از پذیرش قطعنامه 598 تا توافق با آمریکا
در سالروز آغاز جنگ تحمیلی قرار داریم، 31 شهریور سال 1359، ارتش عراق با چراغ سبز ابرقدرتهای غرب و شرق و با تصور ضعف ایران و با ارتجاع منطقه، حمله به ایران را با هدف تجزیه ایران و سقوط نظام شروع کرد. هدف ابتدایی آن جداسازی خوزستان از ایران و هدف نهایی سقوط جمهوری اسلامی بود؛ چراکه بدون خوزستان و منابع انرژی آن کشور اداره نمیشد.
در سالروز آغاز جنگ تحمیلی قرار داریم، 31 شهریور سال 1359، ارتش عراق با چراغ سبز ابرقدرتهای غرب و شرق و با تصور ضعف ایران و با ارتجاع منطقه، حمله به ایران را با هدف تجزیه ایران و سقوط نظام شروع کرد. هدف ابتدایی آن جداسازی خوزستان از ایران و هدف نهایی سقوط جمهوری اسلامی بود؛ چراکه بدون خوزستان و منابع انرژی آن کشور اداره نمیشد.
خوشبختانه با رشادتها و شهادتها و تحمل و حمایت مردم به نتیجه نرسیدند و دفاع مقدس در حافظه تاریخی مردم ایران جاودانه شد. البته هشت سال بعد کلمه «جام زهر» از سال 1367 با قبول قطعنامه 598 در حافظه سیاسی ایران جای خود را باز کرد، اما همانگونه که امام خمینی در پیام چند هفته بعد خود تصریح کرد این جام زهر به شهد شیرین تبدیل شد و صلح را برای ایران به ارمغان آورد و مردم ایران جام زهر را بههیچوجه بهعنوان شکست تعریف نکرده و نمیکنند، بلکه آن را تصمیمی راهبردی فرض میکنند که در مقابل سایر راهحلهای مطرح در آن سالها، از ادامه جنگ پرهزینه جلوگیری کرده است.
مردم ایران قبول کردهاند که پذیرش قطعنامه 598 و پایان دفاع مقدس از سوی امام خمینی و نیروهای مسلح به دلیل ضعف نبوده، بلکه مقامات تصمیمگیر و حتی مردم به این حقیقت رسیده بودند که ادامه دفاع و حمله دیگر نمیتوانسته خدمت به ایران و اسلام باشد و در صورت اصرار به ادامه آن، باعث ضررهای جبرانناپذیری به ایران میشد. بزرگترها و میانسالان که آن موقع پرشور در صحنه بودند، به خاطر دارند که امام خمینی (ره) بر تداوم جنگ تا سقوط صدام و حزب بعث جدی بودند و حتی در پیامی فرموده بودند که آینده جنگ در میدان مشخص میشود و نه با مذاکرات، ولی همه دیدیم که در تابستان 67 بعد از هشت سال دفاع مقدس، امام خمینی ثابت کردند که حفظ کشور و ایران و البته نظام، با وجود تقدیم 220 هزار شهید، به شکست دشمن ارجح است. بعد از تصمیم امام خمینی مذاکرات چندین ماهه با عراقیها منجر به تثبیت مجدد قرارداد 1975 الجزایر و آزادی اسرا شد و عراق متجاوز شناخته شد. صدام در آخرین نامه به آیتالله هاشمیرفسنجانی نوشت که تمام خواستههای ایران پذیرفته شد. شایان ذکر است که دیپلماسی مدیون عملیات غرورآفرین والفجر 8 و کربلای 5 بود که باعث روند شکلگیری قطعنامه 598 در سال 1366 شده بود، ولی با عدم قبول فوری آن از طرف ایران، جنگ حدود یک سال دیگر ادامه پیدا کرد و هنگامی مورد قبول واقع شد که احساس ضعف به دلیل از دست دادن بعضی از آن دستاوردها نظیر سقوط فاو و مجنون و شلمچه نمایان شده بود. بازسازی و ساخت زیربناها در طول هشت سال دولت سازندگی کشور را از بحران نجات داد. نقش دیپلماسی در این موضوع چشمگیر بود. امام هم در صلح جدی بودند. یکی از دلایل طولانیشدن دفاع مقدس در آن زمان با وجود راهبرد فرماندهی که با دفاع و عملیات پیدرپی نظامی به نقطه مناسب و برتر برای مذاکرات و اتمام جنگ برسند، ولی راهبرد امام و نیروهای مسلح هدف حملهها را سقوط صدام و حزب بعث عنوان میکردند و دیپلماسی جای مهمی نداشت و از راهبرد ترکیبی این دو استفاده نمیشد، بنابراین راهی برای پایان سیاسی جنگ باز نمیشد و دیپلماسی به صورتی در تعلیق بود. اگر قطعنامه 598 که بلافاصله پس از تصویب از سوی عراق پذیرفته شد، از سوی نظام هم پذیرفته میشد، احتمال رخدادن دو اتفاق وجود داشت: یا صدام به پذیرش قطعنامه پایبند میماند و آتشبس یک سال زودتر رخ میداد که دراینصورت حدود نیمی از آزادگان به اسارت گرفته نمیشدند، نیمی از شهدای غیرنظامی جنگ، زنده بود و حدود نیمی از خسارتهای وارده به زیرساختها و حملات موشکی به شهرهای ایران رخ نمیداد یا اینکه صدام به جنگ ادامه میداد که دراینصورت، ایران بهعنوان کشوری صلحجو تثبیت میشد و بسیاری از حمایتهای نظامی و مالی از عراق قطع میشد. اما متأسفانه با یک برآورد غلط که ما میتوانیم عراق را به طور کامل شکست دهیم و صدام را ساقط کنیم، جنگ یک سال دیگر ادامه پیدا کرد. اکنون با تجربه مهمی که از دفاع مقدس در اختیار داریم، نباید از یک سوراخ دو بار گزیده شویم. در جنگ رذیلانه آمریکا و اسرائیل علیه ایران که با فرض ضعف حاکمیت ایران نزد مردم و با همان اهداف جنگ تحمیلی هشتساله آغاز شد، نباید مجددا فضای جامعه را به سوی غلبه احساس بر رویکرد واقعگرایانه در قبال منافع ملی و کلان کشور تحریک کنیم.
