کنار همدیگرند این نامآوران متفاوت- 2
محمودرضا رحیمی
رضا آشفته: محمودرضا رحیمی شاگرد و دستیار حمید سمندریان است که از دهه 70 کار خود را آغاز کرده. او رهرو اصولی شیوه تئاتر دانشگاهی است؛ اما «دایره گچی قفقازی» را متفاوت با نگاه سمندریان و در آکادمی سمندریان، با هنرجویانش و به شیوه موزیکال کار کرده است. رحیمی نگاهی متنوع داشته و بر همین اساس، مسیر پرخطر و پرفرازونشیبی را طی کرده است. در واقع این آثار میتواند آغاز دوبارهای برای او در فضای تئاتر باشد.
وحید رهبانی: وحید رهبانی هم از آکادمی حمید سمندریان و از اواخر دهه 70 کارش را آغاز کرده است. به همین دلیل دو روی تفکر و فرم را مانند استادش در ساختوساز اجراهایش هدف قرار میدهد و ضمن مطرحبودن، گاهی نیز جنجالی میشود؛ اما خودش اهل تئاتر است و میلی به جنجال ندارد. «هنر» از متون عالی قرن بیستم است که یاسمینا رضای فرانسوی آن را نوشته و در ایران نیز بارها ترجمه و کار شده است. نگاه رهبانی به این اثر حتما آن را دیدنی کرده است.
حسین کیانی: حسین کیانی از نیمه دوم دهه 70 همواره در دو زمینه تئاتر اجتماعی و تئاتر ملی به شکل منسجم و خلاقهای فعالیت کرده است. «روز عقیم» نیز زمینههای اجتماعی و تاریخی دارد و این دلیل درستی است که حضور این کار را در جشنواره مهم کشورمان الزامی میکند. درعینحال، کیانی پیشینه درخور تأمل و پذیرفتهشدهای دارد و همچنان در زمینه تئاتر با انرژی، تفکر و خلاق عمل میکند.
آرش دادگر: آرش دادگر از دهه 70 تئاتر کار میکند و تئاترهایی مثل شاهلیر، هملت و اودیسه، او را بهعنوان کارگردانی با وسعت دید بالا معرفی کردند. دادگر با نمایش هملت اثبات کرد در تئاتر میتواند بیانگر نوآوریهای درخور تأملی باشد؛ اما اودیسه نتوانست همان بضاعت را تکرار کند و برای همین او دوباره هملت را اجرا کرد و حال میخواهد با «اسب» باعث شگفتی دوباره شود.
محسن حسینی: محسن حسینی از دهه 80 پس از سالها از آلمان به تهران آمده است و همواره بر پایه توجه به کرئوگرافی و شیوه فوقمدرن در صحنه حضور داشته است. کارهای او متأسفانه گاهی کممخاطب میشود؛ اما نگاهش در توجه به نظریه هنرمندانی مانند آنتونن آرتو و تئاتر شقاوت، ما را متوجه وجوه دیگری از تئاتر میکند که در آن ارجاع به اصالتها که میتوانند آیین و اسطوره باشند، بسیار دیدنی است.
محمدحسن معجونی: محمدحسن معجونی هنرمندی برآمده از گروه علی رفیعی در دهه 70 است که نگاهی متنوع و متفکر با اتکا به فرمهای بدیع دارد و از این منظر، کارهایش هم دیدنی است و هم جاذبههای اندیشهای دارد. ماجرای متران پاز، خرس و خواستگاری سه کمدیای است که در تهران و رشت کار شدهاند. حضور و موفقیت او در ژانر کمدی را میتوان به فال نیک گرفت؛ چون کمتر کسی بهراحتی میتواند وضعیت کمدی به قلم روسها را در ایران به نمایش درآورد.
محمد رضاییراد: محمد رضاییراد کار خود را از سالهای ابتدایی 80 آغاز کرده است. هرچند او بسیار کمکار است؛ اما همواره کارهایش در میدان دید منتقدان و مخاطبان با نقد و بررسی مواجه میشود که این خود دلالت بر دغدغهمندیهایش دارد. او همواره در صحنه متفکر بوده و همین امر شاید دلیل عمدهای برای قابل بحثبودنش باشد. «فعل» یک نمایش متفاوت از اوست که شاید بتوان گفت با تکیه بر تئاتر جدید ژاپنی و بیومکانیک میرهولد که از همان تئاترهای شرقی ریشه گرفته است، شکل گرفته است.
مسعود دلخواه: مسعود دلخواه با «مفیستو» در زمینه جنگ و فاشیسم اثری بسیار تأویلگرایانه را به صحنه آورده است. این اثر اقتباسی از رمان کلاوس مان آلمانی به قلم آرین منوشکین فرانسوی است و جنگ جهانی دوم را هدف قرار میدهد. او استاد دانشگاه است و از دهه 80 در تئاتر ایران در مقام بازیگر و کارگردان فعالیت خود را آغاز کرده است. «مفیستو» را میتوان بهترین کار دلخواه دانست.
