تحریم–محاصره-مصرف
از قدیم گفتهاند کوسه و ریش پهن با هم نمیشود؛ به عبارت فلسفی یعنی اینکه جمع اضداد ممکن نیست. ظاهرا ما میخواهیم این حکمت فلسفی را از صفحه روزگار بزداییم و ثابت کنیم که جمع اضداد ممکن است و تا به حال کوشش فراوانی به کار بستهایم تا این امر یعنی جمع بین کوسه و ریش پهن یا امکان جمع اضداد را ثابت کنیم و فلسفه را از نو بنویسیم.
از قدیم گفتهاند کوسه و ریش پهن با هم نمیشود؛ به عبارت فلسفی یعنی اینکه جمع اضداد ممکن نیست. ظاهرا ما میخواهیم این حکمت فلسفی را از صفحه روزگار بزداییم و ثابت کنیم که جمع اضداد ممکن است و تا به حال کوشش فراوانی به کار بستهایم تا این امر یعنی جمع بین کوسه و ریش پهن یا امکان جمع اضداد را ثابت کنیم و فلسفه را از نو بنویسیم.
دهها سال است تحت تحریمهای ظالمانه بینالمللی و آمریکا و نیز کشورهای تابع آمریکا قرار گرفتهایم. علیالقاعده باید به نوعی مقابلهبهمثل بپردازیم و با عکسالعمل خودمان، آنها را حداقل تحت سؤال قرار دهیم ولی برعکس کالاهای تولیدی آنها را به قیمت بیشتر از منابع دیگر میخریم. حال اگر کالاهای ذکرشده ضروری و حیاتی بود، امکان توجیهی برای آن بود، اما کالاهای غیرضروری مثل خودروهای لوکس را وارد میکنیم.
دهها سال است شعار هوای پاک میدهیم ولی در کنار آن مرتب به تولید خودروهای پرمصرف میپردازیم. کمبود ارز داریم ولی میلیونها لیتر بنزین برای مصرف اتومبیلهای آلودهکننده وارد میکنیم و در عین حال همین بنزین از مرزها به خارج قاچاق میشود، اما با آن مقابله نمیکنیم. دائما از طلابودن وقت صحبت میکنیم ولی اصلا توجه نمیکنیم که چه اندازه وقت در ترافیکهای کشنده از بین میرود و چقدر سلامتی سرنشینان خودروها به خطر میافتد.
از صیانت سرمایههای ملی صحبت میکنیم، اما با تزریق ارز به بازار، صدها میلیارد دلار سرمایه به خارج فرار میکند. از کنترل مرزها میگوییم که اگر پشه وارد شود آن را در هوا میزنیم، اما سیل کالاهای مختلف بدون هیچگونه ثبت و کنترلی به اسم کولهبری، تهلنجی و مناطق آزاد (بهخصوص مرزهای خشکی) وارد کشور میشود. اشعار خودکفایی کشاورزی میدهیم ولی با مصرف بیرویه آبهای زیرزمینی به انهدام کشاورزی کمک میکنیم. همه اینها و همه آنها که ذکر آن بیشتر ملال میآورد، همراه با تحریمهای ظالمانه علیه کشور انجام میشود و در کنار آن میگوییم محور مقاومت هستیم.
علیالقاعده کشوری که محور مقاومت منطقه است، باید به تجهیز عِده و عُده خود بپردازد و از اسراف و تبذیر و سیاستهای منهدمکننده منابع و سرمایههای ملی بپرهیزد و از جمیع جهات آماده مقابله باشد.
در کنار همه اینها، علاوه بر تحریمها، سیاستهای استکباری در منطقه خودمان را میبینیم و بعینه ملاحظه میکنیم که این سیاستها به تجاوز به کشورمان از سوی قدرتهای شیطانی انجامیده است. تجاوز 12روزه خردادماه 1404 و سپس تجاوز مجدد آمریکا و اسرائیل که منجر به شهادت رهبر شهیدمان همراه خانواده و بسیاری دیگر مسئولان کشور و مردم عادی شده است، فعلا به یک آتشبس نیمبند رسیده و در همین حال آمریکا اعلام محاصره دریایی کرده است.
