|

کیهان نوشت: شکل جنگ از «شلیک بمب و موشک» به «شلیک به اقتصاد و معیشت» تغییر کرده است

مدتی است شاهد نوعی «چرخش رویکرد» از جنگ نظامی به «جنگ اقتصادی و سیاسی» هستیم. مهم‌ترین دلایل این چرخش رویکرد نیز پس از الطاف خدای مهربان، دو اهرم قدرتمند در دستان ایران است یعنی تنگه هرمز و قدرت بالای موشکی و پهپادی ایران.

کیهان نوشت: شکل جنگ از «شلیک بمب و موشک» به «شلیک به اقتصاد و معیشت» تغییر کرده است

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

با بررسی تحولات و نگاهی به مواضع کارشناسان، رسانه‌ها و مقامات آمریکایی، این طور به نظر می‌رسد که دشمن، در «ادامه دادن جنگ» به شکل آنچه طی 40 روزه شاهد بودیم، دچار تردید شده است. گزارش‌های این روزهای رسانه‌هایی مثل فارن افرز، وال استریت ژورنال، رادیو فردا و دویچه‌وله در کنار اظهارات و مواضع اشخاصی مثل وزیرخزانه‌داری، وزیر جنگ، معاون رئیس‌جمهور و رئیس‌جمهور آمریکا را هم اگر نگاه کنیم، به همین نتیجه خواهیم رسید که دشمن مدتی است -به لطف خدا و فداکاری‌های نیروهای مسلح کشورمان- تجاوز نظامی به خاک کشورمان را پُر ریسک و پُرهزینه دیده و نسبت به نتیجه ادامه چنین رویکردی، نگران است. لذا مدتی است شاهد نوعی «چرخش رویکرد» از جنگ نظامی به «جنگ اقتصادی و سیاسی» هستیم. مهم‌ترین دلایل این چرخش رویکرد نیز پس از الطاف خدای مهربان، دو اهرم قدرتمند در دستان ایران است یعنی تنگه هرمز و قدرت بالای موشکی و پهپادی ایران. از آن سو نیم نگاهی به مواضع این روزهای غربگرایان داخلی-که طی 40 روز جنگ خبری از آنها نبود- نیز به وضوح نشان می‌دهد، رویکرد پساجنگ آنها نیز همان رویکردی است که، دشمن انتخاب کرده است! یعنی تمرکز روی اقتصاد و.... در این باره گفتنی‌هایی هست:

1- همین جا و در ابتدای امر باید عرض کنیم که، این تغییر رویکرد به معنای این نیست که خطر تجاوز نظامی و ترور رفع شده است چرا که رویکرد رژیم صهیونیستی همان است که تاکنون بوده. این رژیم خوب می‌داند از فرصت رئیس‌جمهوری به احمقی ترامپ باید نهایت بهره‌برداری را ببرد لذا، نباید به هیچ وجه احتمال بازگشت دشمن به رویکرد نظامی را کنار گذاشت. ضمن اینکه ماهیت رژیم صهیونیستی جنگ و تجاوزگری است.

2- گفتیم شاهد یک «چرخش رویکرد» در نحوه جنگ دشمن هستیم و آن، تمرکز ویژه روی «جنگ اقتصادی» است. نباید فراموش کرد در هر دو جنگ 12 و 40 روزه دشمن روی ناآرامی‌های داخلی و گروه‌های مسلح تجزیه‌طلب و مزدورانش سرمایه‌گذاری کرده بود و بخش آخر این تجاوز، به صحنه آوردن اراذل اجاره‌ای و تجزیه‌طلبان مسلح به خیابان‌ها بود و این انسجام و اتحاد داخلی در کنار مبارزه جانانه نیروهای مسلح و هوشیاری مراکز اطلاعاتی بود که بخش پایانی و تمام‌کننده برنامه دشمن را عقیم گذاشت. تمرکز دشمن و نفوذی‌هایش روی اقتصاد و معیشت مردم، قطعا با هدف تکمیل پروژه براندازی و تجزیه کشور است. آنها معتقدند چنانچه معیشت مردم در تنگنای شدید قرار بگیرد، کار تمام ناشده‌شان می‌تواند تمام شود! 

3- در این رویکرد نباید از مسئله نفوذ، و نفوذی غافل ماند. دشمن -همان طور که خود تصریح کرده است- در داخل کشور نفوذی‌هایی دارد. به اعتقاد کارشناسان خبره و باتجربه، تکنولوژی بدون عوامل انسانی نمی‌تواند به تنهائی مؤثر واقع شود. توصیه ما به مسئولین امر این است که از کنار هشدار اخیر آقای محسن زنگنه، نماینده تربت حیدریه در مجلس درباره نفوذ و وضعیت اقتصادی کشور به سادگی عبور نکنند! همان اظهاراتی که درباره یکی از پیام‌های ترامپ در فضای مجازی بیان کرد! این نفوذ یک جا برای ضربه نظامی و ترور است یک ‌جا برای ضربه اقتصادی!

