|

وقتی علم به خون نشست

در رثای استاد فرزانه شهید دکتر سید کمال خرازی

در روزگار ما، کمتر پیش می‌آید انسانی را بیابیم که هم در میدان علم بدرخشد، هم در عرصه مدیریت صاحب سبک باشد و هم در اخلاق حرفه‌ای الگویی کم‌نظیر بماند و هم در سیاست‌ورزی عالی‌ترین نقش را ایفا کند و موفق باشد.

در روزگار ما، کمتر پیش می‌آید انسانی را بیابیم که هم در میدان علم بدرخشد، هم در عرصه مدیریت صاحب سبک باشد و هم در اخلاق حرفه‌ای الگویی کم‌نظیر بماند و هم در سیاست‌ورزی عالی‌ترین نقش را ایفا کند و موفق باشد. شهید سید کمال خرازی یکی از معدود کسانی بود که این چهار ساحت را در وجود خود جمع کرده بود؛ حضوری که آرامش می‌آفرید و فقدانی که اکنون سنگینی آن را به‌روشنی احساس می‌کنیم. او مرد سکوت‌های اندیشیده و سخنان سنجیده بود. کم‌حرفی‌اش نشانه دوری نبود؛ نشانه احترام به حرمت کلمه بود. سکوتش لایه‌هایی از تفکر را پنهان داشت و سخنش عصاره‌ای از اندیشه بود. درسیاست‌ورزی عقلانیت را همراه وقار دیپلماسی و عزت ملی و اعتبار بین‌المللی برجسته کرد، همین منش و ساحت‌ها، حضور او را در محافل ملی و بین‌المللی و مدیریتی به الگویی از وجاهت و متانت  بدل کرد. 

این‌جانب با بیش از 40 سال همراهی و هم‌نشینی با او نکاتی را به‌عنوان یک دانشجو از او آموختم که لازم دانستم برای همگان به‌ویژه نخبگان و جامعه علمی کشور به اشتراک بگذارم:

1- پیشگام در بنیان‌گذاری علوم شناختی و ساختن افق‌های نو: او تنها یک پژوهشگر یا استاد نبود؛ جریان‌ساز بود. بنیان‌گذاری علوم شناختی در ایران و ایجاد پایگاه‌های علمی این حوزه، حاصل نگاه آینده‌نگرانه‌ای بود که همیشه چند گام از زمانه جلوتر حرکت می‌کرد. او را باید بحق پدر علوم شناختی ایران نامید.

2- پیشروی آموزش در عصر دیجیتال: سال‌ها پیش از آنکه آموزش الکترونیکی به ضرورت ملی بدل شود، او با همراهی همکارانش «دانشگاه مجازی مهر البرز، نخستین دانشگاه الکترونیکی در ایران» را بنیان نهاد. این کار نه فقط یک پروژه فناوری آموزشی، بلکه نمونه‌ای از مدیریت تحول‌آفرین او بود؛ مدیریتی که توانست آموزش عالی آینده را با نیازهای عصر جدید پیوند دهد و از سال گذشته کنفرانس دانشگاه آینده در گذر تحول دیجیتال را 

بنیان گذاشت.

3- سیاست‌مداری عاقل: خردورزی و عقلانیت توأم با نگاه راهبردی در سیاست‌ورزی از ویژگی‌های برجسته دکتر خرازی بود. حضور طولانی او در مسئولیت‌های روابط بین‌الملل (هشت سال نماینده ایران در سازمان ملل، هشت سال وزیر امور خارجه؛ 20 سال رئیس شورای راهبردی روابط خارجی)، از ایشان شخصیتی مؤثر در سطح داخلی و بین‌المللی ساخته بود و صدای او همواره مورد توجه رسانه‌ها و محافل مهم بین‌المللی قرار می‌گرفت. او نماد یک دیپلمات ایرانی در تراز جهانی بود.