البته علیالقاعده محاصره دریایی مرثیه نازلی از جنگ است. سؤال اینجاست که آیا محاصره دریایی به معنی صرفنظرکردن از جنگ است یا آنکه تضعیف اقتصاد و دوباره تجاوز مکرر؛ که البته آرایش نظامی آمریکا و اسرائیل بوی جنگ را بسیار شدید کرده است.
حال میخواهیم به این بپردازیم که در مقابل محاصره دریایی که شاید شدیدتر و طولانیتر بشود، چه تدبیری میاندیشیم؟ شکی نیست که شکستن محاصره دریایی از طرق مختلف ضروری است و باید با آن مقابله کرد. این مقابله میتواند به هر نوع ممکن باشد و البته پایداری و مقاومت و خستهکردن محاصرهکنندگان یکی از انواع آن است. ایران علاوه بر چند هزار کیلومتر مرز، هزاران کیلومتر مرز زمینی با کشورهای مختلف دارد و میتواند از طریق آنها مراودات اقتصادی مشخص کند. البته موضوع حملونقل زمینی و محدودیتهای آن امری نیست که بتوان از آن ساده گذشت، اما آیا کشوری با وسعت و امکانات ایران باید خود را صرفا در چنبره تجارت خارجی ببیند؟ واضح است که اصولا تجارت خارجی یعنی صادرات و واردات در شرایط عادی باید هرچه گستردهتر و پررونقتر باشد، اما آیا فراموشکردن سازوکارهای داخلی هم در شرایط جنگ و هم در شرایط عادی امری پسندیده است؟
متأسفانه در طول سالهای متمادی، علیرغم شعارهای کلامی، از سازوکارهای داخلی برای تصویب و ساماندهی اقتصاد کوتاهی کردهایم. امروز علاوه بر تدبیرهایی که لازم است در موضوع تجارت خارجی اندیشیده شود، ضروری است که به سازوکارهای اقتصادی داخلی همچون استفاده از ظرفیتها، ساماندهی کشاورزی براساس ضرورتها و تغییرات تولید برای رفع نیازها، ایجاد مکانیسمهایی برای صرفهجویی و عدم هدردادن منابع توجه کنند.
به چه دلیل کشاورزی باید به تولید محصولات فانتزی و نهچندان ضروری روی آورد؟ به چه دلیل مصرف بنزین بهطور لجامگسیخته در کشور باید انجام شود؟ به چه دلیل 30 درصد محصولات کشاورزی ضایعات میشود؟ به چه دلیل مصرف بیرویه روغن خوراکی تشویق میشود؛ مصرفی که به بیماری و اضافهوزن شهروندان منجر میشود؟ آیا در زمان جنگ همچنان مایل به واردات خودروهای لوکس که امروز در نمایشگاههای خودرو دیده میشوند، هستیم؟
و اصلا به چه دلیل فرهنگ مصرفی و الگوی زندگی آمریکایی را در کشور ادامه داده و حتی تشویق میکنیم؟ اگر در کنار تلاشهایی که برای دورزدن تحریم و شکستن محاصره دریایی انجام میدهیم، از ساماندهی داخلی چشمپوشی کنیم، یقینا موقعیت را در آغوش نخواهیم گرفت، بهعلاوه آیا مرزهای زمینی تحت نفوذ و قدرت آمریکا قرار نخواهد گرفت؟ حقیقت آن است که مرزهای زمینی یا مانند افغانستان چندان مهم نیست یا نفوذ آمریکا یا اسرائیل در آنها به حد کافی وجود دارد و نیز هستند همسایگانی که به آنها نمیتوان اعتماد کرد و ایران را وجهالمصالحه خود قرار میدهند، همچنان که در تاریخ مشاهده کردهایم.
درست است که جباران صهیونیستی و استکباری براساس «ز هر طرف که شود کشته» با تخریب کشورهای اسلامی از سوی یکدیگر قند در دلشان آب میشود، اما ممکن است تنها چاره ما در دفاع نظامی باشد. بااینحال، آیا نباید در کنار آن همه شگفتیآفرینی مدافعان نظامی، تدبیر شایسته غیرنظامی از سوی مسئولان در هر شرایطی به کار بسته شود. البته این ساماندهی نباید مختص زمان جنگ باشد، بلکه باید بهعنوان یک جریان دائمی برای همیشه در ایران عزیز به کار بسته شود؛ چراکه برای حفظ ایران، چارهای جز آن -در صلح و جنگ- نیست.