|

هراس مشترک

انسان‌ها از تنهایی می‌ترسند، از این‌رو است که جامعه سیاسی پدید می‌آید. اسپینوزا باور دارد «جامعه سیاسی» نه براساس عقل، بلکه بر پایه انفعالات ساخته شده است؛ انفعالاتی همانند «امید مشترک، هراس مشترک یا گرفتن تقاص خسرانی مشترک». اگر با این عقیده اسپینوزا هم‌داستان باشیم، این انفعالات یا به معنای دیگر این «حال‌مایه‌ها» هستند که بر شکل‌گیری جامعه سیاسی حکم می‌رانند، نه عقل.

احمد غلامی نویسنده و روزنامه‌نگار

انسان‌ها از تنهایی می‌ترسند، از این‌رو است که جامعه سیاسی پدید می‌آید. اسپینوزا باور دارد «جامعه سیاسی» نه براساس عقل، بلکه بر پایه انفعالات ساخته شده است؛ انفعالاتی همانند «امید مشترک، هراس مشترک یا گرفتن تقاص خسرانی مشترک». اگر با این عقیده اسپینوزا هم‌داستان باشیم، این انفعالات یا به معنای دیگر این «حال‌مایه‌ها» هستند که بر شکل‌گیری جامعه سیاسی حکم می‌رانند، نه عقل.

با پذیرش این نکته، با پرسشی اساسی‌تر روبه‌رو خواهیم شد؛ اینکه در وضعیت بحرانی کنونی که حال‌مایه‌ها همچون امواجی سهمگین، جامعه سیاسی را مانند کشتی بی‌لنگر بر امواج و صخره‌ها می‌کوبند، چه باید کرد؟ برخی را امیدی مشترک گرد‌هم آورده و بسیاری را تقاص خسرانی مشترک، و در نهایت هراسی مشترک. از میان این انفعالات هراس و امید از توان بیشتری برای شکل‌دادن به «انبوه خلق» برخوردارند. اگر بخواهیم بر‌اساس همین انفعالات پیش برویم باید اعتراف کنیم که امید در شرایط کنونی چندان نمی‌تواند به انسجام جامعه سیاسی بینجامد؛ پس باید برای شکل‌گیری این انسجام، توان انفعالات دیگر را سنجید. هراس مشترک یکی از قدرتمندترین حال‌مایه‌ها برای انسجام سیاسی است، اما ناگفته پیداست که از این توان در مقاطع مختلف برای اتحاد و انسجام‌بخشیدن به جامعه سیاسی چنان بی‌رویه بهره‌برداری کرده‌اند که کارایی خود را از دست داده است. این توان بیش از هر چیز در دوره‌های مختلف انتخابات به شیوه‌های متفاوت تحلیل یافته است. اغراق نیست اگر بگوییم اغلب دولت‌های ایران از حال‌مایه هراس بسیار سود برده‌اند، تا آنجا که امروزه به ندرت هراسی می‌تواند به انسجام جامعه سیاسی منجر شود. دست بر قضا در همین وضعیت است که درستی سخن اسپینوزا اثبات می‌شود: «از آنجا که انسان‌ها بیش از آنکه تحت هدایت عقل باشند تحت هدایت انفعالات‌اند، می‌توان نتیجه گرفت که اگر انبوه خلق طبیعتا هماهنگ شود و بپذیرد که یک ذهن واحد اداره‌اش کند، این رضایت و پذیرش نه تحت هدایت عقل، بلکه تحت تأثیر چند انفعال مشترک است». در وضعیت کنونی نیز هدایت عقل چندان جایگاهی ندارد و هر‌کسی بنا بر موقعیت و حال‌مایه‌هایی که تسخیرش کرده‌اند، موضع می‌گیرد. البته جمع کثیری به تسخیر یک حال‌مایه مشترک درنیامده‌اند، که اگر این‌گونه بود، دست‌کم در تسخیر یک انفعال حتی نادرست، جامعه انسجام خود را بازمی‌یافت. از همین‌رو است که در غیاب یک حال‌مایه مشترک، با جامعه‌ای متلاطم مواجه شده‌ایم. بی‌تردید هیچ دریایی همواره متلاطم و آشوبناک باقی نخواهد ماند و ناگزیر انفعالی بر انفعالات دیگر غلبه خواهد کرد. اسپینوزا باور دارد حیاتی‌ترین چیز صیانت از نفس (خود) است. آنچه عیان است جامعه سیاسی روز‌به‌روز به مرحله‌ای که باید از خود و بقایش صیانت کند، نزدیک و نزدیک‌تر می‌شود. سیاست بقا «ترس» را دوباره به میدان می‌آورد؛ ترس از چیزی یا کسی که بقایش را تهدید می‌کند. در این وضعیت است که ترس به «قهر» استحاله می‌یابد و قهر قدرت فزاینده‌ای به جامعه انسانی می‌دهد. تأکید بر «جامعه انسانی» از این‌رو است که در این وضعیت، انفعالات دیگر برای دفاع از بقا به تعلیق درمی‌آید. اسپینوزا معتقد است «قهر عبارت است از نفرتی که به کسی احساس می‌کنیم که موجودی همانند ما را آزار می‌دهد؛ و ما این نفرت را به سبب حال‌مایه‌های قربانی احساس می‌کنیم، با شدتی که هرچه قربانی بیشتر همانند ما باشد بیشتر است...». جامعه انسانی پایداری چندانی ندارد، از این‌رو با رفع خطر دوباره در تهاجم انفعالات قرار می‌گیرد. اما برای گذر از وضعیت آشوبناک انفعالات، «قهر» تنها ویژگی انسانی است که قادر است جامعه سیاسی را مجددا احیا کند. در اینجا نیز عقل نقشی جدی ندارد، اما این فرصت را فراهم می‌کند تا جامعه سیاسی دوباره به عقلانیت دست پیدا کند. البته تلقی اسپینوزا این نیست که از دل وضعیت قهرآمیز، جامعه سیاسی شکل می‌گیرد و تکوین می‌یابد، بلکه او جامعه سیاسی را هم ادامه انفعالات انسانی و دستخوش آن می‌داند: «انسان‌ها دستخوش انفعالاتشان هستند و جامعه سیاسی ضرورتا به دلیل همین انفعالات وجود دارد». اسپینوزا مخالف قراردادگرایی به شیوه روسو، لاک و هابز است. بدیع و شگفت‌انگیز بودن نظرات او نیز از همین مخالفت با قراردادگرایی خاصه به شیوه هابزی نشئت می‌گیرد که البته بحث  مفصلی است.

* برای نوشتن این یادداشت از کتاب «اسپینوزا، اخلاق، سیاست» نوشته الکساندر مترون، ترجمه عادل مشایخی، نشر چشمه استفاده شده است.

 

آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.