مذاکره مطابق طرح ایران عملی است
گزارشهای خبری خارجی حاکی از ارائه طرح جدیدی از سوی ایران به آمریکا از طریق پاکستان است. آنطورکه از این گزارشها برمیآید، گویا قرار است این طرح جدید مبنایی برای مذاکرات بین ایران و آمریکا درباره طیف گسترده مسائل موجود باشد.
گزارشهای خبری خارجی حاکی از ارائه طرح جدیدی از سوی ایران به آمریکا از طریق پاکستان است. آنطورکه از این گزارشها برمیآید، گویا قرار است این طرح جدید مبنایی برای مذاکرات بین ایران و آمریکا درباره طیف گسترده مسائل موجود باشد. اگرچه مفاد این طرح رسما اعلام نشده، اما برخی رسانههای خارجی مدعی اطلاع از مفاد این طرح هستند و آنچه را که رئوس مطالب آن مینامند، منتشر کردهاند. متأسفانه اغلب اینگونه است که مردم در داخل برای کسب اطلاع از اوضاع باید چشمشان به رسانههای خارجی باشد. درک دلیل این رویه حداقل درباره چنین اموری دشوار است. روشن است که این قبیل طرحها به آمریکا داده میشود و آمریکا نیز بلافاصله اسرائیل را در جریان میگذارد و طبق یک رویه معمول بخشهای خاصی را مطابق برخی ملاحظات به رسانهها درز میدهند. خودیها در داخل نیز در جریان امور هستند، اما تقریبا هیچوقت مردم در داخل، گزارشی از مقامات خود دریافت نمیکنند.
آنطورکه از گزارش رسانههای خارجی برمیآید، ظاهرا طرح ارائهشده، حاوی دو مرحله است: پیشنهاد این است که دو طرف در مرحله اول درباره خواسته ایران در زمینه خاتمه کامل جنگ و تضمین آن صحبت کنند و این میتواند لاجرم شامل بازگشایی تنگه هرمز و لغو مسئله محاصره دریایی هم باشد. در مرحله دوم، گویا قرار است مذاکره درباره برنامه هستهای ایران باشد و این مهم است؛ چراکه برخی شایعات در چند هفته گذشته از آمادگینداشتن ایران برای مذاکره درباره غنیسازی حکایت میکرد. از آنجا که از نظر آمریکا خاتمه قطعی جنگ با مسئله غنیسازی در ایران مرتبط است، بعید است که ترامپ بدون رسیدن به راهحلی در زمینه غنیسازی و محموله اورانیوم 60درصدی، آماده ارائه تعهد و تضمینی برای پایان کامل جنگ باشد.
با این حال، همچنان امکان دستیابی به فرمولی برای انجام مذاکرات مطابق نظر ایران وجود خواهد داشت. طرفین میتوانند نخست درمورد شرایط خاتمه جنگ مذاکره کنند، مشروط بر اینکه «هیچ چیز نهایی نیست، مگر آنکه همه چیز نهایی شده باشد». مطابق این فرمول تقدم و تأخر زمانی موضوعات مورد مذاکره مهم نیست، چراکه هر توافقی در هر مرحلهای موقت و اولیه محسوب میشود و توافق نهایی موکول به توافق درمورد همه موارد دستور کار خواهد بود، بنابراین مطابق نظر ایران مذاکره درمورد خاتمه کامل جنگ میتواند مقدم بر مذاکره راجع به مسئله غنیسازی و محموله اورانیوم 460 کیلویی ۶۰درصدی باشد. در نتیجه، اگر ایران پذیرفته باشد که درباره غنیسازی و اورانیوم غنیسازیشده در مرحله دوم مذاکره کند، قاعدتا باید آمریکا نیز بپذیرد که این کار مطابق این رویه انجام شود.
صرفنظر از مسائل شکلی، به نظر میرسد که محتوای مذاکرات همچنان تحت تأثیر مواضع ترامپ درمورد غنیسازی در ایران و محموله اورانیوم 60درصدی است. تردیدی وجود ندارد که غنیسازی در ایران و محموله 460 کیلویی در مرکز توجه ترامپ قرار دارد. نشانهای که حاکی از قصد ترامپ برای اصرار بر برنامه موشکی و مسائل منطقهای باشد، در دست نیست. ترامپ از 2015 همواره بر مخالفت با برجام که از سوی اوباما نهایی شد، تأکید کرده و به نظر نمیرسد که بههیچروی حاضر به پذیرش توافقی شود که مخالفان او در داخل بتوانند آن را مشابه برجام تبلیغ کنند. میدانیم ویژگی برجام ادامه غنیسازی حداقلی در ایران به همراه رفع تحریمهای هستهای بود، بنابراین اگر غنیسازی حداقلی در ایران ادامه یابد، این شکستی قطعی برای ترامپ خواهد بود. چنانچه درمورد غنیسازی و محموله اورانیوم غنیشده گشایشی رخ دهد، امکان حرکت همزمان بهسوی لغو تحریمها نیز وجود خواهد داشت و دراینصورت، توافق میتواند نهایی شود. اما اگر غیر از این باشد، کار به جایی نخواهد رسید و محاصره دریایی احتمالا ادامه خواهد یافت و آرایش جنگی نیز حفظ خواهد شد. تا زمانی که احتمال مذاکره وجود دارد و تا زمانی که آمریکا هنوز درباره طرح ایران نظر قطعی خود را اعلام نکرده، بعید است احتمال حمله نظامی دیگری وجود داشته باشد. البته اگر مذاکره انجام نشود یا انجام شود و به نتیجه نرسد و مسئله اورانیوم حل نشود، احتمال ازسرگیری جنگ وجود خواهد داشت.
البته حتی در صورت رد طرح ایران یا شکست مذاکرات، باز هم محتمل است که ترامپ بهجای اقدام نظامی، همچنان اولویت را به ادامه محاصره دریایی و اعمال فشار اقتصادی برای فشار بر ایران بدهد. فاکتور اسرائیل نیز در شکلگیری یا شکلنگرفتن مذاکرات مؤثر است. اما باید توجه داشت در این مقطع زمانی، نتانیاهو از ضعیفترین موقعیت در آمریکا برخوردار است و اگر ترامپ تصمیم بگیرد با توجه به موضوع غنیسازی صفر و تعیینتکلیف محموله 460کیلویی به توافقی برسد و احیانا امتیازی مبادله شود، بعید است در نادیدهگرفتن اسرائیل تردید کند؛ ضمن اینکه اسرائیل نیز بدون داشتن مجوز صریح و روشن از آمریکا قادر به حمله به ایران نخواهد بود.