«ایران» بر سر دوراهه
پیرمرد فکر کرد و پیش خود گفت: «ناامیدی حماقت است. بهعلاوه از نظر من گناه است» (پیرمرد و دریا - همینگوی).
پیرمرد فکر کرد و پیش خود گفت: «ناامیدی حماقت است. بهعلاوه از نظر من گناه است» (پیرمرد و دریا - همینگوی).
1- به قرار معمول و البته با چند روز تأخیر، خدمت مهندس محسن خلیلی رسیدم. پیر و پیشکسوت صنعت و اقتصاد ملی. در بستر بیماری بود. از اوضاع و احوال به کلام خودشان «میهن عزیز» پرسید. نرمشده و زهر کشیدهشده اخبار این روزها را عرض کردم. بعضی از آنها را شنیده بودند و از اخبار ناگوار هم اغلب اطلاع داشتند. قطره اشکی از گوشه چشمانشان فروغلتید. قلم و کاغذی خواستند و با سختی بسیار شروع به نوشتن کردند. من تماشا میکردم که پیرمرد در این وضع و حال سخت رنجور در نزدیکی عمر یک قرن (ایشان در 97سالگیاند) چه بر کاغذ میآورد. کاغذ را با دستی لرزان به سمت من دراز کردند. پیش خود و سپس بلند خواندم: «ای دوستداران کشور و ملت ایران، فقط با فداکاری و حسننیت و ازخودگذشتگی و تخصص میتوان میهن را از بحران نجات داد- محسن خلیلی- 5/11/1404» با صدایی مضطرب و غمناک پرسیدند: نظرت چیست؟
گفتم: همه بحث همین است که شما فرمودهاید. گفتند: میشود این مطلب را در مطبوعات چاپ کرد؟! گفتم میشود، اما اینکه در این روزها کسی گوش به این حرفها بدهد... نمیدانم! گفتند: تو کار خودت را بکن. وظیفه ماست که بگوییم و مردم و میهن را از خطرات آگاه کنیم. باید بفهمیم چرا اینطور شده است و چرا به جان هم افتادهایم. بفهمیم ریشه ماجرا چیست و با تخصص و فداکاری، مردم و میهن را نجات دهیم... . چهرهشان بسیار خسته شده بود و بهسختی نفس میکشیدند. خدمتکارشان چند قرص و آب برایشان آورد و من خداحافظی کردم و ایشان با همان اشک گوشه چشم به اتاق خواب رفتند.
2- شورای امنیت کشور در تحلیلی راجع به حوادث بس دردناک ایام اخیر، به اعتراضات مسالمتآمیز بازاریان و اصناف اشاره میکند و به خشونت کشیدهشدن آن و اینکه «ریاست محترم جمهور طی جلساتی صحبتهای نمایندگان آنها را بیواسطه شنیدند و ضمن توصیه به پلیس برای همراهی و صبوری در برابر تجمعات مسالمتآمیز، دستورات لازم را برای رفع دغدغههای اقتصادی فعالان صادر کردند. اما هستههای آشوب سازمانیافته نخواستند تجمعات مسیر مسالمتآمیز خود را طی کند و...» (رسانهها-2/11/ 1404). سؤالی که بلافاصله به ذهن خواننده این تحلیل میآید، آن است که چرا این اعتراضات مسالمتآمیز اقتصادی بهسرعت ماهیت سیاسی و خشونتآمیز یافت و چرا دستورات اقتصادی رئیس قوه مجریه تأثیری در بازگشت ثبات و آرامش نداشته؟ و آیا اعتراضات صرفا وجه اقتصادی داشته است؟! و... . یک وجه ماجرا چنانکه در بیانیه بر آن تأکید شده، میتواند توطئه خارجی باشد اما وجه مهمتر آن، بیشک داخلی و ناشی از تضادها و شکافهای درونی و تقابل و انسدادهای خارجی است. این تحلیلی است که در گفتار و نوشتار بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران دلسوز و ازجمله سه اقتصاددان برجسته کشورمان در این روزها به چشم میخورد. چنانکه دکتر جواد صالحی با اشاره به اینکه «اگرچه موج اعتراضی در واکنش به جهش نرخ ارز خودنمایی کرد اما در حقیقت واکنشی به کاهش سطح رفاه ایرانیان در مدت طولانی و تورم مزمن در کشور بوده و هرچند اصلاحات اقتصادی لازمه بهبود وضعیت موجود است اما تنها اقدام مؤثر در کوتاهمدت برای بهبود وضعیت اقتصادی کشور رفع تخاصمات در حوزه سیاست خارجی است. درواقع اعتراضات ایران نهتنها بازتاب ناامیدی اقتصادی، بلکه نتیجه تنش میان بیاعتمادی به اصلاحات داخلی و هراس از فشار خارجی است» (دنیای اقتصاد- 2/11/1404).