روشن است که فضای عمومی جهان و منطقه اجازه نمیدهد که بتوان با دفاع و حمله و پیروزی نظامی به دستاوردهای مدنظر ایران رسید، چراکه خیلی گران تمام میشود که منابع و تجهیزات آن را در اختیار نداریم و حتی اگر داشتیم، نتیجه آن باز هم معلوم نیست، چراکه ممکن است طرف مقابل از جنایاتی نظیر بمب اتم تاکتیکی استفاده کند. همانطور که در جنگ هشتساله هم همینطور بود. اگر واقعا میخواستند به بغداد و سقوط صدام برسند، منابعش را نداشتند وحتی اگر داشتند، هم خیلی گران تمام میشد و باید وجب به وجب میجنگیدند و با هزاران شهید جلو میرفتند. و اگر هم با مردم عراق روبهرو میشدند و از آنها کشته میگرفتند، هدف دفاع ایران از بین میرفت و به همین دلیل بود که در سال 1366 قطعنامه رد نشد، راه برای دیپلماسی باز گذاشته شد و با چانهزنی بالاخره اصول ایران گنجانده شد. یکی از دلایل لزوم استفاده از دیپلماسی در جنگ نیز این بود که منابع مالی ایران دچار مشکل شده بود و برای عملیات مهم کربلای 2 و 5 با اجازه امام 30 میلیارد تومان از بانک مرکزی استقراض شد و رفتهرفته از بانک مرکزی هزینههای تجهیز 500 گردان گرفته شد. خلیج فارس را برای صدور نفت ایران ناامن کرده بودند، حتی اعلام شد که اگر دریا برای صدور نفت ایران ناامن شود، آن را برای همه ناامن میکنیم و البته در این زمینه با وجود حضور آمریکا در صحنه خوب عمل شد. حتی ساخت موشک 120 کیلومتری را در حال آمادهسازی بودیم و موشک 300 کیلومتری اسکاد بی را از لیبی گرفتیم، بنابراین کار زیادی در امر موشکی شد و پایه توانایی امروز موشکی ایران از همان موقع است، ولی عراق با چراغ سبز استکبار حاضر بود هر فاجعهای در جنگ رقم بزند، مانند بمباران شیمیایی، مانند آنچه در حلبچه جان هزاران نفر را گرفت که بر اراده ادامه جنگ تأثیر گذاشت، چراکه امام و ایران حاضر نبودند از آن استفاده کنند، بنابراین باید روش دیگری اتخاذ میشد که ایران در مسیر افزایش قدرت در همه جوانب ازجمله نظامی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی قرار گرفته و نفوذ سیاسی در دیگر کشورها به صورت واقعی و اجرائی باشد و کشورهای منطقه و همسایگان همگی تحت تأثیر قدرت اقتصادی و نظامی ایران قرار گیرند و براساساین به صورتی ناچار به دستبرداشتن از توطئههای مدنظر شوند. اکنون نیز اگر توافق با آمریکا را مانند قطعنامه 598 فرض کنیم، پس از اجرای آن و در جریان تشییع جنازه رهبر شهید، توافق نقض شد و بازگشت به آن مانند اجرای هرچه سریعتر قطعنامه 598 میتواند جلوی بسیاری از هزینهها و خسارات جانی و اقتصادی را به ایران بگیرد.
برگرفته از فصلنامه دفاع مقدس و مطالعات نظامی و راهبردی «کیان ایران» سال اول شماره 4 زمستان 1404
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.