محمودرضا رحیمی
رضا آشفته: محمودرضا رحیمی شاگرد و دستیار حمید سمندریان است که از دهه 70 کار خود را آغاز کرده. او رهرو اصولی شیوه تئاتر دانشگاهی است؛ اما «دایره گچی قفقازی» را متفاوت با نگاه سمندریان و در آکادمی سمندریان، با هنرجویانش و به شیوه موزیکال کار کرده است. رحیمی نگاهی متنوع داشته و بر همین اساس، مسیر پرخطر و پرفرازونشیبی را طی کرده است. در واقع این آثار میتواند آغاز دوبارهای برای او در فضای تئاتر باشد.
وحید رهبانی: وحید رهبانی هم از آکادمی حمید سمندریان و از اواخر دهه 70 کارش را آغاز کرده است. به همین دلیل دو روی تفکر و فرم را مانند استادش در ساختوساز اجراهایش هدف قرار میدهد و ضمن مطرحبودن، گاهی نیز جنجالی میشود؛ اما خودش اهل تئاتر است و میلی به جنجال ندارد. «هنر» از متون عالی قرن بیستم است که یاسمینا رضای فرانسوی آن را نوشته و در ایران نیز بارها ترجمه و کار شده است. نگاه رهبانی به این اثر حتما آن را دیدنی کرده است.
حسین کیانی: حسین کیانی از نیمه دوم دهه 70 همواره در دو زمینه تئاتر اجتماعی و تئاتر ملی به شکل منسجم و خلاقهای فعالیت کرده است. «روز عقیم» نیز زمینههای اجتماعی و تاریخی دارد و این دلیل درستی است که حضور این کار را در جشنواره مهم کشورمان الزامی میکند. درعینحال، کیانی پیشینه درخور تأمل و پذیرفتهشدهای دارد و همچنان در زمینه تئاتر با انرژی، تفکر و خلاق عمل میکند.
آرش دادگر: آرش دادگر از دهه 70 تئاتر کار میکند و تئاترهایی مثل شاهلیر، هملت و اودیسه، او را بهعنوان کارگردانی با وسعت دید بالا معرفی کردند. دادگر با نمایش هملت اثبات کرد در تئاتر میتواند بیانگر نوآوریهای درخور تأملی باشد؛ اما اودیسه نتوانست همان بضاعت را تکرار کند و برای همین او دوباره هملت را اجرا کرد و حال میخواهد با «اسب» باعث شگفتی دوباره شود.
محسن حسینی: محسن حسینی از دهه 80 پس از سالها از آلمان به تهران آمده است و همواره بر پایه توجه به کرئوگرافی و شیوه فوقمدرن در صحنه حضور داشته است. کارهای او متأسفانه گاهی کممخاطب میشود؛ اما نگاهش در توجه به نظریه هنرمندانی مانند آنتونن آرتو و تئاتر شقاوت، ما را متوجه وجوه دیگری از تئاتر میکند که در آن ارجاع به اصالتها که میتوانند آیین و اسطوره باشند، بسیار دیدنی است.
محمدحسن معجونی: محمدحسن معجونی هنرمندی برآمده از گروه علی رفیعی در دهه 70 است که نگاهی متنوع و متفکر با اتکا به فرمهای بدیع دارد و از این منظر، کارهایش هم دیدنی است و هم جاذبههای اندیشهای دارد. ماجرای متران پاز، خرس و خواستگاری سه کمدیای است که در تهران و رشت کار شدهاند. حضور و موفقیت او در ژانر کمدی را میتوان به فال نیک گرفت؛ چون کمتر کسی بهراحتی میتواند وضعیت کمدی به قلم روسها را در ایران به نمایش درآورد.
محمد رضاییراد: محمد رضاییراد کار خود را از سالهای ابتدایی 80 آغاز کرده است. هرچند او بسیار کمکار است؛ اما همواره کارهایش در میدان دید منتقدان و مخاطبان با نقد و بررسی مواجه میشود که این خود دلالت بر دغدغهمندیهایش دارد. او همواره در صحنه متفکر بوده و همین امر شاید دلیل عمدهای برای قابل بحثبودنش باشد. «فعل» یک نمایش متفاوت از اوست که شاید بتوان گفت با تکیه بر تئاتر جدید ژاپنی و بیومکانیک میرهولد که از همان تئاترهای شرقی ریشه گرفته است، شکل گرفته است.
مسعود دلخواه: مسعود دلخواه با «مفیستو» در زمینه جنگ و فاشیسم اثری بسیار تأویلگرایانه را به صحنه آورده است. این اثر اقتباسی از رمان کلاوس مان آلمانی به قلم آرین منوشکین فرانسوی است و جنگ جهانی دوم را هدف قرار میدهد. او استاد دانشگاه است و از دهه 80 در تئاتر ایران در مقام بازیگر و کارگردان فعالیت خود را آغاز کرده است. «مفیستو» را میتوان بهترین کار دلخواه دانست.