4- مدیر راهبردی: اما اگر بخواهیم هویت حرفه‌ای او را کامل بشناسیم، باید مدیریت را در کنار علم ببینیم. مدیریت برای او «نقش» نبود؛ «روش زیستن» بود. دکتر خرازی برخاسته از رشته مدیریت آموزشی بود و این ریشه علمی، تمام رفتار حرفه‌ای او را معنا می‌کرد. او مدیریت را نه در قالب چارت‌ها و دستورالعمل‌ها، بلکه در قامت هدایت، تسهیلگری و ایجاد هماهنگی هوشمندانه می‌فهمید. در جمع‌های مدیریتی، هیچ‌گاه دنبال هیاهو نبود. در عوض: جهت را روشن و منابع را منظم می‌کرد و انسان‌ها را در جای مناسب خود می‌نشاند. این همان جوهره مدیریت آموزشی بود؛ مدیریتی که هدفش «تعالی انسان و ارتقای نظام یادگیری» است، نه صرفا کنترل امور.

5- مدیر آینده‌نگر: مدیری که آینده را می‌دید و امروز را برای آن آماده می‌کرد در برنامه‌ریزی‌های راهبردی، دقت او مثال‌زدنی بود. مسائل را لایه‌به‌لایه تحلیل می‌کرد، از تصمیم‌های شتاب‌زده پرهیز داشت و همواره تلاش می‌کرد محیط علمی و آموزشی را هم پایدار و هم پویا نگاه دارد. نگاه کلان‌مدار و آینده‌ساز او در بسیاری از پروژه‌های ملی و دانشگاهی مشهود بود.

6- نظم، دقت و پیگیری: در رفتار حرفه‌ای او سه اصل به‌وضوح دیده می‌شد: زمان‌شناسی دقیق، پایش مستمر کارها بدون ایجاد فشار بی‌مورد و تبدیل هر فعالیت به تجربه‌ای یادگیرنده، همین‌ها سبب شد مدیریت او همواره آرام اما عمیق، کم‌صدا اما اثربخش و کم‌ادعا اما نتیجه‌بخش باشد.

7- انسانی آرام و اخلاق‌مدار: در پوشش مدیریتی منظم با وجود جایگاه‌های بلند علمی و مدیریتی، متواضع و نرم‌خو بود. در برخوردها عجله نداشت، در داوری‌ها محتاط بود و در ارتباطات انسانی همواره احترام را اصل می‌دانست. این ترکیب، مدیریتی به‌ وجود می‌آورد که هم دل‌ها را آرام می‌کرد و هم کارها را پیش می‌برد.

8- زیبایی‌شناسی و ظرافت: در کنار عقلانیت مدیریتی خوشنویسی، دستخط آراسته و توجه او به جزئیاتی که دیگران نمی‌دیدند، نشان می‌داد که نگاه مدیریتی او فقط عقلانی نبود؛ آمیخته با حس زیبایی و لطافت روحی بود. همین ظرافت در تصمیم‌ها و رفتار مدیریتی‌اش نیز انعکاس داشت.

9- دینداری اصیل: پیوندهای خانوادگی با روحانیت، فعالیت در گروه‌ها و انجمن‌های اسلامی بالاخص در آمریکا (دوران تحصیل)، تحصیل و تدریس در مدارس علوی، میل به دانایی و تحصیل و تحقیق و دانش‌افزایی، برخورداری از نجابت، تواضع، صداقت و درستکاری از او انسانی دیندار، اصیل و بی‌تکلف و بی‌ریا ساخته بود و الگویی عملی برای زیست اخلاقی.

10- انسان چندبعدی: فقدان او، فقدان یک انسان چندبُعدی است؛ انسانی که اگرچه آرام سخن می‌گفت، اما تفکرش جریان‌ساز بود؛ اگرچه بی‌ادعا مدیریت می‌کرد، اما اثرش سال‌ها باقی خواهد ماند. نامش در حافظه علم و مدیریت و روابط خارجی این سرزمین ماندگار خواهد ماند و روش زیستن علمی–مدیریتی و سیاست‌ورزی او چراغی برای نسل‌هایی خواهد بود که می‌خواهند علم را با اخلاق، مدیریت را با آینده‌نگری و سیاست را با عقلانیت و انسانیت را با مسئولیت همراه کنند.

یاد و نامش جاودان و روح بلندش آرام باد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.