|

صداهایی از دور و نزدیک

شرق: «تا خون» رمانی است از سیدحسین طبسی که در نشر هیلا منتشر شده است؛ رمانی با شخصیت‌هایی که زندگی‌های‌شان به نحوی به هم ربط پیدا کرده است و هر بخش از رمان تکه‌ای از گذشته و اکنون‌شان را آشکار می‌کند و شخصیت‌ها را به خواننده می‌شناساند و قصه به این صورت در پاره‌هایی که چه بسا در نگاه اول مجزا به نظر برسند؛ اما دقیق‌تر که نگاه کنیم خط و ربط‌شان را به یکدیگر درمی‌یابیم، روایت می‌شود و پیش می‌رود و مثل پازل تکمیل می‌شود. در آغاز رمان، مردی به نام حمید از صداهایی می‌گوید که گویی از زیر سرامیک‌های خانه می‌شنود. در لابه‌لای روایت او داستان اویس بازگو می‌شود و کم‌کم درمی‌یابیم که حلقه‌هایی حمید و اویس را به نوعی به هم مربوط کرده‌اند. بخش دوم روایت پرستو، همسر حمید، است و در لابه‌لای این روایت درمی‌یابیم که چگونه با حمید آشنا شده است. «تا خون» از بیست‌ویک بخش تشکیل شده و بعضی بخش‌های آن بسیار کوتاه و در حد چند سطر هستند. عنوان‌های هریک از این بخش‌ها به ‌ترتیب عبارت‌اند از: شروع حکایت حمید و اویس، پرستو: روزشمارِ یک کابوس، حاج نجف: زندگی در حیاط‌های خانه پامنار، پرستو: از پرستو برای پرستو، یادگار جهان‌تاب: ظهور و سقوط مأمور کاشفی، اویس: فرایند بازگشت‌پذیرِ اتفاقات، ادریس به روایتی، حمید: ادامه صداها، نوغابی کله‌پز: اصل عدم قطعیت و بقیه ماجرا، پرستو: نظام فئودالی خانواده فرشچی، حاج نجف: انتقال اجدادی رخدادها، رضا احمدی: سکوت ادامه‌دارِ یک مرد، نوغابی کله‌پز: گربه شرودینگر، پرستو: در بهمن‌ماه معمولا برف می‌بارد، حاج نجف: آسفالت روی خون تازه، پرستو: اهمیتِ نبودن، حمید: مسئولیتی سنگین برای یک نجات‌یافته، ادامه روایت ادریس، اویس: شعله کوچک زردرنگ، حاج نجف: دریچه‌ای به جهان‌های دیگر، حمید: آن سال سرما که بازار سوخت. آنچه می‌خوانید سطرهایی است از بخشِ پنجم این رمان با عنوان یادگار جهان‌تاب: ظهور و سقوط مأمور کاشفی: «فرزند سوم از یک خانواده متوسط‌بودن آن هم در تهرانِ آن سال‌ها هیچ ویژگی خاصی به زندگی آدم نمی‌دهد. یادگار جهان‌تاب سال‌ها بعد فهمید تمام چیزی که می‌توانست به آن افتخار کند، این بود که در همان سالی به دنیا آمده بود که هدایت هم به دنیا آمده بود، در واقع او بین تولد خودش با شروع عصر مدرن داستان‌نویسی در ایران رابطه معنی‌داری پیدا کرده بود و این کشف بزرگ هر آدم معمولی‌ای را به وجد می‌آورد، چه برسد به جهان‌تابِ نوجوان که علاقه زیادی هم به ادبیات داشت. به‌همین‌دلیل و شاید هم به دلایل دیگری، که احتمالا مثل هر احتمالی ممکن بود وجود داشته باشد، سالِ تولد یادگار جهان‌تاب برای خودش تبدیل شده بود به مبدأ تاریخ. علاقه به ادبیات چیزی نیست که بشود به دستش آورد، بعضی‌ها با خودشان دارند. در خمیره و سرشت آنهاست، چیزی مثل لک و پیس مثلا. شاید همین علاقه بود که باعث شد یادگار اولین شعرش را وقتی هشت نه سال بیشتر نداشت بسراید. یک دوبیتی، آن هم با مضمونی عاشقانه...».
