خوانده شد؛ اضطراب بیپاسخی!
ریموند ردینگتون، قهرمان سریال بلکلیست، بارها اینگونه تصویر شد که قدرت فقط در دانستن نیست. برخلاف باور عمومی، قدرت از نگاه او در کنترل زمان دانستن است. او اطلاعات را همانند یک اسلحه راهبردی نگه میدارد. گاهی پاسخ معمایی را که طرح کرده میداند، اما روشنشدن آن را به تأخیر میاندازد. گاهی سکوت میکند تا دیگری را به تعلیق وادارد. سکوت در جهان او، نبود ارتباط نیست! بلکه خود ارتباط است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
محمد آقاسی-جامعهشناس و پژوهشگر افکارعمومی: ریموند ردینگتون، قهرمان سریال بلکلیست، بارها اینگونه تصویر شد که قدرت فقط در دانستن نیست. برخلاف باور عمومی، قدرت از نگاه او در کنترل زمان دانستن است. او اطلاعات را همانند یک اسلحه راهبردی نگه میدارد. گاهی پاسخ معمایی را که طرح کرده میداند، اما روشنشدن آن را به تأخیر میاندازد. گاهی سکوت میکند تا دیگری را به تعلیق وادارد. سکوت در جهان او، نبود ارتباط نیست! بلکه خود ارتباط است.
زندگی دیجیتالی امروز، فاصله زیادی با جهان جنایتکارانه ردینگتون دارد، اما در نقطه مدیریت انتظار، با او به اشتراک میرسد. بارها و بارها دیدهایم و شاید خودمان اینگونه بودهایم که منتظر پاسخ برای پیام دیدهشدهمان هستیم. این فرایند دیگر انتظار یا تعلیق در شنیدن پاسخ نیست، بلکه همزمان به تفسیر سکوت و حدسزدن دلایل درباره ذهن دیگری رو میآوریم. شاید در یک دهه قبل، بیشتر از دیده میترسیدیم و اینکه پیام بدهیم یا ندهیم. اما امروز، از دیدهشدن بدون پاسخ میترسیم. پیگیری برای دیدن پیام، با ارسال پیامک یا حتی تلفنزدن، یکی از نشانههایی است که در زندگی روزمره شاهد هستیم.
کوتاهترین گزاره که بتواند وضعیت عاطفی انسان معاصر را به صورت فشرده نمایش دهد، «خوانده شد» است. پیامی که به مقصد رسیده، اما آنچه باقی مانده، ارتباط نیست بلکه انتظار است. پلتفرمها ابهام سکوت تاریخی را برای ما برداشتهاند. در گذشته برای فرستنده پیام، دریافت آن مشخص نبود، اما امروز و با مشخصشدن، نوعی اضطراب دانستن به وضعیت اجتماعی اضافه شده است. گیرنده پیام را دیده و ما میدانیم، اما همین دانستن، بار عاطفی سکوت او را سنگینتر میکند.
خواندهشده، فقط یک امکان فنی نیست بلکه یک تجربه اجتماعی است. رابطه میان حضور و غیاب، با حضور تیک خواندهشده تغییر کرده است. بارها شده انسان امروزی به صفحه آن که را از دست داده رفته، تیک خواندهشده را دیده، اما حقیقت آن است که پیامگیرنده حتی دیگر در دنیا وجود ندارد. در غیر این مورد، پیامدهنده در وضعیت میان فقدان کامل و حضور کامل، معلق میماند. تعلیق عاطفی تجربهشده که انسان را میان حس امید و حس طرد نگه میدارد.
در جهان پیشاپلتفرمی، پاسخندادن یک انتخاب بود که گاهی با فاصله، مشغله یا فراموشی توضیح داده میشد. در این دوره، پاسخندادن به کنشی معنادار تبدیل شده و سکوت دیگر فقط نبودن صدا نیست. اینها سؤالاتی است که معمولا به ذهن میآید: آیا بیاهمیت شدهایم؟ آیا دیگری ناراحت است؟ آیا باید دوباره پیام بدهیم؟ یا همین سکوت، خود یک پاسخ است؟ نکته مهمی که باید به آن توجه کرد، این است که فناوری همزمان با امکان ارتباط، امکان اندازهگیری آن را هم فراهم کرده است. آخرین بازدید، وضعیت آنلاین، تیک خواندهشده، سهنقطه تایپکردن، همه نشانههایی هستند که ما تلاش کنیم فهم جایگاه خود را در ذهن گیرنده تفسیر کنیم. جهان اجتماعی همیشه متصل، الزاما جامعه آرامتری نیست. شاید تراژدی خُرد دوره پلتفرمیشدن همین باشد که هیچگاه تا این اندازه دیده نشده بودیم و هیچگاه تا این اندازه در انتظار دیدهشدنِ واقعی نمانده بودیم.
مسئله فقط اضطراب یک فرد در انتظار پاسخ نیست. «خوانده شد» به تدریج به تجربهای جمعی در جامعه پلتفرمی تبدیل شده است. میلیونها نفر هر روز نهفقط پیام، بلکه انتظار پاسخ را نیز مبادله میکنند. ما در جهانی زندگی میکنیم که در آن سکوت دیگر تجربهای شخصی نیست. سکوتهای کوچک دیجیتال، مجموعهای از احساسات مشترک اضطراب، ناامنی، تردید و گاه احساس طردشدگی را به صورت مستمر تولید میکنند.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.