|

3 اقدام اساسی برای اقتصاد ایران

بسیاری از کارشناسان داخلی و خارجی بر این نکته تأکید کرده‌اند که تحریم و جنگ نتوانسته است اقتصاد ایران را به زانو درآورد. به‌ عبارتی، اقتصاد ایران دچار فروپاشی نشده است.

حمزه نوذری جامعه‌شناس و استاد دانشگاه

بسیاری از کارشناسان داخلی و خارجی بر این نکته تأکید کرده‌اند که تحریم و جنگ نتوانسته است اقتصاد ایران را به زانو درآورد. به‌ عبارتی، اقتصاد ایران دچار فروپاشی نشده است. اخیرا فرید زکریا، کارشناس باسابقه آمریکایی، نوشته که تنوع اقتصاد ایران و تعدد مرزهای آبی و خاکی و همسایگی با کشورهای مختلف، باعث تاب‌آوری ایران در برابر تحریم‌های همه‌جانبه شده است. ایشان صنایع غذایی و دارویی را مثال زده‌اند. در تاریخ 17 اسفند 1404 یعنی یک هفته بعد از تهاجم به ایران، در سرمقاله روزنامه «شرق» از اهمیت پارادایم تأمین نیازهای اساسی و موفقیت دولت در این مورد نوشتم؛ اما پرسش اینجاست که چرا با وجود‌ اینکه ایران مزیت‌های گوناگونی دارد،‌ اقتصاد کشور دچار چالش‌های بسیاری است و چگونه می‌توان به توسعه اقتصادی رسید و اقدامات اساسی برای غلبه بر چالش‌ها کدام‌اند؟ در این یاد‌داشت‌ به چند اقدام کلی اشاره می‌کنم.

1. توقف ماشین چاپ پول؛ باید کاری کرد که دولت‌ها نتوانند پول چاپ کنند. باید تأمین مالی دولتی را که همیشه در حال بزرگ‌شدن است، توسط بانک مرکزی‌ ممنوع کرد. باید بپذیریم‌ هدف و وظیفه بانک مرکزی، تأمین مالی دولت و صنایع بزرگ نیست، بلکه حفظ ارزش پول ملی است. باید قانونی را تصویب کرد که عزل و نصب رئیس بانک مرکزی از اختیارات دولت نباشد. هر دولتی که نتواند بدون تأمین مالی از طرف بانک مرکزی و فقط با تکیه بر مالیات اموراتش را بگذراند، به‌صورت موقت‌ تعطیل شود. باید با قانون غیرقابل تغییر، فشارهای سیاسی را از بانک مرکزی برداشت؛ هرچند این سیاست ممکن است محبوبیت دولت‌ها را در کوتاه‌مدت کاهش دهد. دولت‌ها گرفتار چرخه باطلی شده‌اند؛ ابتدا با تأمین مالی از طرف بانک مرکزی و چاپ مکرر پول، معیشت مردم را دچار مخاطره می‌کنند و سپس با خلق پول و تورم بیشتر می‌خواهند آن‌ را حل کنند. این دور باطل باید متوقف شود.

2. دولت از این تفکر که بازار درون خود است و جزئی از خود، دست بردارد. مثلا برخی دولتمردان اشاره می‌کنند که دولت، بازار را بیرون از خود نمی‌داند. از طرفی سیاست‌گذاران و دولتمردان به این ایده که بازار مستقل از سیاست و جامعه و خودآیین و خودبنیاد است نیز توجه نمی‌کنند. نه تفکر درهم‌آمیختگی دولت و بازار مبتنی بر واقعیت است و نه ایده بازار خودبنیاد چاره کار است. بازار و دولت نه درهم‌تنیده و نه کاملا مستقل هستند، بلکه استقلال نسبی از همدیگر دارند؛ اما این استقلال نسبی به معنای جدایی کامل نیست. آنها در ارتباط با هم تعریف می‌شوند و تحولات در هر عرصه بر عرصه دیگر اثر می‌گذارد. مثلا قوانین دولتی بر بازار اثر می‌گذارد و نوآوری در اقتصاد و بازار، تغییر قوانین را ضروری می‌‌کند. دولت می‌تواند با قوانین کارآمد و اثربخش، فضا را برای فعالان بازار قابل محاسبه و شفاف کند، نه اینکه با دستورالعمل‌های متعدد و متناقض فضای بازار را مبهم و تیره کند. مسئله نه در قانون، بلکه در قانون نادرست است. بوروکراسی مسئله نیست، بلکه بوروکراسی غیرعقلانی تباه‌کننده اقتصاد است. مسئله دیگر این نیست که دولت در بازار مداخله کند یا نه، بلکه مسئله در نوع مداخله است. دولت در تاب‌آوری و تأمین نیازهای اساسی در شرایط بحرانی موفق بوده است. دولتی که می‌تواند خیلی سریع پل‌‌ها و ریل‌های خط راه‌آهن را که بر اثر جنگ تخریب شده است، بازسازی کند، چرا نمی‌تواند بر دو مسئله یادشده تمرکز کرده تا غول تورم و ایده نادرست بازار آزاد را حل کند؟ بخشی از سامان‌دهی اقتصاد ایران در شرایط عادی در گرو توجه به دو نکته بالا‌ست. اساسا توسعه یعنی ارتباط و تعامل مناسب بین دولت، بازار و جامعه مدنی.

3. در شرایط تحریم هرچند اقتصاد ایران فرو‌نپاشید و تاب‌ آورده است، ولی گرفتار تراست‌هایی شده ‌که مشخص نیست چگونه می‌توان از شر آنها نجات یافت. دولتمردان اعتراف می‌کنند که برای مبارزه با تحریم ناچار شده‌اند به تراست‌ها اعتماد کنند؛ اما آنها بر ضد جامعه عمل کرده‌اند. دولت برای مواجهه درست با تحریم، باید به مردم اعتماد کند نه تراست‌ها. پس سه اقدام اصلی پیش‌روی دولت برای سامان‌دهی اقتصاد عبارت‌اند از: توقف چاپ پول، مبارزه با تراست‌ها و در پیش گرفتن دیدگاه نظری مناسب برای مواجهه با بازار که به آن اشاره مختصری کردم و می‌توان به تفصیل به آن پرداخت.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.