از تازه‌های داستان ایرانی یکی هم مجموعه داستانی است با عنوان «واحد 106» نوشته امین موسی‌وند که در نشر داستان منتشر شده است. «واحد 106» مجموعه‌ای است شامل نُه داستان به نام‌های: فرار انسان، کریم لوطی، آقای ر، از بودن در اینجا خسته شدم، بن‌بست، محکوم، واحد 106، من و مورچه‌ کله‌گنده و به خاطر یک مشت پول. داستان‌های این مجموعه اغلب برش‌هایی از زندگی شهری و روابط و موقعیت آدم‌ها در متن این زندگی است با گوشه چشمی به مسائل اجتماعی و رگه‌هایی از طنز و گاه ارجاعاتی به ادبیات مثل این سطرها از داستان «فرار انسان» از این مجموعه که در پشت جلد کتاب نیز آمده‌اند: «هرکدام از صداها به سمتی می‌روند. من نیز فرصت را از دست نمی‌دهم و وسایلم را خوب می‌گردم. آهان! دستگاه ضبط صوت همین جا است، از مد افتاده و قدیمی شده ولی کارم را راه می‌اندازد. اگر بدانید که این ضبط صوت از آنِ چه کسی بوده شوکه می‌شوید. از آپارتمان صادق هدایت در خیابان شامپیونی برش داشتم. آن روز و آن ساعت که روی شمدی دراز کشید و شیر گاز را باز کرد تا خودکشی کند. درست پیش پای آن آقا و خانم ارمنی بود که به طرز ماهرانه‌ای وارد داستان شدم، کم مانده بود جانم را از دست بدهم ولی می‌بینید که حالا زنده‌ام، تازه یک روز از سر بیکاری چمباتمه زدم و حسرت خوردم که چرا دو لول همینگوی را برنداشتم، شاید این‌طوری به همه شما ثابت می‌شد که دانای کل قدرت انجام هر کاری را دارد، مثلا همین حالا شما می‌توانید همراه با روایت این مأموریت عجیب، آنچه را از صداها ضبط کرده‌ام بشنوید و از آن لذت ببرید».

شرق: «تا خون» رمانی است از سیدحسین طبسی که در نشر هیلا منتشر شده است؛ رمانی با شخصیت‌هایی که زندگی‌های‌شان به نحوی به هم ربط پیدا کرده است و هر بخش از رمان تکه‌ای از گذشته و اکنون‌شان را آشکار می‌کند و شخصیت‌ها را به خواننده می‌شناساند و قصه به این صورت در پاره‌هایی که چه بسا در نگاه اول مجزا به نظر برسند؛ اما دقیق‌تر که نگاه کنیم خط و ربط‌شان را به یکدیگر درمی‌یابیم، روایت می‌شود و پیش می‌رود و مثل پازل تکمیل می‌شود. در آغاز رمان، مردی به نام حمید از صداهایی می‌گوید که گویی از زیر سرامیک‌های خانه می‌شنود. در لابه‌لای روایت او داستان اویس بازگو می‌شود و کم‌کم درمی‌یابیم که حلقه‌هایی حمید و اویس را به نوعی به هم مربوط کرده‌اند. بخش دوم روایت پرستو، همسر حمید، است و در لابه‌لای این روایت درمی‌یابیم که چگونه با حمید آشنا شده است. «تا خون» از بیست‌ویک بخش تشکیل شده و بعضی بخش‌های آن بسیار کوتاه و در حد چند سطر هستند. عنوان‌های هریک از این بخش‌ها به ‌ترتیب عبارت‌اند از: شروع حکایت حمید و اویس، پرستو: روزشمارِ یک کابوس، حاج نجف: زندگی در حیاط‌های خانه پامنار، پرستو: از پرستو برای پرستو، یادگار جهان‌تاب: ظهور و سقوط مأمور کاشفی، اویس: فرایند بازگشت‌پذیرِ اتفاقات، ادریس به روایتی، حمید: ادامه صداها، نوغابی کله‌پز: اصل عدم قطعیت و بقیه ماجرا، پرستو: نظام فئودالی خانواده فرشچی، حاج نجف: انتقال اجدادی رخدادها، رضا احمدی: سکوت ادامه‌دارِ یک مرد، نوغابی کله‌پز: