشگری در قرن بیستویکم یک زیرساخت ژئوپلیتیک برای ساختن اعتماد میان ملتهاست. گردشگری میتواند آنچه را دیپلماسی رسمی گاه در سالها به دست میآورد، در کوتاهترین زمان در سطح جامعه محقق کند: شناخت متقابل، ارتباط انسانی، مواجهه مستقیم با فرهنگها و عبور از تصویرهای کلیشهای. اگر سیاست را زبان دولتها بدانیم، گردشگری زبان ملتهاست و آینده بریکس بیش از هر زمان دیگری به همین زبان مشترک نیاز دارد. حضور جمهوری اسلامی ایران در سومین اجلاس وزرای گردشگری بریکس در جیپور هند، از همین منظر برای ما اهمیت داشت. این اجلاس فرصتی بود برای آنکه نگاه ایران به آینده همکاریهای گردشگری بریکس را مطرح کنیم و از «گفتوگو» به سمت «سازوکار» حرکت کنیم. اعلامیه جیپور نیز با قراردادن موضوعاتی همچون تحول دیجیتال و هوش مصنوعی، گردشگری پایدار، توسعه مهارتها و تسهیل سفر در کانون همکاریها، نشان داد که گردشگری در بریکس در حال عبور از یک حوزه فرعی به یک عرصه سیاستگذاری راهبردی است.
اما مسئله اساسی این است: چگونه میتوان این اراده سیاسی را به همکاری واقعی تبدیل کرد؟
پیشنهاد ایران، حرکت از همکاریهای پراکنده به سمت طراحی یک «معماری مشترک گردشگری بریکس» است. این معماری باید بر چند ستون استوار باشد: تسهیل رفتوآمد میان ملتها، توسعه اتصالهای هوایی، تقویت سرمایهگذاری مشترک، تبادل داده و دانش، همکاری میان دانشگاه و صنعت، توسعه گردشگری پایدار، شبکهسازی میان بخش خصوصی و در نهایت ایجاد سازوکارهای مالی برای توسعه زیرساختهای گردشگری.
از همین منظر، پیشنهاد تشکیل صندوق توسعه زیرساختهای گردشگری بریکس را مطرح کردیم. اگر بریکس قرار است از ظرفیت جمعیتی و اقتصادی خود به عنوان یک مزیت رقابتی جهانی بهره بگیرد، باید برای مسئله زیرساخت نیز راهحل مشترک بیابد. گردشگری بدون زیرساخت، بازار بدون شبکه است و بازار بدون شبکه، ظرفیت بالفعلنشده باقی میماند. کشورهای عضو بریکس، بخش مهمی از حافظه تمدنی بشر را در خود جای دادهاند. ایران و هند، چین و روسیه، برزیل و آفریقای جنوبی، هریک روایتهایی منحصربهفرد از تاریخ، فرهنگ و تمدن جهانی در اختیار دارند. اگر این سرمایه عظیم در قالب مسیرهای مشترک گردشگری، نمایشگاههای فرهنگی، همکاری موزهای، تبادل آثار و اسناد، برنامههای دانشگاهی و پروژههای مشترک پژوهشی به یکدیگر متصل شود، بریکس میتواند صاحب یکی از بزرگترین شبکههای گردشگری تمدنی جهان شود.
گفتوگوهای دوجانبهام در حاشیه اجلاس نیز همین حقیقت را آشکار کرد. در مذاکره با مقامهای گردشگری کشورهای عضو، از برزیل و آفریقای جنوبی تا هند، یک پیام مشترک وجود داشت: اراده سیاسی برای توسعه همکاریها وجود دارد؛ مسئله اصلی، طراحی سازوکارهای اجرایی است.
در گفتوگوی مفصل با وزیر فرهنگ و گردشگری هند، بر ضرورت ارتقای سطح روابط گردشگری دو کشور تأکید شد. ایران و هند از اشتراکات تمدنی کمنظیری برخوردارند، اما سطح ارتباطات گردشگری هنوز با عمق مناسبات تاریخی، فرهنگی و سیاسی دو کشور فاصله دارد. گنجینه نسخههای خطی فارسی در هند، یک «دارایی راهبردی فرهنگی» است که میتواند مبنای همکاریهای جدید در حوزه موزهها، اسناد، پژوهش، نمایشگاه و گردشگری فرهنگی قرار گیرد.
این تجربه برای ما یک درس روشن دارد: دیپلماسی فرهنگی زمانی به قدرت تبدیل میشود که بتواند میراث گذشته را به فرصت آینده تبدیل کند.
از این منظر، راهبرد ایران در بریکس باید بر «پیوند سه سرمایه» استوار باشد: سرمایه تمدنی، سرمایه انسانی و سرمایه اقتصادی. میراث فرهنگی، بدون گردشگری، در حصار موزهها و آرشیوها باقی میماند؛ گردشگری بدون سرمایهگذاری با محدودیت زیرساخت مواجه میشود و سرمایهگذاری بدون روایت فرهنگی و اعتماد میان ملتها پایدار نخواهد بود. اتصال این سه سرمایه، همان نقطهای است که میتواند گردشگری را به موتور همکاریهای پایدار در بریکس تبدیل کند.
این نگاه ما را از یک برداشت سنتی از گردشگری نیز عبور میدهد. هدف، ساختن «شبکهای از ارتباطات انسانی» است که بتواند در کنار مناسبات اقتصادی و سیاسی، ستون فرهنگی روابط میان کشورهای عضو بریکس را شکل دهد.
اکنون در آستانه اجلاس سران بریکس در دهلینو، فرصت مهمی پیشروی کشورهای عضو قرار دارد. نشستهای تخصصی و وزارتی، زمانی ارزش واقعی خود را نشان میدهند که به تصمیمات قابل اجرا در سطح سران منتهی شوند. اجلاس گردشگری جیپور میتواند از این منظر نقطه آغاز مرحلهای تازه باشد، مرحلهای که در آن، گردشگری از حاشیه سیاست خارجی به متن دیپلماسی عمومی و همکاریهای بینالمللی منتقل شود.
ایران در این مسیر یک پیام روشن دارد: ما بریکس را یک فرصت برای ساختن آیندهای مشترک میدانیم. آیندهای که در آن قدرت با میزان اعتماد، ارتباط و توانایی ملتها برای فهم یکدیگر نیز سنجیده خواهد شد. جهان آینده، بیش از آنکه به دیوارهای بلند نیاز داشته باشد، به پلهای پایدار نیاز دارد. گردشگری یکی از همین پلهاست، پلی میان فرهنگها، اقتصادها و ملتها.
و ایران با پیشینه تمدنی، تنوع فرهنگی و ظرفیت گسترده گردشگری، آماده است یکی از سازندگان این پل باشد؛ پلی که از جیپور آغاز میشود، در دهلی تداوم مییابد و افق آن نهفقط توسعه گردشگری، بلکه مشارکت در ساختن معماری متوازنتر و انسانیتر از جهان آینده است.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.