چه کسی بازی را بهتر بلد است؟
هفته گذشته با مراسم تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب آغاز شد و با بمباران پنج استان کشورمان خاتمه یافت. همان موقع در فضای مجازی در پستهایی اشاره کردم که این مراسم تشییع، آنهم نهفقط در ایران بلکه در کشور دیگری هم که به مدت ۲۳ سال است تحت سلطه آمریکاست، بهگونهای که عراقیها حتی صاحب نفت خود و عایدات کسبشده از آن نیستند، با آن تصاویری که از عزاداریشان برای رهبر کشوری دیگر مخابره شد، بسیار بر ترامپ گران خواهد آمد که چنین هم شد.
هفته گذشته با مراسم تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب آغاز شد و با بمباران پنج استان کشورمان خاتمه یافت. همان موقع در فضای مجازی در پستهایی اشاره کردم که این مراسم تشییع، آنهم نهفقط در ایران بلکه در کشور دیگری هم که به مدت ۲۳ سال است تحت سلطه آمریکاست، بهگونهای که عراقیها حتی صاحب نفت خود و عایدات کسبشده از آن نیستند، با آن تصاویری که از عزاداریشان برای رهبر کشوری دیگر مخابره شد، بسیار بر ترامپ گران خواهد آمد که چنین هم شد.
اینها را بگذاریم کنار پرچمهای سرخ خونخواهی و وحشت حاصلشده از آن برای ترامپ که جرئت نکرد با هواپیمای اهدایی یکی از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، یعنی قطر، به آمریکا بازگردد و از ترس اینکه ممکن است اتفاقی حین پرواز بازگشت در این هواپیمای اهدایی کشور همپیمان بیفتد، با هواپیمای قدیمی ریاستجمهوری آمریکا از ترکیه خارج شد. تمام این تکههای پازل را که کنار هم بگذاریم، میتوانیم به سطح وحشت و عصبیت ترامپ پی ببریم؛ وحشت و عصبیتی که حتی اعتماد به هدیه کشوری همپیمان را نیز شامل میشود و با بیاعتمادی و نگرانی از سوارشدن به آن، گویی ممکن است از قبل و برای چنین روزی اخلالی پنهان در این هواپیما صورت گرفته باشد، حس عدم امنیت خود را اینچنین با تعویض هواپیمای مخصوص خود نشان میدهد.
حالا این وضعیت آشفتگی روانی ترامپ را آنهم در اجلاس ناتو که با همه چاپلوسیهای دبیرکل ناتو، به رفتاری عملی آنگونه که ترامپ خواهانش هست، از سوی ناتو برای جنگ با ایران منجر نشد و این سابقه که او انتظار داشت با حمله به ایران، مردم تبدیل به سربازانش شوند و حکومت را سرنگون کنند، ولی با وجود تمامی نارضایتیها، همین مردم، پرشکوهترین مراسم وداع با شهیدانشان را بهجای آوردند و در ادامه، برای اولین بار در تاریخ، مردم کشوری دیگر، حتی پرشکوهتر از مردم کشور خود، با شهیدان وداع کردند؛ حق بدهید که برای آدم خودشیفتهای همچون ترامپ، تمامی این اتفاقات و مجموع آنچه در این پنج ماه گذشته است، هم ورای انتظار و هم بیش از تحمل بود. تمام اینها را هم که مهم ندانیم -که البته بسیار مهم است- تحقیری که با امضای تفاهمنامه برای بازکردن تنگهای که قبل از جنگ کاملا باز بود، هر انسان متعادلی را دیوانه میکند، چه برسد به ترامپ که بسیاری از عدم تعادل روانیاش میگویند. و نتیجه چه خواهد بود؟ برای کسی که جز به بزرگی ناوگان دریایی و پیشرفتهترین سلاحها، چیزی برای فخرفروختن و بهرخکشیدن ندارد، همان باقی میماند که دوباره متوسل به سلاح و جنگ شود.
اما مسئله این است که پیش از این و در جنگ ۴۰روزه، به این ابزار و تاکتیک متوسل شده و نتیجه نگرفته بود و حتی در همان جنگ آخرالزمانی شکست خورده بود؛ همان موقع که وعده بازگرداندن ایران به عصر حجر میداد و میگفت امشب یک تمدن نابود خواهد شد. اما چرا چنین نشد و از وعده نابودی تمدن ایرانی عقب نشست؟ واقعیت این است که اگر قرار باشد وارد بازی شویم، ایران نشان داده این بازی را از هرکس دیگر بهتر بلد است و اگر قرار باشد به قول لیندسی گراهام «پس از دو هزار سال، تکلیف ایران را یکسره کنیم»، ایران در جنگ وجودی و آخرالزمانی از هرکس دیگری انگیزه بیشتری دارد و چنانچه تصمیم دشمنان بر غرقکردن ایران باشد، این تنها ایران نیست که غرق میشود. بنابراین جهان سرمایهداری باید تصمیم میگرفت که آیا برای حفظ هژمونی آمریکا، حاضر است کل خاورمیانه نابود شود و چند میلیون انسانِ تشنه آب در کشورهای خشک و بیآب تلف شوند و دهها میلیون آواره به سوی اروپا هجوم ببرند و مشتی ساختمان و برج و آسمانخراش شیشهای در شنزار باقی بگذارند یا از درِ عقلانیت وارد شود و با ایران به تفاهم برسد؟ داستان دقیقا همین است. اگرچه ترامپ چندان مشاعر قابل اتکایی ندارد و با تحقیر و وحشت از تهدید به انتقام دست به گریبان است و قطعا این ویرانی ذهنی میتواند او را به جنون بکشاند، ولی خوشبختانه جهان سرمایهداری، با همه خونخواری و ستمگری، دارای عقلانیت است و به قول لنین که از «بر سر عقل آمدن سرمایهداری» گفته بود، بعید است نظام سرمایهداری جهانی عقل خود را به دست ترامپ بسپارد و رضایت دهد که با نابودی ایران و نابودی کل خاورمیانه حاصل از جنگ آخرالزمانی، اقتصاد جهانی ۵۰ سال به عقب برگردد. برای همین هم بود که با وجود اینکه ترامپ طی دو شب تنش را به سرعت بالا برد، در شب سوم ناگهان آتش شروع جنگی دوباره که این بار بسیار استعداد آخرالزمانیشدن داشت، فرو نشست.
حالا که تصمیمگیری درباره تخاصم با ایران، با وجود شواهدی که به مرور آشکار میشود، از کف اختیار ترامپ خارج شده و به نوعی خود او هم اشاره میکند که «من دیگر کاری به مذاکرات ندارم و خود مذاکرهکنندگان هر کاری میخواهند بکنند»، به مرور با این واقعیت روبهرو خواهیم شد که تصمیمگیرندگان اصلی نظام سرمایهداری به چه نتیجهای برسند؛ حفظ و ادامه جهان کنونی در توافق با ایران یا بازگشت اقتصاد جهان به ۵۰ سال پیش؟ حقیقت این است که جهان بهدرستی فهمیده ایران «بازی مرد دیوانه» را بهتر از هرکسی بلد است. واقعا هم بهتر از هرکسی.