نگرش اصلاحی بر پاداش متمرکز است و نه بر تنبیه
در روانشناسی، تشویق و تنبیه به سیستمهای انگیزشی گرایشی و اجتنابی رفتار متصل است و انگیزههای ایجابی و سلبی، محرک و متغیر مستقل انجامدادن یا انجامندادن رفتاری خاص محسوب میشوند. در رویکرد رفتاری که مشخصا بر انواع پسآیندهای تعیینکننده عینی و بیرونی رفتار بهعنوان دلیل و چرایی رفتار متمرکز است و به این باور تعلیلی و تبیینی معطوف است که ایجاد یا خاموشی یا کاهش و افزایش هر رفتار ایجابی و سلبی در ربط و اتصالی است که آن رفتار با محرکهای خوشایند یا ناخوشایند پیامدی خود میآید؛
محمدرضا جلالی-روانشناس و پژوهشگر روانشناسی سیاسی: در روانشناسی، تشویق و تنبیه به سیستمهای انگیزشی گرایشی و اجتنابی رفتار متصل است و انگیزههای ایجابی و سلبی، محرک و متغیر مستقل انجامدادن یا انجامندادن رفتاری خاص محسوب میشوند. در رویکرد رفتاری که مشخصا بر انواع پسآیندهای تعیینکننده عینی و بیرونی رفتار بهعنوان دلیل و چرایی رفتار متمرکز است و به این باور تعلیلی و تبیینی معطوف است که ایجاد یا خاموشی یا کاهش و افزایش هر رفتار ایجابی و سلبی در ربط و اتصالی است که آن رفتار با محرکهای خوشایند یا ناخوشایند پیامدی خود میآید؛ توجه و تأمل نظری و پژوهشی روانشناسی که به طور قاطع از محرکهای پسامدی تنبیهی تند و شدید پرهیز میدهد، به نحو بسیار روشنی بر محرکهای پسامدی پاداشی تأکید دارد و بهاصطلاح مستند بر انبوههای مؤید پژوهشی معتقد است با عسل، مگس بیشتری میتوان گرفت تا با سرکه.
بر این مبنای علمی و پژوهشی روانشناختی باید دید چگونه مواجههای از متولیان و دستاندرکاران با رفتارهای موافقتی و مخالفتی مردم در شرایط جنگی، انتظار میرود و پسنده و زیبنده است؟
بخش زیادی از ایرانیان در بیش از یکماهه گذشته به انگیزه ملی و میهنی، شبانهروز در خیابانها حضور مییابند و مجدانه پای کارند و از مبارزان سخترو و نستوه وطن در برابر دشمنان متجاوز امپریالیستی و صهیونیستی حمایتهای قاطعانه معنوی و روحیهبخش میکنند و ترفندهای آشوبافکنانه آنها و متکیشدگان به آنها را خنثی میکنند؛ بخش بسیار کمتری موافق تهاجم خارجی بودهاند و در طیفی از رفتارهای عاملیتی بسیار منفعلانه و سادهانگارانه تا فعال و خائنانه و قصدمندانه در پیشبرد این موافقت حرکت کردهاند. بخش درخورتوجهی از این بخش در زمره اغواشدگان مهره و آلت دست متجاوزان به وطن و فریبخوردگان متجاوزان به وطن هستند و تکاپوهایی در اندازه ارسال گزارش به رسانه اینترنشنال که ماهیت افشاشدهای در راستای اراده دشمنان آمریکایی و اسرائیلی و عربستانی دارد، مرتکب شدهاند.
طبعا مطابق رویکردهای نظری و پژوهشی روانشناسی بهویژه رویکرد رفتاری، لازم است متصدیان گروه اول را با پاداش و تشویق گستردهای مواجه کنند و با گروه دوم به تناسب خطای ارتکابی که اصلا از محدوده تناسب مجازات با جرم ارتکابی فراتر نرود، رویارویی تعدیلی تنبیهی صورت دهند. آیا مسئولان قادرند ذرهای و دستکمی از پاداشهای سزاوار مردم را در آنهمه حضور همدلانه و مشفقانه و فداکارانه و پایکارانه و وطنپرستانه دفاع میهنی و مقابله با متجاوزان خارجی بدهند و حق آن تحرکات وطنپرستانه و وظیفهگرایانه را ادا کنند؟ مطمئنا و یقینا خیر!؟ اما مسئولان میتوانند مجازاتهای تنبیهی شدید را علیه کسانی از بازداشتشدگان که در طیفی از خطاهای میهنی قرار میگیرند، اعمال کنند. با علم به اینکه میدانیم بسیاری از خائنان و خودفروختگان عامل علیه کشور و له دشمن بوده و هستند که بهراحتی به دام نیفتاده و نمیافتند.
چنین مواجهه دوگانهای -یعنی پاداش بسیار حداقلی و تنبیه بسیار حداکثری- علاوه بر آنکه مطابق آموزههای نظری و پژوهشی روانشناختی نیستند، با آموزههای اخلاقی و دینی نیز مغایرت دارند و بهویژه با رفتار شجاعانه و شرافتمندانه پرگذشت ایرانیان که روز و شب در دفاع از میهن سر از پا نمیشناسند، همخوانی ندارد. آیا از حضرت امیر که آنهمه شدت عمل در میدان مبارزه داشت، کسی سراغی از شدت عمل مجازاتی در میدان قضاوت دارد؟ آیا بهصراحت در نامه بلند و شریفش به مالک، او و همگان را به ناخشنودی از مجازات، درس و اندرز نمیدهد؟
اعمال مجازاتهای سلبکننده آزادی و اختیار عمل، خطاکاران را در هر سطحی از انجام و ادامه خطا کاملا بازداری میکند و درعینحال به آنان فرصت تأمل و تجدیدنظر در خطاهای خدای ناخواسته میهنی و مردمی که خامطبعانه و سطحیگرایانه و احساسی و بغضمحورانه مرتکب شدهاند، میدهد؛ اما مؤکدا در نظر و خاطر داشته باشیم مجازاتهای سالبه حیات که در بیانیههای متولیان قضائی و پانویسهای رسانه رسمی مکرر در مکرر انعکاس مییابد، اولا معلوم نیست در مقتضیات وضعیت جنگی، روایی دقتمند داشته باشد و از نقشمندی هیجان خشم به دور باشد و ثانیا هر فرصت هرگونه انتباهآوری را که در زمره وظایف تربیتی و ابوتی متصدیان امر است، از آنان میگیرد. مروت و مدارا مغایرتی با قاطعیت کنترلی ندارد.