دکتر مسعود نیلی، نیز در تحلیلی درباره حذف ارز ترجیحی و در نقد بهاصطلاح «یکسانسازی ارز» میگوید: «اگر تصمیمگیرنده بر مبنای عقل سلیم به مردم میگوید که نظام چندنرخی باعث ایجاد رانت و فساد میشود و باید برچیده شود... . همان عقل سلیم باید تشخیص دهد که سیاست خارجی هم لازم است اصلاح شود. ترجمه اقتصادی تنش در روابط خارجی، تلاطم در بازار ارز است و این دو از هم جداییپذیر نیستند... . نهفقط ریسکهای سیاسی خارجی که حتی ریسکهای داخلی هم وقتی در جامعه شکل بگیرد، روی ارز اثرگذار است و نقش گروههای ذینفع را هم دراینمیان نباید نادیده گرفت» (دنیای اقتصاد- 4/11/1404). دکتر محمدمهدی بهکیش نیز با نقد سیاستهای اقتصادی این سالها، صریحتر از بقیه بر ضرورت گشایش در سیاست خارجی اشاره و عنوان میکند که «باید ساختارهای اقتصادی اصلاح شوند و با وصلهپینه هم این اصلاح میسر نخواهد بود.
برای تغییر ساختار اقتصادی هم باید رویکرد سیاسی اصلاح شود، زیرا روابط بینالمللی ایران با سیاستهایی که در پیش گرفته شده، به این حال و روز رسیده است. یکی باید بایستد و بگوید ما میخواهیم برگردیم. آمریکا خوب است یا بد اما تسلط مالی بر دنیا دارد و اکنون کاری کرده است که حتی چین هم نمیتواند به طور عادی با ایران ارتباط اقتصادی داشته باشد. منافع ما این نبود که با قدرتهای بزرگ وارد جدال شویم. ما باید به منافع ملیمان میاندیشیدیم، نه منافع گروهی خاص. این مسیر باید تغییر کند و اگر تغییر نکند، فشارها بیش از گذشته میشود. اکنون خط فقر 30 میلیون تومان در ماه است و طبیعی است که یک میلیون تومان کالابرگ مردم را از فقر نجات نمیدهد» (اقتصادنیوز- 4/11/1404).
مجموع این تحلیلها و بسیاری دیگر از دادهها و آمار اقتصادی از کاهش شدید نرخ سرمایهگذاری (منفی 4.8 درصد) و رشد شدید نقدینگی (40.4 درصدی در آبان ماه و گذر از رقم 13 هزار همت) و رشد اقتصادی منفی و تورم حدود 50 درصدی و... بیانگر آن است که تا فضای سیاسی کشور تغییر نکند و شاهد ارجحیت منافع ملی بر منافع گروههای خاص و بهبودی سیاست خارجی و روابط بینالمللی کشورمان نباشیم، وضع پسانداز و سرمایهگذاری و درآمدهای ارزی هر روز نامناسبتر و نااطمینانی و کسری بودجه شدیدتر و رشد نقدینگی بیشتر و تورم افسارگسیختهتر و... میشود. به بیان دیگر همه مؤلفههای اقتصادی به سبب فضای نامساعد سیاسی رو به بحران نهاده و هرگونه تحلیل و تجویز اقتصادی که عامل سیاست را امری درجه دوم و حاشیهای بپندارد، یقینا راه باطل میرود و بحرانها عمیقتر میشود. به تعبیری اقتصاد در زمینی بازی میشود که قواعد آن را سیاست تعیین میکند؛ اعم از پیشبینیناپذیری و شوکهای سیاسی تأثیرگذار بر رفتار تولیدکنندگان و مصرفکنندگان تا اعتماد عمومی و ریسکهای مالی و هزینههای تأمین مالی و دسترسی به بازارهای جهانی و سرمایه خارجی و فناوریهای پیشرفته و... که تحت تأثیر تصمیمهای سیاسی در عرصههای داخلی و بینالمللیاند. از سوی دیگر اقتصاد نیز عامل تعیینکنندهای بر سیاست است و عملکرد اقتصادی دولتها نقش بالایی در میزان مقبولیت سیاسی و ثبات حکومتها و ایجاد رضایت اجتماعی دارد. چنانکه فساد برآمده از رانت و تخصیص غلط منابع با کاهش رقابت و افزایش هزینهها و تضعیف اعتماد عمومی، نقش بسزایی در ناکارآمدی اقتصادی و کاهش مقبولیت سیاسی و اجتماعی دارد.
3- امروز کشورمان در حساسترین روزهای تاریخ معاصر خویش و بر سر دوراهه سرنوشتسازی قرار گرفته است. یک سو، ادامه مسیر فعلی است و سوی دیگر، درک واقعیتهای موجود و شنیدن صدای کارشناسان دلسوز و مردم مستأصل و گشایش در فضای داخلی و آشتی ملی و تغییر رویکرد سیاست خارجی و رفع تنش و تحریمهای بینالمللی و... است که امکان بهبودی معیشت و کار و زندگی و رفاه و آسایش مردم را به ارمغان خواهد آورد. اینهمه البته چنانکه آن صنعتگر میهندوست و مردمدوست، محسن خلیلی، از پس یک قرن تجربه زیسته و در بستر بیماری نوشته است که ناامید نباید شد (همواره به نقل از مرحوم، پدرشان، محمود خلیلی میگفتند: «یأس از رحمت الهی کفر است) و با فداکاری و حسننیت و ازخودگذشتگی و تخصص، میتوان ایران عزیزمان را از وضعیت فعلی نجات داد تا از بستر بیماری برخیزد و اشک شوق را جایگزین اشک و اندوه این زمانمان سازد و خانهمان روشن شود. امید که اینچنین شود!
آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.