4- این که دشمن روی اقتصاد و معیشت مردم ایران به صورت جدی متمرکز شده را فقط ما نمی‌گوئیم. وزیر خزانه‌داری آمریکا، خود ترامپ و... می‌گویند. محاصره دریایی و حملات 

گاه و بی‌گاه دشمن به کشتی‌های تجاری و نفت‌کش‌های ایران-که با پاسخ‌های متناسب نیروهای مسلح کشورمان مواجه شده است و برای مقابله با آن برنامه‌های جدی دیگری نیز دارند- آیا جز برای هدف قرار دادن اقتصاد و معیشت مردم ایران است؟! پیشنهادهای ریچارد نفیو به دولت آمریکا که اخیرا در فارن افرز منتشر شد نیز، این ادعا را تایید می‌کند. تقریبا تمام کارشناسان معتقدند، کنترل هوشمندانه تنگه هرمز 

توسط ایران -که به نوشته نیویورک‌تایمز تمام جهان را گرفتار کرده است، و به نوشته رویترز محبوبیت ترامپ را در آمریکا به زیر 26 درصد رسانده است- قوی‌ترین و موثرترین اهرم جمهوری اسلامی ایران تاکنون بوده است و باز به اعتقاد همین کارشناسان، ترامپ برای خارج کردن این اهرم از دستان ایران است که محاصره و دزدی دریایی را کلید زده است. به عبارت دیگر، دشمن اساس جنگ اقتصادی خود را روی همین محاصره دریایی قرار داده است و آن طور که 

وال استریت ژورنال نوشته، به دنبال گسترش این محاصره است. به عبارت دیگر، این روزها هم ایران و متحدانش و هم آمریکا و متحدانش، توجه اصلی خود در جنگ را به حوزه اقتصادی منتقل کرده‌اند. در این بین پیروز طرفی است که تاب‌آوری بیشتری داشته باشد! اما ایران چگونه می‌تواند ضمن افزایش تاب‌آوری خود، دشمن را در این جبهه نیز شکست دهد؟

5-تکرار می‌کنیم که جنگ بین ایران و آمریکا تمام نشده است و صرفا شکل آن از «شلیک بمب و موشک» به «شلیک به اقتصاد و معیشت» تغییر کرده است. ایران با کنترل هوشمندانه تنگه هرمز و آمریکا با محاصره و دزدی دریایی و تحریم وارد این حوزه شده‌اند و آن طور که وال استریت ژورنال نوشته آمریکا به دنبال گسترش این محاصره دریایی به آسمان نیز هست. مطلع شده‌ایم که ایران برای پاسخ به دزدی دریایی دشمن، برنامه‌های جدی دارد. اما برای کاستن از قدرت تاب‌آوری دشمن -به عنوان یک امر مهم و تعیین‌کننده در این جنگ- این کافی نیست. ما فکر می‌کنیم ایران باید فورا اهرم قدرتمند دیگر خود را در باب‌المندب نیز فعال کند. در جنگِ «تاب‌آوری»، زمان عامل بسیار مهمی است و استفاده فوری از اهرم‌ها، تعیین‌کننده! اگر دشمن با اهرم اقتصاد به دنبال ایجاد ناآرامی‌های داخلی و شکستن انسجام ملی است، چرا ایران با کنترل هوشمند باب‌المندب، کمر خمیده اقتصاد غرب را نشکند؟! می‌توان توقف اداره باب‌المندب را منوط کرد به توقف جنگ اقتصادی و تحریم‌های دشمن! 

6- می‌توان با قطعیت گفت نیروهای مسلح کشورمان تا امروز وظایف خود را به خوبی انجام داده‌اند. مقابله با دو قدرت اتمی که هزینه جنگ‌افروزی‌شان را نوچه‌هایشان متقبل می‌شوند، کم کاری نیست. این که دشمن می‌خواست 3 روزه ایران را شکست دهد، مرتب تغییر رویه می‌دهد آیا به این معنا نیست که رویه‌های قبلی‌اش شکست خورده است؟! اکنون نوبت مسئولین دولتی است. شرایط جنگی و بحرانی، سبک مدیریت خود را می‌طلبد. در کنار مبارزه جدی و بی‌رحمانه با محتکران و گرانفروشان نیاز به یک پاکسازی اساسی حس می‌شود. اگر نیروهای مسلح باید شش‌دانگ حواس‌شان به مرزها باشد، مسئولین دولتی باید تمام هم و غم‌شان 

سر و سامان دادن به معیشت مردم و اقتصاد کشور باشد. مردمی که نزدیک به 60 روز است خیابان‌ها را رها نکرده و بزرگوارانه به کمک نیروهای مسلح و دولت آمده‌اند. این مردم حقیقتا مستحق چنین شرایط اقتصادی نیستند.

منبع: کیهان

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.