|

تهدید «برگشت به عصر حجر»

وقتی هویت جمعی هدف قرار می‌گیرد

در سال‌های اخیر، ادبیات سیاسی در برخی کشورها به‌گونه‌ای تغییر کرده که گاه هویت‌های ملی، قومی یا مذهبی به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم هدف قرار می‌گیرند.

  در سال‌های اخیر، ادبیات سیاسی در برخی کشورها به‌گونه‌ای تغییر کرده که گاه هویت‌های ملی، قومی یا مذهبی به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم هدف قرار می‌گیرند. این نوع گفتار، صرفا یک موضع‌گیری سیاسی نیست؛ بلکه می‌تواند پیامدهای قابل‌ توجهی در سطح روان‌شناختی و اجتماعی، به‌ویژه در میان جوامع مهاجر ایجاد کند. بر اساس یافته‌های تثبیت‌شده در روان‌شناسی اجتماعی، جامعه‌شناسی و علوم سیاسی، هویت ملی یا قومی برای بسیاری از مهاجران، بخشی جدایی‌ناپذیر از «هویت اجتماعی» آنان است. به همین دلیل، هرگونه تحقیر یا تهدید علیه کشور مبدأ، می‌تواند به‌ عنوان تهدیدی شخصی تجربه شود؛ پدیده‌ای که واکنش‌های مختلفی را در پی دارد؛ از دفاع نمادین تا کنش‌های جمعی. یکی از مهم‌ترین چارچوب‌های نظری در این زمینه، «نظریه هویت اجتماعی» است که توسط  Henri Tajfel و John Turner توسعه یافت. بر اساس این نظریه، افراد تمایل دارند تصویر مثبتی از گروه‌های وابسته به خود حفظ کنند. زمانی که این تصویر تهدید شود، واکنش‌هایی همچون رقابت اجتماعی، برجسته‌سازی ویژگی‌های مثبت گروه خود، یا بروز خشم گروهی افزایش می‌یابد. در تکمیل این دیدگاه، پژوهش‌های جدیدتر مفهومی را تحت عنوان «قربانی‌شدن نیابتی» (victimization-by-proxy) مطرح کرده‌اند. در این چارچوب، افراد حتی بدون تجربه مستقیم آسیب، در مواجهه با تهدید یا توهین به «گروه خود»، احساس بی‌عدالتی و خشم می‌کنند. مطالعات تجربی، از جمله پژوهش‌های Idris Obaidi و همکاران، نشان داده‌اند این احساس می‌تواند به تقویت همبستگی درون‌گروهی و افزایش تمایل به کنش جمعی منجر شود. از سوی دیگر، نقش «فرهنگ شرافت» نیز در شدت این واکنش‌ها قابل توجه است.

در جوامعی که مفهوم شرافت جایگاه محوری در تعریف هویت جمعی دارد، توهین به گروه می‌تواند واکنش‌های عاطفی شدیدتری برانگیزد. این واکنش‌ها، لزوما به معنای خشونت نیستند، بلکه اغلب در قالب رفتارهای نمادین، اجتماعی یا سیاسی بروز می‌کنند. شواهد علمی نشان می‌دهد مهاجران معمولا طیفی از پاسخ‌ها را در پیش می‌گیرند؛ از فعالیت‌های رسانه‌ای و دفاع کلامی گرفته تا مشارکت در اعتراضات مدنی، کمپین‌های اجتماعی یا کنش‌های سیاسی. در بسیاری از موارد، این واکنش‌ها در چارچوب‌های قانونی و مدنی باقی می‌مانند و به‌ عنوان بخشی از فرایند تعامل با جامعه میزبان قابل تحلیل هستند. در عین حال، باید تأکید کرد این الگوها قطعی و یکسان نیستند. عواملی مانند میزان ادغام اجتماعی، سطح تحصیلات، تجربه تبعیض و شکل‌گیری «هویت دوگانه» 

(bicultural identity) نقش تعیین‌کننده‌ای در نوع و شدت واکنش‌ها دارند. بسیاری از مهاجران، به‌جای تقابل، مسیرهایی چون گفت‌وگو، مشارکت مدنی و تقویت همزیستی را انتخاب می‌کنند. نکته کلیدی آن است که ادبیات تحقیرآمیز در سطح سیاسی، صرفا یک ابزار خطابی نیست، بلکه می‌تواند به فعال‌شدن سازوکارهای پیچیده روان‌شناختی و اجتماعی بینجامد؛ سازوکارهایی که پیامدهای آن، فراتر از مرزهای جغرافیایی گسترش می‌یابد. این تحلیل، نه در مقام تأیید یا تجویز هیچ‌گونه رفتار تقابلی، بلکه صرفا برای توضیح یک الگوی مستند در ادبیات علمی ارائه شده است؛ الگویی که درک آن می‌تواند به اتخاذ سیاست‌های مسئولانه‌تر و کاهش تنش‌های بین‌فرهنگی کمک کند.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.