گربه شرودینگر، پرستو: در بهمن‌ماه معمولا برف می‌بارد، حاج نجف: آسفالت روی خون تازه، پرستو: اهمیتِ نبودن، حمید: مسئولیتی سنگین برای یک نجات‌یافته، ادامه روایت ادریس، اویس: شعله کوچک زردرنگ، حاج نجف: دریچه‌ای به جهان‌های دیگر، حمید: آن سال سرما که بازار سوخت. آنچه می‌خوانید سطرهایی است از بخشِ پنجم این رمان با عنوان یادگار جهان‌تاب: ظهور و سقوط مأمور کاشفی: «فرزند سوم از یک خانواده متوسط‌بودن آن هم در تهرانِ آن سال‌ها هیچ ویژگی خاصی به زندگی آدم نمی‌دهد. یادگار جهان‌تاب سال‌ها بعد فهمید تمام چیزی که می‌توانست به آن افتخار کند، این بود که در همان سالی به دنیا آمده بود که هدایت هم به دنیا آمده بود، در واقع او بین تولد خودش با شروع عصر مدرن داستان‌نویسی در ایران رابطه معنی‌داری پیدا کرده بود و این کشف بزرگ هر آدم معمولی‌ای را به وجد می‌آورد، چه برسد به جهان‌تابِ نوجوان که علاقه زیادی هم به ادبیات داشت. به‌همین‌دلیل و شاید هم به دلایل دیگری، که احتمالا مثل هر احتمالی ممکن بود وجود داشته باشد، سالِ تولد یادگار جهان‌تاب برای خودش تبدیل شده بود به مبدأ تاریخ. علاقه به ادبیات چیزی نیست که بشود به دستش آورد، بعضی‌ها با خودشان دارند. در خمیره و سرشت آنهاست، چیزی مثل لک و پیس مثلا. شاید همین علاقه بود که باعث شد یادگار اولین شعرش را وقتی هشت نه سال بیشتر نداشت بسراید. یک دوبیتی، آن هم با مضمونی عاشقانه...».
از تازه‌های داستان ایرانی یکی هم مجموعه داستانی است با عنوان «واحد 106» نوشته امین موسی‌وند که در نشر داستان منتشر شده است. «واحد 106» مجموعه‌ای است شامل نُه داستان به نام‌های: فرار انسان، کریم لوطی، آقای ر، از بودن در اینجا خسته شدم، بن‌بست، محکوم، واحد 106، من و مورچه‌ کله‌گنده و به خاطر یک مشت پول. داستان‌های این مجموعه اغلب برش‌هایی از زندگی شهری و روابط و موقعیت آدم‌ها در متن این زندگی است با گوشه چشمی به مسائل اجتماعی و رگه‌هایی از طنز و گاه ارجاعاتی به ادبیات مثل این سطرها از داستان «فرار انسان» از این مجموعه که در پشت جلد کتاب نیز آمده‌اند: «هرکدام از صداها به سمتی می‌روند. من نیز فرصت را از دست نمی‌دهم و وسایلم را خوب می‌گردم. آهان! دستگاه ضبط صوت همین جا است، از مد افتاده و قدیمی شده ولی کارم را راه می‌اندازد. اگر بدانید که این ضبط صوت از آنِ چه کسی بوده شوکه می‌شوید. از آپارتمان صادق هدایت در خیابان شامپیونی برش داشتم. آن روز و آن ساعت که روی شمدی دراز کشید و شیر گاز را باز کرد تا خودکشی کند. درست پیش پای آن آقا و خانم ارمنی بود که به طرز ماهرانه‌ای وارد داستان شدم، کم مانده بود جانم را از دست بدهم ولی می‌بینید که حالا زنده‌ام، تازه یک روز از سر بیکاری چمباتمه زدم و حسرت خوردم که چرا دو لول همینگوی را برنداشتم، شاید این‌طوری به همه شما ثابت می‌شد که دانای کل قدرت انجام هر کاری را دارد، مثلا همین حالا شما می‌توانید همراه با روایت این مأموریت عجیب، آنچه را از صداها ضبط کرده‌ام بشنوید و از آن لذت ببرید».

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.